مرضیه کیان، خبرنگار: روزگاری شاهرگ ارتباطی جبهه در دستان جوانانی بود که با بی‌سیم صدای مظلومیت و اقتدار را مخابره می‌کردند. بی‌سیم‌چی‌های دوران دفاع مقدس، زیر آتش سنگین دشمن، ارتباط را حفظ کردند تا خط نشکند.

از بی‌سیم‌چی‌های دیروز تا افسران سایبری امروز

آگاه: امروز اما میدان نبرد تغییر کرده است. در روز فناوری اطلاعات، نگاهمان به جبهه جدیدی دوخته می‌شود که در آن، افسران سایبری، جانشینان همان بی‌سیم‌چی‌ها شده‌اند. جنگ نرم و فضای مجازی اکنون خط مقدم است. استکبار جهانی با تمام قوا به میدان آمده تا ذهن و روان جامعه را هدف بگیرد، اما نخبگان سایبری ما با مقاومت دیجیتال، توطئه‌ها را خنثی می‌کنند. در جریان جنگ ۴۰ روزه و در یازدهم اسفند ۱۴۰۴، ساختمان‌هایی در تهرانپارس و دردشت هدف کینه دشمن قرار گرفت. آنجا بود که خون جوانان متخصص حوزه فناوری، از مجتبی و محمد و مهدی تا زهرا و فائزه، بر زمین ریخت. این گزارش، روایتی است از تداوم فرهنگ ایثار، از دیروز تا امروز که تخصص و تعهد درهم آمیخته است.

گاهی برای چسباندن محافظ صفحه تلفن همراه دنبال فردی می‌گردیم که بدون ایجاد حباب، کار را به بهترین نحو انجام دهد. در امور روزمره و نیازهای سطحی، همواره به دنبال بهترین‌ها هستیم و وسواس به خرج می‌دهیم؛ اما عجیب است که در مواجهه با مفاهیم عمیق زندگی، مقاومت، ایثار و عقیده، گاهی به روایت‌های دست‌چندم بسنده می‌کنیم. در روزگاری که فضای مجازی پر از تشکیک و پرسش‌های سطحی شده است، عده‌ای بی‌وقفه می‌پرسند «چه کسی گفته است فلانی قهرمان بود؟»، «چه کسی گفته باید ایستاد؟». آنها فراموش کرده‌اند که حقیقت، نیازی به تایید روایت‌های مخدوش ندارد. خون‌های پاکی که در مسیر حقیقت ریخته شده‌اند، خود بزرگ‌ترین سند حقانیت هستند. دین و آیین عریان از خرافات، چنان باشکوه است که نیازی به بزک ندارد. حق با اصالت است؛ با آنانی که در بزنگاه خطر، جانشان را سپر بلا کردند تا خط ارتباطی این مرز و بوم با حقیقت قطع نشود.

از بی‌سیم‌های خاکی تا سرورهای خط مقدم
در سال‌های دفاع مقدس، بی‌سیم‌چی‌ها نقطه اتصال فرماندهی و خط مقدم بودند. آنها در تاریکی شب و زیر رگبار گلوله، مختصات را اعلام می‌کردند. امروز، در عصر فناوری اطلاعات، این خط مقدم به ساختمان‌هایی در دل شهر منتقل شده است؛ به اتاق‌هایی پر از رایانه و سرور، جایی که افسران سایبری، حملات پیچیده استکبار را رصد و خنثی می‌کنند. نبرد امروز، نبرد داده‌ها و روایت‌هاست. دشمن در تلاش است تا با ابزار دیجیتال، تسلط خود را تحمیل کند، اما این نخبگان با سواد و تعهد خود، سد راه آنها شده‌اند.

تهرانپارس؛ معراج نخبگان فناوری
روز ۱۱ اسفند ۱۴۰۴، روزی فراموش‌نشدنی در تقویم مقاومت دیجیتال ایران است. در جریان جنگ ۴۰ روزه، موشک‌های کینه و ترور، ساختمان‌هایی در فلکه چهارم تهرانپارس و میدان هفت حوض (دردشت) را هدف قرار دادند. این ساختمان‌ها، مقر فعالیت سایبری سپاه و پناهگاه جوانانی بودند که برای دفاع از امنیت روانی و سایبری کشور شبانه‌روز تلاش می‌کردند.
مجتبی عباسی یکی از همین ستاره‌ها بود. جوان متولد شهریور ۱۳۸۰ که تنها ۹ ماه از ازدواجش می‌گذشت. او که دکترای مهندسی کامپیوتر خود را در دانشگاه شهید بهشتی دنبال می‌کرد، مدیر یک شرکت دانش‌بنیان و نخبه سایبری بود. مادرش از کودکی او را با وضو شیر داده بود و لقمه حلال در رشد او تاثیر شگرفی داشت. مجتبی کتابخوانی قهار بود؛ در برنامه کتابخوان او بیش از ۱۵۰ عنوان کتاب از جمله «من زنده‌ام» و «انسان دویست و پنجاه ساله» به چشم می‌خورد. ولایت‌مداری او چنان بود که با شنیدن خبر شهادت رهبر، همسرش از شدت نگرانی برای حال مجتبی راهی درمانگاه شد. دشمن برای ترور او جایزه تعیین کرده بود و سرانجام او را در فلکه چهارم تهرانپارس به شهادت رساند. در کنار او، محمدمهدی شمشیری، جوان ۲۱ ساله و دانشجوی علوم کامپیوتر قرار داشت. پدرش او را مظهر حیا می‌دانست. جوانی که زیارت عاشورا از او جدا نمی‌شد و ارادت خاصی به ساحت مقدس امام زمان (عج) داشت. وقتی پدر پیشنهاد ازدواج را مطرح کرد، محمدمهدی با حیا فرصت خواست؛ تقدیر اما برای او حجله شهادت آراسته بود. او به همراه پسرخاله‌اش، شهید امیرحسین گلناری، در همان حمله ناجوانمردانه آسمانی شد و در گلزار شهدا به خاک سپرده شد.

