آگاه: تعبیر سواد رسانهای اولین بار توسط مارشال مکلوهان بهکار برده شد. مکلوهان معتقد بود زمانی که دهکده جهانی فرا برسد باید انسانها به سواد جدیدی بهنام سواد رسانهای دست یابند. سواد رسانهای در یک تعریف بسیار کلی عبارت است از یک نوع درک متکی بر مهارت که براساس آن میتوان انواع رسانهها و انواع تولیدات رسانهای را شناخت و آنها را از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد.
به طور سنتی، سواد رسانهای به توانایی تحلیل و ارزیابی آثار مربوطه و به طور گستردهتر به ایجاد ارتباط موثر از طریق نگارش خوب اطلاق میشود. طی نیم قرن گذشته، سواد رسانهای شامل توانایی تحلیل شایسته و بهکارگیری ماهرانه روزنامهنگاری چاپی، محصولات سینمایی، برنامههای رادیویی و تلویزیونی و حتی اطلاعات و مبادلات رایانهای (از جمله تعاملات زمان واقعی از طریق شبکه جهانی اینترنت) شده است.
جیمز پاتر سواد رسانهای را اینگونه تعریف میکند: «سواد رسانهای مجموعهای از چشماندازهاست که ما به طور فعالانه برای قرار گرفتن در معرض رسانه از آنها بهرهبرداری میکنیم تا معنای پیامهایی را که با آنها مواجه میشویم، تفسیر کنیم. ما چشماندازهای خود را با استفاده از ساختارهای دانش خود میسازیم. برای ساختن ساختارهای دانش، به ابزار و مواد اولیه نیاز داریم. این ابزار مهارتهای ماست. ماده اولیه، اطلاعات به دست آمده از رسانهها و دنیای واقعی است. استفاده فعالانه بدان معنی است که ما از پیامها آگاهیم و به طور خودآگاهانه با آنها در تعاملیم.»
سواد رسانهای شامل همه تواناییهای ویژه و دانش رسانهای است. اگر خواندن بلد نباشیم از رسانههای چاپی مطلب زیادی دستگیرمان نمیشود. اگر در ادراک بصری و شناخت پیامها مشکل داشته باشیم، قادر نخواهیم بود از برنامههای تلویزیون یا فیلمهای سینمایی مطلب زیادی بفهمیم و اگر نحوه استفاده از کامپیوتر را بلد نباشیم از آنچه طی زمان در مهمترین رسانهها رخ میدهد، بیخبر میمانیم. شاید بتوان گفت سواد رسانهای فراتر از این تواناییهای ویژه است به این معنا که سواد رسانهای مجموعهای از مهارتها و دانشی است که ما بهطور فعالانه برای قرار گرفتن در معرض رسانهها از آن استفاده میکنیم تا معنای پیامهایی که رسانهها ارائه میدهند را بهتر تحلیل و تفسیر کنیم.
سواد رسانهای شامل تواناییهای زیادی میشود که به کمک آن مردم، اطلاعات را از طریق رسانهها دریافت و به طور انتقادی نقد و تفسیر میکنند و افکار و عقاید خویش را برای طراحی برنامههای رسانهها باز تولید میکنند. از این رو سواد رسانهای تلاشی در کشف ابعاد حسی نهفته در پیامهای رسانهای به حساب میآید. سومین حیطه، بعد زیباییشناسی است که به توانایی درک و شناخت مفاهیم رسانهای از دیدگاه هنری اشاره دارد و این به هنر و مهارت رسانهها در تولید پیام در ابعاد زیباییشناسی بستگی دارد که درست مانند سبک هنری منحصر به فرد یک نویسنده عمل میکند. آخرین حیطه بعد اخلاقی است و به توانایی درک و دریافت ارزشهای نهفته در پیام رسانهها تاکید دارد.
عدهای معتقدند سواد رسانهای توانایی بررسی و تجزیه و تحلیل پیامهایی است که به طور روزانه در معرض محتوای پیام رسانهها قرار میگیریم و لازم است توانایی و مهارت تفکر نقادانه بر محتوای تمام رسانهها را داشته باشیم. سواد رسانهای سوالاتی در مورد یک برنامه و اینکه چه نکات مهمی در آن وجود دارد را مطرح میکند و به ما میگوید چه عواملی در تولید یک برنامه مانند انگیزهها، سرمایهها، ارزشها و مالکیت آن میتواند دخالت داشته باشد و اثبات این نکته که آگاهی از این عوامل چگونه میتواند نوع و کیفیت محتوای یک برنامه را تحت تاثیر خود قرار دهد.
