۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۰
کد مطلب: ۲۲٬۹۵۸

مدرسه را تصور کنید؛ نه به عنوان یک ساختمان سنگی با نیمکت‌های چوبی، بلکه به مثابه یک باغ. در این باغ، هر دانش‌آموز یک نهال است و معلم، باغبان. باغبان نهال را نمی‌سازد، بلکه محیط رشد او را فراهم می‌کند؛ خاک را آماده می‌کند، آب می‌دهد، علف‌های هرز را وجین می‌کند و مراقب است نور خورشید به درستی به برگ‌ها بتابد. حالا تصور کنید این باغ را به ناچار به فضای مجازی کوچ داده‌ایم. آیا می‌توان در محیط سرد، مکانیکی و پراکنده دیجیتال، باغداری کرد؟

آگاه: مسئله آموزش آنلاین نسل دهه‌های ۸۰ و ۹۰، بیش از آنکه یک چالش فنی برای انتقال محتوا باشد، یک بحران در شیوه «پرورش» است. اگر ما مدرسه را صرفا به «کلاس آنلاین» تقلیل دهیم، یعنی باغبان را به یک «توزیع‌کننده کود» تبدیل کرده‌ایم که فکر می‌کند با ارسال انبوهی از اطلاعات، نهال رشد می‌کند؛ در حالی که رشد واقعی، فرآیندی است که درون موجود زنده و در تعامل با محیط واقعی شکل می‌گیرد. نگاه تربیتی آیت‌الله حائری‌شیرازی، نگاهی مبتنی بر «طبیعت انسان» و «قوانین رشد» است. از نظر ایشان، تعلیم و تربیت، مثل کشاورزی است. نمی‌توان به گیاه دستور داد که رشد کن؛ باید شرایط رشد را فراهم کرد تا گیاه خودش رشد کند. در آموزش آنلاین فعلی، ما تمام انرژی‌مان را صرف «سریع‌تر کردن پمپاژ اطلاعات» می‌کنیم، بی‌آنکه به «خاک وجودی» دانش‌آموز توجه کنیم. خاک وجودی این نسل، در معرض هجوم آلودگی‌های فضای مجازی است. شبکه‌های اجتماعی، بازی‌های پرزرق‌وبرق و اطلاعات پراکنده، علف‌های هرزی هستند که دور نهال وجودی دانش‌آموز پیچیده‌اند. اگر معلم فقط به فکر تدریس هندسه یا ادبیات باشد و از وضعیت «خاک» دانش‌آموز غافل بماند، این نهال در نهایت نه به ثمر می‌نشیند و نه ریشه‌ای قوی خواهد داشت. مشکل اصلی اینجاست که آموزش آنلاین، «مصرف‌زدگی» را ترویج می‌کند. آیت‌الله حائری‌شیرازی همواره بر این نکته تاکید داشتند که انسان باید آنچه را می‌گیرد، «هضم» کند. غذا اگر هضم نشود، مسمومیت می‌آورد. اطلاعات خام فضای مجازی هم همین‌طور است؛ اگر دانش‌آموز مدام محتوا «مصرف» کند و فرصتی برای تفکر، تحلیل و درونی‌سازی نداشته باشد، به لحاظ فکری دچار سوءهاضمه می‌شود. کلاس‌های آنلاین ما امروزه پر از «مصرف» است: مصرف ویدئو، مصرف اسلاید، مصرف آزمون. دانش‌آموز فقط دریافت می‌کند، اما فرصتی برای «هضم» ندارد. او یاد می‌گیرد که اطلاعات را جذب کند و همان را تحویل دهد، بدون آنکه چیزی از آن در وجودش «تبدیل» به شخصیت و دانایی شود. برای اصلاح این وضعیت در شرایط بحران و تعطیلی، باغبان مدرسه نباید ناامید شود. راه‌حل در تغییر استراتژی از «تدریس حداکثری» به «پرورش متمرکز» است. ما باید در فضای آنلاین، به جای بمباران دانش‌آموز، به دنبال ایجاد «پیوند» باشیم. پیوند عاطفی میان معلم و شاگرد، حکم «آب» را برای این باغ دارد. اگر معلم بتواند در قالب گروه‌های کوچک، نه با زبان آمرانه، بلکه با زبان همدلی و گفت‌وگو با دانش‌آموزان ارتباط بگیرد، آن‌گاه کلامش در جان آنها نفوذ می‌کند. آیت‌الله