آمریکا در دو جنگ تحمیلی با ایران در ابتدا با مدل فشار حداکثری پیش رفت تا نظام را به نقطه فروپاشی برساند، اما با چهاردیوار سخت برخورد کرد. ایالات متحده گمان می‌برد با تحریم‌های شدید، شکاف بین مردم و حاکمیت ایجاد می‌شود و مردم خودشان نظام را ساقط خواهند کرد، اما متوجه شد که این فشارها نه تنها باعث فروپاشی نشد، بلکه در بسیاری از لایه‌ها باعث اتحاد در برابر دشمن خارجی شد.

باخت آمریکا در برد بازدارندگی ایران

آگاه: نکته دوم آنکه آمریکا متوجه شد، ایران دیگر فقط حرف نمی‌زند. توان موشکی، پهپادی و عملیات‌های نامتقارن ایران، هزینه هرگونه تهاجم زمینی یا هوایی را به شدت بالا برد. پنتاگون پی‌ برد، جنگ با ایران یعنی احتمال نابودی ناوگان پنجم آمریکا در خلیج فارس یا ضربه به پایگاه‌های منطقه‌ای. در تبیین سومین عامل باید به عقب برگشت؛ ارتش آمریکا از تجربه تلخ عراق و افغانستان درس گرفت. آنها می‌دانند مدیریت یک کشور بعد از سقوط دردسرهای زیادی برایشان ایجاد می‌کند، بنابراین ترجیح می‌دهند نسخه ونزوئلا تکرار شود. بدون آنکه هزینه سنگینی پرداخت کنند، کشوری را در تسخیر قرار دهند و از نفت و امکانات‌شان سوءاستفاده کنند اما این فرضیه در ایران پاسخ نداد و در دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه و کودتای دی سال گذشته به هیچ یک از اهداف تجزیه‌طلبانه در قبال کشورمان دست نیافتند و به بن‌بست خوردند.
همچنین ایران توانست عمق استراتژیک خود را در منطقه (یمن، عراق، لبنان) به گونه‌ای گسترش دهد که هر ضربه‌ای به ایران با پاسخ گسترده‌ای در منطقه روبه‌رو شود. البته بارها گفته شد و باز باید یادآوری کرد دشمن متجاوز هیچگاه از کینه شتری خود دست برنمی‌دارد و همواره به دنبال ضربه ‌زدن به ساختار سیاسی و تقابل با مردم ایران است، اما اگر بخواهد دوباره به تجاوزگری‌هایش ادامه دهد پاسخ کوبنده‌تری دریافت می‌کند.

پاسخ شدید و کوبنده ارتش به هرگونه تجاوز احتمالی
ارتش جمهوری اسلامی ایران دیروز در بیانیه‌ای ضمن گرامیداشت سالروز پنج مرداد (عملیات مرصاد) و ادای احترام به تمامی شهدای این آب و خاک، به ویژه رهبر شهید انقلاب اسلامی و امام شهدا، اعلام کرد: با تکیه بر ایمان راسخ، ولایتمداری و پیروی از رهنمودهای فرماندهی کل قوا، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای، همراه سایر نیروهای مسلح، با چشمانی باز، آماده و هوشیارتر از همیشه، در برابر هرگونه تهدید و توطئه دشمنان ایستاده و تاکید می‌کنیم ذره‌ای در مسیر حراست و پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی میهن اسلامی، کوتاهی نخواهیم کرد و تجاوزات دشمنان را، شدیدتر و با کوبنده‌ترین حملات، پاسخ خواهیم داد.
اظهار نظر کارشناسان و نمایندگان مجلس هم جالب توجه است. علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون سیاست خارجی گفت: پاسخ‌های محکم و دندان‌شکن نیروهای مسلح کشورمان به حملات آمریکایی‌ها به جنوب کشور نشان داد، اگر دشمن بخواهد به این روند ادامه دهد، تمام زیرساخت‌های منطقه به عنوان هدف مشروع توسط موشک‌ها و پهپادهای ایران مورد اصابت قرار خواهند گرفت.
وی افزود: قدرت نیروهای مسلح کشورمان سبب شد کشورهای منطقه به تکاپو افتاده و بار دیگر حلقه‌های گذشته که غیرفعال شده بودند مانند قطر، عمان و حتی پاکستان را فعال کنند و قطعا برای آمریکایی‌ها مهم است که هم پیمانان آنها در منطقه بیش از این آسیب نبینند. بر همین اساس عملیات نظامی دشمن کاهش یافته است.
ایرج فرخنده‌پور، آگاه مسائل سیاسی نیز در این باره گفت: اگر ادعای مطرح‌شده درباره توقف عملیات نظامی آمریکا با هدف بازسازی توان رزمی صحت داشته باشد، این مسئله بیش از هر چیز نشان‌دهنده ضعف ساختار نظامی و دفاعی ایالات متحده است. آمریکایی‌ها بدون برنامه‌ریزی دقیق وارد این رویارویی شدند. آنها پس از ورود به میدان دریافتند، سیاست‌های دفاعی و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران صرفا در حد شعار نبوده، چرا که در میدان عمل نیز به‌طور کامل محقق شد به‌گونه‌ای که پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه به‌طور مستمر در تیررس توان موشکی ایران قرار گرفت. وی با اشاره به ارزیابی نادرست واشنگتن از توان جمهوری اسلامی ایران گفت: آمریکا تصور می‌کرد می‌تواند همان الگوی عملیات‌های کوتاه‌مدت و برق‌آسا را که در برخی کشورهای دیگر دنبال کرده بود، درباره ایران نیز اجرا کند؛ اما مقاومت ملت ایران، توان نیروهای مسلح و اقتدار موشکی کشور، تمامی این محاسبات را با شکست مواجه کرد.
آگاه مسائل سیاسی با بیان اینکه ایران کشوری با تجربه هشت سال دفاع مقدس و دهه‌ها مقاومت در برابر فشارهای خارجی است، اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران در طول سال‌های گذشته علاوه بر جنگ تحمیلی، با شدیدترین تحریم‌های اقتصادی، علمی، صنعتی و دارویی مواجه بود، اما همین فشارها موجب تقویت توان داخلی و افزایش ظرفیت‌های ملی شده است. تجربه تحریم‌ها نشان داد هر جا دشمن محدودیتی ایجاد کرده، ایران با اتکا به ظرفیت‌های داخلی به خودکفایی نزدیک‌تر شده است؛ چه در حوزه صنایع دفاعی، چه در بخش دارو، صنایع غذایی و بسیاری از حوزه‌های راهبردی دیگر.

