آگاه: مقوله آموزش آنلاین که در چند سال گذشته به بهانههای مختلف از جمله ایام جنگ تحمیلی ۴۰ روزه و قبل از آن افزایش یافته است، چه تبعاتی برای آموزش و پرورش ما خواهد داشت؟
اصولا این سوال، سوال دقیقی نیست به جهت اینکه آموزش غیرحضوری یا آموزش مجازی، نوعی از انواع آموزش است که در جهان بسیار موثر و کارآمد است و امروزه جزو ابزارها، شیوهها و مدلهای آموزشی است که تئوریهای زیادی برای آن وجود دارد و دارای کارایی بسیار بسیار بالایی هم هست. اما اینکه که فرمودید بهانه، به نظر من واژه خوبی نیست، چون دارای بار منفی است. بهانه نیست و شرایط ایجاب میکند که ما از شیوههای آموزش آنلاین، مجازی و آفلاین استفاده کنیم. بهتر است به جای آموزش آنلاین، از آموزش مجازی استفاده کنیم. اساسا آموزش مجازی، نوعی از آموزش بسیار موثر و خوب و در جایگاه خود بسیار اثربخش است، به این شرط که دارای شرایطی باشد از جمله اینکه روشهای مناسب این نوع آموزش و ابزارهای کافی آن در دستان معلم و در نظام آموزشی وجود داشته باشد.
اگر سوال را به این شکل مطرح کنیم که با توجه به نحوه عملکرد نهادهای آموزشی مثل آموزش و پرورش، دانشگاه و فضاهای آموزشی دیگر، وضعیت به چه شکل است؟ باید بگویم وضعیت، وضعیت خوبی نیست. به جهت اینکه معلمان ما توانایی و آمادگی کافی برای آموزش مجازی را دارا نیستند. آموزش و پرورش هم با وجود اینکه از زمان کرونا تا به امروز این مجال و فرصت را داشته است که در این زمینه به طور جدی فعالیت کند، ولی با این حال کار خاصی انجام نشده است. تنها یک بستر فنی به نام «شاد» تولید کرده است که آنطور که باید و شاید کارایی لازم را نداشته است. مسئله اصلی این است که ما از این ابزارها چگونه درست استفاده کنیم که تا جایی که مشاهده شده است، فکر میکنم به خوبی از آن استفاده نمیشود.
افق آموزش کشور با این وضعیت چگونه خواهد شد؟
نکته مهم اینجاست که با توجه به شرایطی که در آن وجود داریم که فقط هم ضرورتها، بحرانها و دردسرها نیست، یعنی ما نباید از منظر منفی به آن نگاه کنیم، با توجه به شرایط و ضرورتهای روزگار و اتفاقا امکان استفاده از آموزش مجازی برای توسعه عدالت آموزشی، شاید به این شکل سوال را مطرح کنیم خیلی بهتر است که چه افقی را ما باید ببینیم؟ به نظر من یکی از بهترین ابزارها برای توسعه عدالت آموزشی و آموزش بهینه، آموزش مجازی است. شاید خیلیها سوال کنند که چرا من اینقدر طرفدار این نوع آموزش هستم؟ به این دلیل که واقعا این نوع آموزش، آموزش عصر مترقی و عصر پیشرفت است و مربوط به روزگاری است که ما از امکانات و ابزارهای زیادی میتوانیم برای آموزش استفاده کنیم و آن را توسعه دهیم، اما از این ابزارها و امکانات باید بهشکلی استفاده کرد که با آموزش حضوری متفاوت باشد. معلمان ما از این موضوع در کلاس آگاه نیستند، آموزش و پرورش ما به خوبی روی این موضوع تسلط ندارد. بارها من این موضوع را در جلسات مختلف، در مصاحبهها و نوشتههای مختلف عرض کردم، آنچه معلم به آن احتیاج دارد و باید نسبت به آن آگاهی پیدا کند، این است که چگونه فعالیتهای یادگیری را بر اساس اهداف آموزشی تعیین کند بهگونهای که دانشآموزان و دانشجوها با انجام آن فعالیتها هم از آن لذت ببرند و هم به خوبی آن را فراگیرند و البته در آموزش مجازی، فعالیتهای آموزشی یا فعالیتهای یادگیری که بهتر است بگوییم فعالیتهای یادگیری (learning activity)، همه اینها با هم متفاوت هستند و باید به شیوه دیگری طراحی شوند و برای این موضوع معلم باید آموزش ببیند، اما متاسفانه آموزشهای کافی داده نشده و حتی کارشناسان و متخصصان و مدیران آموزشی در سطح آموزش و پرورش هم با این پدیده ناآشنا هستند و از این فرصت چندساله هیچ استفاده مناسبی نکردهاند و همیشه تصور براین بود که آموزش مجازی، آموزش دورههای گرفتاری و بدبختی و به اصطلاح بحران است، در صورتی که اینطور نیست، حتی زمانی که ما بحران هم نداشته باشیم، آموزش مجازی بسیار کارآمد است، اما در زمان بحران، باید خیلی بهتر از این شیوه استفاده کنیم که متاسفانه استفاده نشده است.
