۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۷
کد مطلب: ۲۲٬۹۰۵

پس از آنکه «جمهوری اسلامی» در دفاع از لبنان پای کار آمد و موشک‌هایی را به سمت سرزمین‌های اشغالی پرتاب کرد، تحلیل‌ها و تفسیرهای متعددی از سوی کارشناسان، صاحب نظران و رسانه‌ها در محافل داخلی و خارجی بیان شد. خلاصه کلام در چهار محور اساسی بیان می‌شد: ۱- ایران معادله جدیدی در منطقه تعیین و قواعد بازدارندگی را باز تعریف کرد. ۲- ایران ثابت کرد توانایی نظامی عمده خود را حفظ کرده است. ۳- ایران شروع کننده و پایان دهنده درگیری‌ها بود. ۴- ورود انصارالله به این دور درگیری و تهدیدات گروه‌های عراقی نشان از تحکیم ائتلاف مقاومت داشت.

«عملیات نصر» و ترسیم معادلات جدید منطقه

آگاه: عملیات «نصر» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که ۱۸ خرداد علیه رژیم صهیونی انجام شد، ضربه سنگینی به مراکز حیاتی صهیونیست‌ها زد. اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ضمن بیان این مطلب می‌گوید: دشمن در تصوری باطل، به چند سامانه راداری در استان‌های جنوبی ما آسیب زد، اما پاسخ نیروهای مسلح ایران در عملیات «نصر» با صلابت و شجاعت تمام، مراکز حساس و حیاتی رژیم را درهم کوبید. این پاسخ کوبنده، پیامی صریح داشت که ایران روی امنیت مرزها و اضلاع جبهه مقاومت حساسیت حداکثری دارد و هیچ غلطی را بدون مجازات نخواهد گذاشت.
ناصر ابوشریف، نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین در ایران از دریچه دیگر به موضوع نگریست و روز گذشته در گفت‌وگویی یادآور شد: «برخی تحلیلگران تصور می‌کردند که ایران وارد عمل نخواهد شد اما ما با شناختی که از اندیشه راهبردی حاکم بر ایران داریم، می‌دانستیم که تهران هرگز به تل‌آویو اجازه ترسیم و تحمیل معادلات جدید در منطقه را نخواهد داد. جمهوری اسلامی ایران با وارد آوردن یک ضربه بزرگ در عملیات نصر، نه تنها پاسخ قاطعی به این اقدام داد، بلکه عملا مانع آن شد که اسرائیل بر اساس منویات خود، قواعد بازی را تغییر دهد. ایران به جهانیان ثابت کرد که اکنون این تهران است که معادلات جدید را ترسیم و تحمیل می‌کند و این اسرائیل است که باید عقب‌نشینی کند.»
وی به بدعهدی‌های مکرر رژیم صهیونیستی در آتش‌بس‌های گذشته اشاره کرد و گفت: «نباید فراموش کنیم که اسرائیلی‌ها چندین بار نارو زده‌اند. در غزه شاهد دو مرحله توافق آتش‌بس بودیم که بخش اول آن اصلا اجرا نشد و اکنون نیز هر روز نقض می‌شود. در لبنان نیز با گذشت ۱۵ ماه، اسرائیل به طور مداوم توافق آتش‌بس را زیر پا می‌گذارد. نکته قابل تامل اینجاست که کشورهایی مانند مصر، ترکیه، اندونزی، عربستان و امارات از این آتش‌بس حمایت و حتی ضمانت کردند، اما رژیم صهیونیستی بدون هیچ اعتنایی، ۷۰ درصد غزه را همچنان در اشغال دارد و حتی حداقل مفاد توافق را هم اجرا نکرده است.»
به هرحال، پاسخ نظامی ایران به اقدامات اسرائیل، صرفا یک عملیات تاکتیکی نبود، بلکه بخشی از یک پیام راهبردی بزرگ‌تر محسوب می‌شد. این پیام به طرف مقابل فهماند که فشار نظامی نمی‌تواند ایران را از میز مذاکره دور کند و در عین حال، مذاکره نیز به معنای چشم‌پوشی از ابزارهای بازدارندگی نیست. به عبارت دیگر، تهران تلاش کرد نشان دهد که حاضر نیست میان دیپلماسی و قدرت نظامی یکی را انتخاب کند، بلکه هر دو را در خدمت تامین منافع ملی خود قرار می‌دهد. ضمن آنکه پیش از سومین جنگ تحمیلی، تصور بر این بود که قدرت ایران عمدتا در گروه‌های متحدش در منطقه خلاصه می‌شود. اما این ۴۰ روز نشان داد، ایران هم توانایی انجام یک «دفاع سرزمینی» همه‌جانبه را دارد، هم دستش برای حمایت و دفاع از جبهه مقاومت ـ لبنان ـ کاملا پر است. عبور از دکترین دفاع در دوردست و اثبات تاب‌آوری در برابر حملات مستقیم به خاک اصلی، مفهوم جدیدی به نام «مقاومت تمدنی» را در ادبیات سیاسی جهان وارد کرد. هرچه نباشد، تهران و بیروت به‌خصوص حزب‌الله یک دشمن واحد به نام رژیم صهیونی دارند. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت سه‌شنبه ۱۹ خرداد در نشست خبری گفته بود: ایران و لبنان دشمنی مشترک دارند؛ دشمنی که هم نابودی لبنان را می‌خواهد و هم تجزیه، تضعیف و بی‌هویتی ایران را در سر می‌پروراند.
