ایران مدیر و حاکم بلامنازع تنگه هرمز است؛ این گزاره‌ای است که دنیا باید به آن تمکین کند. عمان، کشور دوست و همسایه ماست و در ابتدا این گزاره را پذیرفته بود، اما در ادامه به دستور آمریکایی‌ها، به ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز تن نداد و کریدور جنوبی در تنگه احداث کرد. حالا پس از ناتوانی آمریکا در بازگشایی تنگه با زور نظامی، عمان به نیابت از واشنگتن، از تهران درخواست مساعدت و پیگیری روندهای دیپلماتیک برای بازگشایی تنگه را دارد؛ اما جواب ایران تغییری نکرده و ما از حق حاکمیتی‌مان در تنگه نمی‌گذریم.

حاکمیت بلامنازع ایران بر تنگه هرمز

آگاه: تغییری در وضعیت تردد در تنگه هرمز ایجاد نشده است؛ این گزاره‌ای بود که روز گذشته اسماعیل بقایی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشورمان روی آن تاکید کرد تا خط باطلی بر ادعاهای رسانه‌های عربی و غربی مبنی بر بازگشایی تنگه هرمز در نتیجه سفر هیات عمانی به تهران بکشد. فرامتن سخن تاکیدی سخنگوی وزارت خارجه آن است که آمریکا وقتی تنگه را با قلدری نظامی نتوانسته باز کند، محال است در باز کردن آن با حقه‌بازی‌های دیپلماتیک نیز به جایی برسد. تنگه هرمز، شریان حیاتی و بخشی جدایی‌ناپذیر از جغرافیای سیاسی ایران است؛ هرگونه تلاش برای بازتعریف ترتیبات امنیتی این منطقه بدون اذن تهران، خطای محاسباتی راهبردی است. ما در صیانت از حق حاکمیت خود، نه اهل چانه‌زنی هستیم و نه در برابر روایت‌های تحمیلی، سر تسلیم فرود می‌آوریم.
عمان که زمانی بر مدار منطق همسایگی حرکت می‌کرد، اکنون در گرداب کنشگری نیابتی گرفتار شده است. واشنگتن که در میدان عملیات، طعم شکست استراتژیک را چشیده، اکنون دیپلماسی را به عنوان پوششی برای گریز از بن‌بست خود برگزیده است؛ اما تهران به نیکی می‌داند که مسیر بازگشایی، نه از مذاکرات تحمیلی با واسطه‌ها، که از تمکین به واقعیت قدرت ایران در خلیج فارس می‌گذرد. هرمز، حیاط خلوت قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیست که به اراده واشنگتن گشوده شود یا به تدبیر عمان تغییر مسیر یابد. اقتدار ما در این گذرگاه، مبتنی بر حق ذاتی و توان بازدارنده است؛ از این‌رو، هرگونه درخواست برای تجدیدنظر در ترتیبات جاری، فرسنگ‌ها با منطق حاکمیتی ایران فاصله دارد.

ضرورت تمکین به حق حاکمیتی ایران در هرمز
تلاش برای دور زدن حق حاکمیتی ایران از طریق ایجاد کریدورهای مصنوعی، نه‌تنها تغییری در موازنه قدرت ایجاد نکرد، بلکه به شکست پروژه انزوای ژئوپلیتیک ما انجامید. امروز دیگر دوران دیکته کردن ترتیبات امنیتی از سوی کاخ سفید پایان یافته و هرگونه مسیر امن در این آبراه، صرفا از ایستگاه تمکین به حق حاکمیتی ایران در هرمز و دیپلماسی مبتنی بر احترام به حق حاکمیت تام و تمام جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد. هم واشنگتن و هم مسقط باید بدانند که هرمز، نقطه ثقل نظم نوین منطقه‌ای است؛ جایی که ایران، نه به عنوان یک بازیگر، بلکه به مثابه حاکم بلامنازع، قوانین بازی را ترسیم می‌کند. عبور از این تنگه، گروگان دیپلماسی نیابتی نیست، بلکه در گرو به رسمیت شناختن حقوق حاکمیتی ایران است. آمریکایی‌ها که طی دو هفته اخیر با تجاوزات نظامی نتوانستند تغییری در وضعیت عبور و مرور در تنگه هرمز ایجاد کنند، انتظار داشتند با فرستادن هیات عمانی، بتوانند راه تنگه را بگشایند اما ایران اسلامی ضمن تکریم هیات اعزامی از کشور دوست و برادر، یعنی عمان، به آنها شیرفهم کرد که حق حاکمیتی ایران در تنگه هرمز، فروشی نیست. آمریکا که در هماوردی با اراده راهبردی ایران در تنگه هرمز، سد فولادین قدرت سخت را غیرقابل نفوذ یافته، اکنون به سراب دیپلماسی فریب پناه آورده است؛ غافل از آنکه وقتی لوله‌های توپ نظامی کارساز نباشد، میز مذاکره تحمیلی نیز راه به جایی نخواهد برد.

