صبح‌های پیاده‌روی اربعین در جاده نجف به کربلا شبیه هیچ جای دیگری در جهان نیست. هنوز آفتاب کاملا بالا نیامده که جاده بیدار می‌شود. زائران از ملیت‌های مختلف به راه افتاده‌اند؛ پیرمردی از بصره، جوانی از تهران، خانواده‌ای از خوزستان و گروهی از نجف. در دو سوی مسیر، موکب‌ها یکی پس از دیگری برپاست. مردی عراقی با اصرار، زائران را به نوشیدن چای دعوت می‌کند. زن سالخورده‌ای مقابل خانه‌اش ایستاده و از رهگذران می‌خواهد دقایقی را به استراحت بگذرانند. چند کودک با ظرف‌های آب میان جمعیت می‌دوند و از خدمت به زائران لذت می‌برند.

از پیاده‌روی اربعین تا تشییع رهبر شهید

آگاه: در این جاده، اتفاقی فراتر از یک آیین مذهبی رخ می‌دهد. مرزها کمرنگ می‌شوند و ملیت‌ها به حاشیه می‌روند. ایرانی و عراقی، اگرچه از دو کشور متفاوت آمده و هستند، اما خود را اعضای یک خانواده بزرگ‌تر می‌بینند؛ خانواده‌ای که محور آن محبت اهل‌بیت (ع) و به‌ویژه عشق به امام حسین (ع) است.
چند روز پیش اما، عراق بار دیگر شاهد صحنه‌ای کم‌نظیر شد. این بار نه برای زیارت اربعین و نه برای رسیدن به حرم امام حسین (ع)، بلکه برای بدرقه پیکر آقای شهید ایران. خیابان‌های نجف و کربلا مملو از جمعیتی بود که برای ادای احترام و وداع آمده بودند. تصاویر منتشرشده از این مراسم برای بسیاری از ایرانیان آشنا به نظر می‌رسید. همان موج جمعیت، همان اشک‌ها، همان حرکت دسته‌جمعی و همان حس تعلق. رهبر شهید ما اولین زائر اربعین امسال شد.

 وقتی مرزها در میان جمعیت گم می‌شوند
در نگاه نخست، اربعین و تشییع رهبر شهید دو رخداد کاملا متفاوتند. یکی آیینی مذهبی با پیشینه‌ای تاریخی و دیگری مراسمی معاصر در سوگ یک شخصیت برجسته. اما اندکی تأمل نشان می‌دهد که این دو رویداد بر بستری مشترک شکل گرفته‌اند؛ بستری به نام پیوند اجتماعی، فرهنگی و عاطفی ملت‌های ایران و عراق.
در جهان امروز، کشورها معمولا روابط خود را بر اساس منافع سیاسی و اقتصادی تعریف می‌کنند. همسایگان بسیاری در دنیا وجود دارند که سال‌ها در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند، اما میان ملت‌های‌شان ارتباطی عمیق شکل نگرفته است. رابطه ایران و عراق اما از این قاعده فاصله دارد. دو ملت، گذشته از اشتراک جغرافیایی، در طول تاریخ از مسیرهای فرهنگی، مذهبی و اجتماعی به یکدیگر گره خورده‌اند.
وجود عتبات عالیات در عراق، پیوند تاریخی ایرانیان با نجف و کربلا، ارتباط دیرینه حوزه‌های علمیه قم و نجف و ده‌ها سال تعامل فرهنگی و اجتماعی، شبکه‌ای از ارتباطات انسانی را شکل داده که فراتر از روابط رسمی میان دولت‌هاست. اربعین، مهم‌ترین نماد این پیوند است. میلیون‌ها ایرانی هر سال راهی عراق می‌شوند و میلیون‌ها عراقی نیز با تمام توان از آنان میزبانی می‌کنند. در این میزبانی، سود اقتصادی و منفعت سیاسی نقش تعیین‌کننده‌ای ندارد. خانواده‌هایی که شاید خود از امکانات چندانی برخوردار نباشند، روزها و گاه ماه‌ها برای پذیرایی از زائران برنامه‌ریزی می‌کنند. برخی خانه‌های خود را در اختیار زائران قرار می‌دهند، برخی تمام پس‌انداز سالانه‌شان را صرف برپایی موکب می‌کنند و برخی دیگر تنها با یک بطری آب یا استکان چای از زائران پذیرایی می‌کنند.