سواد رسانهای قدرت درک فعالیت رسانهها و نحوه معنیسازی پیامهای رسانهای است به این صورت که شیوههای ساماندهی پیامهای رسانهای و نحوه استفاده از آنها را مورد توجه قرار میدهد. به عنوان مثال مخاطبی که دارای سواد رسانهای است از اهداف و سیاستهای رسانههای مختلف آگاه است و از محتوای پیامها به شیوهای آگاهانه و فعالانه استفاده میکند. بهطور مثال او نقش صدا، موسیقی و سایر جلوههای ویژه و نیز جذابیت بصری برای القای فضا و معنی در تلویزیون و سینما، روزنامهها، مجلات، رادیو، ویدئو، تابلوهای بزرگ تبلیغاتی «بیلبورد» یا بازیهای رایانهای را میداند و اینکه این عناصر چگونه میتوانند اثرات متفاوتی از خود در ذهن مخاطب به جا بگذارند.
مفاهیم پیرامونی سواد رسانهای
شناخت مفاهیم پیرامونی و مشابه سواد رسانهای میتواند به تبیین دقیقتر مفهوم سواد رسانهای کمک شایانی داشته باشد. در ادامه به توضیح مختصر ۵ مفهوم پیرامونی سواد رسانهای پرداخته میشود:
۱-مفهوم سواد
در گذشته نه چندان دور تعلیم و تربیت و کسب سواد در بیشتر ممالک طبقاتی و در انحصار اعیان و اشراف بود؛ اما در چند دهه گذشته مبارزات مردم، فشارهای گروههای سیاسی و پشتیبانی سازمانهای بینالمللی باعث شد دولتها نقش فعالتری در آموزش و پرورش ملت خود بر عهده گیرند و در نتیجه سطح سواد و دانش مردم بالاتر رود.
تعاریفی که درباره سواد و باسوادی ارائه شده است از دو دیدگاه متفاوت ریشه میگیرد: یکی دیدگاه سنتی که منظور از سواد را توانایی خواندن و نوشتن و محاسبه کردن میداند و بیشتر در کشورهای جهان سوم مطرح است که خواستار ریشهکن کردن بیسوادی به صورت ضربتی هستند؛ دیدگاه دیگر منظور از سواد را توانایی و آمادگی افراد برای مشارکت در سرنوشت خود و پیشرفت و توسعه جامعه ارزیابی میکند و مهارتهای خواندن، نوشتن و حساب کردن را فقط وسیلهای برای رسیدن به آن اهداف تلقی میکند. طبق تعریف کمیسیون کارشناسان سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ سواد عبارت است از توانایی خواندن و نوشتن یک نامه ساده، به هر زبانی که شخص تکلم میکند. در تعریف ۱۹۵۱ همین کمیسیون آمده است: «با سواد کسی است که بتواند مطلبی را که میخواند درک کند و بتواند وقایع ساده زندگی خود را بنویسد، کسی که فقط بخواند شبه باسواد و نیمه باسواد شناخته میشود.» یونسکو در سال ۱۹۵۱ سواد کارکردی را مطرح میکند. از دیدگاه یونسکو فرد هنگامی بهصورت کارکردی با سواد است که مهارتهای خواندن و نوشتن را به نحوی کسب کرده باشد که با کمک آن به طور موثر، بتواند به برخی فعالیتها بپردازد؛ فعالیتهایی که داشتن سواد برای انجام آنها، بنا بر عرف و فرهنگ گروهی که او عضو آن است، امری طبیعی و بدیهی محسوب میشود. یونسکو در سال ۱۹۵۷ سواد را مشخصهای تعریف میکند که فرد آن را با درجات مختلف کسب میکند، یعنی از هیچ تا سطح بالایی از سواد که حد آن معلوم نیست. برخی افراد نسبت به دیگران بیشتر یا کمتر، باسواد هستند، اما در واقع امکان ندارد از افراد باسواد و بیسواد به عنوان دو گروه مجزا صحبت کنیم.
