آگاه: بر اساس گزارش منابع یمنی، در تازهترین حملات، جنگندههای سعودی مناطقی در استان اِب را هدف قرار دادهاند که در پی آن دستکم سه نفر زخمی شدهاند. همچنین گزارشها از چندین حمله هوایی به مناطق مختلف استان تعز، از جمله حیفان و الکدحه و دیگر مناطق این استان حکایت دارد. در شمال یمن نیز خبرنگار شبکه المسیره از دو حمله هوایی به شهرستان ساقین در استان صعده خبر داده است. این حملات در حالی صورت گرفته که گزارشهای دیگری نیز از گسترش عملیات هوایی و زمینی در چند جبهه یمن منتشر شده است. آنچه در این میان اهمیت دارد، صرفا تعداد حملات نیست؛ بلکه بازگشت تدریجی منطق نظامی به مناسبات عربستان و یمن است. در واقع، یمن طی دو سال گذشته شاهد سطحی از کاهش درگیری بود که پس از آتشبس مورد حمایت سازمان ملل در سال ۲۰۲۲ شکل گرفت. اما از تابستان ۲۰۲۶، این وضعیت بهطور محسوسی تغییر کرده و درگیری میان نیروهای انصارالله و نیروهای مورد حمایت عربستان تشدید شده است.
از آتشبس شکننده تا بازگشت حملات هوایی
آتشبس سال ۲۰۲۲ اگرچه به کاهش قابل توجه عملیات گسترده کمک کرد، اما به یک توافق سیاسی نهایی و حل ریشهای بحران یمن منجر نشد. ساختار قدرت در این کشور همچنان چندپاره باقی ماند و موضوعات مهمی مانند آینده سیاسی یمن، کنترل بنادر و گذرگاهها، پرداخت حقوق کارکنان، منابع انرژی و جایگاه نیروهای نظامی طرفین حلوفصل نشد.
در چنین شرایطی، با آغاز دور جدید تحولات منطقهای و افزایش تنشها در دریای سرخ، معادله یمن نیز بار دیگر دستخوش تغییر شد. نیروهای انصارالله طی ماههای اخیر توانستهاند فشار بیشتری بر مواضع نیروهای همسو با ریاض وارد کنند و در مقابل، عربستان و نیروهای وابسته به دولت مستقر در خارج از صنعا، عملیاتهای نظامی علیه مواضع انصارالله را افزایش دادهاند.
بر اساس گزارش موسسه مطالعات جنگ، در روزهای پایانی سپتامبر، نیروهای سعودی و نیروهای همسو با دولت یمن مجموعهای از حملات علیه انبارهای تسلیحات و مسیرهای انتقال تجهیزات در مناطق مختلف انجام دادند. در همین گزارش آمده است که سخنگوی نظامی انصارالله مدعی انجام ۲۷ حمله هوایی سعودی علیه پلها و مسیرهای ارتباطی در استانهای تعز، مارب، صعده، عمران، اِب و حجه شده است. این ادعا بهطور مستقل قابل تایید کامل نیست، اما تصاویر منتشرشده از آسیبدیدگی یک پل در استان اِب نیز در گزارشهای رسانهای مورد اشاره قرار گرفته است. این نکته از منظر نظامی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هدف قرار دادن مسیرهای ارتباطی و پلها، در صورت تایید، نشان میدهد بخشی از عملیات هوایی صرفا برای انهدام مواضع ثابت نظامی طراحی نشده و هدف دیگری نیز دنبال میشود: اختلال در خطوط پشتیبانی و جابهجایی نیرو و تجهیزات در جبهههای زمینی.
تعز؛ نقطه اتصال جنگ زمینی و دریایی
در میان استانهای یمن، تعز جایگاه ویژهای دارد. این استان از یکسو به مناطق مرکزی و شمالی یمن متصل است و از سوی دیگر به سواحل دریای سرخ و محدوده بابالمندب نزدیک است. به همین دلیل کنترل بخشهایی از تعز میتواند بر موازنه نظامی و ارتباطی میان مناطق مختلف یمن تاثیر بگذارد.در روزهای گذشته گزارشهای متعددی از تشدید درگیری در تعز منتشر شده است. رسانههای نزدیک به دولت یمن از حملات هوایی به مواضع انصارالله، خودروهای نظامی، تجمع نیروها و خطوط انتقال تجهیزات خبر دادهاند. در مقابل، منابع نزدیک به انصارالله نیز از حملات سعودی به مناطق مختلف این استان خبر دادهاند.
