آگاه: وقتی دشمن یک کشور میخواهد تصمیم به حمله بگیرد، در ذهن خود یک محاسبه «هزینه-فایده» انجام میدهد. اگر نتیجه برای او حاصل شود که یک جامعه دچار شکاف، تنشهای قومی یا نارضایتیهای شدید ساختاری است، محاسباتش تغییر میکند؛ به دلیل آنکه پی میبرد، اگر ضربهای وارد کند، آن کشور از درون فرو میپاشد و نیازی به جنگ طولانی نیست؛ فقط کافی است از شکافهای داخلی بهره ببرد. در سالیان گذشته شاهد بودیم، ایالات متحده با همین تفسیر و تحلیلی که ارائه دادیم به برخی از کشورها حمله کرد و از قضا توانست چهرههایی را از اریکه قدرت پایین بکشد، همانند صدام حسین در عراق. قطع به یقین این مردم عراق بودند که پالس مثبت به اشغالگری ایالات متحده در آن مقطع تاریخی نشان دادند، وگرنه جورج بوش پسر نمیتوانست مسیری که در پیش گرفته بود را به سرعت طی کند.
در مقابل، دیدگاه دیگری وجود داد؛ دیدگاهی که در دو جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه در ایران به وضوح مشاهده شد. دشمن متجاوز به کشور ما حمله کرد و برای سومین بار، با یک ملت یکپارچه روبهرو شد. آسیبها و ویرانیهایی تحمیل کرد و شهروندان زیادی شهید شدند، اما باز در کنار نظام و ساختار خود ایستادگی کردند. فلذا هزینه جنگ با این ملت برای دشمن بسیار سنگین تمام میشود و به ناچار به آتشبس موقت روی آورد. اقدام او بدین معناست که وحدت ملی، هزینه احتمالی حمله را در ذهن دشمن به شدت بالا میبرد و این یعنی بازدارندگی. البته متجاوزان و جبهه استکبار هیچگاه صحنه را واگذار نخواهند کرد، بلکه تغییر رویکرد میدهند. جنگهای مدرن، جنگهای طولانی و فرسایشی هستند و دشمن هم میداند که نمیتواند در یک لحظه، یک کشور بزرگ را فتح کند، پس سعی میکند با استفاده از «جنگ ترکیبی» (ترکیب فشار اقتصادی، تحریم، جنگ سایبری و ایجاد آشوب) صبر و تحمل جامعه را لبریز کند، به دلیل آنکه جامعه تحت فشار اقتصادی یا حملات روانی، خیلی زود دچار فروپاشی اجتماعی شده و از درون، ساختارهای دفاعی را فلج میکند.
هرچند دشمن با نگاه مذکور دل خود را خوش میکند، ولی راه به جایی نمیبرد، زیرا با وحدت، جامعه دارای «تابآوری» میشود. وقتی مردم احساس میکنند که هدف مشترکی دارند و با هم متحدند، فشارها را نه به عنوان عاملی برای فروپاشی، بلکه به عنوان چالشی برای عبور میبینند. این یعنی نیروهای مسلح میتوانند با پشتیبانی بیوقفه و صبورانه جامعه، به کار خود ادامه دهند. ضمن آنکه وحدت ملی، فضای نفوذ را برای عوامل بیگانه محدود میکند. وقتی پیوند میان ملت، نهادهای اصلی و نیروهای دفاعی محکم باشد، تلاش برای ایجاد آشوب سازمانیافته یا حرکات تجزیهطلبانه با دیوار محکمی روبهرو میشود.
«امامین انقلاب» همواره ولینعمتان انقلاب را به حرکت در مسیر اتحاد و همبستگی ملی سفارش میکردند؛ بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بر این باور بود که وحدت، رکن اصلی بقای اسلام و انقلاب است. نگاه ایشان به وحدت، فراتر از یک توصیه اخلاقی و در سطح یک ضرورت استراتژیک بود. حضرت روحالله میفرمود: تفرقهافکنی، ابزار اصلی قدرتهای استکبار برای کنترل کشورهای اسلامی است. از نظر ایشان، اگر امت (ملت) متحد نباشد، هرگز نمیتواند از استقلال خود دفاع کند و همیشه تحت سیطره قدرتهای خارجی خواهد بود.
