آگاه: در دهههای اخیر، رقابت میان دولتها بیش از آنکه در میدانهای سنتی قدرت جریان داشته باشد، به عرصه اطلاعات و شناخت منتقل شده است. امروزه حجم انبوه دادهها و پیامهای رسانهای تنها بر افکار عمومی اثر نمیگذارد، در شکلگیری برداشت شهروندان از واقعیت، نظام ارزشی آنان و حتی الگوهای تصمیمگیری سیاسی و اجتماعی نیز نقش تعیینکننده دارد. به همین دلیل، عملیات اطلاعاتی و روانشناختی دیگر صرفا ابزاری برای تبلیغات یا انتشار اخبار محسوب نمیشود، بلکه به یکی از مهمترین ابزارهای اثرگذاری بر رفتار جمعی و مدیریت ادراک جامعه تبدیل شده است. در چنین فضایی مقولاتی همچون تابآوری ملی، انسجام ملی، مقاومت در برابر دشمن خارجی و... صرفا با تکیه بر منابع اقتصادی، توان نظامی یا واکنشهای مقطعی به بحرانها به دست نمیآید. در واقع، مستلزم حکمرانی موثر بر محیط اطلاعاتی و شناختی کشور است. این مقوله در ادبیات دانشگاهی امروز دنیا گذار از «قدرت سخت» (Hard Power) به سمت «قدرت شناختی» (Cognitive Power) در روابط بینالملل و امنیت ملی است. در واقع این بزنگاه به نوعی ورود به عصر «جنگ شناختی» (Cognitive Warfare) است؛ مرحلهای فراتر از جنگ اطلاعاتی و عملیات روانی سنتی که هدف آن نه تنها تغییر «نظر» یا «نگرش»، بلکه تغییر «شیوه تفکر» و در نهایت «نحوه رفتار» هدف است. حال این «حکمرانی بر محیط شناختی» چیست و چقدر رخ داده است؟ آیا اهمیت آن کم است؟
حکمرانی بر محیط شناختی (Cognitive Environment Governance) به زبان ساده یعنی مدیریت آگاهانه، هدفمند و راهبردی جریانهای فکری، ارزشها و ادراکات در سطح جامعه، به نحوی که ثبات، امنیت ملی و اهداف کلان کشور در برابر تهاجمات شناختی تضمین شود. این نوع حکمرانی، برخلاف حکمرانیهای سنتی که بر «زمین» (خاک) یا «فیزیک» (اقتصاد و نظامیگری) متمرکز بودند، بر «نرمافزار ذهن جامعه» متمرکز است.
این نکته را فراموش نکنیم که در گذشته، هدف از تبلیغات، جلب موافقت بود. اما امروز، اطلاعات به مثابه سلاح عمل میکند. هدف این عملیات، «بیشاطلاعاتی» (Information Overload) برای ایجاد سردرگمی، قطبیسازی جامعه و از بین بردن مرز میان «واقعیت» و «ساختگی» است. وقتی شهروند نتواند واقعیت را از روایت تشخیص دهد، قدرت تحلیل و قضاوت او فلج میشود. اگر در جنگ نظامی از پدافند غیرعامل صحبت میکنیم، در جنگ شناختی باید از «پدافند شناختی» سخن گفت. این مقوله تنها با آموزش «سواد رسانهای» محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند:
بازسازی اعتماد عمومی: اعتماد، بزرگترین «فیلتر» در برابر هجمههای شناختی است. در فقدان اعتماد به منابع رسمی، جامعه در برابر هر روایت بیرونی آسیبپذیر میشود.
تقویت تفکر انتقادی: آموزش جامعه برای پرسشگری و تحلیل الگوریتمها و جهتگیریهای رسانهای.
حفظ انسجام ارزشی: ایجاد روایتی کلان و ملی که بتواند در میان تنوع افکار، محور وحدتبخش باشد.
سوال بنیادین اینجاست که آیا این حکمرانی در ایران تا به حال رخ داده است؟ پاسخ کوتاه این است: بله، اما اغلب به صورت پراکنده و تدافعی. در کشور ما اقدامات بیشتر جنبه پدافندی داشته است اما «حکمرانی شناختی» به معنای دقیق کلمه، یعنی «ساخت روایت پیشدستانه» و «توانمندسازی شناختی جامعه»، هنوز در مراحل اولیه است و در سطح راهبردی با چالشهای ساختاری روبهروست.
اینجاست که ما با جامعهای روبهرو میشویم که بدون سرپناه و محافظ خاصی؛ در برابر حملات شناختی دشمن قرار گرفتهاند و علاوه بر هجمههای نظامی باید متحمل حملات شناختی هم باشند. به نظر میرسد هیچ راهی وجود ندارد جز اعلام شرایط بحران به سبب حملات شناختی دشمنان و ایجاد نهادی که با محوریت تخصص و در نظر گرفتن زمان؛ موضوع حکمرانی بر محیط شناختی را در دستور کار قرار دهد.
۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۲
کد مطلب: ۲۴٬۰۸۰
نظر شما