۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۱
کد مطلب: ۲۲٬۸۳۱

رژیم متوحش صهیونیستی در تدارک حمله گسترده به بیروت با هدف نسل‌کشی شیعیان لبنان و تغییر بافت جمعیتی این کشور است. یکی از مفاد آتش‌بس منعقدشده میان ایران و آمریکا در ۱۹ فروردین، توسعه دامنه آتش‌بس به کل لبنان بوده است؛ اما رژیم صهیونیستی به‌عنوان سگ قلاده بسته آمریکا از همان روز انعقاد، این شرط را زیر پا گذاشت و جنوب لبنان را آماج شرارت و حملات سبوعانه خود قرار داد.

پاسخ حمله به بیروت را بدهید

آگاه: حالا ماشین جنگی رژیم صهیونیستی عزم بیروت را کرده است و می‌خواهد پایتخت لبنان که عروس غرب آسیاست را مورد تعدی و تجاوز قرار دهد؛ بهانه صهیونیست‌ها در این تعدی‌گری، حذف و هدم حزب‌الله است؛ حزب‌اللهی که بیش از چهار دهه است پنجه در پنجه اشرار اشغالگر صهیونیستی انداخته است و با جهاد مسلحانه‌اش برای لبنانی‌ها عزت و شرف و استقلال به ارمغان آورده است!
در این میان، وظیفه و مسئولیت ایران اسلامی به عنوان ام‌القرای جهان و جغرافیای مقاومت، بسیار خطیر و حساس است؛ رژیم درنده صهیونیستی می‌خواهد یکی از اضلاع مهم محور مقاومت یعنی حزب‌الله لبنان را مضمحل کند و برای این منظور، قصد جان بیروت و مردمش را کرده است؛ معادله کاملا روشن است؛ بیروت همان تهران است؛ دشمن اگر بیروت را به سقوط بکشاند، فردا عزم تهران می‌کند؛ باید با پایمردی و ثبات قدم، به برادران مجاهد خود در حزب‌الله که جان و انفس ما هستند، یاری رسانیم. در این مسیر چنانچه سستی کنیم، دشمن طمع تهران را می‌کند.
اکنون با تجاوزگری صهیونیست‌ها غباری از غم بر چهره بیروت نشسته است. با این غبار غم، در تهران دل‌ها به لرزه درآمده است. میان تهران و بیروت، مواضع و منافع مشترکی برقرار است؛ ایضا دشمن مشترکی نیز به نام رژیم اسرائیل داریم. رژیمی که می‌خواهد کل منطقه را ببلعد تا شعار مجعول نیل تا فرات را محقق کند. ما باید در کنار مردم و مقاومت لبنان بایستیم و بیروت را دژ و قلعه‌ای بدانیم که سقوطش، پیش‌درآمد تعدی به تهران خواهد بود.
از منظر واقع‌گرایی و عملگرایی در ساحت سیاست، باید بیروت را تهران بدانیم و زخم زدن بر تن آن را، مجروح شدن تهران بینگاریم. رنج بیروت، بغضی در گلوی ماست؛ اما این بغض کافی نیست؛ باید بغض را به خشم تبدیل کنیم و با خشم و غضب، ضرباتی کاری بر پیکره صهیونیست‌های متجاوز فرود آوریم. سکوت ما در قضیه حمله اسرائیل به بیروت، از ناحیه دشمن آمریکایی و صهیونیستی از روی ضعف و ناتوانی تفسیر می‌شود. سکوت را باید شکست و پای در معرکه خون و حماسه بیروت گذاشت.
اکنون که صهیونیست‌ها به خاک بیروت طمع کرده‌اند، بهترین فرصت برای ما ایجاد شده که پایگاه هوایی استراتژیک رامات‌دیوید، واقع در منطقه الجلیل در شمال اراضی اشغالی را زیر ضربات سهمگین و خردکننده قرار دهیم. این پایگاه در تیررس موشک‌های خیبرشکن ماست و موشک‌های ما روی این نقطه راهبردی در اراضی اشغالی قفل کرده‌اند؛ معطلی معنایی ندارد؛ دشمن آتش‌بس را نقض کرده و جنگ را کلید زده است؛ باید صبوری و اغماض را پایان دهیم و بر سر صهیونیست‌های خبیث و رجس ضربات کاری را فرود آوریم. بعدازظهر روز گذشته، دفتر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی در بیانیه‌ای اعلام کرد، ارتش اسرائیل، تحت هدایت نتانیاهو و اسرائیل کاتز، وزیر جنگ این رژیم، حمله‌ای را به مقر حزب‌الله در حومه جنوبی بیروت انجام داده است. دفتر نخست‌وزیری اسرائیل مدعی شد که حملات به حومه جنوبی بیروت پاسخی به آتش حزب‌الله به اسرائیل است.
شبکه ۱۵ رژیم اسرائیل نیز خبر داد که مسئولان رژیم صهیونیستی پیش از حمله به جنوب بیروت، آمریکا را در جریان آن قرار دادند. بدین معنا که حمله به ضاحیه بیروت با چراغ سبز آمریکا صورت گرفته است. دشمن صهیونیستی پس از پیشروی‌هایش در جنوب لبنان، حالا طمع بیروت در قلب این کشور را کرده است. ضرورت دارد که استراتژی وحدت جبهه‌ای در اتاق فرماندهی مشترک محور مقاومت اتخاذ شود و تمامی اضلاع این محور به طلایه‌داری ایران، وارد معرکه شوند و دشمن صهیونیستی را از بیروت برانند و پس از آن به سراغ دشمن در جبهه جنوبی لبنان بروند و حلقه آتش بر گرداگرد دشمن زبون صهیونی را تا نابودی‌اش خاموش نکنند.