گستره معنایی سواد از بیسوادی مطلق -یعنی وضعیتی که فرد نمیتواند بخواند و بنویسد- آغاز میشود و در درجات بعدی به بیسوادی عملکردی میرسد. در این مرحله فرد تا حدودی توانایی خواندن و نوشتن را دارد اما این توانایی در حد برطرف کردن نیازهای روزمرهاش نیست. طیف معنایی سواد پس از این مرحله به «با سوادی محدود» میرسد که در این سطح فرد میتواند تا حد برطرف کردن نیازهای روزمرهاش بخواند و بنویسد، اما توانایی خواندن و نوشتن وی پاسخگوی نیازهای معنوی او نیست. با سوادی مرحله بعدی گستره معنایی سواد است. در این مرحله فرد میتواند پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی خویش باشد و توانایی درک آنچه را میخواند دارد، البته در این مرحله متون تخصصی یا فنون ادبی پیچیده مستثناست. گستره معنایی مفهوم سواد پس از گذر از این مرحله به مرحله شناختی میرسد. در این مرحله فردی با سواد تلقی میشود که علاوه بر توانایی خواندن اطلاعات، بتواند به جستوجوی اطلاعات مورد نیاز خویش نیز بپردازد.
۲- سواد اطلاعاتی
کولتو بر این باور است که ادامه گستره معنایی سواد تا مرحلهای الزامی است که جامعه اطلاعاتی بر ما تحمیل کرده است. در جامعه اطلاعاتی، فردی با سواد تلقی میشود که بتواند اطلاعات مورد نیاز خود را مکانیابی، تحلیل و از آنها برای حل مشکلات روزمره خود استفاده کند. به اعتقاد بورچینال با رسیدن گستره معنایی سواد به این مرحله، مفهوم سواد به مفهوم سواد اطلاعاتی تغییر مییابد، گرچه چارچوب معنایی آن در همان قالب دارای مفهوم است. وی یکی از نخستین کسانی است که در ۱۹۷۶ به ضرورت طرح مفهوم سواد اطلاعاتی توجه و تلاش کرد که آن را به دقت معنا کند.
سواد اطلاعاتی توانایی تشخیص زمان نیاز به اطلاعات، یافتن اطلاعات مورد نیاز و ارزیابی و به کارگیری موثر اطلاعات تعریف شده است. به عبارت دیگر سواد اطلاعاتی مجموعهای از قابلیتهاست که افراد را به شناخت اطلاعات، زمانی که مورد نیاز باشد، ملزم میکند. به بیان دیگر سواد اطلاعاتی داشتن توانایی جابهجایی دقیق، ارزشیابی و استفاده کارآمد از اطلاعات مورد نیاز است.
از نظر معنایی سواد اطلاعاتی به مهارتی اطلاق شده است که با داشتن آن، فرد بتواند نیاز اطلاعاتی خود را به صورت نسبتا دقیق تشخیص دهد، منابع اطلاعاتی مرتبط را شناسایی کند، آنها را بر حسب درجه ارتباط با نیاز اطلاعاتی خود ارزشگذاری کرده، در صورت مساعد بودن سایر عوامل تاثیرگذار در دسترسی به اطلاعات، اطلاعات مورد نظر خود را دریافت کرده، آنها را هضم نموده و به تجزیه و تحلیل آن اطلاعات بپردازد. شخص باسواد اطلاعاتی کسی است که بتواند میان آنچه به تازگی دریافت کرده، با آنچه دانش پیشین وی بوده ارتباط منطقی برقرار کند و در نهایت به سطح بالاتری از دانش عمومی یا تخصصی دست یابد.
