آگاه: تاریخ بهترین آینه برای تماشای مسیر پیمودهشده و سنجش عیار امروز ماست. چهار دهه پیش، این سرزمین در برابر هجوم همهجانبه دشمنی ایستاد که به پیشرفتهترین تسلیحات، دلارهای بیحساب و پشتوانه قدرتهای جهانی مجهز بود. در آن سالهای سخت دفاع، ما با سیلی صورت خودمان را سرخ نگه داشتیم؛ روزهایی تلخ و نفسگیر که غربت و مظلومیت کشور به اوج رسیده بود. با این حال کمتر کسی در حافظه دارد که در مقاطعی از آن هشت سال، بحران به نقطهای رسید که نهتنها انبارهای تسلیحاتی و زاغههای مهمات خالی شده بود، بلکه سیلوهای استراتژیک غلات و گندم کشور تنها به اندازه مصرف یک روز دیگر آذوقه داشتند. کشور در میانه آتش و گلوله، در آستانه تمام شدن نان سفره مردم قرار داشت.
اما آنچه در آن گردنه تاریخی رقم خورد، درس بزرگ مدیریتی و ایمانی بود. مسئولان وقت با درک خطیر بودن اوضاع، هرگز اجازه ندادند هراس، دلهره و اضطراب به بدنه جامعه و امواج رسانهها سرایت کند. پشت درهای بسته، تدبیر و شببیداری حاکم بود و در پیشگاه ملت، امیدواری، استواری و انگیزه برای نبرد جاری میشد. فرماندهان و مدیران با خلوص نیت، توکل مطلق و تلاشی خستگیناپذیر بر بحرانها فائق آمدند و دست رحمت الهی نیز به مدد این پایمردی آمد؛ چنانکه وعده صادق حق محقق شد و ملتی با دستهای خالی، یکی از پیچیدهترین جنگهای قرن بیستم را با پیروزی و سرافرازی به پایان رساند.
اکنون سالها از آن روزگار گذشته، اما نبرد پایان نیافته است؛ ما وارد امتداد همان رویارویی شدهایم، اما اینبار در قالب یک جنگ تمامعیار وجودی. نکته حیاتی که نباید در هیاهوی روزمره گم شود، تغییر موازنه قدرت است. امروز دیگر با آن کشور بیپناه و محاصرهشده دهه ۶۰ مواجه نیستیم؛ کشوری که نگران گندم فردا یا گلوله توپ برای خط مقدم بود، امروز انبارهایش از ذخایر ارزی، کالاهای اساسی و منابع پایدار نفتی سرشار است. سیلوهای موشکی و سامانههای دفاعی پیشرفته کشور به سطحی از بازدارندگی رسیدهاند که موازنه وحشت را بهطور کامل معکوس کرده است. دشمنی که روزگاری سودای تجزیه و فروپاشی این مرزوبوم را در سر داشت، امروز زمینگیر شده و پای استوار این ملت مقتدر را بر گلوی خبیث خود حس کرده است.
در چنین نقطه عطف شگرفی، خطرناکترین آفت در جبهه خودی، افتادن در تله نق زدن، بهانهجویی و ناشکری است. پیروزی تاریخی و غرورآفرینی که امروز در مصاف با استکبار رقم خورده و کارشناسان نظامی و سیاسی سراسر جهان را به بهت و حیرت واداشته است، نباید با غفلتهای ناچیز و کمصبری در کام ملت تلخ شود. اگر به جای قدرشناسی از نعمات بیشمار و امنیتی که با خونهای پاک به دست آمده، گرفتار غرولندهای بیریشه و بازی در پازل روانی دشمن شویم، گرفتار عواقب سهمگینی خواهیم شد. سنت الهی تعارفبردار نیست: «لَئِن شَکَرتُم لَأَزیدَنَّکُم وَلَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذابی لَشَدید». اگر کفران نعمت کنیم، اگر فداکاریها را نادیده بگیریم و به جای سجده شکر، زبان به شکایتهای بیهوده بگشاییم، بیم آن میرود که نظر لطف و رحمت پروردگار از ما برگردد و این فرصت تاریخی به خسران بدل شود.
البته هیچ انسان منصفی چشم بر واقعیتهای تلخ اقتصادی نمیبندد. این یک حقیقت عریان است که سفره مردم زیر بار فشار قرار دارد؛ سختی معیشتی که از یکسو ترکشهای آتشافروزی و تحریمهای تحمیلی دشمن در این کارزار ترکیبی است و از سوی دیگر، محصول ناکارآمدیها، کمکاریها و بیتدبیریهای داخلی. بدون تردید، علاج فوری و بنیادین این هر دو آسیب، وظیفهای تخطیناپذیر بر دوش دستگاههای مدیریتی است و باید مطالبه شود. اما این رنجها و مطالبات هرگز نباید بهانهای برای بریدن، خسته شدن، دست از کار کشیدن و افتادن به ورطه کفران شود. نباید دشواریهای روزمره، چشم ما را بر قلههایی که فتح کردهایم، بر پیشرفتهای شگرف علمی، دفاعی و زیرساختی کشور و از همه والاتر، بر عزت و استقلال بیبدیلی که در دنیای بردگی قدرتها به دست آوردهایم ببندد. شکرانه حقیقی این نصرت، مطالبهگری آگاهانه همگام با حفظ انسجام، استواری در میدان و تلاشی بیوقفه با تکیه بر هدایت الهی است تا این پیروزی در تمام ابعاد زندگی ملت شکوفا شود.
۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۵
کد مطلب: ۲۵٬۰۲۹
نظر شما