ایشان بارها تاکید میکردند که فتنه ـ تفرقهافکنی و ایجاد شکاف در صفوف مسلمانان ـ از هر جنگی خطرناکتر است، زیرا هدف آن از بین بردن «اراده» و «ایمان» است. دیدگاه رهبر شهید انقلاب (ره) نیز در این زمینه بسیار دقیق، مکتوب و بر اساس واقعیتهای روز جنگهای نوین استوار بوده است. ایشان مفهوم «جبهه داخلی» را به عنوان حیاتیترین بخش امنیت ملی معرفی و تاکید میکردند: جبهه داخلی از موشکها و سلاحها مهمتر است. از نظر ایشان، اگر جبهه داخلی (اتحاد میان ملت و نظام) آسیب ببیند، تمام توان دفاعی کشور بیمعنا میشود. قائد شهید بارها هشدار میدادند، دشمن با استفاده از رسانهها و شبکههای اجتماعی، به دنبال تضعیف پیوند میان ملت و نظام است. ایشان بر این باور بودند، قدرت بازدارندگی ایران، نه تنها در دانش فنی و نظامی، بلکه در «صلابت و انسجام اجتماعی» نهفته است. یعنی وقتی دشمن ببیند که ملت و نظام در برابر تهدیدات، یک پیکره واحد هستند، از حمله یا ایجاد هرگونه آشوب عقبنشینی میکند؛ دقیقا همانند دو جنگ تحمیلی اخیر.
همچنین حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینیخامنهای که از زمان زعامت رهبری جامعه همواره بر حفظ و تقویت اتحاد جامعه ایرانی تاکید میکنند، در پیامی مکتوب به مناسبت سیوهفتمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) بار دیگر به تبیین این موضوع پرداخته و تصریح کردند: «همگان با ایستادگی، روشنبینی، حفظ وحدت، اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشه او را خنثی کنند.»
از ۹ اسفند و با وقوع سومین جنگ تحمیلی علیه ایران مجددا رنگینکمان زیبایی از وحدت ملی در سراسر کشور شکل گرفت و هر شب در میادین و خیابانها قابل مشاهده است، به همین جهت مثلث میدان، خیابان و دیپلماسی به خوبی در یک ریل حرکت میکند و نیازی به هدایتهای آنها نیست. نکته پایانی آنکه در چند روز اخیر دوباره آمریکا به دنبال زیر پا نهادن آتشبس بود که ضربات محکمی را دریافت کرد و باز به دنبال تهدید و تحریم است. در همین رابطه روز گذشته دریادار حبیبالله سیاری، معاون هماهنگی ارتش در آیین تقدیر از فعالان روابط عمومی و رسانه در جنگ تحمیلی با کنایه به تهدیدهای رژیم صهیونیستی و حامیانش، قدرت موشکی ایران را نمونه عینی این توانمندی خواند و گفت: وقتی رژیم منحوس صهیونیستی یا هر دشمن دیگری دست از پا خطا کند، قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران را میبیند. امروز دیگر برای همه روشن شده که این توانمندی وجود دارد و کاملا عملیاتی است. ما این توانایی را داریم و این یک ادعا نیست، بلکه واقعیتی اثباتشده در میدان است.
آنچه در فرجام سخن میتوان به آن اشاره کرد این است که اگر توان دفاعی (موشک، پهپاد، ناو و...) را «بدنه و اسلحه» یک تفنگ بدانیم، وحدت ملی همان اراده و هدف، اشخاص و تودههای مردمی است. یک تفنگ بسیار پیشرفته و گرانقیمت، اگر توسط فردی که ارادهای ندارد یا قصد ندارد از آن استفاده کند، تنها یک تکه فلز بیارزش است. اما یک تفنگ ساده در دست فردی که با وحدت و اراده، هدفی مشخص دارد، میتواند بسیار بازدارنده باشد. بنابراین، میزان قدرت بازدارندگی یک کشور، به نسبت «توان فنی نظامی» ضرب در «میزان انسجام اجتماعی» آن است. هر چه این عدد بزرگتر باشد، پرده امنیتی کشور نفوذناپذیرتر خواهد بود.
۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۰
کد مطلب: ۲۲٬۸۳۴
جمهوری اسلامی همواره به دو بال تاثیرگذار خود میبالد؛ «قدرت نرم» (انسجام اجتماعی و وحدت) و «قدرت سخت» یا همان توان دفاعی و نظامی، دو بال قدرتمندی هستند که از سال ۵۷ تا به امروز توانستهاند ایران را از بزنگاههای حساس عبور دهند. وحدت ملی تنها یک عامل مهم نیست، بلکه در واقع یک «ضریب توان» به حساب میآید. در علم نظامی، «ضریب توان» به عاملی گفته میشود که باعث میشود قدرت واقعی یک نهاد نظامی، چندین برابر آنچه در ظاهر دیده میشود، باشد. پس همبستگی اجتماعی دقیقا همین کار را با توان دفاعی میکند.
نظر شما