گزارش میدانی از جنوب لبنان
داده‌های میدانی و رصد تحرکات عملیاتی نشان می‌دهد که دشمن در جنوب لبنان وارد مرحله‌ای تازه از عملیات شده است؛ مرحله‌ای که هدف اصلی آن نه صرفا پیشروی موضعی، بلکه ایجاد پیوستگی میان محورهای نفوذ و شکل‌دهی به یک کمربند عملیاتی از ساحل صور تا ارتفاعات مشرف بر نبطیه است. با این حال، شواهد موجود نشان می‌دهد که با وجود حجم بی‌سابقه آتش و برتری هوایی، این طرح همچنان با مقاومت سخت و فرسایشی مواجه است.
اصلی‌ترین تمرکز دشمن در روزهای اخیر در محور یحمر مشاهده می‌شود؛ جایی که حجم قابل توجهی از ادوات زرهی، خودروهای مهندسی و یگان‌های پشتیبانی مستقر شده‌اند. همزمان، با احداث یک پل نظامی روی رودخانه لیطانی در محور دیرسریان، انتقال تجهیزات سنگین و سامانه‌های زرهی به شرق منطقه با سرعت بیشتری در حال انجام است؛ اقدامی که نشان می‌دهد دشمن در پی تثبیت یک خط لجستیکی پایدار برای ادامه عملیات است. در این چارچوب، فشار از محور یحمر شقیف همچنان ادامه دارد. هدف اصلی این محور، نزدیک شدن به شهر نبطیه از طریق تسلط بر ارتفاعات حاکم و گره جغرافیایی قلعه تاریخی شقیف است. گزارش‌های میدانی همچنین حاکی از آن است که دشمن احتمال تخریب این قلعه تاریخی را به عنوان بخشی از سیاست تغییر سیمای میدان و حذف مواضع مشرف مورد بررسی قرار داده است.
همزمان، محور زوطر نیز فعال باقی مانده و تلاش‌هایی برای حرکت به سمت مفیدون و سپس گسترش دامنه عملیات به ارتفاعات راهبردی علی‌الطاهر و بخش‌هایی از اقلیم التفاح مشاهده می‌شود. کنترل این مناطق می‌تواند اشراف آتش و دیده‌بانی گسترده‌ای بر بخش مهمی از جنوب لبنان ایجاد کند و به همین دلیل از اولویت‌های عملیاتی دشمن به شمار می‌رود. در جبهه غربی، دشمن عملیات خود را بر محور بزرگراه ناقوره متمرکز کرده و در تلاش است با پیشروی به سمت المنصوری، مسیر حرکت به عمق منطقه را هموار کند. در ادامه این طرح، هدف بعدی اتصال به محور حداثا و رسیدن به صدیقین و قانا ارزیابی می‌شود.
با این حال، نبرد حداثا همچنان یکی از سخت‌ترین گره‌های عملیاتی میدان باقی مانده است. بر اساس داده‌های میدانی، دشمن تاکنون بارها برای نزدیک شدن به این محور تلاش کرده اما موفق به ایجاد استقرار پایدار نشده و هر بار تحت فشار آتش و عملیات‌های دفاعی ناچار به توقف یا عقب‌نشینی تاکتیکی شده است.
برخلاف برآوردهای اولیه دشمن، مقاومت موفق شده است الگوی دفاعی خود را از یک دفاع ایستا به دفاعی فعال و هجومی تغییر دهد. حملات مستمر با پهپادهای انتحاری FPV، پهپادهای ابابیل و همچنین به‌کارگیری موشک‌های هدایت‌شونده ضدزره، به طور مداوم مراکز تجمع، ستون‌های زرهی و خطوط پشتیبانی دشمن را هدف قرار می‌دهد و سرعت پیشروی را کاهش داده است. در مقابل، دشمن برای جبران این فرسایش، به اجرای کمربندهای آتش بسیار سنگین متکی شده است؛ به گونه‌ای که پیش از هر حرکت زمینی، مناطق هدف با استفاده از جنگنده‌ها، پهپادهای رزمی و آتش توپخانه به شدت تخریب می‌شوند. این الگو بیش از آنکه نشان‌دهنده تسلط کامل بر میدان باشد، بیانگر اتکای روزافزون به سیاست زمین سوخته برای کاهش هزینه پیشروی نیروهای زمینی است.
واقعیت میدانی نشان می‌دهد که نبرد جنوب لبنان وارد مرحله‌ای از فرسایش متقابل شده است؛ مرحله‌ای که در آن هر دو طرف می‌کوشند با حفظ فشار عملیاتی، موازنه را به سود خود تغییر دهند. مقاومت تاکنون توانسته است سرعت عملیات دشمن را به شکل محسوسی کاهش دهد و مانع تثبیت سریع مواضع جدید شود. با این حال، حجم بالای نیرو و تجهیزات منتقل‌شده به محورهای نبطیه و صور نشان می‌دهد که احتمال تلاش دشمن برای ورود به این دو شهر و گسترش دامنه اشغال همچنان وجود دارد. سرنوشت این نبرد، بیش از هر چیز، به توان مقاومت در حفظ ضربان آتش، استمرار عملیات‌های ضدزره و جلوگیری از تثبیت خطوط جدید دشمن وابسته خواهد بود. آنچه امروز در جنوب لبنان جریان دارد، صرفا نبرد بر سر چند روستا یا چند ارتفاع نیست؛ این نبردی است برای کنترل گره‌های جغرافیایی و شکستن اراده طرف مقابل. تا این لحظه، هیچ‌یک از طرف‌ها به پیروزی قاطع دست نیافته‌اند و میدان همچنان باز است؛ میدانی که در آن، زمان و فرسایش به اندازه آتش و زره تعیین‌کننده خواهند بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.