اهمیت تعز زمانی بیشتر روشن میشود که آن را در کنار تحولات ساحل دریای سرخ قرار دهیم. گزارشهای اخیر حاکی از آن است که نیروهای انصارالله در هفتههای گذشته تحرکات خود را در امتداد سواحل دریای سرخ افزایش داده و به مناطق نزدیکتر به بابالمندب رسیدهاند. رویترز نیز این تحولات را یکی از عوامل اصلی افزایش نگرانی درباره امنیت یکی از مهمترین آبراههای تجاری جهان دانسته است. بنابراین، آنچه در تعز و سواحل غربی یمن اتفاق میافتد، صرفا یک درگیری محلی نیست. هر تغییر در موازنه قدرت در این منطقه میتواند بر امنیت کشتیرانی، انتقال انرژی و محاسبات نظامی کشورهای منطقه اثر بگذارد.
پاسخ یمن؛ معادلهای متفاوت با سالهای گذشته
یکی از مهمترین تفاوتهای شرایط فعلی یمن با سالهای ابتدایی جنگ، تغییر در ظرفیتهای نظامی انصارالله است. در سالهای نخست جنگ، ائتلاف به رهبری عربستان برتری آشکاری در حوزه قدرت هوایی داشت و بخش مهمی از عملیات نظامی بر پایه حملات هوایی انجام میشد. اما طی سالهای بعد، نیروهای یمنی به سمت توسعه توانمندیهای موشکی، پهپادی و عملیات دوربرد حرکت کردند. حملات موشکی و پهپادی به عمق خاک عربستان نیز نشان داد که فاصله جغرافیایی دیگر الزاما به معنای مصونیت تاسیسات سعودی نیست. در سپتامبر، مقامهای سعودی از حملات موشکی و پهپادی انصارالله خبر دادند و ریاض اعلام کرد برخی از این حملات را رهگیری کرده است. همزمان، انصارالله تهدید کرده است که در صورت ادامه حملات، مواضع نظامی و مراکز فرماندهی عربستان را هدف قرار خواهد داد.در نتیجه، ریاض با یک معادله ساده «حمله هوایی ـ پاسخ زمینی» مواجه نیست. هر حمله هوایی میتواند با پاسخ موشکی یا پهپادی همراه شود و همین موضوع، هزینههای امنیتی و اقتصادی جنگ را برای دو طرف افزایش میدهد.
چرا عربستان دوباره وارد میدان شده است؟
برای تحلیل رفتار عربستان باید مجموعهای از عوامل را همزمان در نظر گرفت. نخست، نگرانی امنیتی ریاض از نزدیک شدن نیروهای انصارالله به مناطق حساس غربی و جنوبی یمن است. دوم، اهمیت فوقالعاده بابالمندب و دریای سرخ برای اقتصاد عربستان و تجارت جهانی است. سوم، عربستان نمیخواهد تحولات یمن به شکلی پیش برود که توازن قدرت در این کشور به نفع یک طرف تثبیت شود. از سوی دیگر، عربستان طی سالهای اخیر تلاش کرده بود خود را از جنگ مستقیم و پرهزینه یمن فاصله دهد و وارد مسیر گفتوگو شود. بازگشت حملات هوایی نشان میدهد که محاسبات امنیتی جدید، این سیاست را با فشار مواجه کرده است.
موضوع زمانی پیچیدهتر میشود که مناسبات عربستان با دیگر بازیگران منطقهای را نیز در نظر بگیریم. در روزهای گذشته، فرماندهان نظامی عربستان، پاکستان و ترکیه در ریاض درباره همکاریهای دفاعی و هماهنگی نظامی گفتوگو کردهاند؛ رخدادی که نشاندهنده تلاش ریاض برای تقویت شبکههای امنیتی خود در شرایط افزایش تهدیدات منطقهای است.
