آگاه: دوران انتظار برای تجاوز دشمن به سر آمده است؛ امروز جمهوری اسلامی در آستانه دفاع مقدس چهارم، نه در موضع پاسخگو، که خود طراح هندسه نبرد است و برای روز مبادا، زرادخانهای از غافلگیریهای رعدآسا را تدارک دیده که توازن قدرت را در کسری از ثانیه دگرگون خواهد کرد. طبق اعلام سردار طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع، شگفتانههای تسلیحاتی، تجهیزاتی، تکنیکی و تاکتیکی، برای رعایت اصل غافلگیری تدارک دیده شده که در میدان دیده خواهد شد. سردار ابنالرضا، سرپرست وزارت دفاع نیز چندی پیش گفته بود که دشمن در زمان مقرر خواهد فهمید چه شگفتانهای برایش خواهیم داشت. آنچه در زرادخانههای پنهان و مراکز فرماندهی ایران نهفته است، تمام مدلسازیهای پنتاگون و موساد را به بایگانی تاریخ خواهد سپرد؛ ما برای روز برخورد، سناریوهایی داریم که در هیچ سیستم پیشبینی غربی قابل شبیهسازی نیست و دشمن در صورت خطا، با واقعیتی مواجه خواهد شد که فرسنگها با فرضیات غلطش فاصله دارد.
شاخصههای دفاع مقدس چهارم
اگر دشمن، مجددا سودای آزمودن قدرت ایران را در سر بپروراند، با دفاع مقدس چهارم مواجه خواهد شد؛ نبردی که در آن، هر نقطه امن استراتژیک دشمن به میدان آتش و هر آسمان ادعایی آنان به دوزخی از پهپادها و موشکهای نقطهزن ناشناخته بدل خواهد شد که در لحظه طلایی، هیمنه تکنولوژیک غرب را درهم میشکند.
شگفتانههای ما در نبرد آتی، صرفا در ساحت موشکهای بالستیک خلاصه نمیشود؛ ما در لایههای عمیق عملیات سایبری و جنگ الکترونیک، چنان تلههای پیچیدهای برای زیرساختهای حیاتی دشمن پهن کردهایم که در صورت آغاز جنگ، فلج شدن سیستمهای آنان، پیش از شلیک اولین موشک، کلید خواهد خورد. ما برای یک جنگ کلاسیک آماده نشدهایم؛ ما برای تغییر نظم امنیتی جهان در دفاع مقدس چهارم مهیا شدهایم؛ جایی که هر حرکت خصمانه، پاسخی دریافت خواهد کرد که تا دههها، حسرت امنیت را بر دل طراحان تجاوز باقی بگذارد و تاریخ، این روز مبادا را به عنوان نقطه عطف فروپاشی هژمونی غرب در خاورمیانه ثبت خواهد کرد.
ظهور یک پرده از نمایشنامه قدرت ایران
ماه گذشته و در اوج زد و خوردهای مقطعی میان ایران و آمریکا، فقط یک فقره کوچک از شگفتانههای ما رونمایی شد. در آن مقطع، حجم بارش و میزان تخریب اساسی شلیک موشکهای ایران به سه پایگاه آمریکایی موفقالسلطی، شاهزاده حسن و ملک حسین در اردن که سبب تخریب و انهدام وسیع آنها شد و سپس انتقال تسلیحات بسیار راهبردی و حساس به پایگاههایی در جنوب اروپا، نشان داد قدرت نظامی ایران پس از پنج ماه چه شگفتانههایی در آستین دارد و از آن سو آمریکا و حلقه اروپایی و عربی وابسته به آن، چه گرفتاریهای عملیاتی دارند. عملیات سنگین و نقطهکوب موسوم به نصر دو علیه پایگاههای حساس آمریکا در اردن، یکی از شگفتانههای ایران در پنجمین ماه جنگ بوده است. بازتاب این عملیات هوشمندانه در محافل تصمیمگیر آمریکا، یأس از نتیجه گرفتن از جنگ علیه جمهوری اسلامی بود که به سطح جامعه و رسانههای آمریکا هم رسوخ کرد.
عجز دستگاه محاسباتی دشمن
شگفتانه ما در دفاع مقدس سوم، بستن تنگه هرمز و راه انداختن جنگ منطقهای بود؛ در دفاع مقدس چهارم، قطعا شگفتانههای ما پیچیدهتر خواهند بود و دستگاه محاسباتی دشمن، از درک آنها عاجز است. اگر در دفاع مقدس سوم، اهرمهای فشار ما بر جغرافیا و مشخصا بر تنگه هرمز متمرکز بود، در دفاع مقدس چهارم، ما از سطح تقابل فیزیکی عبور کرده و وارد پارادایم جنگهای ترکیبی هوشمند خواهیم شد؛ این یعنی دشمن با الگوریتمهای قرن بیستمی خود، با ساختاری مواجه است که اساسا غیرخطی و غیرقابل پیشبینی طراحی شده و درک آن برای اتاقهای فکر غرب، امری محال است.
