آگاه: در طرف دیگر ماجرا، کشوری قرار دارد که همزمان با کاهش نرخ باروری، کاهش ازدواج و افزایش تجرد قطعی روبهروست و مسئولانش بارها بر ضرورت حمایت از تشکیل خانواده تاکید کردهاند. حالا رئیس سازمان بازرسی کل کشور از صف بیش از یک میلیون نفری وام ازدواج و فرزندآوری انتقاد کرده و این وضعیت را قابل پذیرش ندانسته است. بر اساس آمار اعلامشده، حدود ۶۱۴ هزار نفر در صف وام ازدواج و بیش از ۵۱۵ هزار نفر در صف وام فرزندآوری قرار دارند. اما سوال مهم این است که چرا این صف تا این اندازه طولانی شده است؟
گره منابع کجاست؟
وام ازدواج و فرزندآوری در گروه تسهیلات تکلیفی قرار دارند؛ یعنی شبکه بانکی موظف است آنها را در چارچوب قوانین و سهمیههای تعیینشده پرداخت کند. با این حال، بانکها با محدودیت منابع قرضالحسنه و مجموعه بزرگی از تکالیف تسهیلاتی مواجهند.
در سالهای اخیر، علاوه بر وام ازدواج و فرزندآوری، انواع دیگری از تسهیلات حمایتی نیز بر دوش شبکه بانکی گذاشته شده است. از وام ودیعه مسکن گرفته تا تسهیلات اشتغال و حمایتهای مختلف، همه از منابع بانکی استفاده میکنند. وقتی منابع محدود باشد و تعداد تکالیف افزایش پیدا کند، طبیعی است که میان حجم تقاضا و ظرفیت پرداخت فاصله ایجاد شود. بانکها نیز همین مسئله را یکی از دلایل شکلگیری صف میدانند؛ اما ماجرا فقط کمبود منابع تازه نیست.
بخشی از منابع بانکها در مطالبات معوق، داراییهای غیرمولد، شرکتداری و املاک و داراییهای مازاد قفل شده است. رئیس سازمان بازرسی نیز در نشست بررسی آسیبهای شبکه بانکی بر همین موضوع تاکید کرده و خواستار تعیین تکلیف اموال مازاد بانکها شده است. از نگاه نهادهای نظارتی، تا زمانی که داراییهای منجمد بانکها به منابع قابل استفاده تبدیل نشود، توان شبکه بانکی برای پرداخت تسهیلات خرد نیز محدود خواهد ماند. بنابراین صف وام را باید حاصل برخورد چند مسئله دانست: منابع محدود، تکالیف متعدد، ناترازی برخی بانکها و منابعی که در داراییهای غیرمولد قفل شدهاند.
ضامن و پرونده؛ گرههای کوچک اما وقتگیر
حتی وقتی منابعی برای پرداخت وجود دارد، فرآیند دریافت وام برای متقاضی همیشه ساده و سریع نیست. تشکیل پرونده، معرفی ضامن، تکمیل مدارک و گاهی سختگیری شعب در پذیرش ضمانت، مراحل دیگری هستند که میتوانند زمان انتظار را طولانیتر کنند. در شرایطی که صدها هزار نفر همزمان در صف هستند، هر مرحله اداری که چند هفته زمان ببرد، در مقیاس ملی به ماهها تاخیر تبدیل میشود. به این ترتیب، صف فقط پشت سامانه ثبت درخواست شکل نمیگیرد؛ بخشی از آن در شعب بانکها و در فرآیند اعتبارسنجی و تکمیل مدارک ادامه پیدا میکند.
یک سال انتظار برای پولی که هر روز کوچکتر میشود
مشکل زمانی جدیتر میشود که تورم را وارد محاسبه کنیم. وام ازدواج در سال ۱۴۰۵ برای هر یک از زوجین ۳۰۰ میلیون تومان است و برای مردان زیر ۲۵ سال و زنان زیر ۲۳ سال به ۳۵۰ میلیون تومان میرسد. یعنی یک زوج در حالت عادی ۶۰۰ میلیون تومان و در صورت داشتن شرایط سنی تا ۷۰۰ میلیون تومان دریافت میکنند. اما این رقم در اقتصاد امروز همان قدرت خرید سالهای قبل را ندارد.
برای زوجی که چند سال پیش با مجموع وام ازدواج، وام مسکن زوجین و اندکی پسانداز میتوانست به خرید یک واحد کوچک در برخی شهرستانها فکر کند، امروز همین منابع ممکن است دیگر حتی برای چنین کاری کافی نباشد. اگر پول پیش خانه از قبل تامین شده باشد، بخش قابل توجهی از وام میتواند صرف خرید چند وسیله ضروری شود: یخچال، ماشین لباسشویی، فرش، اجاق گاز و دیگر لوازم اولیه. اگر زوج بخواهد ودیعه اجاره را هم از همین پول تامین کند، وضعیت سختتر میشود.
چرا تاخیر از خود مبلغ مهمتر میشود؟
در اقتصاد تورمی، زمان دریافت پول اهمیت زیادی دارد. زوجی که امروز برای خرید لوازم خانه به ۶۰۰ میلیون تومان نیاز دارد، نمیتواند مطمئن باشد که اگر ۶ ماه یا یک سال بعد این پول را بگیرد، همان کالاها را با همان قیمت خواهد خرید. ممکن است وام در زمان پرداخت هنوز ۶۰۰ میلیون تومان باشد، اما هزینهای که قرار بود با آن پرداخت شود، افزایش قابل توجهی پیدا کرده باشد.
