۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۷
کد مطلب: ۲۵٬۲۴۶

آگاه: جلال آل‌احمد در دهه ۱۳۴۰ کتابی جنجالی را به رشته تحریر درآورد با نام «غرب‌زدگی». اهمیت این کتاب از این جهت است که بدانیم نویسنده برخاسته از خاندان روحانیت سالیانی از عمرش را در محافل دگراندیش غرب‌زده یا شرق‌زده گذرانده و سفر عجیبی را از طلبگی تا الحاد و نیز بازگشت تمایلات مذهبی طی کرده است. با گذشت بیش از ۶۰ سال از تالیف این کتاب مناسب است نگاهی به غرب‌زدگی و شرق‌زدگی در ایران داشته باشیم.

تحمیل نظریات غربی و شرقی بر منابع اسلامی
منابع اسلامی به‌خصوص قرآن و عترت رهنمای طریق مسلمین هستند و علما و مجتهدین از آن نسخه و دستور و راه حل استخراج می‌کنند. اما گاهی همین منابع اسلامی دستاویز توجیه نظریات غربی و شرقی می‌شود. از جمله آنها نفی قیام سیدالشهدا و اطلاق کلیدواژه صلح و مذاکره به ایشان است و همچنین دخیل کردن تعاریف شرقی و غربی از عدالت در نظریه‌پردازی عدالت و قسط.

کاهش اعتماد و توکل به خدا
وقتی عقلانیت ابزاری و عقل معاش از نوع افراطی حاکم بشود، توکل بر خدا کنار رفته اصالت به ظواهر و امکانات داده می‌شود. لذاست که می‌بینیم مسائلی مثل ازدواج و فرزندآوری در بسیاری از افراد حتی مذهبی موکول به داشتن امکانات می‌شود و چون حد یقفی برای کفایت آن «امکانات» متصور نیست حتی با بالاترین میزان امکانات و درآمد هم احساس امکانی برای ورود به ازدواج یا فرزندآوری دیده نمی‌شود.

ترس از دشمن
گاهی افرادی صریحا صحبت از قدرت دشمن و لزوم تعامل با او و امتیاز دادن به او می‌کنند، گاهی هم افرادی دیگر به‌صورت پنهان دچار ترسی از دشمن و نوعی مخفی از اعتماد به او هستند به‌طوری که اطلاع‌رسانی‌های دشمن بر اطلاع‌رسانی‌های کشورمان ترجیح داده می‌شود و حجم تخریب مقامات کشور بیشتر از هجمه به دشمن می‌شود.

سنگ راه اطاعت از امام جامعه
افرادی را می‌بینیم که مبانی اسلامی و انقلابی قوی‌ای ندارند، یا متاثر از مبانی غربی یا شرقی هستند. وقتی مبنا سست یا ناصواب باشد، محبت به کشور و رهبری تا یک جایی جواب می‌دهد و عملا چنین افرادی یا هزینه‌سازی می‌کنند یا در بهترین حالت نمی‌توانند باری را بردارند چون یا تجهیز نشده‌اند یا تجهیزات معیوبی دارند.

غرب‌ستیزی اما غرب‌زدگی پنهان
گاهی افرادی هرآنچه از غرب آمده باشد را نفی می‌کنند و مباحثی به اصطلاح اسلامی را مطرح می‌کنند که شبه علمی است. این افراد با وجود تمام تقابلی که با غرب دارند اما مجهز به ادوات کافی برای تقابل با غرب نیستند، اهداف تهاجم را درست تشخیص نداده‌اند و چون معمولا به مقصود نمی‌رسند دچار نوعی خودتحقیری می‌شوند. نقاط تقابل با غرب مواردی است که در بیانات رهبران انقلاب آمده است. آنها نیامده‌اند «جمع و تفریق اسلامی» بگویند بلکه علوم انسانی اسلامی را مطرح کرده‌اند و همچنین نیامده‌اند منکر دستاوردهای قابل استفاده غرب بشوند بلکه روی نقطه ضعف‌های غرب از جمله بحث زنان و خانواده دست گذاشته‌اند. در یک کلام هنر رهبران انقلاب تشخیص صحیح اهداف تقابل و ارائه ابزارهای تقابل متناسب بوده است.

انقلاب اسلامی، راه سومی در میان غرب‌زدگی و شرق‌زدگی
انقلاب و نظام اسلامی و رهبران آن راه سومی است که در زمانه حساس فعلی در اختیار ما گذاشته شده‌اند. رهبران انقلاب به‌صورت جامع هم اسلام را می‌شناسند هم غرب و شرق را، لذا هرچه می‌گویند از سر اشراف اطلاعاتی و راهبردی است و اگر هم تقابلی با غرب یا شرق داریم در جهت خطوط ترسیم شده آنهاست. زمانی شرق با محوریت شوروی دشمن ما بود و بعد از فروپاشی شوروی همکاری ما با روسیه و چین شروع شد هرچند ما جمهوری اسلامی ایران هستیم نه فدراسیون روسیه یا جمهوری خلق چین و فاصله مبنایی ما با آنها برقرار است. همین ایران اسلامی به‌زودی شاهد فروپاشی غرب خواهد بود همچون فروپاشی شرق؛ هرچند فاصله مبنایی‌اش را با آن حفظ خواهد کرد. ابرقدرتی ایران اسلامی که هدف انقلاب در آستانه ظهور امام زمان(عج) است غیر از ابرقدرتی‌های شرق و غرب خواهد بود و این است حرف نوی انقلاب اسلامی.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.