۳-سواد کتابخانهای
تحقیق و پژوهش نیازمند گردآوری نظاممند و اصولی اطلاعات است. جمعآوری اطلاعات مناسب از میان انبوه اطلاعات متراکم و متکثر که در قالبهای متفاوت ارائه میشود، مهارتهای خاصی را میطلبد. امروزه افراد برای به دست آوردن اطلاعات فقط با کتابها و مجلات چاپی موجود در کتابخانهها سروکار ندارند. تخصصی شدن علوم و افزایش تحقیقات در رشتههای مختلف باعث افزایش روزافزون انتشارات شده و مشکلات جدیدی در دستیابی به اطلاعات منتشر شده به وجود آورده است. جستوجوگر باید با جستوجو در انبوه موضوعات مربوط یا نامربوط، اطلاعات مورد نیاز خود را شناسایی کند. برای دسترسی آسان به اطلاعات، منابع کتابخانهای در شکلهایی نظیر راهنماها، دایرهالمعارفها، دستنامهها، دستورنامهها، نمایهنامهها، چکیدهنامهها و نظایر آنها منتشر میشود. اطلاعات نهفته در این منابع ویژگیهای خود را دارد. به علاوه، کتابخانههای امروزی از فرصتهایی که فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی فراهم کرده است، به خوبی استفاده میکنند. آشنایی با کتابخانه و منابع اطلاعاتی موجود و آگاهی از راهبردهای جستوجو به منظور گردآوری نظاممند و اصولی اطلاعات – در میان انبوه اطلاعاتی که تخمین زده میشود هر سه یا چهار سال دو برابر میشود- نیازمند سطحی از مهارت و سواد است که «سواد کتابخانهای» نامیده میشود.
۴-سواد رایانهای
در کشورهای پیشرفته بیش از نیم قرن است که رایانه بخش مهمی از ملزومات جامعه را تشکیل میدهد. در این مدت رایانه از سوی صدها تولیدکننده به بازار عرضه شده است. با توجه به نفوذ روز افزون علوم و فناوری در آینده نزدیک، آموزش و توسعه منابع انسانی، به ویژه در زمینه رایانه، بزرگترین چالشی خواهد بود که نظام آموزشی هر کشوری با آن مواجه میشود.
امروزه رایانه بیش از آنکه فناوری باشد ابزار کار است و به آنچه برای به کارگیری آن لازم است دانش فناوری نمیگویند، بلکه به آن «سواد رایانهای» اطلاق میشود. سواد رایانهای توانایی استفاده و به کارگیری رایانه و نرمافزارهای آن برای انجام کارهاست، سواد رایانهای آگاهی از قابلیتهای محاسباتی و توانایی تشخیص و بیان روشن مسائلی است که به کمک فناوری رایانه قابل حل است. این آگاهی شامل برنامهنویسی برای رایانهها نمیشود. سواد رایانهای گسترشی از سواد سنتی است که مستلزم توانایی شخص در انجام اعمال اصلی و پایه با رایانه است. اعمالی مثل استفاده از نرمافزارهای از پیش آماده، نرمافزارهای کتابخانهای، بانکهای اطلاعاتی روی لوحهای فشرده، پایگاههای اطلاعاتی پیوسته و اطلاعات شبکهای روی اینترنت.
با تحولات گسترده در ارتباطات و فناوری مبادله و مخابره اطلاعات، در تولید و استفاده از اطلاعات نیز دگرگونی بیسابقهای روی داده است. نیاز به مبادلات سریع و دقیق اطلاعات و لزوم وجود نظامهای ارتباطی مستقیم در دنیایی که روز به روز پیچیدهتر میشود، سبب شد که روشها و فنون تازهای برای خلاصه کردن، فشرده ساختن و جابهجایی سریع اطلاعات به وجود میآید. امروزه انواع شبکههای اطلاعرسانی در موضوعات متنوع وجود دارد و حجم زیادی از اطلاعات را در دسترس محققان و پژوهشگران قرار میدهد. بهرهبرداری و جستوجو در آنها برای کسب اطلاعات مورد نظر مستلزم داشتن سطحی از آگاهی و دانش درباره عملکرد شبکه است که به آن «سواد شبکهای» میگویند. سواد شبکهای دربر گیرنده دانشی است که معنای آن متضمن مواردی چند است، از جمله: آگاه بودن از گستره و کاربرد منابع و خدمات اطلاعاتی شبکههای جهانی، شناخت نقش و فواید اطلاعات شبکهای در حل مشکلات، انجام فعالیتهای حیاتی پایه و شناخت نظامی که اطلاعات شبکهای به واسطه آن تولید شده و سر و سامان یافته و دسترسپذیر شده است.
