آگاه: در این مراسم سخنرانان از زوایای مختلف به بازخوانی نگاه رهبر شهید انقلاب به زن و خانواده پرداختند؛ نگاهی که به گفته فاطمه قاسمپور، زن را نه در حاشیه جامعه و نه در تقابل با خانواده، بلکه در متن مسئولیت اجتماعی و پیشرفت تعریف میکرد.
صندلی خالی بیشتر از همه به چشم میآمد
تالار وحدت مملو از جمعیت بود؛ از رئیسجمهور و وزیر ارشاد گرفته تا استاد دانشگاه، فعال فرهنگی، نماینده مجلس، مدیران زن، مادر شهید و دختران جوانی که شاید دوران رهبری او را، بیش از آنکه از نزدیک دیده باشند، از خلال روایتها و خاطرهها شناخته بودند. اکثریت حاضران را زنان تشکیل میدادند؛ زنانی با پوششها، سنین و تجربههای متفاوت که برای شنیدن سخنانی درباره «رهبر شهید» آمده بودند.
اما پیش از آنکه نخستین سخنران پشت تریبون قرار گیرد، چشمها به نقطه دیگری خیره میشد؛ صندلیای که روی صحنه قرار داشت و سالها برای بسیاری از حاضران یادآور دیدارهای حسینیه امام خمینی (ره) بود. همان صندلی که حضورش نوید آغاز یک دیدار را میداد و این بار، بیش از هر زمان دیگری فقدان امام شهید را فریاد میزد. هر بار که کلیپی از رهبر شهید انقلاب روی پرده نقش میبست، سکوت سنگینتری بر سالن حاکم میشد. اشک در چشم بسیاری از حاضران حلقه میزد و مراسم، بیش از آنکه بزرگداشتی رسمی باشد، به مجلسی برای مرور یک فقدان و بازخوانی یک میراث فکری شباهت پیدا میکرد.
اما آنچه در میان سخنان متعدد بیش از همه به چشم میآمد، تلاش برای پاسخ به یک پرسش بود: نگاه رهبر شهید به زن و خانواده دقیقا چه بود؟
شاید روشنترین پاسخ را فاطمه قاسمپور، پژوهشگر حوزه زنان و خانواده، ارائه کرد؛ زمانی که از مفهومی سخن گفت که آن را «الگوی سوم زن» نامید. الگویی که به گفته او نه زن شرقی منفعل را میپذیرد و نه زن غربی تعریفشده در چارچوب سرمایهداری و مصرفگرایی را. قاسمپور تاکید کرد: «در الگوی سوم، نقطه مرکزی، مسئولیت اجتماعی زن است.» از نگاه او، رهبر شهید زن را نه موجودی منزوی در حاشیه خانه و نه بازیگری تعریفشده صرفا در رقابت با مردان میدانست؛ بلکه او را انسانی مسئول میدید که در عین حفظ هویت خانوادگی، در عرصههای اجتماعی، فرهنگی، علمی و مدیریتی نیز نقشآفرینی میکند.
همین گزاره را میشد نخ تسبیح تمام روایتهایی دانست که در ادامه مراسم مطرح شد. گویی هر یک از سخنرانان از زاویهای متفاوت، شاهدی برای این ادعا ارائه میکردند؛ اینکه نگاه رهبر شهید به زنان، صرفا مجموعهای از توصیههای اخلاقی یا سخنرانیهای مناسبتی نبود، بلکه در عرصه حکمرانی، تصمیمسازی و مدیریت نیز نمود پیدا کرده بود.
زن؛ مسئلهای در متن حکمرانی
قاسمپور در بخش دیگری از سخنانش از تفاوت میان پرداختن اجتماعی به موضوع زنان و نگاه راهبردی به این مسئله سخن گفت. او تاکید کرد که رهبر شهید، زنان و خانواده را در زمره مسائل اصلی کشور تعریف میکرد و نگاهش به این حوزه، نگاهی تمدنی بود.
