آگاه: هفته وحدت هرگز یک ویترین سیاسی یا تعارفی دیپلماتیک میان مذاهب نبوده است؛ بلکه یادآور حقیقتی است که ریشه در ذات پیام آسمانی پیامبر اسلام دارد. در روزگاری که استکبار جهانی و در رأس آن رژیم صهیونیستی تلاش میکند با ایجاد شکافهای مذهبی، خاورمیانه را به آتش بکشد، وحدت اسلامی تنها پادزهر این نقشه شوم است. میلاد پیامبر اعظم (ص)، نقطه کانونی این برادری است؛ جایی که مسلمانان فارغ از هرگونه تعلقات فرقهای، حول محور پیامبر نور و رحمت گرد هم میآیند. این وحدت، نه در همایشها و سخنرانیها، بلکه در میدان عمل و با ریخته شدن خونهای پاک فرزندان این امت تجلی یافته است. خونی که از پیکر یک جوان اهل سنت در کوههای کردستان جاری میشود، با خونی که از رگهای یک رزمنده شیعه در خوزستان بر زمین میریزد، تفاوتی ندارد. هر دو برای یک هدف، یک قبله و یک خدا جان فدا کردهاند.
حماسه ۱۱ هزار شهید اهل سنت
برای درک معنای عینی وحدت، نیازی نیست در کتابهای قطور کلامی جستوجو کنیم؛ کافی است به وصیتنامهها و سنگ مزارهای شهدایمان نگاهی بیندازیم. آمارها به تنهایی گویای حماسهای بزرگاند؛ تقدیم بیش از ۱۱ هزار شهید اهل سنت در دوران دفاع مقدس، سندی بیبدیل از وفاداری به آرمانهای اسلامی است. از این میان، ۴۵۶۳ شهید از خطه قهرمانپرور کردستان، ۳۴۷۵ شهید از آذربایجان غربی، ۱۲۹۷ شهید از کرمانشاه، ۵۳۳ شهید از سیستان و بلوچستان، ۴۳۱ شهید از استان گلستان، ۲۱۸شهید از خراسان رضوی و ۱۰۷ شهید از هرمزگان، جان خود را فدای استقلال و اسلام کردند. تاریخ هرگز نام شهید سبیل اخلاقی، نوجوان ۱۱ ساله بلوچ و جوانترین شهید اهل سنت کشور را فراموش نخواهد کرد یا خونهای پاکی چون ماموستا محمدطاهر ربیعی و شهید مولوی مصطفی جنگیزهی که سینه خود را سپر گلولههای تفرقه کردند. جوانان غیور کرد در کوههای سر به فلک کشیده و دلاوران بلوچ و ترکمن، دوشادوش رزمندگان شیعه جنگیدند. قبله یکی بود، خدا یکی بود و خونها در یک خاک و برای یک هدف بر زمین میریخت. در آن روزهای سخت، هیچکس نمیپرسید که همرزمش دست بسته نماز میخواند یا دست باز؛ همه میدانستند که دفاع از حریم اسلام، واجب شرعی است.
پاسداران حریم آلالله در شام
این رشته مودت تنها به مرزهای ایران محدود نماند و در جغرافیای مقاومت تکثیر شد. وقتی فتنه تکفیر و داعش، با پرچمهای دروغین و به نام مذهب، قصد تاراج مقدسات را داشت، این برادران اهل تسنن بودند که برای دفاع از حرم اهل بیت سینه سپر کردند. شهدای گرانقدری چون سلمان بامری، عمر ملازهی، مراد عبداللهی و اسماعیل شجاعی، دلاوران اهل سنتی بودند که در سوریه با تکفیریهای داعش جنگیدند و به شهادت رسیدند.
خون آنها گواه صادقی شد بر اینکه محبت اهل بیت پیامبر، مرز مذهبی نمیشناسد و دفاع از حریم اسلام، وظیفهای همگانی است. این جوانان غیور نشان دادند که تروریسم تکفیری هیچ ربطی به اهل سنت ندارد و اولین قربانیان و مبارزان خط مقدم علیه این فتنه شوم، خود برادران اهل تسنن بودهاند.
فلسطین؛ قلب تپنده اهل سنت و پایتخت مقاومت اسلامی
مسئله فلسطین، اصیلترین و خونینترین آزمون وحدت اسلامی در عصر حاضر است. وقتی به تاریخ مبارزات ضد صهیونیستی نگاه میکنیم، نام رهبران و فرماندهان بزرگ اهل تسنن چون شهید شیخ احمد یاسین که با تنی رنجور اما روحی به وسعت کوه در برابر اشغالگران ایستاد و شهید دکتر عبدالعزیز رنتیسی و مهندس مقاومت شهید یحیی عیاش همچون ستارگانی روشن میدرخشد. غزه امروز، نمایشگاهی از استقامت بینظیر اهل سنت است و جمهوری اسلامی ایران به عنوان بخش شیعی جهان اسلام، تمامقد و بدون هیچ چشمداشتی در کنار برادران فلسطینی خود ایستاده است. این حمایت نه از سر منفعتطلبی، بلکه برآمده از عمق باورهای قرآنی و رسالت انسانی در دفاع از مظلوم است.