۵-سواد چند رسانهای
استفاده از فناوری چندرسانهای برداشتهای ما را از درک مفاهیم و روابط میان صدا، تصویر و انواع اطلاعات تغییر میدهد. برای دستیابی به ذهنیات بشر، ایجاد نوآوریها و توصیف آنها به استفاده از فناوریهای نوین نیاز داریم. لاناهم در مقالهای که چشماندازهای تازهای از دنیای رقمی و عددی را مجسم میسازد، این سواد را «سواد چند رسانهای» مینامد. در عصر دیجیتالی، ابزاری جدید به نام چند رسانهای پدید آمده است که درون خود کلمات را با صداهای ضبط شده و تصاویر غنی درهم آمیخته و ویژگیهای فرهنگ شفاهی کهن را با چهرهای نو به وسیله جدیدترین فناوری عرضه میکند. با این پدیده، کاربر میتواند پیام چند رسانهای را دریافت کند، آن را تغییر دهد، از دید خود اصلاح کند، تغییر مقیاس دهد، تصاویر را منتقل سازد، یا صداها و کلمات را کاملا تغییر دهد و در پایان همه این تغییرات، با فشار یک دکمه دوباره متن اصلی را فراخوانده و بازیابی کند. به اعتقاد لانهام هدف مواد چاپی فقط ضبط و نگهداری اطلاعات بوده است و سواد چند رسانهای ثبات و تازگی و تغییر را با نوسازی خلاق درهم آمیخته است؛ یعنی هدف ثبات و تداوم را با هدف تغییر و تازگی به هم متصل میکند. چنانچه بخواهیم در دنیای سواد دیجیتالی به بررسی بپردازیم باید مهارتهای رمزگشایی تصاویر و اصوات و موشکافی نحوی کلمات را داشته باشیم.
اهمیت سواد رسانهای
داشتن سواد در طول تاریخ بشر اهمیت زیادی دارد، همانگونه که مارشال مکلوهان، ارتباطشناس برجسته کانادایی معتقد بود که انسان در طول تاریخ سه کهکشان ارتباطی را طی کرده است: ابتدا در کهکشان شفاهی بوده، بعد به کهکشان گوتنبرگ رفته، سپس به کهکشان مارکنی مهاجرت کرده و سرانجام به دهکده جهانی خواهد رفت.
در هریک از این کهکشانها بشر باید مجهز به توانایی میشد تا در طول آن کهکشان سیر کند. در کهکشان شفاهی این توانایی آشنایی با نمادها و زبان (سواد شفاهی) بود. گذار انسان از فرهنگ شفاهی (پیش از کشف حروف الفبا) به فرهنگ مکتوب منجر به افزایش توان او در کنترل زندگی و محیط پیرامونیاش شده است. نوشتن توانایی ارتباط را در پهنای زمان و مکان با خود به همراه آورد.
اختراع چاپ و ورود به کهکشان گوتنبرگ اهمیت و دامنه نگارش و نوشتار را بیاندازه گسترش داد و قدرت در این میان بهسوی افرادی میل میکرد که بهترین بهره را از ارتباطات میبردند. افراد دارای سواد رسانهای، طبق نظریه لازارسفلد در کهکشان گوتنبرگ به عنوان رهبران فکری مردم عمل میکردند، اهمیت مجهز بودن به سواد خواندن و نوشتن به خوبی نمایان است، افراد باسواد و بیسواد در کهکشان گوتنبرگ این گونه متمایز میشوند.
با اختراع رادیو و ورود به کهکشان مارکنی بشر باید مجهز به توانایی دیگری میشد تا در طول این کهکشان سیر کند. مارشال مکلوهان در سال ۱۹۶۴ با بیان اینکه رسانه پیام است جهان را تکان داد، گرچه نوشتههای مکلوهان را پر از ایجاز و ابهام میدانند. به نظر مکلوهان مهمترین اثر رسانهها این است که بر عادات، درک و تفکر ما اثر میگذارند. مفهوم نسبتهای حسی به تعادل حواس ما اشاره میکند. مردم ابتدایی بر تمام پنج حس خود تاکید داشتند (بویایی، لامسه، شنوایی، بینایی، چشایی)، اما فناوری و به ویژه وجود رسانهها موجب شده است افراد یک حس را بیشتر از سایر حواس مورد تاکید قرار دهند. چاپ بر تفکر ما اثر داشت و اما تلویزیون در مقایسه با چاپ بر حواس بیشتری تاکید میکند.
