۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۰
کد مطلب: ۲۲٬۷۷۲

آگاه: معصومه جمشیدی، آگاه مسائل فرهنگی: گاهی که به دنیای پرهیاهو و پر از اضطراب امروز نگاه می‌کنم، دلم برای نسل جوانی که در میان این ‌همه دغدغه به دنبال یک پناهگاه می‌گردد، می‌تپد. دنیای مدرن با تمام زرق‌وبرق‌هایش، گاهی به شدت سرد و تنهاست. در چنین زمانه‌ای، وقتی به تقویم نگاه می‌کنم و به روز «غدیر» می‌رسم، احساس می‌کنم خورشیدی از پس ابرها بیرون آمده تا دست روی شانه‌های خسته‌مان بگذارد و بگوید: «شما رها نشده‌اید؛ شما یک پناهگاه امن دارید.»
کلمه «ولایت» که در روز غدیر با ندای پیامبر مهربانی‌ها (ص) در تاریخ طنین‌انداز شد، پیش و بیش از آنکه یک واژه سیاسی باشد، یک مفهوم عمیقا عاطفی است. «ولی» یعنی سرپرست مهربان، یعنی دوست، یعنی همان آغوش امنی که در برابر طوفان‌های زندگی می‌توان به آن پناه برد. پیامبر اکرم (ص) وقتی دست علی (ع) را بالا بردند و فرمودند: «مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِی مَوْلاهُ»، در واقع داشتند یک رشته محکم محبت و سرپرستی را بین آسمان و زمین گره می‌زدند تا قلب‌های ما هرگز احساس یتیمی نکند.
اما این آغوش امن، تنها برای تسکین دردهای فردی نیست؛ بلکه یک نقشه راه بزرگ برای ساختن دنیای فرداست. رهبر شهید انقلاب در نگاهی عمیق و تمدنی به این واقعه، همواره تاکید می‌کنند که غدیر صرفا یک واقعه تاریخی برای «نصب جانشین» نبود؛ بلکه «تعیین قاعده و شاخص‌های حکمرانی» برای تمام دوران‌ها بود. این یعنی چه؟ یعنی غدیر به ما و به ویژه به جوانان ما می‌گوید که اگر می‌خواهید جامعه‌ای بسازید، اگر می‌خواهید تیمی را مدیریت کنید یا حتی خانواده‌ای تشکیل دهید، شاخص و تراز شما باید «علی (ع)» باشد. قاعده این جامعه، عدالت، رسیدگی به محرومان، شجاعت در برابر ظلم و مهم‌تر از همه، «همدلی و برادری» است.
وقتی امروز جوانان ما در جشن‌های کیلومتری غدیر و موکب‌های شادی کنار هم قرار می‌گیرند، در واقع دارند این «قرارداد اجتماعی بزرگ» را تمرین می‌کنند. آنها یاد می‌گیرند که در مکتب غدیر، آدم‌ها به هم بی‌تفاوت نیستند. لبخند یک کودک کار، ازدواج یک جوان و آرامش یک همسایه، دغدغه همه است؛ چرا که همه در شبکه به هم پیوسته «ولایت» قرار دارند. غدیر، دعوت‌نامه‌ای است برای تک‌تک ما تا در درون خودمان یک «رهبر علوی» بسازیم؛ رهبری که هم قلبش برای دیگران می‌تپد و هم در مسیر حق، استوار قدم برمی‌دارد. این مسیر، همان صراط مستقیمی است که امید و نشاط را به رگ‌های جامعه تزریق می‌کند. در پایان، چه زیباست که این پیوند قلبی و این عشق تمدن‌ساز را با این شاه‌بیت از استاد شهریار در جان مان زمزمه کنیم؛ بیتی که خلاصه تمام حرف‌های ناگفته ماست: دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین/ به علی شناختم من به خدا قسم خدا را...

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.