رسانه آمریکایی: آمریکا بپذیرد شکست خورده
از سوی دیگر تحلیل رسانه‌های غربی پیرامون قدرت ایران و پذیرش شکست از سوی آمریکا نشان‌دهنده توانایی و قدرت بازدارنده «جمهوری اسلامی» در میدان است. نشریه آمریکایی آتلانتیک در گزارشی نوشت: تنگه هرمز که پیش از آغاز جنگ باز بود، اکنون تا حد زیادی بسته شده است. افزون بر این، دیگر شریان مهم کشتیرانی جهان، یعنی تنگه باب‌المندب، ظاهرا به‌دست حوثی‌ها (انصارالله یمن)، مسدود شده است. هشدارهای مدیران شرکت‌های انرژی آمریکا در بهار امسال درباره کمبود نفت و گاز، چنان بود که گویی آسمان به زمین می‌آید؛ کمبودی که کاهش واردات نفت چین تا حدی مانع تحقق آن شد. با این حال، اکنون شرکت‌های اکسون و شورون هشدار داده‌اند که اگر اوضاع بهبود نیابد، وقوع بحران انرژی عملا اجتناب‌ناپذیر است و این بحران می‌تواند کل اقتصاد جهان را تهدید کند. آمریکا راه‌حل نظامی کارآمدی برای این مشکل ندارد. ایران صرفا با پهپادهای ارزان‌قیمت می‌تواند نفتکش‌های عبوری از تنگه هرمز را تهدید کند. افزون بر این، تهران به لطف این جنگ دریافته است که بر شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران آنها اهرم فشار روانی قدرتمندی در اختیار دارد؛ به اندازه‌ای که برای مسدود کردن تنگه حتی نیازی به مین‌گذاری هم ندارد. این رسانه آمریکایی در بخش دیگری از مطلبش آورده است: هرچه زودتر بپذیریم که ایالات متحده جنگ با ایران را باخته و باید آن را متوقف کند، بهتر است. وقتی رسانه‌های غربی به صراحت اعتراف می‌کنند، آمریکا جنگ را باخته، منظورشان شکست در یک نبرد خاص نیست، شکست در رسیدن به هدف استراتژیک مد نظرشان است. به دلیل آنکه هدف آمریکا این بود، ایران را به گونه‌ای تغییر دهد که دیگر از نگاه آنها تهدیدی نباشد و با تهاجم نظامی یا ترور و به شهادت رساندن رهبر و فرماندهان ارشد نظامی سریع تسلیم شود. اکنون آمریکا می‌بیند ایران نه تنها تسلیم نشده، قدرتمندتر هم شده است.