تلویزیون رسانهای بصری، سمعی و لامسهای توصیف میشود. تلویزیون ما را مجددا به صورت قبیله در خواهد آورد. ما از دولتهای مجزا دور میشویم و یک دهکده جهانی خواهیم شد. در واقع تکنولوژیهای نوین ارتباطی در جهان، ایده موسوم به دهکده جهانی را تحقق بخشیده و مردم هم اینک در جهانی زندگی میکنند که از هر لحاظ تحت دیده تیزبین یکدیگر قرار دارند. چه بسا اصطلاح آکواریوم جهانی یا جهان شیشهای زاییده همین تصویر باشد. به قول مکلوهان در پرتو وسایل الکترونیک، چهره کار و زندگی اجتماعی دگرگون میشود، جوامع و ملتها به هم نزدیک میشوند و در نهایت دهکدهای به پهنای کره زمین پدید میآید که او آن را اصطلاحا «دهکده جهانی» نامید. بنابراین مکلوهان معتقد بود که زمانی که دهکده جهانی تحقق یابد، لازم است انسانها به سواد جدیدی به نام سواد رسانهای دست یابند.
میتوان خوشبینانه استدلال کرد که مردم با کسب سواد دیداری، ذخیره مهارتهای شناختی خود را غنا بخشیده و به ابزارهای قدرتمند تفکر خلاق دسترسی پیدا کنند، یا به قسمی بدبینانه استدلال کرد که سواد دیداری در وهله نخست، کاربردی دفاعی دارد و دانشی را در اختیار افراد قرار میدهد که با آن توان تشخیص مقاومت و مقابله در برابر تاثیر مخرب بستههای تبلیغاتی تلویزیونی و فیلمهای هیجانانگیز و مخرب را دارد.
اهداف سواد رسانهای
هدف سواد رسانهای این است که به ما قدرت کنترل بیشتری نسبت به تعابیر پیامها میبخشد. واقعیت این است که همه پیامهای رسانهای دارای تعابیر و تفاسیر مختلف هستند. مثلا روزنامهنگاران به ما تعابیر خودشان را از این که چه چیزی و چه کسی مهم است، ارائه میدهند، برنامهسازان برنامههای سرگرمی نیز تعابیر خود را از مفاهیمی چون انسانیت، آشتی، جنگ و خوشبختی نشان میدهند. صاحبان آگهی نیز سعی میکنند ما را متقاعد سازند مشکلاتی داریم و کالای آنها که میتواند ما در غلبه بر این مشکل یاری کند. همچنین ما به عنوان مخاطب میتوانیم تعابیر خودمان را از این پیامها داشته باشیم. چه ما آگاهی لازم در برخورد با رسانه کسب کنیم یا نه، فرآیند تاثیر رسانهها ادامه دارد. زمانی که بتوانیم کنترل بیشتری نسبت به رسانهها و تعابیر آنها داشته باشیم، میتوانیم به تاثیرات مثبت ناشی از آنها قوت بخشیده و از تاثیرات منفی آنها بکاهیم. سواد رسانهای به افراد توانایی میبخشد تا ضمن اینکه متفکرانی معتقد باشند، خود نیز به مولدین خلاق پیامها بدل شوند.
هدف سواد رسانهای میتواند این باشد که بر اساس آن بتوان محصول نهایی یک رسانه را از این جنبه شناخت که آیا بین محتوای یک رسانه به مثابه یک محصول نهایی با عدالت اجتماعی رابطهای وجود دارد یا خیر. هدف سواد رسانهای تنظیم یک رابطه منطقی و مبتنی بر هزینه- فایده است: در برابر رسانه چه چیزهایی را از دست میدهیم و چه چیزهایی را به دست میآوریم. هدف غایی سواد رسانهای نه صرفا آگاهی و درک بهتر، بلکه آزادی انتقادی است. یک هدف اثباتی و عملی سواد رسانهای عبارت است از پرورش بینندگانی که توانایی گزینش داشته باشند، به جستوجوی برنامهریزی کیفی و متمایز و ارزیابی آن بپردازند و نسبت به شکل، قالب و محتوا در رسانههای جمعی حس انتقادی داشته باشند. به تعبیری دیگر، هدف سواد رسانهای، توانایی بخشیدن به مخاطبان برای دفاع در مقابل رسانهها است.
هدف سواد رسانهای دادن قدرت کنترل برنامههای رسانه به افراد است. اولین گام در این کار این است که افراد دریابند که چگونه رسانهها آنها را برنامهریزی میکنند. برنامهسازی رسانه دائما در قالب چرخهای دو مرحلهای که مدام تکرار میشود انجام میگیرد. یکی از مراحل چرخه مذکور، «محدود کردن انتخابها» است و مرحله دوم «تحکیم تجربه» است.
