آگاه: بخش قابل توجهی از افکار عمومی آمریکا ادامه جنگ با ایران را پرهزینه میداند. گزارشها و نظرسنجیهای منتشرشده در رسانههای غربی نشان میدهد بخش زیادی از مردم آمریکا نسبت به ادامه جنگ با ایران تردید دارند و میزان رضایت از نحوه مدیریت ترامپ در این جنگ نیز پایین است. منتقدان آمریکایی به این نتیجه رسیدهاند که ایران کشوری نیست که بتوان آن را از طریق یک کارزار نظامی بهسادگی شکست داد یا در برابر خواستههای آمریکا وادار به عقبنشینی کرد. جمهوری اسلامی ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای راهبردی خود توانسته است جنگ را از یک درگیری صرفا نظامی به عرصههای اقتصادی و اجتماعی گسترش دهد؛ به این معنا که هزینههای جنگ فقط متوجه نیروهای نظامی و پایگاههای آمریکا در منطقه نباشد، بلکه آثار آن به اقتصاد و جامعه آمریکا منتقل شود.
مدیریت ایران بر تنگه هرمز و تاثیر آن بر جریان انرژی، یکی از عواملی است که میتواند پیامدهای اقتصادی جنگ را به داخل جوامع غربی و بهویژه آمریکا منتقل کند و افزایش قیمت انرژی و سوخت نیز به تشدید فشارهای تورمی منجر شود. به هر حال، جنگی که قرار بود در مدت چهار تا ۶ هفته پایان پیدا کند، اکنون ماهها ادامه یافته و در شرایطی قرار داریم که چشمانداز روشنی برای پایان نظامی یا دیپلماتیک آن دیده نمیشود. در چنین شرایطی، نزدیک شدن به فصل پاییز و زمستان و افزایش نیاز به انرژی میتواند فشار بیشتری بر اقتصاد آمریکا وارد کند. از سوی دیگر رئیسجمهور آمریکا در آغاز دور دوم ریاستجمهوری خود بر پرهیز از ورود آمریکا به جنگهای بیپایان تاکید داشت، اما شرایط کنونی نشان میدهد آمریکا وارد یک جنگ فرسایشی شده است؛ جنگی که علاوه بر هزینههای نظامی، هزینههای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی نیز برای دولت این کشور ایجاد کرده است.
انتقال بخشی از هزینههای جنگ به اقتصاد و جامعه آمریکا میتواند به عنوان یک اهرم بازدارنده عمل کند؛ زیرا افزایش فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ممکن است دولت آمریکا را به تغییر رفتار و بازنگری در رویکرد خود وادار کند. به هرحال آنچه امروز مشاهده میشود این است که ترامپ نه از یک جنگ تمامعیار سخن میگوید و نه به یک توافق نهایی دست یافته است، بلکه بخش مهمی از تلاش او معطوف به باز شدن تنگه هرمز است، چراکه ادامه مدیریت ایران بر این مسیر راهبردی میتواند فشارهای اقتصادی قابل توجهی بر آمریکا و سایر کشورهای غربی وارد کند. استمرار فشار اقتصادی میتواند نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی در آمریکا را افزایش دهد و این مسئله در نهایت بر رفتار دولت ترامپ تاثیر بگذارد. بنابراین فشار اقتصادی در کنار فشار نظامی و سیاسی میتواند یکی از مؤلفههای اثرگذار بر محاسبات آمریکا باشد. طبیعتا هرچه هزینه سیاست خارجی دولت ترامپ افزایش پیدا کند، قدرت مانور این دولت در ادامه مسیر کاهش مییابد؛ زیرا دولتی که با شعار صلح و پایان جنگهای بیپایان روی کار آمده، در صورت گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشی، با تناقض جدی میان شعارهای انتخاباتی و عملکرد خود مواجه خواهد شد.
۱۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۰
کد مطلب: ۲۵٬۰۵۵
مخالفتهای اولیه بخشی از جامعه آمریکا با آغاز جنگ با ایران، بهتدریج به انتقادهای گستردهتر از نحوه مدیریت این درگیری و پیامدهای آن برای اقتصاد و جامعه آمریکا تبدیل شده است. طولانی شدن جنگ، افزایش هزینه انرژی، فشارهای تورمی، هزینههای مستقیم جنگ و تاثیرات آن بر ساختار اجتماعی و اقتصادی آمریکا از جمله عواملی است که موجب افزایش نارضایتی در داخل این کشور شده است.
نظر شما