۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۴
کد مطلب: ۲۴٬۲۶۱

چند روز پیش، خبری در رسانه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای منتشر شد، مبنی بر اینکه یک شناور ذخیره گاز مایع در بندر دمیاط مصر، هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. پس از انتشار این خبر، برخی رسانه‌های غربی و عبری و عربی، انگشت اتهام خود را به سوی ایران و نیروهای محور مقاومت نشانه رفتند.

پرچم‌های دروغین صهیونیستی

آگاه: واقعه‌ای که در بندر دمیاط مصر رخ داد و طی آن یک شناور ذخیره گاز مایع هدف حمله پهپادی قرار گرفت، به قرائن و شواهد مختلف، نمی‌تواند کاری از سوی ایران و نیروهای همسو با آن بوده باشد. اگر چه وفق برخی از خبرها، شناور هدف قرار گرفته متعلق به آمریکا بوده و هدفش گازرسانی به رژیم اسرائیل در مواقع اضطراری و بحرانی است، اما ایران به دلایل مختلف، از جمله حسن روابط با کشور مسلمان مصر و نقش این کشور در کاهش تنش‌های منطقه‌ای، اساسا رغبتی به توسعه دامنه درگیری به جغرافیای مصر ندارد.
بنابراین همانطور که سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان نیز تصریح کرد، «باید عملیات بندر دمیاط را یک عملیات پرچم دروغین یا به تعبیر انگلیسی‌ها فالس‌فلگ بدانیم.» عراقچی در این رابطه گفت: مصر دوست و شریکی مهم برای ما در منطقه است و امنیت آن برای ما از بالاترین اهمیت برخوردار است. همه ما باید در برابر توطئه‌های اسرائیل و عملیات‌های پرچم دروغین که برای تضعیف صلح منطقه‌ای طراحی شده‌اند، هوشیار باشیم. تهدید، روشن و مشترک است و از همبستگی مسلمانان هراس دارد. با توجه به سابقه سیاه رژیم صهیونسیتی در اجرای عملیات‌های پرچم دروغین، کوچک‌ترین تردیدی نمی‌ماند که عملیات بندر دمیاط، یک فالس‌فلگ بوده است. در واقع رژیم اسرائیل مشتاق است که روابط حسنه ایران با مصر را تخریب کند؛ از همین‌رو مبادرت به خرابکاری در جغرافیای مصر می‌کند و آن را به گردن ایران می‌اندازد.