محدود کردن انتخابها
رسانهها چنان برای ما برنامهریزی کردهاند که باور کنیم انتخابهای زیادی پیشرو داریم؛ اما میدانیم که گستره این انتخابها بسیار محدود است. با آنکه ظاهرا تفاوتهایی میان انتخابهای پیامها وجود دارد، این تفاوتها در مقایسه با شباهتها بیاهمیت است. اگر در گستره بالقوه علایق مخاطبان تعادلی در انتخاب وجود داشت این محدوده سازی انتخاب کم خطرتر میشد. اما دستاندرکاران حرفه رسانه، این محدودیتها را میسازند تا به اهداف اقتصادی خود برسند؛ یعنی آنها تنها خدماتی را فراهم میکنند که فکر میکنند بیشترین درآمد را ایجاد میکند و در عین حال هزینههایشان را تا حد ممکن پایین نگه میدارد. البته درآمد به تعداد مخاطبان نیز بستگی دارد بنابراین افراد یقینا بر آنچه پیامها عرضه میکنند اثر دارند. با این حال به همین سادگی نمیتوان گفت که اگر تعداد مخاطبان در بیشترین حد باشند، میتوانند پیامها را کنترل کنند. دلیل این است که مخاطبان تنها منبع کسب درآمد رسانه نیستند؛ در مورد بعضی رسانهها سازندگان پیامها نیز منبع درآمدند.
الگوهایی که انسان بر اساس آنها در معرض رسانه قرار میگیرد به تدریج، در جریان تجارب گذشته وی با رسانه، برنامهریزی میشود. تا وقتی که تجارب مذکور رضایت بخش و عاری از احساسات منفی یا شکست یا نفرت بوده باشند، قرارگیری در معرض رسانهها تقویت میشود. آدمی دائم به همان نوع پیامها رجوع میکند و مطمئن است که باز هم تجارب رضایت بخشی، مشابه تجارب گذشتهاش، خواهد داشت. به راحتی میشود به وضعیت غیرارادی لغزید و به این اطمینان رسید که انتخابهای از پیش تعیین شده، انتخابهایی قابل قبول هستند. با گذشت زمان، عادات قویتر و آزمون چیزهای تازه بسیار دشوارتر میشود.
منابع:
ابراهیمزاده، عیسی (۱۳۷۳). آموزش بزرگسالان (علوم تربیتی)، تهران: پیام نور.
ابطحی، ابراهیم (۱۳۷۹). «سوادآموزی رایانهای و شبکهای باید ترویج شود»، فصلنامه شبکه، صفحات ۳۷-۴۱.
باباییراد، بیتا (۱۳۸۷). «سواد رسانهای و گسترش توسعه انسانی»، در کتاب سواد رسانهای، زیر نظر رضا صالحیامیری، تهران: پژوهشگاه تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.
باکینگهام، دیوید (۱۳۸۹). آموزش رسانهای، ترجمه حسین سرفراز، تهران: دانشگاه امام صادق (ع).
براون، جیمز ای (۱۳۸۵). «رویکردهای سواد رسانهای»، ترجمه پیروز ایزدی، فصلنامه رسانه، سال هفدهم، شماره پیاپی ۶۸، صفحات ۷۰-۵۱.
بصیریان جهرمی، حسین و بصیریان جهرمی، رضا (۱۳۸۵). «درآمدی به سواد رسانهای و تفکر انتقادی»، فصلنامه رسانه، سال هفدهم، شماره پیاپی ۶۸، صفحات ۵۰-۳۲.
بیات، حجتالله (۱۳۹۰). «مبانی ضرورت تبلیغ دین از رسانههای نوین»، در مجموعه مقالات دومین همایش بینالمللی دین و رسانه، تهران: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
پاتر، جیمز (۱۳۸۵). «تعریف سواد رسانهای»، فصلنامه رسانه، سال هفدهم، شماره پیاپی ۶۸، صفحات ۲۵-۷.