پس تاخیر بانکها فقط یک مشکل اداری نیست؛ تاخیر، بخشی از ارزش واقعی تسهیلات را از بین میبرد. به همین دلیل است که طولانی شدن صف در شرایط تورمی، اثر مضاعفی دارد. اگر وام سریع پرداخت شود، متقاضی میتواند از آن برای هزینههای جاری زندگی استفاده کند؛ اما وقتی یک سال منتظر میماند، ممکن است بخشی از هزینهای که قرار بود با آن پوشش داده شود، چند برابر شده باشد. ممکن است گفته شود مبلغ وام در برابر هزینه تشکیل یک زندگی مشترک بسیار ناچیز است. اما برای بسیاری از زوجهای جوان، همین چندصد میلیون تومان نیز تفاوت بزرگی ایجاد میکند. زوجی که پسانداز قابل توجهی ندارد، ممکن است با همین وام بتواند وسایل اصلی خانه را تهیه کند. خانوادهای که پول پیش خانه را دارد، میتواند بخشی از هزینه تجهیز خانه را از این محل تامین کند. برای خانوادهای دیگر، همین تسهیلات میتواند بخشی از هزینههای مراسم یا شروع زندگی را پوشش دهد.
بنابراین کوچک شدن قدرت خرید وام به معنای بیاهمیت شدن آن نیست. اتفاقا صف طولانی نشان میدهد که نیاز مردم به این تسهیلات از کاهش ارزش واقعی آن بیشتر است. اگر این وام دیگر هیچ اهمیتی نداشت، صدها هزار نفر برای دریافتش ماهها منتظر نمیماندند.
فرزندآوری در صفی جدا، با مشکلی مشابه
در وام فرزندآوری نیز تقریبا همین داستان تکرار شده است. تسهیلات فرزندآوری برای فرزند اول ۴۴ میلیون تومان، فرزند دوم ۸۸ میلیون تومان، فرزند سوم ۱۳۲ میلیون تومان، فرزند چهارم ۱۶۵ میلیون تومان و فرزند پنجم و بیشتر ۲۲۰ میلیون تومان تعیین شده است. این مبالغ طبیعتا نمیتوانند هزینه فرزندآوری را پوشش دهند، اما برای خانوادهای که با هزینههای تولد و نگهداری کودک روبهروست، همین مبلغ نیز اهمیت دارد. با این حال، بیش از ۵۱۵ هزار نفر در صف دریافت این تسهیلات هستند.
مشکل اینجاست که تولد فرزند، منتظر پرداخت وام نمیماند. هزینههای بیمارستان، پوشاک، تغذیه، لوازم کودک و سایر مخارج از همان روزهای اول آغاز میشوند. اگر تنها تسهیلاتی که برای حمایت از این خانواده طراحی شده، ماهها بعد به دست آنها برسد، بخشی از هدف حمایتی خود را از دست داده است.
هشدار جمعیتی و یک تناقض بزرگ
وزارت بهداشت اخیرا بار دیگر درباره وضعیت جمعیتی کشور هشدار داده است. علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزیر بهداشت، از وجود حدود ۱۲ میلیون جوان در سن ازدواج خبر داده و گفته شمار افراد در وضعیت تجرد قطعی نسبت به دو دهه قبل حدود هفت برابر شده و به حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسیده است. همزمان، وزارت بهداشت نسبت به روند کاهشی نرخ باروری و ضرورت فراهم کردن شرایط مناسب برای فرزندآوری هشدار داده است.
در چنین شرایطی، ازدواج و فرزندآوری را نمیتوان دو مسئله جدا از هم دید. وقتی تشکیل زندگی مشترک به دلیل مشکلات اقتصادی به تاخیر میافتد، فرزندآوری نیز برای بخشی از جامعه به تعویق میافتد.
هیچکس انتظار ندارد چندصد میلیون تومان وام ازدواج، مشکل مسکن، اشتغال و تورم را حل کند. همینطور نمیتوان تصور کرد که یک وام چند ده یا چندصد میلیون تومانی به تنهایی تصمیم یک خانواده برای داشتن فرزند را تغییر دهد. اما وقتی سیاستگذار این تسهیلات را به عنوان تنها حمایت خود از ازدواج و فرزندآوری تعریف کرده است، حداقل انتظار این است که همان حمایت محدود، به موقع به دست متقاضی برسد. امروز مشکل دوگانه است: از یک طرف مبلغ تسهیلات از تورم عقب مانده و از طرف دیگر، زمان پرداخت از نیاز خانوادهها عقب افتاده است.
در این میان، تورم هم هر روز ارزش پولی را که هنوز پرداخت نشده، کمتر میکند. صف بیش از یک میلیون نفری وام ازدواج و فرزندآوری، فقط صف دریافت یک تسهیلات بانکی نیست؛ تصویری از فاصله میان سیاست جمعیتی، توان شبکه بانکی و واقعیت اقتصادی خانواده ایرانی است. اگر قرار است از جوانان خواسته شود ازدواج کنند و خانوادهها به فرزندآوری تشویق شوند، دستکم باید حمایتهای موجود به موقع برسد. چرا که در نهایت، وامی که دیر میرسد، فقط دیر پرداخت نشده؛ بخشی از قدرت خرید و اثر حمایتی خود را هم از دست داده است.
نظر شما