از جنگ ۱۲ روزه تا نبرد ۴۰ روزه
میدان نبرد، صادقترین راوی حقیقت است. در جریان حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکاییاش، از جنگ ۱۲ روزه تا نبردی که به حق باید آن را جنگ ۴۰ روزه نامید، بار دیگر خون شیعه و سنی درهم آمیخت. پیکر مطهر محمد اسلام ریزهئی، سرباز اهل سنت شهرستان تایباد که در پدافند هوایی اصفهان و در جریان حملات تجاوزکارانه آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران به شهادت رسید و پیکر شهید منصور گرگیجمهر، سرباز بلوچ و اهل سنت گلستانی که در جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران به شهادت رسید و در گنبد کاووس تشییع شد، گواه این مدعاست.
در کنار این نظامیان غیور، غیرنظامیان مظلومی از اهل سنت جنوب کشور نیز هدف کینهتوزی دشمن قرار گرفتند. شهیدان محمد سرپرست، محمد گرشیخی، محمد محمدپور، همایون چترزرین، مازیار چترزرین، سالم دهقانی و اسماعیل ملک، شهدای اهل سنتی بودند که در مسیر مقاومت آسمانی شدند و خونشان با خون دیگر هموطنانشان درآمیخت. این خونها نشان داد که دشمن در تجاوز به خاک این مرز و بوم، هیچ تفکیکی میان اقوام و مذاهب قائل نیست.
مهاجران همخون
ماجرا اما به مرزهای شناسنامهای و جغرافیایی ختم نمیشود. وقتی ماشینها پشت چراغ قرمز میدان قدس تجریش ایستاده بودند، هیچکس نمیدانست سرنوشت سرنشینان تا پایان عددهای چراغ قرمز چه خواهد شد. حفیظ بوستانی، مرد ۴۵ ساله، سرایدار، کارگر زحمتکش، دارای پنج فرزند و از اتباع مجاز افغانستانی که دههها در ایران میزیست، یکی از همانها بود. او اهل سنت تاجیک بود و ایران را وطن خود میدانست. در ساعت ۱۵ روز یکشنبه، درست در قلب تهران و در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران، در انفجار میدان قدس به دست رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. همسرش، سلیمه بخشنده، با صلابتی عجیب میگوید: «حتی اگر کشته میشدیم هم در ایران میماندیم... شوهرم گفت مردم اینجا، ماندم هم اینجا. نمیشود که فقط در خوبیهای ایران شریک شویم و بدیهایش را نخواهیم. ما هم مثل تمام ایرانیها در کنارشان همینجا میمانیم و خاک میشویم. شهید ایرانیها، شهید من نیز است.» دخترش سمیرا که حالا با مشکلات اداری برای دریافت گواهی شهادت پدرش دست و پنجه نرم میکند، راوی مظلومیت مضاعف این خانواده است. موشکهای رژیم صهیونیستی در زمان هدف قرار دادن سرزمینمان از هیچکس ملیت و مذهبش را نپرسیدند. خون حفیظ بوستانی، نمادی بیبدیل از درهمتنیدگی سرنوشت مسلمانان فراتر از ملیت و مذهب است. اتباع افغانستانی در این نبرد ۱۲ روزه، پنج شهید تقدیم کردند تا ثابت کنند برادران خونی ما در روزهای سخت هستند.
هویت ما به اسلام است، نه به حصارهای مذهبی
در منطق اسلام ناب، آنچه به انسان هویت میبخشد، تقوا و تسلیم در برابر حق است. قرآن کریم با ندای «انما المومنون اخوه» تکلیف را روشن کرده است. در سپاه پیامبر، بلال حبشی، سلمان فارسی و صهیب رومی، پیش از هر نژاد و تباری، مسلمان بودند. امروز نیز وقتی خون سرداران شیعه با مجاهدان اهل سنت در خطوط مقدم مبارزه با صهیونیسم درهم میآمیزد، یعنی بازگشت به همان نقطه صفر مرزی اسلام ناب محمدی. وقتی سرباز بلوچ در اصفهان شهید میشود، کارگر افغانستانی در تجریش جان میبازد و جوان خوزستانی در حلب فداکاری میکند، این پیام مخابره میشود که امت واحده اسلامی، یک حقیقت زنده و تپنده است. ما در خون، در عقیده و در جبهه مقاومت، برادران همخونیم و در برابر هجمه شیاطین، تنها یک نام برای ما باقی میماند: اسلام.
نظر شما