کدام نهادها در دورههای بحران باید نسبت به آموزش حساس شوند؟
اینکه چه نهادی مسئول آموزش در دوره بحران است، به نظر نمیرسد که نهاد خاصی وجود داشته باشد و بعید است که اصلا چنین چیزی مورد نیاز باشد که نهاد خاصی مسئولیت آموزش در دوره بحران را عهدهدار شود. ما باید اینطور بگوییم که نهادهای آموزشی باید برای دورههای بحران، برنامههای ویژه و خاص خود را داشته باشند. دانشگاه به شکل خاص خود، آموزش و پرورش به شیوه خود، آموزش ابتدایی به یک شکل و آموزش دوره دبیرستان هم متناسب با سطح خود برنامهریزی داشته باشند. مسلما هر چقدر دورههای آموزش، در سطوح پایینتری مانند دوره ابتدایی باشند، آموزشهای مجازی دشوارتر و شاید اثربخشی آن هم کمتر شود، چون در این مقطع تحصیلی، آموزش چهرهبهچهره بسیار مهم است. ولی اینکه یک سازمانی مسئول آموزش مجازی در دوره بحران باشد، این هیچ تایید عقلانی ندارد و اصولا طرح چنین موضوعی بجا نیست.
در شرایط حاکمیت آموزش از راه دور یا آموزش آنلاین، مقوله پرورش چه سرنوشتی خواهد داشت؟
اساسا سوال درست و مناسبی نیست. ظاهرا کسانی که طراح این سوالها هستند، سوگیری خیلی جدی با آموزش از راه دور و مجازی دارند. اصطلاح حاکمیت آموزش از راه دور، اصطلاح غلطی است. ما چنین تعبیری نباید به کار ببریم. حاکمیتی وجود ندارد. آموزش از راه دور، یک مدل و روش آموزشی است که میتواند بسیار موثر و حلال طیفی از مشکلات باشد که میتواند به توسعه عدالت آموزشی منجر شود و بسیاری از آموزشهایی که در شکل حضوری قابل ارائه نیستند را در قالب آموزش از راه دور ارائه داد و مسلما اگر ما از این شیوه، از این مدل و از این امکان استفاده درستی کنیم، بسیار موفق هستیم و بسیار میتواند در این حوزه به کمک ما بیاید و اینکه بگوییم دوره حاکمیت آموزش و پرورش چگونه خواهد شد، این ظاهرا به این معناست که ما وضعیت فعلی را نگاه میکنیم که امکان استفاده درست از آموزش از راه دور را نداریم و خود را گرفتار مشکلاتی کردیم که منجر به نگرانیهایی در حوزه آموزش شده است. اتفاقا اگر درست از این مدل استفاده شود، بسیار هم موثر و کارآمد است و اگر غلط استفاده شود، همانطور که اگر در کلاس درس هم غلط آموزش داده شود، مشکلاتی به وجود میآید.
در کل آموزشها در کلاس درس از وضعیت بسیار بدی برخوردار است، اما این مسئله را کسی درک نمیکند، به دلیل اینکه آموزش از راه دور به ظاهر مشکلتر است و ما در حقیقت نمیتوانیم آن ارتباط موثر را با دانشآموز برقرار کنیم، دائما به آموزش از راه دور میپردازیم، در حالی که این عدم برقراری ارتباط موثر، در کلاس درس هم وجود دارد. معلم ناتوان، در کلاس درس حضوری هم دچار مشکل میشود، ولی ما به دلیل عدم حضور در کلاسها متوجه آن نمیشویم، اما در کلاسهای آنلاین و غیرحضوری، دانشآموزان در فضای منزل و در کنار پدر و مادرها قرار دارند و خانوادهها در جریان آموزش فرزندشان قرار میگیرند و در آنها این تصور ایجاد میشود که این آموزشها، آموزشهای ضعیفی است. در حقیقت اینطور نیست. این معلمان، مدیران و متون آموزشی هستند که دارای ضعف هستند و جوابگوی آموزش از راه دور نیستند.
به نظر شما افت تحصیلی که در فضای آموزش و پرورش ما رخ داده است، چقدر معلول آموزش آنلاین است؟
افت تحصیلی رخ داده، حاصل نظام غلط و بسیار نابسامان آموزشی کشور است و البته این شیوه آموزش مجازی که امروز در کشور جاری است، به این مسئله دامن زده است و این مسئله، نمونهای از وضعیت نابسامان آموزشی کشور ماست. اینکه تصور کنیم چون آموزش از راه دور در این دوران اجرا میشود، پس به تبع آن افت تحصیلی هم اتفاق میافتد، این موضوع کاملا غلط است. افت تحصیلی به هزاران دلیل میتواند ایجاد شود و اگر ما از روشهای درست در آموزش از راه دور استفاده کنیم، میتوانیم افت تحصیلی را هم برطرف کنیم، ولی زمانی که ما در این زمینه ناکارآمد هستیم، همینطور که در کلاس درس، کتابها، ارزیابی و به اصطلاح امتحان و در ایجاد انگیزه برای یادگیری ناکارآمدیم، اینها مشتی از خروار است و در واقع بیانگر این موضوع است که نظام آموزشی ما دچار مشکل است و ما همیشه با این مسئله دست به گریبان هستیم.
در آخر تصریح میکنم این تصور که اساسا آموزش از راه دور، یک آموزش نامناسب، ناقص، بد، ضعیف و پر دردسر است و فقط هم برای زمانی است که ما مجبور به استفاده از آن هستیم، این تصور کاملا غلط است و نباید به این باور دامن بزنیم. در جامعه، باید به مردم اینطور القا کنیم که آموزش از راه دوری که در حال حاضر انجام میشود، نظام غلط آموزشی است که آموزش از نزدیک آن، شیوه کلاسداری، شیوه کتابنویسی درسی و تربیت معلم آن هم غلط است. زمانی که ما همه این موارد را در کنار هم قرار دهیم، یک نظام نابسامانی شکل میگیرد که در حال حاضر ما جلوه آن را در آموزش از راه دور میبینیم. انگاری که ما یک موجودی را پیدا کردیم و همه گرفتاریها را میخواهیم بر سرش آوار کنیم.
نظر شما