۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۳
کد مطلب: ۲۴٬۰۱۳

نقطه کانونی تحلیل‌ها

کیفیت «انباشت تمدنی»

جواد طلوع _ پژوهشگر مقطع دکتری رشته مطالعات تمدنی

فکر می‌کنم وقتی درباره تاب‌آوری تمدنی حرف می‌زنیم از همان ابتدا سوال را اشتباه مطرح می‌کنیم. معمولا می‌پرسیم چرا بعضی ملت‌ها از بحران عبور می‌کنند و بعضی دیگر نه؛ در حالی که تقریبا همه ملت‌ها از بحران عبور می‌کنند. تاریخ، تاریخ ملت‌های بی‌بحران نیست. تفاوت از جایی شروع می‌شود که یک بحران در یک جامعه به نقطه آغاز تحول تبدیل می‌شود و در جامعه‌ای دیگر فقط زخمی تازه بر زخم‌های قبلی اضافه می‌کند. بنابراین مسئله اصلی، عبور از بحران نیست؛ مسئله این است که بحران در هر جامعه چه چیزی تولید می‌کند.

آگاه: ادبیات رایج تاب‌آوری، بحران را نقطه کانونی تحلیل قرار داده است گویی همه‌چیز از روز وقوع بحران آغاز می‌شود. این نگاه، یک واقعیت مهم را نادیده می‌گیرد؛ بحران‌ها هیچ جامعه‌ای را نمی‌سازند. بحران فقط کیفیت آن چیزی را آشکار می‌کند که سال‌ها در لایه‌های پنهان یک جامعه انباشته شده است. درست مانند امتحانی که دانش‌آموز را باسواد نمی‌کند، بلکه فقط نشان می‌دهد در ماه‌های گذشته چه آموخته است. بحران نیز چیزی به یک ملت اضافه نمی‌کند؛ فقط نتیجه سال‌ها حکمرانی، تربیت، فرهنگ، آموزش، اعتماد اجتماعی و کیفیت نهادها را یک‌جا آشکار می‌کند.
شاید به همین دلیل باشد که دو کشور با فشارهای تقریبا مشابه، دو سرنوشت کاملا متفاوت پیدا می‌کنند. تفاوت نه در شدت بحران، بلکه در کیفیت «انباشت تمدنی» آنهاست. هر جامعه‌ای دائما در حال انباشت یا از دست دادن سرمایه‌هایی است که در هیچ گزارش اقتصادی ثبت نمی‌شوند؛ سرمایه‌هایی مانند اعتماد، قدرت همکاری، حافظه تاریخی، مسئولیت‌پذیری عمومی، توان گفت‌وگو و ظرفیت اصلاح. اینها در روزهای عادی چندان به چشم نمی‌آیند، اما به محض اینکه بحران از راه برسد، ارزش واقعی خود را نشان می‌دهند.
یکی از خطاهای رایج این است که تاب‌آوری را با تحمل اشتباه می‌گیریم. تحمل کردن، فضیلت یک تمدن نیست. جامعه‌ای ممکن است سال‌ها فشار را تحمل کند، اما اگر همان اشتباهات را بارها تکرار کند، فقط هزینه بیشتری پرداخته است. ارزش یک تمدن به مقدار رنجی که تحمل کرده نیست؛ به کیفیت یادگیری از آن رنج است. هر بحرانی که به اصلاح یک نهاد، بازنگری یک سیاست یا تغییر یک الگوی فرهنگی منجر نشود، دیر یا زود با چهره‌ای تازه بازخواهد گشت. تمدن‌ها معمولا با کمبود منابع از پا درنمی‌آیند با فرسایش قدرت یادگیری از پا درمی‌آیند. وقتی تجربه‌های تاریخی به حافظه نهادی تبدیل نشوند، هر نسل ناچار است همان خطاهایی را تکرار کند که نسل قبل هزینه آن را پرداخته است. این همان نقطه‌ای است که بحران از یک حادثه مقطعی به یک چرخه تاریخی تبدیل می‌شود. جامعه در ظاهر در حال حرکت است، اما در واقع دور خودش می‌چرخد.
قدرت یک ملت را نباید فقط با تولید ناخالص داخلی، تعداد دانشگاه‌ها یا حجم سرمایه‌گذاری سنجید. این شاخص‌ها مهم‌اند، اما پرسش مهم‌تر چیز دیگری است؛ یک جامعه با تجربه‌های تلخ خود چه می‌کند؟ آیا آنها را به دانش تبدیل می‌کند یا فقط به خاطره؟ خاطره بار عاطفی دارد اما قدرت تغییر ندارد. دانش، آینده را تغییر می‌دهد. تفاوت ملت‌های ماندگار و ملت‌های فراموش‌شده نیز دقیقا در همین نقطه شکل می‌گیرد. به همین دلیل و بر همین اساس شاید لازم باشد مفهوم تاب‌آوری را از حوزه مدیریت بحران به حوزه مطالعات تمدنی منتقل کنیم. در این صورت موضوع دیگر صرفا مدیریت یک حادثه نیست بلکه کیفیت سازوکارهایی است که یک جامعه از طریق آنها تجربه را به عقل جمعی تبدیل می‌کند. خانواده، مدرسه، دانشگاه، کتابخانه، رسانه و نظام حکمرانی، هر کدام بخشی از این فرآیند هستند. اگر این زنجیره درست عمل نکند، بحران فقط خسارت اقتصادی یا امنیتی ایجاد نمی‌کند. مهم‌تر از آن، توان یک جامعه برای اصلاح خود را کاهش می‌دهد.
جهان آینده بیش از هر زمان دیگری با بحران‌های پیچیده، ترکیبی و پیوسته روبه‌رو خواهد بود؛ بحران‌هایی که مرز میان اقتصاد، فرهنگ، امنیت فناوری و رسانه را از بین برده‌اند. در چنین شرایطی مزیت راهبردی کشورها نه در فرار از بحران بلکه در سرعت یادگیری از آن خواهد بود. هر اندازه فاصله میان «تجربه» و «اصلاح» کمتر باشد، ظرفیت تمدنی یک جامعه بیشتر خواهد شد. هر اندازه این فاصله طولانی‌تر شود بحران به جای آنکه موتور تحول باشد، به سازوکار فرسایش تبدیل می‌شود.
حرف من این است؛ تاب‌آوری تمدنی را نباید توان ایستادن در برابر بحران دانست، این فقط بخشی از ماجراست. تاب‌آوری واقعی زمانی شکل می‌گیرد که یک ملت بتواند هر بحران را به فرصتی برای بازسازی عقلانیت خود تبدیل کند. تاریخ، ملت‌هایی را به یاد نمی‌آورد که کمترین بحران را تجربه کرده‌اند؛ تاریخ متعلق به ملت‌هایی است که اجازه نداده‌اند بحران، قدرت یادگیری آنها را از بین ببرد. تمدن، بیش از آنکه محصول روزهای آرام باشد، محصول کیفیت یادگیری در روزهای سخت است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.