از انسداد نظامی به بن‌بست دیپلماتیک
استراتژی واشنگتن در قبال هرمز، از یک انسداد نظامی به یک بن‌بست دیپلماتیک تغییر وضعیت داده است. اما حقیقت میدانی ثابت مانده است: منطقی که در برابر ناوهای هواپیمابر تسلیم نشده، در برابر ترفندهای دیپلماتیک نیابتی نیز عقب‌نشینی نخواهد کرد. تلاش کاخ سفید برای جایگزینی زور نظامی با لطایف‌الحیل سیاسی در تنگه هرمز، مصداق بارز دور باطل است. وقتی هیمنه پوشالی هژمونی در میدان رزم فرو ریخت، تمنای گشایش از مسیر واسطه‌ها، چیزی جز اعتراف تلخ به شکست اراده سیاسی نیست. تنگه‌ای که با عملیات سخت نظامی گشوده نشد، با پیوندهای سست دیپلماسی نیابتی نیز آزاد نخواهد شد؛ اراده ایران در هرمز، متغیری ثابت است که با هیچ محاسبه سیاسی در واشنگتن تغییر نمی‌کند.
توسل آمریکا به میانجی‌گری برای بازگشایی هرمز، بیش از آنکه نشانه قدرت چانه‌زنی باشد، گویای عجز راهبردی است. وقتی قدرت نظامی به بن‌بست رسید، دیپلماسی بازیگردان تنها می‌تواند نقش نقابی را ایفا کند که روی شکست بزرگ‌تر کشیده شده است. در حالی که تجاوزات نظامی دو هفته اخیر، عجز واشنگتن را در تغییر معادلات تنگه هرمز آشکار کرد، تلاش آنها برای استفاده از واسطه عمان، تنها تلاشی ناشیانه برای فرار از بن‌بست میدانی بود. ایران اسلامی با درک عمیق از جایگاه عمان به عنوان همسایه‌ای برادر، با کمال احترام از هیات اعزامی استقبال کرد؛ اما در عین حال، با صراحت تمام، بر این واقعیت راهبردی تاکید ورزید که حاکمیت ایران بر این آبراه، موضوعی است که در هیچ میز مذاکره‌ای قابل معامله یا مصالحه نیست.
آمریکایی‌ها گمان می‌کردند با فرستادن هیاتی از مسقط، می‌توانند شکست نظامی اخیر خود را با یک توافق دیپلماتیک موقت جبران کنند. اما پاسخ تهران، پیام روشنی به کاخ سفید بود: میان تکریم کشور دوست و برادر یعنی عمان و صیانت از مرزهای ملی، مرزی جدایی‌ناپذیر وجود دارد؛ حاکمیت بر تنگه هرمز، بخشی از هستی سیاسی ایران است که با هیچ میانجی‌گری غیرقانونی، قابل معاوضه نیست.

گفت‌وگوهای ایران و عمان
شایان ذکر است، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان روز گذشته در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره گفت‌وگوهای ایران و عمان درباره تنگه هرمز گفت: روزهای جمعه و شنبه چند دور گفت‌وگو بین ایران و عمان در سطح معاونان وزرای امور خارجه در تهران برگزار شد که طی آن دو طرف در مورد اصول مشترک و سازوکارهای عملیاتی برای مدیریت تردد ایمن کشتیرانی در تنگه هرمز با رعایت حقوق حاکمیتی دو دولت ساحلی، تبادل نظر کردند. بقایی با تاکید بر اینکه این گفت‌وگوها مفید بود و پیشرفت‌هایی حاصل شد، تصریح کرد: هیات نمایندگی عمان عصر شنبه تهران را ترک کرد اما رایزنی‌های فنی و سیاسی بین دو طرف ادامه دارد. سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین در پاسخ به سوالی درباره وضعیت کنونی تنگه هرمز گفت: تغییری در وضعیت تردد در تنگه ایجاد نشده است.

اراده ایران، حفظ حاکمیت بر تنگه هرمز است
متن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد حق مدیریت و حاکمیت بر تنگه هرمز را به صورت کامل به ما داده و ترامپ جنایتکار نیز امضای بی‌ارزش خود را پای آن زده است. یعنی آنها روی کاغذ این حق را برای ایران پذیرفته‌اند. حال اگر می‌خواهند این حق را در اجرا نپذیرند، باید باز هم طعم موشک‌ها و پهپادهای ایرانی را بچشند. چراکه ایران اراده کرده با توکل بر خدا از این اهرم حیاتی و اساسی خود دست نکشد. اهرمی که ارزشمندتر از هر آورده سیاسی یا اقتصادی خواهد بود. چراکه تنها با این اهرم است که می‌توان دشمن را به تبعیت از قرارها و تفاهمات مجبور کرد.
البته باید دقت کنیم که تنگه هرمز را نمی‌توان برای همیشه بسته نگه داشت یا مکررا بست. ما در حال تغییر نظم قدیمی به نظم جدید هستیم. برای از بین بردن نظم قدیم و تثبیت نظم جدید، باید قواعد جدید را علاوه بر عرصه نظامی، در عرصه حقوقی و سیاسی نیز تثبیت کنیم. این نظم جدید یک پایه اساسی دارد که شامل ترتیبات ایرانی خواهد بود. مسئله درآمدی فرع بر این اصل خواهد بود. لذا باید قواعد حقوقی جدید پایه‌گذاری شود یا از حقوق قبلی که به نفع این ترتیبات است به شکلی استفاده کرد تا این اصل رعایت شود. به صورت کلی باید بدانیم که اگر کنترل تنگه هرمز از دست ما خارج شود، ایران دیگر اهرمی برای رام کردن دشمن نخواهد داشت و علاوه بر جنگ‌های مخرب و متناوب، انواع دیگر فشارها نیز بر سر کشور خراب خواهد شد. اما با این اهرم و تحمل برخی ضربات کوتاه مدت، می‌توان انتظار داشت که به زودی دشمن مجبور به پذیرش دیگر خواسته‌های به حق ایران شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.