آگاه: ارتش رژیم صهیونیستی پنجشنبه شب مدعی شد که بهصورت عملیاتی بر زیرساختهای وابسته به حزبالله در ارتفاعات «علی الطاهر» در جنوب لبنان مسلط شده است. بر اساس این گزارش، ارتش رژیم صهیونیستی مدعی شد: باوجود تهدیدات ایران، ما طی ساعات گذشته توانستیم زیرساختهای متعلق به حزبالله را در ارتفاعات علیالطاهر در جنوب لبنان به کنترل عملیاتی خود درآوردیم. ادعای رژیم صهیونیستی در حالی مطرح میشود که منابع لبنانی روز پنجشنبه اعلام کردند که ارتش اشغالگر ارتفاعات علیالطاهر را در شهرستان نبطیه هدف حمله پهپادی قرار داده و انفجاری نیز در شهرک المنصوری رخ داده است. شهرک کفر تبنیت در جنوب لبنان هم هدف حمله هوایی رژیم صهیونیستی قرار گرفت. در پی اعلام ارتش رژیم صهیونیستی درباره کنترل عملیاتی بخشی از تپه علیالطاهر در جنوب لبنان، ابعاد و پیامدهای این تحول در میدان نبرد و وضعیت مقاومت لبنان، از زوایای مختلف قابل بررسی است.
چند نکته در باب ادعای صهیونیستها
بزرگنمایی و هیاهوی تبلیغاتی گسترده نتانیاهو در کنترل عملیاتی بر بخشی از تونل تپه علیالطاهر با هدف تاثیرگذاری در فضای انتخاباتی رژیم صورت گرفته است زیرا جامعه صهیونیستی همچنان به ادعای تضعیف مقاومت ایمان و باور ندارد و نتانیاهو و کابینه جنگی او سخت در پی مستندنمایی و دستاوردسازی جدید هستند. تلاش چند ماهه ارتش صهیونی برای تصاحب یک تپه با وجود اهمیت تاکتیکی آن با بهرهگیری گسترده از سلاحها، نیروها و سازمانهای اطلاعاتی، نشان از چالش جدی در سیستم نظامی صهیونیستها و خدشه بر اصل کلیدی حمله برقآسا دارد و نظریه ژنرال ایگال یادین از رؤسای سابق ستاد مشترک ارتش اسرائیل مبنی بر اینکه سرعت اشغال اهداف، رابطه مستقیم با اهمیت و تاثیر آن در نتایج حاصله دارد را مورد توجه قرار میدهد.استفاده رژیم از سلاحهای نامتعارف بهویژه گلولههای فسفری و بمبهای خوشهای برای کنترل بخشی از تپه علیالطاهر، توسل صهیونیستها به روشهای تروریستی برای عبور سریع ارتش اسرائیل از بحران تابآوری را اثبات میکند. امکان تثبیت موقعیت نظامیان صهیونیستی در منطقه نبطیه با توجه به سه مولفه تنوع جبهههای تهاجمی علیه اسرائیل، اختلاف رویکرد نظامیان و سیاسیون صهیونیستی و قبض محیط در زمستان بسیار سخت خواهد بود و سربازان اسرائیلی را در قبال کنشهای نامتقارن حزبالله در موقعیت واکنش و آسیب قرار خواهد داد.همراهی دولت غربگرای لبنان با دشمنان مقاومت لبنان در اوج فشار و تهاجمات سخت، تابآوری حزبالله را به صورت طبیعی دچار چالش کرده و امکان رویکرد تهاجمی و پیادهسازی قدرت نامتقارن مقاومت در جغرافیای اشغالی منطقه را پیچیده کرده است. مقاومت لبنان به اجبار در کنار مهار بحران بیرونی درصدد مدیریت بحران داخلی است.
ایستادگی بیش از پنج ماهه نیروهای مجاهد حزبالله لبنان در برابر حجم نابرابر آتش دشمن در منطقه نبطیه و تپههای علیالطاهر، ثبت رکورد جدید از تابآوری رزمندگان مقاومت به حساب میآید که بخشی از آن در کنار ایمان و استحکام شخصیت فرزندان غیور لبنانی در قدرت پشتیبانی بیوقفه نیروی قدس سپاه و رویکرد مستشاری فرماندهان برجسته آن نیز نهفته است. براساس تجربه جاری ناتوانی اسرائیل در مهار و حذف حماس و با توجه به تصاحب ۷۰ درصدی خاک غزه توسط سه لشکر صهیونیستی بهویژه «سایرت متکل» و «سایرت یاهالوم» (یگانهای تکاوران ویژه و مهندسی ویژه)، تصاحب این نقطه مهم تاکتیکی در جنوب لبنان به فرض صحت نیز نمیتواند تحدید و مهار مقاومت لبنان را در پی داشته باشد. فراز و نشیب جنگ در روند دامنهدار آن و در کل جغرافیای نظامی منطقه غرب آسیا براساس تحلیل سطح کلان، با توجه به تهاجمات پیشبرنده انصارالله یمن، پایداری حماس در فلسطین و انقباض تاکتیکی کنونی حزبالله در لبنان، نه تنها انگاره جعلی تضعیف مقاومت را رد و باطل بلکه انگاره قدرت ارتجاعی و کشسانی مقاومت را بیش از پیش به اثبات میرساند.
نفوذ پارادایم مقاومت در مناظرات مجامع محاسباتی و سیاستگذاران امنیتی کشورهای اسلامی، عربی و لبنان با توجه به دور جدید توسعهطلبی خطرناک صهیونیستها در نبطیه لبنان میتواند از فرصتهای بالقوه مقاومت باشد و با توجه به تقویت گرایشات عمده بازیگران منفعل در منطقه به تطبیع و تنشزدایی با اسرائیل و آمریکا، منطق مقاومت امکان غلبه و خودنمایی بیشتر در سطوح سیاستگذاران امنیتی را خواهد داشت. تحول فوری در الگوهای عملیاتی و بازدارندگی محور مقاومت با توجه به رویکردهای جدید نظامی آمریکا و رژیم صهیونسیتی در منطقه در قبال مقاومت، بیش از پیش ضروری به نظر میرسد و آزادسازی کامل جنوب لبنان و تپههای علیالطاهر را به نقطه عطف نظم امنیتی جدید تبدیل خواهد ساخت.
نظر شما