در شرایط تقابل با دشمن متجاوز، هرگونه اظهار نظر دوقطبی‌ساز توسط شخصیت‌ها به اتحاد مقدس، حاشیه وارد می‌کند، به دلیل آنکه تضاد در روایت‌های داخلی، عملا پاس‌ گل به دشمن می‌دهد. باید توجه داشت در میدان نبرد با آمریکا و رژیم صهیونی، «اتحاد ملی» نقش سلاح را دارد اما هرگونه حاشیه‌سازی، انرژی ملی را از خط مقاومت منحرف می‌کند؛ تنها راه مقابله با دشمن، نمایش «اراده واحد» و انسجام مطلق در برابر توطئه‌هاست.

سکوت برای اتحاد

آگاه: از رؤسای جمهور پیشین تا یک مدیر تاثیرگذار در دولت، با صحبت‌هایی که در مجامع عمومی بیان کرده‌اند سوژه‌ای برای براندازان در خارج از کشور و عده‌ای در داخل فراهم کرده‌اند، در حالی که این روزها نباید سخنی خارج از چارچوب وحدت و همگرایی گفته شود. چرا یک مدیر دولتی یا چهره نزدیک به رئیس‌جمهور به گونه‌ای صحبت می‌کند که نشان دهد غنی‌سازی برای ما در ایران ارزش و اهمیت ندارد! فقط کافی است سخنان داهیانه رهبر شهید را در همین حوزه مرور کنیم.
حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای (ره) در سخنرانی تلویزیونی با مردم کشور که در اولین روز مهر ۱۴۰۴ برگزار شد، در یکی از محورهای بیانات خود به شرح دشمنی آمریکا و غرب با توانمندی غنی‌سازی اورانیوم اشاره کرده و فرمودند: «در این چند دهه که ما این کارها (غنی‌سازی اورانیوم) را در کشور انجام دادیم، روی ما، روی ایران، روی مسئولین کشور، روی دولت‌های‌مان فشارها هم بسیار زیاد بوده که خواسته‌اند با این فشارها ایران دست از این کار بردارد، [اما] ما تسلیم نشدیم و نخواهیم شد. ما در این قضیه و در هر قضیه دیگری، تسلیم فشار نشدیم و نخواهیم شد.»
ایشان ۳۰ اردیبهشت همان سال (۱۴۰۴) در دیدار «خانواده‌های شهید رئیسی و دیگر شهیدان خدمت» و خانواده‌های شهدای مسئول در دهه‌های اخیر گفته بودند: «این حرف آمریکایی‌ها که به ایران اجازه غنی‌سازی نمی‌دهیم، غلط زیادی است و در کشور کسی منتظر اجازه این و آن نیست و جمهوری اسلامی همان سیاست و روش خود را پیگیری خواهد کرد.»

انرژی هسته‌ای و استقلال ملی
پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید هم در سال ۱۴۰۴ در یادداشتی با عنوان «دعوا بر سر چیست؟ غنی‌سازی یا ایران مستقل؟» آورده بود: «موضوع انرژی هسته‌ای در جمهوری اسلامی ایران در راستای استمرار و تثبیت استقلال ملی در کشور است و قدرت‌های جهانی به‌خصوص آمریکا و رژیم صهیونیستی این موضوع که ایران یکی از قدرت‌های بزرگ در منطقه غرب آسیا است را درک کرده‌اند و با توجه به اینکه تمدن و فرهنگ جمهوری اسلامی تابع فرهنگ و تمدن غرب نیست و برای خود دارای استقلال تمدنی است، اگر این تمدن جدید که جمهوری اسلامی ایران آن را مطرح و رهبری می‌کند بتواند به یک قدرت علمی، نظامی و سیاسی مستقلی در ایران دست پیدا کند، یک تمدن جدید را در کل جهان ایجاد می‌نماید و تمدن غرب را به چالش خواهد کشید. به همین علت فشار زیادی را به ایران برای جلوگیری از این موضوع وارد می‌کنند و این موضوع دارای ابعاد مختلفی است. در واقع بحث انرژی هسته‌ای صرفا بحث نظامی نیست، گرچه ایران اعلام کرده که به دنبال موضوع نظامی و سلاح هسته‌ای در بحث انرژی هسته‌ای نیست.»
فقط نیروهای نزدیک به رئیس‌جمهور، حاشیه ایجاد نکرده بودند. از محمد خاتمی تا حسن روحانی، با مواضع‌شان برخلاف مسیر اتحاد، شنا کردند. رئیس دولت اصلاحات از صلح شرافتمندانه سخن به میان آورد و حسن روحانی نیز در دیدار اخیرش با استانداران دولت‌های یازدهم و دوازدهم نکاتی گفت که تا به امروز با واکنش‌هایی در عرصه سیاسی و رسانه‌ای مواجه شده است. وقتی شخصیت‌های سیاسی با اثرگذاری بالا، روایت‌هایی متضاد یا دوقطبی ارائه می‌دهند، دشمن از این فرصت سوءاستفاده می‌کند و به این نتیجه می‌رسد «جبهه داخلی ایران یکپارچه نیست.» این تصور خام، جسارت دشمن برای تهدید و تحریم را افزایش می‌دهد زیرا گمان می‌کند در این فضا فشار خارجی می‌تواند ایران را وادار به عقب‌نشینی کند. بنابراین، اظهار نظرهای دوقطبی‌ساز دو اثر دارد:
الف) باید تمام توان ملی روی مقابله با تحریم‌ها و تهدیدات متمرکز شود، اما حاشیه‌سازان با آدرس‌های غلط خودشان مسیر را تغییر می‌دهند و بخشی از انرژی جامعه و مدیران صرف پاسخ به حاشیه‌های پوچ خواهد شد. عده‌ای توئیت می‌زنند و نسبت به اینگونه مواضع اعتراض می‌کنند، برخی دیگر هم پاسخ به آنها را از اوجب واجبات می‌دانند و در رسانه‌های‌شان یا در فضای مجازی در مقام پاسخگویی قرار می‌گیرند. به راستی در شرایط فعلی ما باید در تور بازی‌های سیاسی گرفتار شویم؟!
ب) دوقطبی‌سازی باعث می‌شود هر تصمیم دولت، به جای آنکه بر اساس «مصلحت ملی» سنجیده شود، در معرض قضاوت‌های جناحی قرار گیرد و این امر سرعت عمل در تصمیمات را کاهش می‌دهد و اصلا به صلاح نیست.