حائری معتقد بودند که مربی باید با متربی «هم‌سفره» شود. در فضای مجازی، هم‌سفره شدن به معنای ورود به دنیای ذهنی آنهاست؛ پرسیدن از دغدغه‌ها، شنیدن نقدها و حتی سهیم شدن در ابهامات‌شان. وقتی دانش‌آموز احساس کند معلم او یک انسان دلسوز است که مسیر رشدش را می‌فهمد، شروع به باز کردن گره‌های ذهنی‌اش می‌کند. در کنار این، باید فعالیت‌های «تولیدمحور» را جایگزین فعالیت‌های «مصرف‌محور» کنیم. در کشاورزی، گیاه برای رشد نیاز به حرکت و آفتاب‌گیری دارد. در کلاس آنلاین، دانش‌آموز باید «تولید» کند تا «هضم» اتفاق بیفتد. مثلا به جای اینکه معلم ساعت‌ها درس بدهد، بخشی از تدریس را به خود دانش‌آموز بسپارد تا مفاهیم را به زبان خودش تحلیل کند یا پروژه‌هایی تعریف کنیم که دانش‌آموز را وادار کند از محیط گوشی خارج شود و در محیط خانواده تحقیق کند؛ مصاحبه کند، چیزی بسازد یا مسئله‌ای را در خانه حل کند. این یعنی پیوند یادگیری با «زندگی». وقتی یادگیری با زندگی گره بخورد، آن دانش‌آموز دیگر صرفا یک مصرف‌کننده منفعل اینترنت نیست، بلکه یک «کنشگر» فعال است که می‌داند چگونه از ابزار استفاده کند. برخی نگران قطعی‌های اینترنت یا تعطیلی‌های طولانی هستند؛ اما از نگاه حائری‌شیرازی، بحران، فرصتی برای «خودباوری» است. مدرسه باید قبل از بحران، «بسته رشد خانگی» داشته باشد؛ نه فقط جزوه، بلکه راهنمای سبک زندگی. اینکه در زمان تعطیلی، دانش‌آموز چگونه می‌تواند ساعت زیستی خود را تنظیم کند، چگونه می‌تواند مطالعه آزاد داشته باشد و چگونه می‌تواند مهارت‌های دست‌ورزی یا فکری را در خانه تمرین کند. تربیت، تعطیل‌بردار نیست. ما اگر به دانش‌آموز یاد بدهیم که در شرایط دشوار، خودش مسئول رشد خودش باشد، بزرگ‌ترین درس را به او داده‌ایم. اولین قدم عملی برای مدارس ما، تشکیل جلسات غیررسمی هم‌فکری بین معلمان است؛ مدیران باید بستری فراهم کنند تا معلمان تجربیات‌شان را درباره حال روحی دانش‌آموزان با هم به اشتراک بگذارند. وقتی معلم حس کند که مسئول «باغبانی» است، نه «ماشین آموزشی»، رویکردش تغییر می‌کند. این کار نه بودجه کلان می‌خواهد و نه پلتفرم پیشرفته؛ تنها نیازمند نگاهی است که انسان را به مثابه‌ یک موجود زنده می‌بیند که برای رشد، به محیطی انسانی و پیوندی واقعی نیاز دارد. در نهایت، آموزش آنلاین اگر بدون این نگاه تربیتی باشد، تنها یک «گلخانه مصنوعی» است که گیاهان در آن، شاید سبز باشند اما طعم اصیل رشد را نمی‌چشند. ما باید مدرسه را از فضای «تولید داده» به فضای «تولید انسان» بازگردانیم. باغبان پشت نمایشگر، باید یاد بگیرد که نگاهش را از روی «صفحه مانیتور» به سمت «چشم‌ها و دغدغه‌های دانش‌آموز» برگرداند. حتی اگر مدرسه در قاب گوشی خلاصه شده باشد، هنوز هم می‌توان باغچه‌ای کوچک در دل هر دانش‌آموز ساخت؛ باغچه‌ای که در آن، امید، اراده و دانایی، آرام و پیوسته رشد می‌کند. این تنها راه نجات نسل ماست؛ نه‌تنها برای گذشتن از بحران‌های آموزشی، بلکه برای ساختن آینده‌ای که در آن، انسان، بر تکنولوژی مسلط است، نه مغلوب آن.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.