۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۲
کد مطلب: ۲۳٬۱۴۶

از ۱۲ روز حماسه تا ۴۰ روز ایستادگی

میراث سرخ بیداری

حسین انجدانی _ پژوهشگر و آگاه مسائل اندیشه‌ای

تاریخ نهضت‌های الهی، همواره در نقاط عطفی خلاصه می‌شود که در آن، «اراده توحیدی» بر «ابزارانگاری مادی» فائق می‌آید؛ بیست‌وسوم خرداد ۱۴۰۴، سرآغاز یک گسست تمدنی و فروپاشی هژمونی دروغینی است که دهه‌ها بر سرنوشت غرب آسیا سایه افکنده بود.

میراث سرخ بیداری

آگاه: جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، به مثابه یک «شوک استراتژیک»، پرده از حقیقت پوشالی رژیم صهیونیستی و حامی اصلی‌اش، آمریکای جنایتکار، برداشت و نشان داد که هندسه قدرت جهانی در حال بازترسیم بر مدار «عقلانیت وحیانی» و «مقاومت فعال» است. امروز که در میانه نبرد تحمیلی سوم و پس آن ۴۰ روز سرنوشت‌ساز و پرشکوه نفس می‌کشیم، بازخوانی آن ۱۲ روز حماسی، تبیین ریشه‌های هویتی ملتی است که از دفاع مقدس هشت‌ساله تا به امروز، یک خط مستقیم و خدشه‌ناپذیر جهادی را پیموده است. این مسیر، در واقع تداوم یک منطق واحد در سه فصل متمایز است: جنگ تحمیلی اول (ایران-عراق ۱۳۶۷-۱۳۵۹) که تثبیت هویت ملی در برابر ابزار منطقه‌ای استکبار بود؛ جنگ تحمیلی دوم (جنگ ۱۲ روزه ۱۴۰۴ ایران-اسرائیل) که گذار از بازدارندگی نیابتی به تنبیه مستقیم غده سرطانی محسوب می‌شد و اکنون جنگ تحمیلی سوم (ایران-آمریکا-اسرائیل ۱۴۰۵-۱۴۰۴) که رویارویی تمام‌عیار و بی‌واسطه با رأس فتنه یعنی آمریکاست. در هر سه فصل، جایگاه ایران اسلامی، دفاع مشروع از کیان توحید و حقوق حقه بوده و ماهیت دشمن، همواره «تجاوزگری» با هدف انسداد مسیر تمدنی انقلاب است.

