۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۱
کد مطلب: ۲۴٬۹۵۰

زخم پنهان

مجتبی مشهدی محمد _ دبیر گروه فرهنگ

آگاه: در روزهایی که فشارهای زندگی بر شانه‌های مردم سنگینی می‌کند، گاهی صدایی از دل جامعه بلند می‌شود که انگار همه چیز را به دو نیمه تقسیم کرده است؛ این سو و آن سو، این گروه و آن گروه، این نگاه و آن نگاه. دو دستگی مثل زخمی پنهان بر پیکر جامعه می‌نشیند و آرام‌آرام اعتماد را می‌خورد، همدلی را کم‌رنگ می‌کند و انرژی جمعی را به هدر می‌دهد. وقتی مسئولان و مردم به جای ایستادن کنار هم، روبه‌روی هم می‌ایستند، سرمایه اجتماعی که گرانبهاترین دارایی هر سرزمینی است، روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود، همه به یکدیگر بی‌اعتماد می‌شوند، خانواده‌ها درگیر جدل‌های بیهوده می‌شوند و فضای عمومی از گفت‌وگو خالی و از تنش پر می‌شود. این وضعیت نه تنها مشکلات را حل نمی‌کند، بلکه آنها را عمیق‌تر می‌سازد و روحیه امید را در میان مردم کمرنگ می‌کند. بدتر از همه زمانی است که این دو دستگی با این باور همراه شود که «من درست می‌گویم و برترم، تو غلط می‌گویی و بدتری.» این طرز فکر نه تنها فاصله‌ها را بیشتر می‌کند، بلکه هرگونه امکان درک متقابل را از بین می‌برد. وقتی هر طرف خود را صاحب حقیقت مطلق بداند و طرف مقابل را پایین‌تر و اشتباه‌کار ببیند، گفت‌وگو جای خود را به اتهام می‌دهد و جامعه به میدان رقابت ناسالم تبدیل می‌شود. چنین نگاهی ریشه‌های همدلی را می‌خشکاند و به جای ساختن، ویران می‌کند.
اما وطن چیزی فراتر از این خط‌کشی‌ها و برتری‌جویی‌هاست. عشق به این خاک، به این تاریخ و به این فرهنگ مشترک، همان ریسمانی است که می‌تواند همه را به هم پیوند دهد. وطن‌پرستی واقعی نه در شعارهای تند و نه در جدایی‌ها و نه در ادعای برتری یکی بر دیگری، بلکه در مراقبت از یکدیگر و در حفظ هویت جمعی معنا پیدا می‌کند. وقتی به ریشه‌های مشترک بازمی‌گردیم، می‌بینیم که وطن، هویت، زبان فارسی، آیین‌ها، هنر، خاطرات جمعی و علاقه به آینده این سرزمین، همان چیزی است که نسل‌ها را کنار هم نگه داشته است. تفاوت سلیقه‌ها و نگاه‌ها می‌تواند غنا باشد، نه بهانه جدایی و نه مجوزی برای تحقیر. جامعه ایرانی بارها نشان داده که در سخت‌ترین شرایط، اگر حول عشق به وطن و ارزش‌های پایدار خود جمع شود، توان ایستادگی و بازسازی دارد. افزایش حس همبستگی در روزهای دشوار، حضور مردم در میدان اجرا و حمایت و تلاش برای حفظ پیوندهای اجتماعی، همه نشانه‌هایی از این ظرفیت زنده است.
نباید اجازه دهیم دو دستگی و آن حس برتری‌جویی به عادت روزمره تبدیل شود. هر کلمه‌ای که فاصله می‌اندازد، هر برچسبی که انسان‌ها را از هم جدا می‌کند و هر ادعایی که یکی را بالا و دیگری را پایین می‌نشاند، به ضرر همه و به زیان این خاک است. امید واقعی از جایی می‌آید که مردم تصمیم بگیرند به ‌جای کشیدن خط میان خودشان و ادعای برتری، روی زمین مشترک وطن بایستند. فرهنگ و عشق به میهن می‌تواند میدان این نزدیکی باشد، جایی که هنر، ادبیات، ورزش و آیین‌های جمعی، بدون مرز و برچسب و بدون حس برتری، همه را دور هم جمع کند. نسل جوان امروز با انرژی و نگاه تازه خود می‌تواند این مسیر را هموارتر کند، اگر فضای جامعه به سمت درک متقابل و گفت‌وگو حرکت کند.
ایران امروز نیاز به صدایی واحد دارد، صدایی که از دل مردم برخیزد و بر پایه هویت، فرهنگ مشترک و عشق به وطن استوار باشد. دو دستگی و آن نگاه «من بهتر و توی بدتر» انتخاب ما نیست. انتخاب ما می‌تواند همبستگی باشد. وقتی به جای جدایی و تحقیر، به پیوند بیندیشیم و وطن را بالاتر از اختلاف‌ها و ادعاهای برتری بدانیم، حتی در میان چالش‌ها هم راهی برای امید و پیشرفت پیدا می‌شود. سرمایه اصلی این سرزمین، مردمش هستند و مردمی که یک‌صدا و دل‌بسته به وطن بمانند، هیچ طوفانی نمی‌تواند ریشه‌هایشان را از جا بکند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.