طی روزهای اخیر دشمن آمریکایی تهدید کرده که به زیرساخت‌های انرژی ایران حمله خواهد کرد. در صورت رخ دادن چنین حماقتی، ایران دو کار خواهد کرد؛ نخست آنکه از منطقه غرب آسیا و از کشورهای حاشیه خلیج فارس، زیرساخت‌زدایی می‌کند و آنان را به عصر حجر و به شیوه زندگی اجدادشان باز می‌گرداند و دوم آنکه، فوق موازنه یا موازنه پلاس برقرار می‌کند و در ازای حمله به نیروگاه‌هایش، چاه‌های نفت اعراب متحد با آمریکا را نابود می‌کند. تخمین زده می‌شود که انهدام هر چاه نفت، بالغ بر ۳۰ تا ۵۰ دلار به قیمت جهانی نفت بیفزاید؛ در این صورت دنیا باید به نفت بشکه‌ای ۵۰۰ دلار سلام کند.

از منطقه، زیرساخت‌زدایی می‌کنیم

آگاه: هرگونه خطای محاسباتی واشنگتن در هدف قرار دادن شریان‌های انرژی ایران، نه یک عملیات نظامی، بلکه آغازگر یک دومینوی فروپاشی اقتصادی برای نظم تحت سلطه آنهاست. ایران در پاسخ به چنین تعرضی، صرفا به دفاع بسنده نخواهد کرد؛ بلکه با تغییر میدان بازی به جنگ انرژی فراگیر، تمامی زیرساخت‌های متصل به هژمونی دلار در خلیج‌فارس را به نقطه صفر توسعه باز می‌گرداند تا جهان طعم تلخ نفت ۵۰۰ دلاری را به عنوان بهای امنیت از دست رفته تجربه کند.
تهدید به حمله علیه زیرساخت‌های حیاتی ایران، بازی با آتش در انبار باروت خاورمیانه است. اگر آمریکا گمان می‌کند که می‌تواند امنیت انرژی ایران را قربانی راهبردهای سیاسی خود کند، باید بداند که پاسخ تهران در قالب موازنه معکوس تعریف خواهد شد؛ جایی که در آن، امنیت هیچ چاه نفتی در کرانه جنوبی خلیج‌فارس تضمین‌شده نخواهد بود و بازار جهانی انرژی، شاهد گذار از عصر فراوانی به عصر قحطی انرژی با قیمت‌هایی نجومی خواهد شد.استراتژی پاسخ هم‌ارز در قاموس دفاعی ایران بازتعریف شده است. حمله به تاسیسات زیربنایی ما، حکم صدور مجوز برای انهدام سیستماتیک زیرساخت‌های نفتی متحدان منطقه‌ای واشنگتن است. برای ایران، این نبرد یک بازی مجموع‌ صفر است که در آن، بهای ناامن‌سازی ایران، ناامن‌سازی کل شبکه عرضه جهانی نفت خواهد بود؛ سناریویی که در آن، قیمت‌های سه رقمی نفت، کوچک‌ترین پیامد وقوع چنین حماقت استراتژیکی برای اقتصاد درهم تنیده جهانی خواهد بود. ایران کلید امنیت انرژی جهان را در دست دارد؛ واشنگتن با هرگونه تعرض به این کلید، درهای جهنم اقتصادی را روی متحدان خود خواهد گشود. ما برای یک بازگشت به دوران پیشاصنعتی در زیرساخت‌های نفتی منطقه آمادگی کامل داریم و قیمت ۵۰۰ دلاری هر بشکه نفت، تنها اولین هزینه برای جبران جسارت دشمن آمریکایی خواهد بود.در طول جنگ ۴۰ روزه وقتی تاسیسات پارس جنوبی هدف قرار گرفت، ایران مهمترین پالایشگاه گازی جهان در قطر را بمباران کرد و بلافاصله ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در توییتی از ایران عذرخواهی و تاکید کرد که دیگر تکرار نمی‌شود. حالا در میانه تهدید ایران، آمریکا به خوبی می‌داند، مهم‌ترین تاسیسات انرژی جهان واقع در کشورهای عربی و سرزمین اشغالی فلسطین در تیررس موشک‌های نقطه‌زن و مخرب ایران است.
در ادامه نگاهی خواهیم داشت به مهم‌ترین تاسیسات انرژی جهان که در تیررس موشک‌های ایرانی هستند:

میدان نفتی غوار در عربستان
غوار، ستون فقرات تولید عربستان است و هر گونه اختلال در آن، بیش از پنج درصد از کل عرضه نفت جهان را به خطر می‌اندازد.