پاتر، جیمز (۱۳۹۱). بازشناسی رسانههای جمعی با رویکرد سواد رسانهای، ترجمه امیر یزدیان و دیگران، قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
جوشقانی، حسین (۱۳۹۰). جنگ نرم از دیدگاه قرآن، تهران: ساقی
حبیبینیا، امید (۱۳۸۲). «مردم و سواد رسانهای»، روزنامه همشهری، ۱۷ آبان ۱۳۸۲، شماره ۳۲۱۹.
دادگران، سیدمحمد (۱۳۸۵). مبانی ارتباطات جمعی، تهران: انتشارات فیروزه.
دفتر بینالمللی آموزش سازمان یونسکو (۱۳۷۲). درسهای سوادآموزی، ترجمه زهرا صباغیان، تهران: مدرسه.
رحیمی، مرتضی و سلطانی، عباسعلی (۱۳۸۵). «مبانی فقهی حقوق مالکیت معنوی در فقه شیعه»، فصلنامه مطالعات اسلامی، شماره ۷۳: ۱۳۴- ۱۷۲.
رستمیزاده، رضا (۱۳۸۵). «دانشپژوهی و حقیقتگرایی در اسلام»، سایت باشگاه اندیشه، تاریخ انتشار در سایت ۲۱ مرداد ۱۳۸۵.
سرینی، واسولو. «سواد رایانهای و اطلاعاتی: چالشهای پیش روی اطلاع رسانان مدرن در آستانه قرن بیست و یکم»، ترجمه حمیدرضا جمالیمهموئی، پیام کتابخانه، دوره نهم، صفحات ۶۲-۶۶، تابستان ۱۳۷۸.
سفری، علیرضا (۱۳۸۳). «وحی در آیینه قرآن، عرفان و برهان»، بینات، ش ۴۳: ۹۹-۸۴.
سورین، ونر و تانکارد، جیمز (۱۳۸۴). نظریههای ارتباطات، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه.
سیتون، لینا، «سواد اطلاعاتی: شکاف میان مفهوم و کاربردها»، ترجمه مهردخت وزیریکشمیری، در گزیده مقالات ایفلا ۹۶ (چین:۲۵-۳۱ اوت ۱۹۹۶)، زیر نظر دکتر عباس حری، تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ص ۳۶۳-۳۷۴، ۱۳۷۶.
شکرخواه، یونس (۱۳۸۵). «سواد رسانهای؛ یک مقاله عقیدتی»، فصلنامه رسانه، سال هفدهم، شماره پیاپی ۶۸، صفحات ۳۱- ۲۷.
شیباتا، کونیومی (۱۳۸۱). «تحلیل رویکرد انتقادی در سواد رسانهای، مطالعات تطبیقی بین ژاپن و کانادا»، ترجمه زهره بیدختی، فصلنامه رسانه، شماره پیاپی ۵۰، صفحات ۸۷-۷۸.
قاسمی، طهمورث (۱۳۸۵). «سواد رسانهای؛ رویکردی نوین به نظارت رسانهای»، فصلنامه رسانه، شماره ۶۸، صفحات ۸۵ -۱۰۶.
کان سی داین، دیوید (۱۳۷۹). درآمدی بر سواد رسانهای، ترجمه ناصر بلیغ، تهران: صداوسیمای جمهوری اسلامی.
کیا، علیاصغر (۱۳۸۴). «آموزش رسانهای در بزرگراههای اطلاعاتی»، مجله رشد آموزش علوم اجتماعی، شماره ۲۷، صفحات ۱۸ – ۲۱.
محسنیانراد، مهدی (۱۳۸۴). ایران در چهار کهکشان ارتباطی، جلد اول، تهران: سروش.
مهدویکنی، محمدسعید (۱۳۸۳). «جستاری در فقه ارتباطات: مفهوم غنا از دیدگاه فقهای شیعه»، فصلنامه دین و ارتباطات، شماره ۲۱: ۱۶۹-۲۰۰.
میرجلیلی، سیدحسین (۱۳۸۵). «سواد اطلاعاتی نگاهی به تحول مفهوم سواد در عصر اطلاعات»، فصلنامه کتاب، شماره ۶۵: ۱۰۹-۱۲۲.
هاشمی، شهناز و رضایی، زهرا (۱۳۸۷). «گذری بر سواد رسانهای»، در کتاب سواد رسانهای، زیر نظر رضا صالحیامیری، تهران: پژوهشگاه تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.
نظر شما