به گفته او، مسئله زن در اندیشه رهبر شهید نه یک موضوع فرعی و نه بخشی از سیاستهای رفاهی بود؛ بلکه مستقیما با آینده جامعه و تحقق اهداف تمدنی جمهوری اسلامی پیوند داشت. از همین رو، او همواره بر مرزبندی نظری با الگوهای رقیب و در عین حال طراحی ساختارهای اجرایی برای پیشبرد مسائل زنان تاکید داشت. شاید به همین دلیل بود که بسیاری از خاطرات مطرحشده در مراسم، نه درباره توصیههای فردی، بلکه درباره تصمیمها، حمایتها و مداخلات مدیریتی رهبر شهید بود.
معصومه ابتکار، رئیس اسبق سازمان حفاظت محیط زیست، یکی از همین روایتها را بیان کرد. او از سالهایی گفت که به عنوان معاون رئیسجمهور در جلسات مختلف حضور داشته و از نزدیک شاهد نحوه مواجهه رهبر شهید با مدیران زن بوده است. ابتکار تاکید کرد که در تمام سالهای همکاری، هیچگاه احساس نکرده است که میان مدیران زن و مرد تفاوتی در نگاه ایشان وجود داشته باشد. حتی در مواردی، حمایتهای مستقیمی از حضور و نقشآفرینی زنان صورت میگرفت. او از پیگیری رهبر شهید درباره لایحه تامین امنیت زنان، مخالفت با خشونت خانگی و همچنین حمایت از آزادی برخی زنان زندانی سخن گفت و تاکید کرد که این نگاه، صرفا در سطح سخن باقی نمیماند. «رهبر شهید مسئله زن را یک مسئله حکمرانی میدانست، نه یک موضوع حاشیهای.»
وقتی زن و خانواده در برابر هم قرار نمیگیرند
یکی دیگر از محورهای مهم سخنان قاسمپور، تاکید بر پیوستگی زن و خانواده بود. او توضیح داد که در اندیشه رهبر شهید، زن و خانواده دو مسئله مستقل اما به هم پیوستهاند و نمیتوان یکی را به سود دیگری حذف کرد.
این بخش از سخنان او، شاید بیش از هر چیز در روایتی که طیبه ماهروزاده، عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا (س) و مادر شهیده زهرا حدادعادل، بیان کرد، معنا پیدا میکرد. ماهروزاده از سالهایی گفت که نگران ادامه تحصیل و فعالیت علمی خود بوده است. او تعریف کرد که در دیداری با رهبر شهید، نگرانیاش را مطرح کرده و گفته است: «میترسم درسم را ادامه دهم و نتوانم مادر ۲۴ عیاری برای فرزندانم باشم.» او انتظار پاسخ دیگری داشت؛ پاسخی که میان مادری و رشد علمی یکی را انتخاب کند. اما پاسخ رهبر شهید چیز دیگری بود: «طلای ۱۸ عیار هم خوب است.»
در نگاه اول، این جمله شاید تنها یک پاسخ کوتاه به نظر برسد؛ اما برای بسیاری از زنان حاضر در تالار وحدت، معنایی فراتر داشت. این جمله در واقع روایتی فشرده از همان نگاهی بود که قاسمپور از آن به عنوان «الگوی سوم» یاد میکرد؛ نگاهی که زن را مجبور به انتخاب میان خانواده و پیشرفت فردی نمیکند و میان مادری و رشد علمی، رابطهای خصمانه نمیبیند.
شاید به همین دلیل بود که در آن لحظه، بسیاری از زنان حاضر در سالن خود را در آن روایت پیدا کردند؛ زنانی که هر روز میان مسئولیتهای خانوادگی، اجتماعی و حرفهای در رفتوآمدند و سالهاست با این دوگانههای ساختگی مواجه میشوند.
میراثی که در ساختارها ماند
اگر الگوی سوم قرار بود تنها در حد یک نظریه باقی بماند، احتمالا امروز این همه روایت از آن شکل نمیگرفت.