ما با اتکا به ابهام راهبردی، دشمن را در خلأ اطلاعاتی نگه داشتهایم؛ آنها هنوز درگیر تحلیل سناریوهای جنگ کلاسیک هستند، غافل از آنکه دفاع مقدس چهارم، عرصه ظهور فناوریهایی است که تعاریف کلاسیک موازنه قوا را در خاورمیانه ابطال میکند؛ هر چه آنها بیشتر برای درک استراتژی ما تلاش کنند، بیشتر در مرداب سردرگمی فرو خواهند رفت.
هوش راهبردی ایران
راهبرد ما در دفاع مقدس چهارم، نه فقط توقف دشمن، که مدیریت محیط نبرد است؛ به گونهای که هر اقدام خصمانه آنان، خود به محرکی برای فعالسازی پدافند غیرعامل تهاجمی ما تبدیل شود. این همان هوش راهبردی است که دستگاههای محاسباتی واشنگتن، با تمام قدرت پردازشگرهای خود، از فهم ابعاد پنهان آن عاجزند. ما دیگر به دنبال پاسخهای واکنشی نیستیم؛ در دفاع مقدس چهارم، ما غافلگیریهای سیستماتیک را جایگزین اقدامات ضربتی خواهیم کرد. در این سطح از پیچیدگی، دشمن نه با یک ضربه، که با یک فروپاشی زنجیرهای در تمامی ساحتهای حیاتی خود مواجه خواهد شد که هیچکدام از فرضیات امنیتیشان، پاسخی برای آن ندارد. ایران اکنون نیز ابتکار عمل را به دست دارد و گلوی اقتصاد سرمایهداری جهان را در تنگه هرمز فشار میدهد و هر روز بر این فشار میافزاید. آمریکا هیچ حرفی در زمین، هوا و دریا برای گفتن ندارد و هیچ راهی جز تسلیم و فرار از منطقه ندارد. روز شگفتانه شکست و فرار دشمن خیلی دور نیست. ترامپ اکنون در تله تشدید جنگ فرسایشی دست و پا میزند.
ایران، بازیگر تغییردهنده بازی
مهدی تقوی، تحلیلگر مسائل سیاسی در این زمینه معتقد است که ایران دیگر یک بازیگر پاسخدهنده نیست، بلکه یک بازیگر تغییردهنده بازی است. این تغییر استراتژی از آن حیث رخ داده که دشمن به دنبال ضربه زدن به خود مفهوم ثبات ملی ایران است. در نظریات کلاسیک روابط بینالملل، وقتی یک دولت در برابر فشارهای شدید قرار میگیرد، هدف اول او بقا است. اما وضعیت کنونی تقابل ایران و آمریکا نشاندهنده ورود به یک دوران متفاوت و ایجاد یک تغییر پارادایم یا الگوی فکری است. بدین معنی که ایران از مرحله حفظ بقا عبور کرده؛ یعنی توانمندیهای ملی به حدی رسیده که دیگر فقط در حال دفاع از مرزها یا پاسخ به حملات نیست، بلکه میتواند زمان، مکان و هزینه را مدیریت کند. وی با اشاره به افزایش فشارهای سیاسی و رسانهای علیه ایران، جنگ شناختی را یکی از محورهای اصلی این فشارها دانست و تاکید کرد که هدف این جنگ شناختی، تضعیف اعتماد عمومی، ایجاد اختلاف و کاهش تابآوری جامعه است.
اذعان آمریکاییها به شکست
آمریکا و ترامپ تا اینجای کار نیز شکست خوردهاند و در یک بنبست محض گیر افتادهاند. این گزارهای است که منابع و مجامع آمریکایی نیز بر آن پای میفشارند. پیتر بیکر، خبرنگار کاخ سفید برای نیویورکتایمز در این زمینه اعلام کرد: اگرچه موضوع هنوز به پایان نرسیده، اما جنگ ترامپ علیه ایران که روز جمعه به ۶ ماه رسید، هنوز حل نشده است. این وضعیت به باتلاقی تبدیل شده که خود رئیسجمهور ساخته است، بدون هیچ هدف مشخص، هیچ استراتژی تعریفشدهای و هیچ پایانی در چشمانداز. وی افزود: ترامپ که با شعار مخالفت با جنگهای بیپایان به قدرت رسید، ریاست جمهوری خود را با آغاز همین جنگها بنا نهاده است. بر همین اساس، ترامپ امروز خودش را در یک بنبست و دوراهی بزرگ میان جنگ تمامعیار و صلح واقعی میبیند. او با وجود تهدیدهای شدید و مکرر خود توان بازگشت به جنگ با ایران را ندارد و از طرف دیگر، هنوز نتوانسته به توافق رضایتبخشی برای پایان این جنگ برسد. ریچارد هاس، که در زمان حمله جورج بوش، رئیسجمهور وقت آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ مدیر برنامهریزی سیاسی وزارت امور خارجه ایالات متحده بود، درباره جنگی که ترامپ علیه ایران به راه انداخت، گفت که این یک فاجعه بود و یک حقیقت تلخ است، هیچ نشانهای وجود ندارد که ثابت کند ما در وضعیت بهتری هستیم یا اینکه جنگ ارزشش را داشته است.
نظر شما