آگاه: ایالات متحده در مواجهه با دکترین دفاعی و آفندی ایران، نه تنها در میدان سخت که در ساحت محاسبات ذهنی نیز دچار فروپاشی شده است. آنها که روزی سودای تغییر رفتار ایران را در سر میپروراندند، اکنون در بنبست راهبردی خود، تنها به دنبال راهی برای حفظ آبروی بهیغما رفتهشان در برابر اقتدار منطقهای تهران هستند. سیل میانجیگران که این روزها مسیر پایتخت قدرت بلامنازع غرب آسیا را در پیش گرفتهاند، گواهی است بر این ادعا که هژمونی رو به زوال آمریکا، راهی جز تن دادن به اقتدار میدانی ایران ندارد؛ آنها دیگر نه برای تعیین تکلیف، که برای خواهش و التماس برای جلوگیری از فروپاشی ترتیبات امنیتیشان در منطقه، به پشت درهای تهران آمدهاند.
هدف میانجیها چیست؟
تبادل پیامها و رفت و آمدهای اخیر را میتوان به نوعی رایزنی برای احیای تفاهمنامه اسلامآباد تعبیر کرد. موضع و هدف جمهوری اسلامی ایران نیز بازگشت آمریکا به تفاهم و اجرای تعهدات است. با این حال مهمترین گره یا بحث، سازوکار بازگشت طرفین و راستیآزمایی تعهدات است که تنگه هرمز و محاصره دریایی در قلب این مباحث قرار دارد. با این حال سفرهای عاصر منیر فرمانده ارتش پاکستان، البوسعیدی وزیر خارجه عمان و عبدالرحمن نخستوزیر قطر به تهران، که حامل پیامهای آمریکا نیز بودند، دو معنا دارد که عبارتند از: نگرانی کشورهای عربی از اقدامات تقابلی ایران برای شکستن محاصره اقتصادی که مستقیما منافع آنها را هدف قرار خواهد داد و تلاش آمریکا در جهت ایجاد تردید در محاسبات مقامات ایرانی و همچنین حفظ کانالهای دیپلماتیک با وجود لفاظیهای مکرر دونالد ترامپ رئیسجمهور و اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا که مجموعا میتواند به یک حالت فریز و فرسایش ایران منجر شود.
منافع اقتصادی آمریکا را زیر ضربه میبریم
ایران صریحا به طرف تخاصم اعلام کرده که اگر محاصره ادامه پیدا کند، منافع اقتصادی آمریکا را زیر ضربه میبرد. در همین راستا، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان گفته که اگر محاصره ادامه پیدا کند، ما منافع اقتصادی آمریکا را ۱۰۰ درصد و با شدت و قدرت هدف قرار خواهیم داد. سردار رضایی این را هم گفته که در دوران آتشبس، محاصره دریایی را شکستیم و موفق به صادرات حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیون بشکه نفت شدیم. در شرایط فعلی نیز میزان فروش نفت به سطح پیش از تحریم بازگشته است؛ علاوه بر تخلیه ذخایر شناور، مسیرهای جدیدی برای صادرات ایجاد کردهایم که به تدریج در حال افزایش است.
دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان همچنین در دیدار شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه دولت قطر گفت که «هشدار میدهیم اگر آمریکا شرارتی علیه ایران آغاز کند بلایی بر سر منافع نظامی و اقتصادی آنها خواهیم آورد که در تاریخ ثبت شود. ما به آمریکا بیاعتمادیم و آنها بارها به دیپلماسی و مذاکره خیانت کردهاند. آمریکا باید ابتدا اقدامات عملی در جهت انجام شروط ایران انجام دهد و پس از آن ایران اقدام به بازگشایی تنگه هرمز خواهد کرد.»
یا ایران هم نفت میفروشد یا هیچکس نمیفروشد
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در واکنش به گزافهگویی فرمانده سازمان تروریستی سنتکام مبنی بر ادامه محاصره ایران، طی پستی در ایکس تاکید کرد در منطقهای که ایران نفت نفروشد، کسی نفت نخواهد فروخت. قالیباف این را هم نوشت که اگر امنیت ما تامین نشود، هیچ زیرساختی ایمن نخواهد بود. قالیباف همچنین در پاسخ به گزافهگویی اخیر اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا علیه ایران، با به اشتراک گذاشتن مقالهای از نیویورکتایمز که در آن به ناتوانی بسنت در کنترل شاخصهای مهم اقتصادی در آمریکا اشاره شده، نوشت: این امپراتوری رو به زوال بهجای اینکه میلیاردها دلار را به تروریست نیابتی خود یعنی اسرائیل و ۷۵۰ پایگاه نظامی در دنیا سرازیر کند، میتوانست آن پول را صرف مردم آمریکا کند؛ اما نه، این کار برای رژیم آمریکا زیادی منطقی است.
