آگاه: ادبیات سفرنامهنویسی در حوزه اربعین، طی سالهای گذشته رشد چشمگیری داشته است؛ اما در میان انبوه متونی که گاه به ورطه تکرار و احساساتگرایی صرف میافتند، یافتن اثری که پیوندی ارگانیک میان روایت شخصی از فقدان و مستندنگاری یک عمل اجتماعی و گروهی برقرار کند، غنیمت است. کتاب «الی الحبیب» نوشته مرضیه کیان، دقیقا در همین نقطه میایستد. اثری که از یک سو ریشه در سالها دلتنگی دختری دارد که کودکیاش با بوی تربت سجاده مادر، صدای چرخش دانههای تسبیح و نوای آشنای پدر تعزیهخوانش و خاطره خاک بند پوتین برادر شهیدش گره خورده و از سوی دیگر، آینهای تمامنما از عملکرد یکی از خاصترین کاروانهای اربعینی ایران، یعنی «کاروان لبیک هیات هنر» است.
بسیاری از زائرانی که برای نخستین بار قدم در مسیر نجف تا کربلا میگذارند، تصویر پیشساختهای از یک خلوت شاعرانه و اشکهای مدام در گوشهای دنج دارند. اما نویسنده «الی الحبیب» با ورود به این مسیر و قرار گرفتن در چارچوب سفت و سخت کاروان هیات هنر، خیلی زود با فروریختن این تصویر رمانتیک مواجه میشود. اربعین در این کتاب، نه یک سفر شخصی و دلبرانه، بلکه یک عمل اجتماعی عظیم و یک ماموریت انسانساز معرفی میشود. سفری پر از خستگیهای مفرط، تاولهای دردناک و ضرورت گذشتن از خواستههای فردی برای حل شدن در یک پیکره بزرگتر.
آنچه این تجربه را برای نویسنده و مخاطب متمایز میکند، ماهیت کاروانی است که با آن همسفر شده است. «کاروان لبیک» شباهتی به کاروانهای زیارتی معمول ندارد. اینجا با یک کاروان هنری روبهرو هستیم که نظمی پادگانی را در دل یک بینظمی عاشقانه دیکته میکند. علی حیاتی، به عنوان فرمانده این کاروان شبهنظامی، با قوانین سختگیرانهاش درباره حرکت گروهی، بستن حمایلها و ممنوعیت تردد انفرادی، فضایی را خلق کرده که در آن هنرمندان چارچوبگریز، تمرین انضباط و از خودگذشتگی میکنند. این تناقض جذاب میان روحیه آزاد هنرمندانه و جبر یک نظم گروهی، از جذابترین بخشهای فرمی این مستندنگاری است.
حضور اهالی رسانه، گرافیستها و نویسندگان در این کاروان، زاویه دید کتاب را به شدت غنی کرده است. زائران این کاروان تنها راه نمیروند؛ آنها در حال بلعیدن مسیر و ثبت جزئیات برای آیندگان هستند. به تعبیر نویسنده، در حالی که در یک موکب معمولی هدف تنها رفع خستگی است، در این کاروان یکی زاویه نور را میسنجد، دیگری دیالوگ یک پیرمرد عراقی را یادداشت میکند و آن یکی غرق در ترکیببندی رنگهاست. این نگاه زیباییشناسانه باعث میشود تاول پای یک زائر، تنها یک زخم فیزیکی نباشد، بلکه قصهای باشد از مبدأ تا مقصد.
این اتمسفر جستوجوگر، سطح دغدغهها را از نیازهای اولیه به چگونگی روایت بدون لکنت این حماسه ارتقا میدهد. غافلگیری بزرگتر اما، رفتار چهرههای شناختهشده در این مسیر است. کتاب به زیبایی نشان میدهد که چگونه اساتید بزرگ هنر و چهرههای رسانهای، نقاب سلبریتی بودن را در مرز جا میگذارند و با پای تاولزده روی تکهای کارتن میخوابند یا از استکانهای موکبی محقر چای عراقی مینوشند. این شکستن خود و حل شدن در دریای انسانهای معمولی، درس بزرگی است که «الی الحبیب» با ظرافت آن را به تصویر کشیده است.
یکی از مهمترین برگهای برنده «الی الحبیب»، صداقت در روایت و پرهیز از شعارزدگی است. مخاطب خسته از متون پاستوریزه، در این کتاب با آدمهایی از جنس گوشت و خون مواجه میشود. نویسنده ابایی ندارد از اینکه از غر زدنها، دعواهای کوچک بر سر سوار شدن به ماشین، گم شدنها و عملیاتهای خندهدار و طنزآمیز کاروان بنویسد. این واقعگرایی زمینی، پیامی روشن دارد: برای رسیدن به حبیب، نیازی نیست از ابتدا یک فرشته بینقص باشی؛ کافی است با تمام ضعفها و شیطنتهای انسانیات در مسیر درست گام برداری.
این صداقت در پرداختن به درونیات نویسنده نیز به اوج میرسد. آنجا که تاریکی مسیر و خستگی جانفرسا او را به مرز بریدن میکشاند، درمییابد که با پاهایش راه نمیرود، بلکه با نقصها و گرههای درونیاش در حال حرکت است. این شکستن درونی، نقطهای است که میفهمد اربعین، سفر رفتن نیست، بلکه سفر بازگشتن به خود واقعی است.
در نهایت، «الی الحبیب» کتابی است که با اشک و لبخند درهم آمیخته است. روایت حرکتی از دل تمام فقدانها و حسرتهای دنیوی، از جای خالی مادر و طنین صدای پدر تعزیهخوان در ذهن نویسنده گرفته تا بغضهای فروخورده برای برادر شهید، به سوی یک محبوب ابدی. کلمات این کتاب، سوغاتیهایی ارزشمند از جادهای هستند که نشان میدهد چگونه انسان خسته امروزی میتواند خود گمشدهاش را در شلوغترین و امنترین نقطه جهان پیدا کند. اثری که بدون شک، تجربهای نو در عرصه مستندنگاری آیینی و ادبیات مقاومت محسوب میشود و خلأ روایت منسجم از جریانسازی هنری در اربعین را به شایستگی پر کرده است.
۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۹
کد مطلب: ۲۴٬۳۴۸
کتاب «الی الحبیب» به قلم مرضیه کیان، نخستین روایت مکتوب از حضور مستمر «کاروان لبیک هیات هنر» در پیادهروی اربعین است. این اثر متفاوت، با عبور از کلیشههای شعارزده، تجربهای ملموس از تقاطع هنر، دلتنگیهای شخصی و نظمی شبهنظامی در مسیر کربلا را به تصویر میکشد. نویسنده در این سفرنامه، حسرتهای سالیان و یاد عزیزان از دسترفتهاش از جمله مادر، برادر شهیدش و پدر تعزیهخوانش را در بستر یک ماموریت انسانساز روایت میکند و مخاطب را با زوایای پنهان و انسانی این حماسه عظیم همراه میسازد.
نظر شما