آخرین نگاه پیش از پرواز
مرتضی فکری، جوان ۲۳ ساله مجرد و فعال سایبری، روایت عجیبی از لحظه وداع دارد. او که دو شب به دلیل فشردگی کار در مقر مانده بود، صبح روز حادثه ناخن‌هایش را گرفت، غسل کرد و آماده رفتن شد. در برابر اصرار مادر برای نرفتن، او مادر را در آغوش کشید و با نگاهی که بعدها مادر آن را «آخرین نگاه» نامید، از خانه خارج شد. پس از انفجار، پیکر او تنها از طریق آزمایش دی‌ان‌ای شناسایی شد. مرتضی عاشق کربلا بود و آرزو داشت روزی پرچم متبرک دور تابوتش پیچیده شود؛ آرزویی که محقق شد. در همین میان، محمدصالح خسروی، نخبه ۱۹ ساله مهندسی کامپیوتر، با سن کم اما فهمی فراتر از دهه‌ها زندگی، قربانی خیانت وطن‌فروشان شد. مادر محمد صالح از خون پسرش نمی‌گذرد. او  یادآور درد عمیق خانواده‌هایی است که جگرگوشه‌های‌شان را در راه امنیت کشور دادند.

فرماندهان بی‌ادعا و سربازان گمنام
مهدی مقدم، فرمانده پنهان یک گروه ۲۰ نفره، تنها ۲۴ سال داشت. او که همواره پشت لنز دوربین عکاسی پنهان می‌شد تا دیده نشود، پس از جان به در بردن از روزهای سخت کرونا، در یک حادثه جانکاه، زیر آوار بتن‌ها در تهرانپارس نفس‌های آخر را کشید و نوعروسش را در ماتم گذاشت. 
مجید بابایی، پاسدار ۳۸ ساله، پدر دو فرزند هشت ساله بود. او روز عید غدیر رویای بهشت را دید و همان روزها در حالی که همواره کودکان را به نماز تشویق می‌کرد، بر اثر موج انفجار در طبقه اول ساختمان به شهادت رسید.
 مصطفی حبیبی، پاسدار ۴۱ ساله نیز از دیگر شهدایی بود که مهربانی‌اش زبانزد همه بود و اکنون فرزندش، حسین، با صلابت از انتقام خون پدر سخن می‌گوید.
محسن سلطانی‌مباشر، جوان ۳۱ ساله و دانش‌آموخته فناوری اطلاعات،در همان ساختمان به شهادت رسید. او که قول داده بود مادرش را به کربلا ببرد، در مسیر دفاع از حریم وطن، خود مسافر کربلای شهادت شد.
زنان در خط مقدم نبرد سایبری
نبرد در فضای سایبر محدود به مردان نیست. زهرا طالقانی‌زاده، دختری ۳۷ ساله و تنها فرزند خانواده، ثابت کرد که زنان نیز سربازان خط مقدم این میدان هستند. دختری که با قدم‌های استوار مسیر کافه‌ها و دعای عهد را طی می‌کرد، زیر آوار ساختمان تهرانپارس جا ماند و تنها بخش‌هایی از پیکرش در شب بیست‌وسوم ماه رمضان سهم مادر از آن دختر پرشور شد.  همچنین شهیده فائزه مومنی، مادر دختری دوونیم ساله و کارمند بخش سایبری سپاه، با اصابت ترکش به گردن به شهادت رسید. همسرش که خود نظامی است، از او به عنوان زنی پاک، خوش‌خنده و دلسوز یاد می‌کند که با تمام خستگی کار، لحظه‌ای از مهرورزی به خانواده غافل نمی‌شد. ساختمانی که او در آن کار می‌کرد با سه موشک منهدم شد، نتیجه خیانتی که موقعیت این نخبگان را لو داده بود.

پیمان خونین در مسیر ولایت و مقاومت
حماسه شهدای سایبری پر از لحظات ناب اخلاص است. محمدمهدی شریفی‌جزه، جوان ۲۳ ساله و مجرد، هر شب پیش از خواب پای پدر و مادر را می‌بوسید. او و برادرش در جمکران با هم قرار شهادت گذاشته بودند و پیش از حادثه به او الهام شده بود که به زودی آسمانی می‌شود.
مهدی حسینی، جوان ۲۴ ساله و خادم امام رضا (ع)، که در یک سال طعم زیارت مکه، کربلا و مشهد را چشیده بود، در سکوت و حیای همیشگی‌اش در دردشت به شهادت رسید. امیرحسین محمدپورانبوهی، مدیر ۳۳ ساله سایبری سپاه، با دختری یک ماهه به نام ریحانه، چنان با زیردستان و اطرافیان محترمانه رفتار می‌کرد که شهادتش قلب همه را به درد آورد. احمدرضا محبی، نخبه مهندسی نرم‌افزار و تک‌پسر خانواده، نیز در دردشت به یاران شهیدش پیوست.
این جوانان، از بی‌سیم‌چی‌های دیروز تا افسران سایبری امروز، نشان دادند که فرمول مقاومت تغییر نکرده است؛ تنها ابزارها عوض شده‌اند. دشمن بداند تا زمانی که این خون‌های پاک در رگ‌های این سرزمین جاری است، هیچ موشکی نمی‌تواند سرورهای ایمان و اراده این ملت را مختل کند. مقاومت دیجیتال، با نام این شهدا، تا نابودی کامل باطل ادامه خواهد داشت.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.