محض رضای خدا سکوت کنید!
به هر حال، وقتی شخصی با نفوذ، در شرایطی که در کشور باید «یک کلام» شنیده شود، سخنی می‌گوید که منجر به دوقطبی شدن جامعه می‌شود، در واقع به دشمن پاس گل می‌دهد. بر همین اساس، اینگونه اظهار نظرها، حتی اگر با نیت خیر یا از روی دلسوزی باشد، در عمل به سرمایه دشمن اضافه می‌کند؛ پس بهترین کار آن است تا این شخصیت‌ها سکوت کنند و هیچ نگویند.
  محمدحسین رنجبران، فعال رسانه‌ای اخیرا فایل تصویری‌ای از خود در صفحه شخصی‌اش منتشر کرد و گفت: بعد از صحبت‌هایی که روحانی کرد، پیشنهاد می‌کنم در این شرایط حساس افرادی همچون او کمتر صحبت کنند چراکه به نفع وحدت و انسجام ملی است. صحبت نکند و بگذارد روند تصمیم‌گیری به صورت عادی طی شود.
  محمد ناظمی‌اردکانی، وزیر اسبق تعاون می‌گوید: رئیس دولت‌های یازدهم و دوازدهم هشت سال اداره کشور را برعهده داشت. دیدیم سبک و نگاه مدیریت‌شان نتیجه‌بخش نبود. در حال حاضر ضرورت ندارد دوباره در صحنه ظاهر شوند و از خودشان دفاع یا مسیر گذشته را توجیه کنند؛ نباید تریبون در اختیارشان داده شود. البته انتظار می‌رود، سکوت کنند.
  محسن کوهکن، فعال سیاسی هم بر این باور است: اگر او (روحانی) به وحدت و اتحاد ملی در شرایط فعلی کشور فکر می‌کند، حداقل باید روزه سکوت بگیرد.

حرف آخر
مردم همواره در رویدادها و بزنگاه‌های حساس پای نظام آمده‌اند و سنگ تمام گذاشته‌اند. از ۱۰ اسفند تا ۱۸ شهریور در خیابان‌ها هستند و صحنه را واگذار نکرده‌اند. حرفشان وحدت و تبعیت از سخنان رهبر انقلاب است. رهبر چه می‌گویند؟ «اتحاد، اتحاد، اتحاد» از همین رو در حالی که مردم ایران با اتحادی بی‌سابقه، پاسخی قاطع به تهدیدات خارجی داده‌اند و لایه دفاعی کشور را تقویت کرده‌اند، اکنون تکلیف برخی افراد این است که با «سکوت هوشمندانه»، اتحاد را حفظ کنند. بدانیم و بدانند در این مقطع حساس، هرگونه اظهار نظر که منجر به دوگانه‌سازی موهوم شود، عملا تلاش برای تخریب همان اتحاد مردمی است که دشمن از دیدنش به لرزه افتاده است. «سکوت برای حفظ اتحاد»، در حال حاضر ارزشمندترین خدمت سیاسی است که این افراد می‌توانند به میهن خود ارائه دهند تا دشمن متوجه شود که در ایران، نه تنها مردم، بلکه لایه‌های تصمیم‌گیرنده نیز در «اراده واحد» ذوب شده‌اند.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.