از سوی دیگر، واکنش آمریکا و شخص دونالد ترامپ نیز قابل تامل است. نشانه‌های موجود نشان می‌دهد، واشنگتن در شرایط فعلی تمایلی به باز شدن مجدد جبهه‌ای گسترده در منطقه ندارد. تجربه ماه‌های گذشته حاکی از آن است، گزینه نظامی نه تنها نتوانسته اهداف اعلامی آمریکا و اسرائیل را محقق کند، بلکه هزینه‌های امنیتی، سیاسی و اقتصادی قابل توجهی نیز برای آنان به همراه داشته است. واقعیت آن است که هرچه دامنه درگیری‌ها گسترده‌تر شود، احتمال وارد آمدن خسارت به زیرساخت‌های حیاتی، پایگاه‌های نظامی و منافع اقتصادی آمریکا و متحدانش افزایش پیدا می‌کند. به همین دلیل، کاخ سفید بیش از گذشته به سمت استفاده از ابزارهای غیرنظامی، به ویژه فشارهای اقتصادی، تحریم‌ها و محدودسازی شبکه‌های تجاری ایران حرکت کرده است. این تغییر رفتار را می‌توان نشانه‌ای از آن دانست که واشنگتن در مقطع کنونی ترجیح می‌دهد به جای ورود به یک تقابل مستقیم و پرهزینه، اهداف خود را از طریق فرسایش اقتصادی دنبال کند. معادله جدید «تنگه هرمز» هم حسابی آنها را کلافه و سردرگم کرده است؛ بالاخره یکی از بزرگ‌ترین تغییرات در موازنه قدرت، تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز بود. ایران در این جنگ نشان داد، نه تنها در حرف، بلکه در عمل می‌تواند شاهرگ انرژی جهان را مدیریت کند. برخی تحلیلگران بین‌المللی، توان ایران در اعمال عوارض عبور و کنترل کامل این آبراه راهبردی را از نظر وزن ژئوپلیتیک، با داشتن سلاح هسته‌ای برابر دانستند. این موضوع، کشورهای غربی و شرقی را وادار کرد که ایران را به عنوان «نظم‌دهنده اجتناب‌ناپذیر» خلیج فارس بپذیرند.
در همین چارچوب، فروکش سریع تنش پس از تبادل آتش اخیر نیز قابل ارزیابی است. برخلاف برخی تصورها، پایان سریع این دور از درگیری لزوما به معنای کاهش اختلافات یا دستیابی به توافق نیست، بلکه بیشتر نشان‌دهنده محاسبات جدید طرف مقابل است. اسرائیل و آمریکا به خوبی می‌دانند که هرگونه گسترش جنگ می‌تواند به یک چرخه غیرقابل کنترل از اقدامات متقابل منجر شود، چرخه‌ای که تضمینی برای پایان آن وجود ندارد و ممکن است هزینه‌های آن فراتر از برآوردهای اولیه باشد. به‌خصوص که علاوه بر میدان، تیرهای سنگین در خیابان‌های اقصی نقاط ایران هم از سوی مردم، روانه واشنگتن و تل‌آویو شده است.
بسیاری از سرویس‌های امنیتی غربی انتظار داشتند که با آغاز جنگ، شکاف‌های اجتماعی ناشی از حوادث سال‌های قبل منجر به شورش داخلی شود. اما «انسجام ملی» در طول این ۴۰ روز و به‌ویژه بعد از عملیات جدید نیروهای مسلح علیه رژیم آپارتاید اسرائیل، این محاسبات را کاملا ابطال کرد. ایران سیاست دفاعی خود را بر مبنای پاسخ قاطع به اقدامات خصمانه دشمنان تنظیم کرده است. بر همین اساس در صورت هدف قرار گرفتن منافع کشورمان یا متحدان ایران در منطقه، نیروهای مسلح پاسخ دندان‌شکن و پشیمان‌کننده همانند عملیات نصر به دشمنان خواهند داد. آمریکا و رژیم صهیونی نیز باید بپذیرند، اتحاد جبهه مقاومت نشان‌دهنده تغییری بنیادین در موازنه‌های نبرد است.
ایران زین پس به عنوان یک قدرت جهانی شناخته می‌شود که دیگر نمی‌توان آن را با ابزارهای کلاسیک تحریم و تهدید نظامی مهار کرد. حالا دیگر سخن از «مهار ایران» نیست، بلکه صحبت از چگونگی تعامل با نظم جدیدی است که ایران یکی از معماران اصلی آن در غرب آسیاست.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.