میراث سرخ بیداری
درس بزرگ جنگ ۱۲ روزه، تجلی «وحدت ملی» میان میدان، دیپلماسی و توده‌های مردم بود که در قالب یک «آتش‌باره منسجم» تجلی یافت. در آن مقطع، برخلاف محاسبات اتاق‌های فکر واشنگتن، نه تنها حملات غافلگیرانه منجر به فروپاشی ساختار نشد، بلکه «چابکی راهبردی» نیروهای مسلح در ذیل یک فرماندهی متمرکز و حکیمانه، دشمن را در بهت عملیاتی فرو برد. پیروزی در «جنگ روایت‌ها» و شفافیت رسانه‌ای که دروغ‌های سیستماتیک جبهه استکبار را پیش از انتشار خنثی می‌کرد، نشان از بلوغ فکری ملتی داشت که آموخته است در غبار حادثه، نباید مرجعیت خبری را به دشمن واگذار کند. این تجربه، دکترین دفاعی ما را از سطح «عملیات‌های تنبیهی محدود» به «بازدارندگی تمدنی» ارتقا داد؛ جایی که «وعده صادق» و «طوفان‌الاقصی» به مثابه قطعات یک کل واحد، نظم امنیتی جدیدی را به رخ کشیدند که در آن، امنیت منطقه منوط به خروج تروریست‌های فرامنطقه‌ای است.
نسبت میان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی ۴۰ روزه کنونی، نسبت «آموزش در آتش» و «اجرا در معرکه» است. اگر در آن ۱۲ روز، مدیریت شوک استراتژیک و بازیابی سریع قدرت تمرین شد، امروز در جنگ ۴۰ روزه، این تجربه به «پایداری میدانی مستمر» و «لجستیک تاب‌آور» تبدیل شده است. ما از پارادایم «بازدارندگی با کمترین هزینه» عبور کرده و به ساحت «مقاومت حداکثری» گام نهاده‌ایم؛ ساحتی که در آن، هزینه‌های مادی در برابر دستاوردهای معنوی و استراتژیک، رنگ می‌بازند. تحول در زیرساخت‌های دفاعی و صنعتی که در فاصله این دو نبرد به کمال رسید، ایران را به چنان جایگاهی رسانده که امروز آمریکا نه با یک کشور تحت تحریم، بلکه با یک «ابرقدرت نوظهور منطقه‌ای» روبه‌روست که توان انسداد گلوگاه‌های استراتژیک را در اختیار دارد.
در کانون این تحولات، شخصیت و اندیشه متعالی رهبر شهید، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیدعلی خامنه‌ای (قدس‌الله ‌نفسه‌الزکیه)، قرار دارد. ایشان با نگاهی الهی، جنگ را نه یک ابزار سیاسی برای کسب قدرت، بلکه یک «تکلیف شرعی» و «جهاد فی‌سبیل‌الله» برای استقرار عدالت تبیین کردند. هدایت‌های روزانه ایشان در آن ۱۲ روز، نه تنها قوام‌بخش اراده رزمندگان بود، بلکه با بیانات آرام‌بخش و حکیمانه، وحدت ملی را به سدی تسخیرناپذیر تبدیل کرد. وصیت سرخ ایشان و آن بدرقه حماسی جهادگران راه قدس، در واقع ترسیم نقشه راهی بود که امروز فرزند خلف و خردمند ایشان با همان صلابت علوی آن را پیش می‌برند. شهید خامنه‌ای راه را برای تداوم خط مقاومت چنان هموار کرد که حتی شهادت ایشان نیز به محرکی عظیم‌تر برای فروپاشی کاخ‌های ستم تبدیل شد. ایشان به ما آموختند که «پیروزی در سایه خون» میسر است و اینک، خون مطهر ایشان، تضمین‌کننده پیروزی در نبرد ۴۰ روزه و نبردهای پیش رو تا فتح نهایی قدس است.
تداوم معارف جنگ ۱۲ روزه، ضرورتی حیاتی برای صیانت از آرمان‌های نسل جدید است. ما موظفیم این حماسه بی‌بدیل را از گزند تحریف و فراموشی مصون بداریم. انتقال این دانش تمدنی به لایه‌های مختلف آموزشی، از مدارس تا دانشگاه‌ها، و بهره‌گیری از ظرفیت‌های بی‌پایان هنر و رسانه برای تولید روایت‌های سنگین و بدیع، یک ضرورت دفاعی است. نسل «جنگ ۴۰ روزه» باید بداند که بر شانه‌های چه غول‌هایی ایستاده است و این امنیت مقتدرانه، ثمره کدام خون‌های پاک است. ما در مسیر طلوع هستیم و جنگ ۱۲ روزه، تنها طلیعه فجری بود که فرجام آن، چیزی جز محو رژیم صهیونیستی و استقرار نظم نوین اسلامی نخواهد بود. این راهی است که با خون آغاز شده و با فتح، به سرانجام خواهد رسید به حول و قوه الهی.

تاریخ نهضت‌های الهی، همواره در نقاط عطفی خلاصه می‌شود که در آن، «اراده توحیدی» بر «ابزارانگاری مادی» فائق می‌آید؛ بیست‌وسوم خرداد ۱۴۰۴، سرآغاز یک گسست تمدنی و فروپاشی هژمونی دروغینی است که دهه‌ها بر سرنوشت غرب آسیا سایه افکنده بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.