انسیه خزعلی و مرضیه وحیددستجردی هر دو در بخشهایی از سخنان خود به حمایت رهبر شهید از حضور زنان در ساختارهای مدیریتی اشاره کردند. خزعلی از ماجرای مخالفت با حذف ساختارهای مرتبط با حوزه زنان در شورای عالی انقلاب فرهنگی سخن گفت و توضیح داد که چگونه با ورود رهبر شهید، این ساختارها نه تنها حفظ شدند بلکه تقویت نیز شدند.
وحیددستجردی نیز از روزی گفت که درباره وزارت زنان از رهبر شهید سوال کرده بود و پاسخ شنیده بود که از منظر شرعی و فقهی، هیچ مانعی برای وزارت زنان وجود ندارد. این روایتها در کنار یکدیگر، تصویری از رویکردی را ترسیم میکرد که حضور زنان در مدیریت را نه امری استثنایی، بلکه بخشی از ظرفیت طبیعی جامعه میدانست.
فراتر از یک فقدان
وقتی مراسم به پایان نزدیک میشد، صندلی خالی همچنان بر جای خود باقی مانده بود؛ همان صندلی که از ابتدای برنامه بیش از هر نماد دیگری دیده میشد. اما آنچه در تالار وحدت روایت شد، تنها سوگواری برای یک فقدان نبود. هر یک از سخنرانان از زاویهای متفاوت کوشیدند تصویری از نگاهی ارائه کنند که زن را نه در حاشیه جامعه و نه در تقابل با خانواده، بلکه در متن مسئولیت اجتماعی تعریف میکرد. شاید به همین دلیل بود که در میان همه خاطرهها و روایتها، بیش از هر چیز یک مفهوم تکرار میشد؛ «امکان جمع کردن نقشها.» اینکه زن میتواند هم مادر باشد، هم دانشمند، هم مدیر و هم کنشگر اجتماعی؛ همان تصویری که بارها در سخنان و سیره رهبر شهید از آن یاد شد و در این مراسم نیز در روایت حاضران بازتاب یافت.
در پایان مراسم، مجری برنامه با صدایی بغضآلود گفت: «بعد از رفتن ایشان همه ما یتیم شدیم.» جملهای که با افسوس بسیاری از حاضران همراه شد. شاید برای بسیاری از زنان حاضر، این احساس رنگ و بوی دیگری هم داشت؛ چرا که بخش عمده روایتهای آن روز حول شخصیتی شکل گرفته بود که از او به عنوان حامی حضور اجتماعی زنان، مدافع کرامت آنان و طراح نگاهی متفاوت به مسئله زن و خانواده یاد میکردند. میراث خامنهای شهید در نگاه به زنان و فراهم کردن امکانات کمال وجودی او همچنان میتواند چراغ راه ما در حرکت به سوی آینده باشد.
بیانات رهبر شهید انقلاب
وقتی نهضت اسلامی به مرحله انقلاب اسلامی رسید و زنان با همان برداشت طبیعی که از اسلام در جامعه زنانه بود، جلو افتادند، امام فرمودند و درست هم فرمودند که: اگر زنان در این نهضت همکاری نمیکردند، انقلاب هم پیروز نمیشد. یقینا اگر زنها در داخل خیابانها و در راهپیماییهای عظیم حضور پیدا نمیکردند، انقلاب پیروز نمیشد.
آن وقتها که در حوزه علمیه بودیم، یادم نمیآید که زنی به مرتبه اجتهاد فقهی رسیده باشد، [اما] امروز خوشبختانه زنهایی که مجتهدند، به اجتهاد فقهی رسیدهاند کم نیستند. بنده حتی معتقدم بسیاری از مسائل زنانه که موضوعش زنان هستند و مردها درست موضوع را تشخیص نمیدهند، باید خانمها از مجتهد زن تقلید کنند.
نظر شما