هزینه اصلی را چه کسی میپردازد؟
در میان محاسبات نظامی و ژئوپلتیکی، یک واقعیت همچنان پابرجاست: جامعه یمن هزینه اصلی تداوم جنگ را پرداخت میکند. سازمان ملل در گزارش مربوط به وضعیت یمن اعلام کرده است که بیش از ۲۱ میلیون نفر در سال ۲۰۲۶ به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و حدود ۱۸.۳ میلیون نفر با ناامنی غذایی حاد مواجهاند. همچنین تنها حدود ۵۹ درصد مراکز درمانی یمن بهطور کامل فعال هستند. با تشدید درگیریها، این وضعیت میتواند وخیمتر شود. گزارشهای اخیر نیز از آوارگی دهها هزار نفر در پی دور جدید جنگ حکایت دارد. گزارش آسوشیتدپرس از دیدار فرستاده سازمان ملل با نمایندگان انصارالله در مسقط و مقامهای سعودی خبر داده و تاکید کرده است که سازمان ملل نسبت به گسترش دامنه درگیریها هشدار داده است. از این منظر، استمرار حملات هوایی و عملیات زمینی نهتنها یک مسئله نظامی، بلکه تهدیدی برای زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی یمن است؛ کشوری که پس از بیش از یک دهه بحران هنوز نتوانسته به ثبات اقتصادی و سیاسی پایدار برسد.
مسئلهای فراتر از یمن
تحولات یمن را نمیتوان از تحولات کلی منطقه جدا کرد. بابالمندب یکی از نقاط راهبردی تجارت جهانی است و هرگونه افزایش ناامنی در این منطقه میتواند مسیرهای کشتیرانی و هزینه حملونقل را تحت تاثیر قرار دهد. از سوی دیگر، در شرایطی که همزمان تنشهای گستردهای در خلیج فارس، دریای سرخ و دیگر نقاط غرب آسیا جریان دارد، هرگونه تشدید در یمن میتواند به زنجیرهای از واکنشهای متقابل میان بازیگران منطقهای منجر شود. به همین دلیل، سازمان ملل در تلاش است از تبدیل مجدد یمن به یک جنگ تمامعیار جلوگیری کند. فرستاده سازمان ملل در روزهای اخیر تلاش کرده است کانالهای گفتوگو با طرفهای مختلف را فعال نگه دارد و بر ضرورت رسیدن به یک راهحل سیاسی تاکید کرده است. با این حال، مشکل اصلی این است که سطح اعتماد میان طرفهای درگیر بسیار پایین است و هر طرف تلاش میکند پیش از ورود به مذاکرات، موقعیت میدانی خود را تقویت کند. در چنین وضعیتی، میدان نظامی میتواند به اهرم فشار در میز مذاکره تبدیل شود.
یمن؛ آزمون دوباره سیاست فشار
حملات اخیر سعودی را میتوان بخشی از تلاش ریاض برای جلوگیری از تغییر بیشتر موازنه قدرت در یمن دانست؛ اما تجربه یک دهه گذشته نشان داده است که برتری هوایی بهتنهایی برای حل بحران یمن کافی نیست. واقعیت میدانی امروز با سال ۲۰۱۵ تفاوت دارد. نیروهای یمنی دارای تجربه رزمی گستردهتر، توان موشکی و پهپادی بیشتر و شبکهای از خطوط پشتیبانی داخلی هستند. در مقابل، عربستان نیز تلاش کرده است با تقویت همکاریهای امنیتی منطقهای و استفاده از ظرفیت نیروهای همسو در داخل یمن، فشار نظامی را افزایش دهد.
بنابراین ادامه حملات هوایی میتواند یک چرخه متقابل را فعال کند: حمله سعودی، پاسخ یمنی، حمله مجدد و سپس گسترش دامنه درگیری به مناطق جدید. چنین چرخهای اگر مهار نشود، نهتنها امنیت عربستان و یمن، بلکه امنیت دریای سرخ و بابالمندب را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.
در نهایت، آنچه در آسمان صعده، اِب و تعز جریان دارد، نشانهای از بازگشت جنگ یمن به مرحلهای حساس است؛ مرحلهای که در آن رقابت بر سر زمین با رقابت بر سر مسیرهای دریایی، بازدارندگی موشکی و ائتلافهای منطقهای درهم تنیده شده است.
مسئله اصلی اکنون این نیست که کدام طرف چند حمله بیشتر انجام میدهد؛ مسئله این است که آیا این دور از درگیری پیش از تبدیل شدن به یک جنگ فرسایشی جدید، به مسیر سیاسی بازمیگردد یا خیر. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که جنگ در یمن میتواند سالها ادامه پیدا کند، اما هیچیک از بمبارانهای هوایی و عملیات زمینی تاکنون نتوانستهاند مسئله سیاسی این کشور را حل کنند. از همین رو، تحولات روزهای آینده در تعز، صعده، سواحل دریای سرخ و مرزهای عربستان، تعیین خواهد کرد که آیا بحران فعلی در حد یک تشدید نظامی باقی میماند یا بار دیگر یمن را وارد مرحلهای گستردهتر از جنگ منطقهای خواهد کرد.
نظر شما