تاسیسات ابقیق و خریص عربستان
ابقیق و خریص، قلب ماشین صادراتی عربستان هستند که نفت خام میادین غوار، خریص و شیبه را تثبیت و برای صادرات آماده می‌کند. ابقیق نیز تنها نقطه‌ای است که بیش از هفت میلیون بشکه در روز از آن عبور می‌کند و هرگونه آسیب به آن، علاوه بر ایجاد بحران در صادرات نفت عربستان، زنجیره تامین پتروشیمی‌ها و نیروگاه‌های داخلی و حتی آب‌شیرین‌کن‌ها را مختل می‌کند. 

پالایشگاه الرویس و میدان نفتی زاکوم در امارات
زاکوم دومین میدان بزرگ فراساحلی جهان و صاحب صادرات روزانه بیش از یک میلیون بشکه نفت خام است.

میدان گازی گنبد شمالی و تاسیسات ال‌ان‌جی رأس‌لفان قطر
گنبد شمالی بزرگ‌ترین میدان گازی جهان با ۲۵ درصد ذخایر اثبات‌شده است؛ رأس‌لفان نیز مهم‌ترین پایانه صادراتی ال‌ان‌جی جهان و مسئول حدود ۲۰ درصد از کل تجارت جهانی ال‌ان‌جی است.

میدان نفتی برقان کویت
برقان بزرگ‌ترین میدان نفتی کویت با ذخیره حدود ۶۷ میلیارد بشکه است؛ برقان یکی از میادین کلیدی است که در بحران اخیر، با آسیب دیدن آن، دو میلیون بشکه در روز از تولید کویت از مدار خارج شد.

پالایشگاه ستره و تاسیسات المعامیر بحرین
بحرین به دلیل وابستگی شدید به تاسیسات المعامیر، آسیب‌پذیرترین کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس در برابر اختلالات انرژی محسوب می‌شود.

میدان‌های گازی لویاتان و تامار رژیم اسرائیل
لویاتان بزرگ‌ترین میدان گازی رژیم اسرائیل و تامار دومین میدان بزرگ آن رژیم است؛ موشک‌خور این میادین گازی متعلق به صهیونیست‌ها بسیار ملس است.

