آگاه: وقتی از تابآوری ملی سخن میگوییم، اغلب به مفاهیمی چون اقتصاد مقاومتی، مدیریت بحران یا بازدارندگی نظامی میاندیشیم. اما پرسش بنیادین این است: چه عاملی تعیین میکند که یک ملت در طوفانهای سهمگین فشارهای خارجی، دچار گسست میشود یا همچون کوهی استوار، موجها را میشکند؟ پاسخ، در گوهری نهفته است که کمتر دیده میشود: سرمایه اجتماعی. این سرمایه، مجموعه پیوندهای اعتماد، هنجارهای همکاری و شبکههای مشارکتی است که تابآوری را نه به یک شعار، که به یک ویژگی ساختاری زیستشده در متن جامعه تبدیل میکند.
سرمایه اجتماعی و تابآوری؛ دو روی یک سکه
تابآوری در ادبیات راهبردی، به معنای «ظرفیت یک نظام برای جذب شوکها، بازسازی خود و حرکت به سمت وضعیتی بهتر از پیش از بحران» است. اما این ظرفیت، از خلأ پدید نمیآید. بستر اصلی آن، سرمایه اجتماعی است. جوامعی که از پیوندهای افقی مستحکم میان مردم و پیوندهای عمودی شفاف میان مردم و نهادها برخوردارند، در بحرانها دست کم سه مزیت راهبردی دارند: کاهش هزینههای هماهنگی (بدون نیاز به دستور از بالا، خود را سازمان میدهند)، تولید سریع راهحلهای محلی (با تکیه بر تجربه زیسته خود) و حفظ انسجام روانی (چراکه در یک شبکه حمایتی، احساس تنهایی و ناامیدی معنا ندارد)
در مقابل، جامعهای که سرمایه اجتماعی آن تحلیل رفته، حتی با وجود منابع مالی و زیرساختهای فیزیکی غنی، در اولین شوک به سرعت دچار هراس، بیاعتمادی و فلج تصمیمگیری میشود. به عبارت دقیقتر، سرمایه اجتماعی، ضریب امنیت تابآوری است؛ هرچه این ضریب بالاتر باشد، هزینه بقا در برابر جنگ ترکیبی کاهش مییابد. سرمایه اجتماعی در سه سطح، تابآوری را تغذیه میکند:
اول؛ اعتماد بینفردی: هنگامی که مردم به یکدیگر اعتماد دارند، در بحرانها به جای فرار به سمت فردگرایی افراطی، شبکههای خودیاری محلی تشکیل میدهند. تجربه دوران جنگ تحمیلی و روزهای سخت تحریم نشان داد که همین اعتماد ساده محلهای، هزاران گروه جهادی خودجوش را پدید آورد که بیچشمداشت، بار حل مسائل روزمره را به دوش کشیدند.
دوم؛ اعتماد نهادی: مردم اگر به کارآمدی و صداقت نهادها باور داشته باشند، در شرایط سخت، به جای شورش یا انفعال، با نهادها همکاری میکنند. مدیران نیز با پشتوانه این اعتماد، جرأت تصمیمگیریهای سخت و بلندمدت را پیدا میکنند؛ چراکه میدانند مردم، هزینههای مقطعی این تصمیمات را تحمل خواهند کرد و علیه آنها شورش نمیکنند. این چرخه فضیلت، همان «خطای محاسباتی دشمن» است که رهبر شهید به آن اشاره داشتند؛ دشمن گمان میکند با فشار، این اعتماد را میشکند، اما اگر نظام آن را تقویت کند، سناریوهای دشمن نقش بر آب میشود.
سوم؛ مشارکت مدنی: جوامعی که شهروندانشان در تصمیمگیریهای جمعی سهیم هستند، بحرانها را به مثابه «مسئله خود» میبینند، نه «مشکل دولت.» این حس مالکیت، انگیزه پایداری را تا سرحد ایثار افزایش میدهد. در ایران، حضور پرشور در صحنههای ملی، از راهپیماییهای انقلابی تا کمکهای مؤمنانه دوران کرونا، دقیقا تجلی همین سرمایه مشارکتی بوده که تابآوری حیرتانگیز را رقم زده است.
هشدار؛ افول سرمایه اجتماعی، تهدید راهبردی تابآوری
متاسفانه، دادههای پیمایشهای ملی نشان میدهد که سرمایه اجتماعی در ایران در یک دهه اخیر، افولی محسوس داشته است. شاخص ترکیبی این حوزه از ۴۳.۵ در سال ۱۳۹۴ به ۳۶.۶ در سال ۱۴۰۴ تنزل یافته است. این افول به معنای کاهش ظرفیت تابآوری کشور در برابر شوکهای آینده است. وقتی اعتمادهای بین فردی سست میشود، شبکههای حمایتی خودجوش فرو میریزند؛ وقتی اعتماد نهادی کاهش مییابد، مردم هرگونه پویش ملی را با شک و تردید مواجه میکنند و وقتی مشارکت مدنی کمرنگ میشود، کشور در برابر بحرانها «تکصدا» و «بیپشتوانه» میماند.
راهکارها؛ بازسازی سرمایه اجتماعی برای تابآوری پایدار
اگر تابآوری ملی را یک قلعه میدانیم، سرمایه اجتماعی، ملات این قلعه است. برای استحکام آن، اقدامات عملیاتی زیر ضروری است:
در سطح حکمرانی: ایجاد «سامانه ملی پایش سرمایه اجتماعی» برای اندازهگیری مستمر اعتماد و مشارکت؛ الزام دستگاههای اجرایی به انتشار گزارشهای شفاف عملکردی برای ترمیم اعتماد نهادی و طراحی «بودجهریزی مشارکتی محلی» تا مردم در تصمیمات اثرگذار، سهیم شوند. در سطح مردم: احیای کارکرد مساجد و تشکلهای محلی بهعنوان پایگاههای همیاری اقتصادی و عاطفی؛ آموزش «سواد اجتماعی» از دوران مدرسه برای تقویت همبستگی و ترویج فرهنگ گفتوگو برای حل اختلافات پیش از تبدیل آنها به گسل اجتماعی. در سطح رسانهها: تغییر روایت از بزرگنمایی اختلافها به روایتسازی از موفقیتهای جمعی؛ انتشار مستندات همدلی مردمی در بحرانهای گذشته برای تقویت حافظه تاریخی و افزایش سواد رسانهای جامعه برای کاهش شایعهپراکنی مخرب.
جمعبندی: سرمایه اجتماعی، گمشده تابآوری
تابآوری ملی، بدون سرمایه اجتماعی کافی، فقط یک مفهوم انتزاعی در کتابهای راهبردی باقی میماند. اما وقتی اعتماد، مشارکت و انسجام به بافت زندگی روزمره مردم نفوذ کند، تابآوری به یک رفتار خودجوش جمعی تبدیل میشود که نیازی به فرمان دولت ندارد. رهبر شهید، این حقیقت را در جملهای کوتاه خلاصه کردند: «مهمتر از پدید آمدن نظام اسلامی، تابآوری نظام اسلامی است.» امروز، مسیر تحقق این تابآوری، از بازسازی سرمایه اجتماعی میگذرد؛ سرمایهای که اگر از دست برود، هیچ ارتش و ثروتی نمیتواند جای آن را پر کند.
نظر شما