استراتژی فالس‌فلگ اسرائیل و امارات در عمان
پیشتر صهیونیست‌های شرور، عملیات پرچم دروغین را در قبال عمان نیز به کار برده بودند. در خلال جنگ ۴۰ روزه و پس از آن، گزارش‌هایی درخصوص هدف قرار گرفتن مواضع دریایی عمان در رسانه‌ها منتشر شد. مقامات کشورمان به صراحت هر گونه حمله به منافع و مواضع عمان را تکذیب کردند و مردود دانستند. پس از بررسی‌های به عمل آمده مشخص شد که عامل آتش‌افروزی در عمان، دو رژیم امارات و اسرائیل بوده‌اند که اصطلاحا عملیات پرچم دروغین اجرا کرده بودند و هدف‌شان این بود که ایران را متهم و مقصر آتش گرفتن شناورهای عمانی در خلیج فارس و تنگه هرمز قلمداد کنند.
در همان ایام که مواضع عمان هدف حملات مشکوک قرار می‌گرفت یک مقام اطلاعاتی در تهران اعلام کرد که محافل تصمیم‌گیر در تهران در حال جمع‌بندی گزارش‌های متعددی هستند که نشان می‌دهد امارات هم در آغاز جنگ و هم در تداوم آن، نقش‌آفرینی موثری داشته است تا به این مدارای چند هفته‌ای نسبت به این کشور، پایان دهند. گزارش‌های متعددی نیز وجود دارد که علاوه بر پادگان‌ها و پایگاه‌های اختصاصی ارتش تروریستی آمریکا در خاک امارات با توجه به ضربه خوردن آنها در حملات دفاعی ایران، اماراتی‌ها برخی پایگاه‌های هوایی انحصاری خود را نیز در اختیار آمریکا قرار داده‌اند تا از آنها برای حمله به ایران استفاده کند. همچنین امارات جای پای اسرائیل در منطقه است و برخی از عملیات‌های پرچم دروغین علیه عمان و بعضی کشورهای دیگر را این کشور انجام داده است.
به هر حال، آنچه واضح است آن است که هدف‌گیری شناورهای انرژی در بنادر کشورهای اسلامی خصوصا مصر، نه یک اقدام تاکتیکی برای آسیب‌رسانی فیزیکی، بلکه یک عملیات روانی و استراتژیک است که رژیم صهیونیستی با هدف امنیت‌زدایی مصنوعی از روابط ایران و همسایگان، برای بازتولید پارانویا در میان کشورهای منطقه به آن متوسل می‌شود. سیاست خارجی مبتنی بر حسن همجواری، خط قرمز کنشگری ایران در منطقه است؛ لذا تقلیل جایگاه مصر به میدان نبرد نیابتی، تنها در دستور کار اتاق‌های فکر تل‌آویو می‌گنجد که از هم‌افزایی تهران و قاهره، بیش از هر متغیر دیگری در نظم نوین منطقه هراس دارند. در عصر جنگ‌های شناختی، «پرچم دروغین» کارآمدترین ابزار برای خنثی‌سازی دیپلماسی تنش‌زدایی است؛ واقعه دمیاط یک کد عملیاتی است که نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی پس از شکست در مدیریت معادلات نظامی، به مهندسی خرابکارانه در جغرافیای منطقه روی آورده است. تجربه عمان، درس‌نامه‌ای از جعل واقعیت توسط محور عبری-عربی بود که اکنون در بندر دمیاط بازخوانی می‌شود؛ این اقدامات ایذایی، نه قدرت بازدارندگی صهیونیسم، بلکه عمق استیصال آنها در برابر دیپلماسی آرام‌بخش جمهوری اسلامی را برملا می‌کند.
استراتژی فالس‌فلگ در دمیاط، یک تلاش نافرجام برای تغییر میدان درگیری از تقابل مستقیم به ایجاد گسست در روابط کشورهای منطقه از جمله ایران و مصر است؛ تلاشی که با هوشیاری دیپلماتیک ایران و ادراک عمیق مصر از امنیت منطقه‌ای، تنها به انزوای بیشتر طراحان فتنه منجر خواهد شد. عملیات پرچم دروغین، هنر انتساب جعلی است؛ ابزاری که در آن بازیگر مهاجم، با بازتولید الگوی رفتاری دشمن، سعی می‌کند مشروعیت سیاسی حریف را در افکار عمومی بین‌المللی تخریب کرده و فشار اجماع ایجاد کند. در استراتژی فالس‌فلگ، هدف نهایی نه تخریب هدف فیزیکی، بلکه تخریب روایت است. این عملیات‌ها در واقع جنگ روایت‌ها هستند که در آنها، حقیقت قربانی نیاز استراتژیک برای تغییر وضعیت موجود می‌شود.
یک فالس‌فلگ موفق، مبتنی بر سه ضلع است: شباهت‌سازی، انتساب فوری با ایجاد شوک رسانه‌ای و بهره‌برداری استراتژیک؛ سه گامی که به طراحان امکان می‌دهد تا بدون ورود به یک جنگ کلاسیک، هزینه‌های استراتژیک سنگینی را به حریف تحمیل کنند.
رژیم‌هایی که به عملیات پرچم دروغین متوسل می‌شوند، در واقع در بحران اصالت به سر می‌برند. این اقدامات ایذایی، نشان‌دهنده ناتوانی در مدیریت میدان واقعی است و نشان می‌دهد که مهاجم، برای ایجاد جبهه‌های جدید، نیازمند ساختن دشمنان خیالی یا پرونده‌های مصنوعی است. عملیات پرچم دروغین، تلاش مذبوحانه برای وارونه‌سازی جایگاه جلاد و قربانی در زمین شطرنج سیاست بین‌الملل است؛ اقدامی که با هدف تحریک واکنش‌های غیرمنطقی از سوی طرف مقابل طراحی می‌شود. فالس‌فلگ‌ها نه تنها نقض حاکمیت ملی، بلکه یک تروریسم اطلاعاتی هستند که هدف‌شان دستکاری سیستم تصمیم‌گیری دولت‌ها و تحمیل خطاهای محاسباتی در محاسبات استراتژیک منطقه‌ای است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.