خبرسازی برای ارعاب ایران
در ۴۸ ساعت گذشته، خبرهای رسانه‌های غربی در خصوص تحولات ایران به اوج خود رسیده است. نقطه مشترک این خبرها، پرده‌برداری از گزینه‌های مختلف اقدام از سوی دشمن است که به موارد زیر اشاره شده است: رسانه آکسیوس به نقل ژنرال برد کوپر، فرمانده سنتکام مدعی یک کمپین دو هفته‌ای سنگین با مشارکت رژیم صهیونیستی برای تضعیف توانایی موشکی ایران به‌منظور جبران کمبود ذخایر رهگیرها و هدف‌گیری ۲۰ درصد باقی‌مانده از بانک اهداف جنگ ۴۰ روزه، شده است.
روزنامه تلگراف، مدعی اعمال محاصره زمینی علیه ایران شده است. رسانه وای‌نت متعلق به رژیم صهیونیستی مدعی طرح تکه تکه کردن هر بخش از ایران تحت کنترل یک حکومت محلی و خودگردان جهت فروپاشی نظام شده است. سی‌بی‌اس، وال‌استریت ژورنال و سی‌ان‌ان مدعی حمله به تاسیسات انرژی و برق ایران شده‌اند.
دو خبر مهم دیگر که تکمیل کننده پازل دشمن است، بدین شرح است: خشم ترامپ از عدم تعیین تکلیف پرونده ایران و نبود تضمین نتیجه‌گیری در گزینه‌های جاری که ان‌بی‌سی منتشر کرده است و خبر تایمز که مدعی هدف‌گذاری آمریکا و اسرائیل برای درک دقیق‌تر ساختار رهبری و تصمیم‌گیری ایران است.
اما نکات مستتر در این خبرسازی‌های رسانه‌های غربی بدین شرح است که اولا در تمام طرح‌های اعلامی، آنچه سعی می‌شود از نظرها پنهان شود، طرح‌های ترور است. به‌طور خلاصه، به نظر می‌رسد این بار پروپوزال پیشنهادی رژیم این است که با یک دور دیگر عملیات‌های سریع قطع سر در قالب عملیات عروسی خونین۳ و ترکیب آن با زدن زیرساخت‌های برق و پالایشگاهی، قطع نخاع رخ داده و بدین ترتیب شاهد یک ایران ضعیف‌شده خواهیم بود که هیچ چاره‌ای جز تسلیم در همه حوزه‌ها نخواهد داشت. دوما، انتشار متواتر اخبار فوق از رسانه‌های غربی، بی‌دلیل نیست و حتما کارکرد ارعاب و فشار را دارد؛ به خصوص که طرح حمله به تاسیسات انرژی ایران با ضرب‌الاجل‌های تهدیدآمیز، فشار متقابلی را بر کشورهای عربی برای پذیرش حمله متقابل ایران وارد خواهد کرد. سوما، مهم‌ترین چالش میزهای تصمیم‌گیری آمریکایی، نااطمینانی راهبردی نسبت به تاثیر و نتیجه هر نوع اقدامی است که این باعث سردرگمی، افزایش ریسک تصمیم‌گیری و طراحی‌های متعدد در اتاق‌های فکر غربی شده؛ با این سوال که چه کنیم تا ایران تسلیم شود؟ چهارما، آمریکایی‌ها در دوره درگیری اخیر، از هر دو حوزه موشکی و منطقه‌ای، ضربات کیفی دریافت کردند. حال گفته می‌شود ژنرال کوپر طرح سرکوب دو هفته‌ای توان موشکی ایران را ارائه داده است! فارغ از اینکه اگر ارتش رژیم صهیونیستی موفق به سرکوب کامل این توان در جنگ‌های ۳۳ روزه و ۵۵ روزه در لبنان شد یا خود آنها در جنگ ۴۰ روزه در ایران شدند، این‌ بار نیز در ۱۴ روز موفق می‌شوند یا خیر؟! آنها باید به حملات هیبریدی اخیر جبهه مقاومت در پهنه منطقه و فرامنطقه نیز توجه کنند.

تقویم سیاسی دشمن در لبه پرتگاه
به طور کلی، آن چیزی که مهم است آن است که تمام کارت‌های واشنگتن و تل‌آویو باید پیش از آبان بازی شوند. آبان ۱۴۰۵ برابر با نوامبر ۲۰۲۶، سقف زمانی و ضرب‌الاجل حیاتی واشنگتن و تل‌آویو است. هرگونه ماجراجویی یا مانور این دو رژیم تروریست علیه تهران باید پیش از این تاریخ نهایی شود؛ چرا که پنج آبان انتخابات سرنوشت‌ساز کنست اسرائیل و ۱۲ آبان انتخابات کنگره آمریکا در پیش است.
ترامپ برای تسخیر کنگره و نتانیاهو برای فرار از فروپاشی سیاسی، شدیدا نیازمند یک دستاورد ملموس هستند. اما اتاق عملیات تهران با اتخاذ راهبرد فرسایش فعال و معکوس‌سازی طراحی‌های سگ زرد و شغال پیر صهیونیستی و همچنین پاتک به اتاق‌های فکر غرب، در حال حفر گور سیاسی آنان در واشنگتن و تل‌آویو است. تقویم سیاسی دشمن در حال نزدیک شدن به لبه پرتگاه است.

هشدارهای لانه‌های جاسوسی آمریکا در منطقه
روز گذشته و پس از لفاظی‌های ترامپ، رسانه‌ها اعلام کردند که تمامی سفارت‌های آمریکا در خاورمیانه نسبت به احتمال تشدید تنش‌ها با ایران به شهروندان آمریکایی هشدار داده‌اند. هشدارهایی مشابه در سفارت‌های آمریکا در اسرائیل، عراق، اردن، مصر، کویت، قطر، بحرین، امارات و عربستان در رابطه با وضعیت منطقه داده شده است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.