توهم باز بودن تنگه
در این میان، موضوع مهمی که وجود دارد، ادعاهای گزاف مقامات آمریکایی درخصوص باز بودن تنگه هرمز است؛ این ادعا، هیچ محلی از اعراب ندارد و تنگه هرمز همچنان مسدود است و مادامی که محاصره دریایی ایران برقرار است، بازگشایی تنگه هرمز، از هر امر محالی، محالتر است. ایران روز پنجشنبه با موشکی دقیق، نفتکش کویتی السلام ۲ که قصد عبور از تنگه هرمز را داشت، مورد اصابت قرار داد. برخلاف ادعای آمریکاییها که میگویند روزانه چند میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکند، واقعیت کاملا متفاوت بوده و نفت عبوری بسیار حداقلی است و زیر یک میلیون بشکه در روز از تنگه رد میشود. سیبیاس نیز به نقل از دبیر کل سازمان بینالمللی دریانوردی اعلام کرده که حدود ۶ هزار دریانورد در ۴۰۰ کشتی همچنان در تنگه هرمز گرفتار هستند. اینها واقعیتهای میدانی در تنگه هرمز است؛ واقعیتهایی که زمین تا آسمان با گزافهگوییهای مقامات آمریکایی فاصله دارد. کارخانه دروغپردازی واشنگتن که گمان میبرد با تزریق بیانیههای میانتهی میتواند واقعیت میدانی تنگه هرمز را تغییر دهد، اکنون در برابر صخره سخت حقیقت محاصره، خرد شده است؛ هر آنچه از سوی کاخ سفید پیرامون باز بودن مسیر تنگه زمزمه میشود، چیزی جز وهم و خیالی کودکانه برای تسلی دادن به متحدان مضطرب نیست. نفتکش السلام ۲، نشانهای بود از اینکه دوران عبور بیهزینه برای کشتیهای تحتالحمایه استکبار به پایان رسیده است؛ این ضربه موشکی دقیق، نه یک رویداد ایزوله، بلکه پیامی استراتژیک به اتاقهای فکر پنتاگون بود که بدانند امنیت ادعایی آنان، پیش روی اراده پولادین فرزندان مقاومت در ایران، همچون خانهای عنکبوتی سست و فروپاشیده است.
آمریکا در محاصره ایران گیر میکند
در آمریکا نیز فضای بدبینی مضاعفی پیرامون اقدامات کاخ سفید در قبال ایران، وجود دارد؛ در همین رابطه، رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی و تحلیلگر مسائل جنگ میگوید: آمریکا از محاصره دریایی ایران نتیجهای نخواهد گرفت و اگر بخواهد فشار علیه ایران را از تحریمهای اقتصادی فراتر ببرد و کریدورهای زمینی و مسیرهای انتقال کالا را هدف قرار دهد، وارد یک تله تشدید تنش خواهد شد. ایران بیش از ۳۶۰۰ مایل مرز زمینی دارد؛ یعنی تقریبا دو برابر مرز آمریکا و مکزیک. به گفته پیپ، همین گستردگی باعث میشود بستن کامل مسیرهای زمینی ایران عملا به نیروی نظامی گسترده و حضور طولانیمدت نیاز داشته باشد؛ نیروهایی که خودشان نیز در معرض حملات ایران قرار خواهند گرفت. نتیجه این رویکرد نیز روشن است و آن این است که هرچه واشنگتن برای خفه کردن ایران فشار بیشتری وارد کند، احتمال تبدیل جنگ اقتصادی به درگیری نظامی گستردهتر هم بیشتر میشود.
بنبستی که برای ترامپ هزینهساز شد
خبرگزاری رویترز اخیرا با انتشار گزارشی به برخی پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخته است و در مطلع این گزارش نوشته که ۶ ماه پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، جنگی که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، زمانی آن را یک گشتوگذار کوچک توصیف کرده بود، به بنبستی طولانی و نامحبوب تبدیل شده که میتواند ریاست جمهوری او را با چالش جدی روبهرو کند.
در گزارش رویترز آمده که ایران تسلیم نشده، عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز همچنان بهشدت مختل است و راه روشنی برای پایان دادن به درگیریای که ترامپ پیشتر پیشبینی کرده بود ظرف چهار هفته به پایان میرسد، دیده نمیشود. این جنگ از ابتدا در آمریکا محبوبیت چندانی نداشت و اکنون مخالفت با آن افزایش یافته است. بر اساس نظرسنجی رویترز و ایپسوس، میزان محبوبیت ترامپ از زمان آغاز درگیری از ۴۰ درصد به ۳۳ درصد کاهش یافته؛ آن هم در شرایطی که افزایش قیمت بنزین، وعده انتخاباتی او در سال ۲۰۲۴ برای کاهش هزینههای زندگی آمریکاییها را زیر سوال برده است. تنها ۳۱ درصد از آمریکاییها از این جنگ حمایت میکنند. این میزان حتی در مقایسه با حمایت از دیگر جنگهای اخیر آمریکا در مراحل مشابه، از جمله جنگ افغانستان، پایینتر است.
نظر شما