حرف آخر
دشمن متجاوز به تحریم‌ها دل خوش کرده بود و از همین ابزار به عنوان سلاح استفاده می‌کرد اما ایران توانست روابط جایگزین با چین و روسیه و شانگهای را فعال‌تر کند. بر این اساس، برخی تحلیلگران غربی می‌گویند آمریکا باید بپذیرد که ایران یک «قدرت منطقه‌ای» است و نمی‌توان آن را با دستورات واشنگتن حذف کرد. پذیرش این واقعیت، در ادبیات سیاسی به منزله اعتراف به شکست در استراتژی تغییر رژیم تحلیل می‌شود.
همان‌طور که تصریح شد، هیچگاه دشمن را نباید دست‌کم گرفت. دشمنی آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران اسلامی پایانی ندارد؛ فقط تغییر مسیر داده‌اند. از آنجا که به وضوح مشاهده کردند جنگ سخت جواب نمی‌دهد و پرهزینه است، به سراغ جنگ نرم و دیپلماسی فشار رفته‌اند. رئیس‌جمهور تروریست آمریکا با استفاده از هوش مصنوعی عکس ساختگی از دیدارش با محمدباقر قالیباف که برگرفته از تسلیم ایران است تهیه و در صفحه شخصی‌اش در فضای مجازی منتشر کرد. بیچاره به عکس‌هایی که هوش مصنوعی می‌سازد دل خوش کرده تا حداقل از آن طریق به رویاهایش نزدیک شود. آمریکا در دو جنگ تحمیلی، اراده و صبر استراتژیک ایران را نادیده گرفت و به راحتی از کنارش عبور کرد. اینک ایران در جنگ ۴۰ روزه و عملیات نصر۲ توانست هزینه تهاجم را برای آمریکا بسیار بالا ببرد.

مذاکره و آتش‌بس؛ فریب آمریکا

حسن هانی‌زاده- آگاه مسائل بین‌الملل: آنچه در طول ماه‌های گذشته رخ داد یک تجربه گران‌سنگ برای حاکمیت و ملت ایران تلقی می‌شود چرا که ایران مورد تهاجم ظالمانه آمریکا، رژیم صهیونیستی و هم‌پیمانان این رژیم‌ها قرار گرفت و دفاع جانانه ملت ایران و نیروهای مسلح باعث شد چندین مؤلفه در عرصه‌های تقابل ایران با قدرت‌های هژمونی غرب پیش بیاید. مسئله وحدت و انسجام ملی، اقتدار نیروهای مسلح برای بازدارندگی، وحدت ساحات مقاومت و موضوع تنگه هرمز از جمله این مؤلفه‌ها است که باعث شد ایران با اقتدار بالایی در تقابل با این تجاوزات ظالمانه ایستادگی کند. 
با آشکار شدن ضعف نظامی و ساختاری آمریکا و رژیم صهیونیستی، آنها مؤلفه جدیدی به نام فریب آتش‌بس و مذاکره را در دستور کار قرار دادند. این موضوع نشان‌دهنده ضعف آمریکا است که تلاش می‌کند با استفاده از آتش‌بس موقت، خود را بازیابی کرده و برای یک ماجراجویی جدید بازسازی کند. مسئله آتش‌بس و مذاکره یک فریبی است که حاکمیت در ایران بارها آن را تجربه کرده است و شاهد بوده‌ایم که در وسط مذاکرات، آمریکا به ایران حمله کرده است. همان‌طور که در گذشته نیز بعد از توافق‌نامه برجام در سال ۲۰۱۵ ترامپ در سال ۲۰۱۸ این توافق‌نامه را نادیده گرفت و پاره کرد که این نشان می‌دهد طرف آمریکایی قابل ‌اعتماد نیست و موضوع مذاکره و آتش‌بس فریبی بیش نیست. چون طرف آمریکایی قابل‌ اعتماد نیست و به هیچ‌یک از قوانین بین‌المللی پایبند نیست، موضوع آتش‌بس در حقیقت جز وقت‌کشی چیزی به همراه نخواهد داشت. حقیقتا طرف آمریکایی قابل ‌اعتماد نیست و هر توافق‌نامه‌ای با آمریکا بعد از مدتی از سوی آنها نادیده گرفته می‌شود و با توجه ‌به تجربیات ایران، مذاکره با سازمان ملل برای گرفتن یک تضمین بین‌المللی در چارچوب آتش‌بس پایدار و عدم تجاوز مجدد آمریکا می‌تواند اصل مذاکره منطقی باشد زیرا آمریکایی‌ها به‌صورت تاکتیکی و فریبنده با ایران مذاکره می‌کنند و هر وقت خود را تقویت کردند بار دیگر حمله می‌کنند.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.