 دو آیین، یک احساس مشترک
اگر پیوند میان دو کشور صرفا در سطح مناسبات سیاسی باقی مانده بود، حضور گسترده مردم عراق در این مراسم قابل توضیح نبود. هیچ دستور اداری و هیچ سازوکار رسمی نمی‌تواند جمعیتی عظیم را به چنین حضوری وادار کند. آنچه مردم را به خیابان‌ها کشاند، احساسی بود که در طول سال‌ها شکل گرفته و در بزنگاه‌های مختلف تقویت شده است.
شباهت‌های اربعین و تشییع رهبر شهید، بیش از آن چیزی است که در نگاه نخست به چشم می‌آید. در هر دو رویداد، مردم نقش اصلی را ایفا می‌کنند. در هر دو، حرکت از پایین به بالاست؛ یعنی مردم خود تصمیم می‌گیرند در صحنه حاضر شوند. در هر دو، عنصر عاطفه و باور جمعی نیروی محرک اصلی است.
همان‌گونه که هیچ قدرتی نمی‌تواند میلیون‌ها نفر را مجبور کند کیلومترها در مسیر نجف تا کربلا پیاده‌روی کنند، هیچ نهاد رسمی نیز قادر نیست مردم را به حضور پرشور در یک مراسم تشییع وادار سازد. این حضورها زمانی شکل می‌گیرد که احساس تعلق و همدلی واقعی وجود داشته باشد.
از زاویه‌ای دیگر، هر دو رویداد نشان می‌دهند که هویت‌های جمعی در منطقه صرفا بر پایه ملیت تعریف نمی‌شوند. در اربعین، زائر ایرانی در خانه یک خانواده عراقی استراحت می‌کند و احساس غریبی ندارد. همین منش عراقی‌ها در تشییع رهبری در تهران، قم و مشهد نیز خود را نشان داد، جایی که میلیون‌ها ایرانی برای مراسم وداع و بدرقه از شهرهای خود روانه شده و مورد استقبال هموطنان خود در خانه‌ها و مساجد و حسینیه‌ها واقع شدند. گویی این بار زیارت اربعینی دیگر در ایران برپا شده بود.
در تشییع شهدا در کربلا و نجف نیز بسیاری از مردم عراق در سوگ شخصیتی شریک شدند که اگرچه ایرانی بود، اما برای آنان به بخشی از خاطره و هویت جمعی‌شان تبدیل شده بود. عراقی‌ها گویی فاصله تاریخی خود با امام حسین علیه‌السلام را در تشییع رهبر شهید انقلاب جبران می‌کردند.
 برادری در روزهای زیارت و روزهای بحران
اما اهمیت این پیوند، تنها در روزهای زیارت و مناسبت‌های آیینی آشکار نمی‌شود. شاید مهم‌ترین نشانه عمق این رابطه آن باشد که در روزهای سخت نیز خود را نشان می‌دهد.
نمونه روشن این مسئله را می‌توان در سال‌های مبارزه با داعش در منطقه مشاهده کرد. زمانی که داعش بخش‌هایی از عراق را اشغال کرده بود، ایرانیان و عراقی‌ها خود را در دو جبهه جداگانه تعریف نکردند. رزمندگان ایرانی در کنار نیروهای مردمی عراق ایستادند و بسیاری از عراقی‌ها نیز این همراهی را نه کمک یک کشور خارجی، بلکه یاری برادرانه ملتی هم‌سرنوشت تلقی کردند. در آن سال‌ها، خون ایرانیان و عراقی‌ها در یک میدان و برای یک هدف مشترک بر زمین ریخت.
ایرانیان و عراقی‌ها، فارغ از تفاوت‌های سیاسی، در حافظه جمعی خود تجربه‌هایی مشترک از جنگ با دشمنی همچون آمریکا، ناامنی و مداخلات خارجی دارند. هر دو ملت طعم ویرانی، از دست دادن عزیزان و نگرانی برای سرنوشت سرزمین خود را چشیده‌اند. شاید به همین دلیل است که در لحظه‌های حساس، همدلی میان دو جامعه صرفا یک همدردی سیاسی نیست، بلکه از تجربه‌ای زیسته و مشترک از رنج و مقاومت سرچشمه می‌گیرد.
از این منظر، اربعین و تشییع رهبر شهید را می‌توان دو تصویر از یک حقیقت واحد دانست. اربعین، رویداد سالانه این برادری است؛ لحظه‌ای که دو ملت در مسیر نجف تا کربلا کنار هم راه می‌روند، به یکدیگر خدمت می‌کنند و اشتراکات خود را بازمی‌یابند. تشییع رهبر شهید نیز لحظه‌ای بود که همین برادری در سوگ و وفاداری خود را آشکار کرد؛ زمانی که مردم عراق نشان دادند پیوند میان دو ملت، تنها به روزهای زیارت و آیین‌های مذهبی محدود نیست، بلکه در روزهای سرنوشت‌ساز نیز خود را به نمایش می‌گذارد.
در فرهنگ شیعی، شهادت پایان یک مسیر نیست، بلکه آغاز نوعی ماندگاری اجتماعی و معنوی است. از عاشورا تا امروز، شیعیان با آیین‌های سوگواری، تشییع و یادبود شهدا، پیوند خود را با شخصیت‌های اثرگذار حفظ کرده‌اند. به همین دلیل، برای بخشی از جامعه عراق، حضور در تشییع رهبر شهید صرفا مشارکت در یک مراسم سیاسی نبود؛ بلکه امتداد همان فرهنگ شیعی بود که وفاداری به شهید و ادای احترام به کسانی را که در دفاع از امت اسلامی نقش داشته‌اند، یک مسئولیت اخلاقی و دینی می‌داند.
شاید راز شباهت اربعین و تشییع رهبر شهید در همین باشد؛ هر دو بر شانه‌های حافظه شیعی ایستاده‌اند؛ حافظه‌ای که رنج را فراموش نمی‌کند، شهید را از یاد نمی‌برد و در لحظه‌های تاریخی، مرزهای جغرافیایی را به سود احساس تعلق و سرنوشت مشترک کنار می‌زند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.