۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۸
کد مطلب: ۲۵٬۱۹۲

اطلاعیه اخیر نیروی دریایی سپاه درباره به دام انداختن یک زیرسطحی هوشمند و بدون ‌سرنشین آمریکایی در ورودی تنگه هرمز، صرفا یک خبر نظامی درباره شکار یک سامانه پیشرفته نیست؛ این رخداد را باید در چارچوب بزرگ‌تری از تقابل فناوری، اطلاعات و اراده سیاسی جمهوری اسلامی ایران با قدرت‌های فرامنطقه‌ای ارزیابی کرد. همزمانی این خبر با تاکید سردار بلالی، مشاور عالی فرمانده نیروی هوافضای سپاه، بر تداوم و پایداری قدرت موشکی و پهپادی کشور، پیام روشن‌تری از آنچه در ظاهر این دو خبر دیده می‌شود، به همراه دارد.

آگاه: سردار بلالی تاکید کرده است که «مانعی بر سر راه تولید موشک ایران وجود ندارد» و حتی اگر دشمن بخواهد کشور را با دیوار و سیم‌خاردار محاصره کند، قادر به متوقف کردن این توانمندی نخواهد بود. اهمیت این سخن در یک گزاره کلیدی خلاصه می‌شود: قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران دیگر صرفا به خرید تجهیزات، واردات فناوری یا دسترسی به بازارهای خارجی وابسته نیست؛ بخش مهمی از این قدرت در داخل کشور شکل گرفته و بر شبکه‌ای از دانش، نیروی انسانی، تجربه عملیاتی و زیرساخت‌های بومی استوار است.
این همان نقطه‌ای است که تحریم‌ها در برابر آن با یک محدودیت جدی مواجه می‌شوند. تحریم می‌تواند دسترسی به قطعه یا فناوری خاصی را دشوار کند، اما هنگامی که دانش طراحی، مهندسی، تولید و ارتقای سامانه در داخل کشور نهادینه شده باشد، فشار خارجی الزاما به نتیجه مورد انتظار تحریم‌کنندگان منجر نمی‌شود. به همین دلیل، عبارت «قدرت درون‌زا» در سخنان سردار بلالی صرفا یک تعبیر تبلیغاتی نیست، بلکه توصیفی از مسیری است که صنعت دفاعی ایران طی چند دهه پیموده است.
از سوی دیگر، اطلاعیه نیروی دریایی سپاه درباره به دام انداختن یک زیرسطحی بدون ‌سرنشین آمریکایی، اهمیت دیگری نیز دارد؛ اهمیت اشراف اطلاعاتی و عملیاتی. بر اساس اطلاعیه سپاه، این سامانه در ورودی تنگه هرمز شناسایی و به غنیمت گرفته شده است. اگر مشخصات اعلام‌شده درباره این سامانه و ماموریت آن مورد تایید قرار گیرد، دستیابی به چنین تجهیزاتی می‌تواند برای شناخت فناوری‌های زیرسطحی بدون ‌سرنشین، شیوه‌های ارتباطی، حسگرها و الگوهای عملیاتی آنها ارزش اطلاعاتی داشته باشد.
تنگه هرمز صرفا یک آبراه جغرافیایی نیست؛ یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان و در عین حال منطقه‌ای است که هرگونه حضور نظامی قدرت‌های خارجی در آن، مستقیما با محاسبات امنیتی جمهوری اسلامی ایران گره می‌خورد. بنابراین هر اقدام موفق در زمینه شناسایی، رصد و مقابله با سامانه‌های متخاصم در این منطقه، حامل این پیام است که محیط پیرامونی کشور بدون رصد و پاسخ باقی نمی‌ماند. نکته مهم‌تر اما در پیوند این دو خبر نهفته است.
دشمنان جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های گذشته تلاش کرده‌اند فشار اقتصادی، تحریم فناوری و تهدید نظامی را در کنار یکدیگر قرار دهند تا هزینه دفاعی کشور را افزایش دهند. پاسخ ایران، در بسیاری از حوزه‌ها، حرکت به سمت خودکفایی و توسعه توانمندی‌های بومی بوده است. امروز موشک، پهپاد، سامانه‌های پدافندی و تجهیزات دریایی، صرفا ابزارهای نظامی نیستند؛ بخشی از سازوکار بازدارندگی کشور به شمار می‌روند.
البته بازدارندگی زمانی معنا پیدا می‌کند که در کنار قدرت سخت، با عقلانیت راهبردی و اشراف اطلاعاتی همراه باشد. هدف جمهوری اسلامی ایران جنگ‌طلبی نیست، اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که در محیط پرمخاطره منطقه، ضعف دفاعی می‌تواند دشمن را به محاسبه غلط وادار کند. از این منظر، تقویت توان دفاعی بیش از آنکه به معنای افزایش میل به درگیری باشد، تلاشی برای افزایش هزینه تجاوز و کاهش احتمال آن است.
پیام اطلاعیه‌های اخیر سپاه را باید در همین چارچوب فهم کرد: ایران قرار نیست امنیت خود را به اراده دیگران واگذار کند. اگر تحریم‌ها قرار بود توان موشکی کشور را متوقف کنند، امروز سخن از استمرار تولید و توسعه این توان مطرح نبود و اگر حضور تجهیزات پیشرفته دشمن در پیرامون کشور به معنای مصونیت آنها بود، عملیات‌های اشرافی و اطلاعاتی ایران نمی‌توانست معادلات آنها را به چالش بکشد.
قدرت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که فناوری، نیروی انسانی، تجربه میدان و اراده سیاسی در کنار یکدیگر قرار گیرند. آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، همین ترکیب است؛ ترکیبی که نشان می‌دهد فشار خارجی هرچند می‌تواند مسیر پیشرفت را دشوارتر کند، اما لزوما قادر به متوقف کردن حرکت کشوری نیست که بخش قابل توجهی از ظرفیت دفاعی خود را در داخل ساخته است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.