آگاه: وزارت انرژی عربستان از توقف انتقال نفت از طریق خط لوله موسوم به شرق به غرب بر اثر حملات پهپادی خبر داد. ریاض مدعی شد که این حملات از سمت عراق صورت گرفته است. خط مذکور که با نام پترولاین نیز شناخته میشود تحت مالکیت شرکت نفت آرامکوی عربستان به طول هزار و ۲۰۰ کیلومتر برای انتقال نفت از بقیق واقع در شرق عربستان به ینبع در ساحل دریای سرخ است و به عنوان راهکار داخلی برای انتقال نفت بدون استفاده از تنگه هرمز شناخته میشد. قدرت انتقال این خط لوله به هفت میلیون بشکه در روز میرسید که دو میلیون بشکه از آن برای پالایشگاههای ساحل غربی و پنج میلیون بشکه دیگر برای مصارف مختلف از جمله صادرات استفاده میشد.
اهمیت این خط لوله در سال ۲۰۲۶ زمانی مشخص شد که حرکت کشتیها در تنگه هرمز تقریبا فلج شد و عربستان نتوانست مانند سابق از این گذرگاه مهم آبی برای صادرات نفت خود استفاده کند. خط لوله پترولاین یکی از مهمترین ابزارهای عربستان برای دور زدن تنگه هرمز بود که در عین حال در سایه تنشهای روزافزون دریای سرخ و بابالمندب با خطراتی نیز مواجه است. حمله پهپادی صورت گرفته علیه این خط لوله نشان داد که انتقال نفت از طریق مسیر زمینی در داخل عربستان هنوز هم با چالشهای زیادی روبهرو است. هدف قرار گرفتن خط لوله انتقال نفت ینبع که برای جایگزینی تنگه هرمز طراحی شده بود در نخستین گام، حتی در کوتاهمدت صادرات نفت عربستان را با مشکل جدی مواجه میکند. کاهش صادرات عربستان که به کم شدن درآمدها میانجامد برنامههای بلندپروازانه اقتصادی سعودی از جمله طرحهای نئوم و چشمانداز ۲۰۳۰ را با چالش مواجه میکند.
تسلط ایران بر دو آبراه مهم بینالمللی
تصور اینکه با ایجاد مسیرهای موازی و خطوط لوله در خشکی، ژئوپلیتیک دریا و برتری دریایی جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز بیاثر میشود، خطایی است که ریشه در نادیده گرفتن عمق استراتژیک بازدارندگی ایران دارد؛ خشکی همواره امنتر از دریا نیست، بلکه تنها اهداف ثابت و قابل رویتتری را برای پدافند نامتقارن فراهم میکند.
دولتمردان واشنگتن در دام فریب تاکتیکی گرفتار شدند؛ آنها گمان کردند چون توانستهاند برای لحظاتی، جریان کند نفت را با ابزارهای فنی مدیریت کنند، صورتمسئله بحران امنیتی در خلیج فارس پاک شده است، غافل از آنکه قدرت نرم و سخت تهران در این منطقه، ریشهدارتر از آن است که با چند خط لوله و توافقنامههای شکننده به حاشیه رانده شود. اعتماد بیجا به سناریوهای مهار کلاسیک، ناشی از این جهل مدرن است که تصور میکنند بازدارندگی گسترده تنها با حضور ناوهای هواپیمابر معنا مییابد؛ در حالی که ایران با درک صحیح از آستانه تحمل حریف، بازی را از قاعده زورآزمایی متعارف به عرصه فرسایش نامتقارن کشانده است؛ جایی که پیروزی در آن، نه با قدرت آتش، که با صبر استراتژیک رقم میخورد. حالا هم دو آبراه مهم جهانی یعنی هرمز و بابالمندب تحت سلطه ایران و همپیمان یمنیاش است و هم خطوط لوله جایگزین آنها یعنی خط لوله ینبع سعودی از کار افتاده است و این یعنی هژمونی ایران در منطقه غرب آسیا.
تحت کنترل داشتن گلوگاههای حیاتی هرمز و بابالمندب، در کنار بیاثر شدن مسیرهای جایگزین نظیر خط لوله ینبع، معادله قدرت را در غرب آسیا به نفع محور مقاومت بازنویسی کرده و توانایی ایران را در مدیریت امنیت انرژی جهان تثبیت میکند. سلطه بر مسیرهای دریایی توسط ایران و متحدان منطقهایاش، نه تنها زنجیره تامین انرژی متجاوزان را مختل کرده، بلکه عملا هرگونه تلاش برای دور زدن نفوذ ایران از طریق خطوط لوله زمینی یا جایگزین را با شکست مواجه ساخته است. تلاقی تسلط بر تنگههای استراتژیک و از کار افتادن گزینههای جایگزین، نشاندهنده گذار از یک نظم منطقهای سنتی به نظمی جدید است که در آن ایران به عنوان بازیگر تعیینکننده و ناگزیر در امنیت دریایی و انرژی نقشآفرینی میکند. کنترل تنگهها و خنثیسازی مسیرهای جایگزین؛ یعنی پایان دوران تکقطبی و آغاز دوران هژمونی ایران در قلب جهان. هرمز، بابالمندب و خطوط لوله بیاثر؛ مثلثی که اقتدار ایران را در غرب آسیا به امری انکارناپذیر بدل کرده است.
یاوهگویی ترامپ
حزامالاسد در پاسخ به ادعای دونالد ترامپ مبنی بر تماس حوثیها و درخواست برای عدم مداخله نوشت: ترامپ، که طبق معمول به یاوهگویی و دروغپردازی روی آورده است، این بار نیز روایتهایی بیاساس مطرح کرده است. او افزود: اما واقعیت ترامپ را میتوان در این ضربالمثل عامیانه خلاصه کرد: دستی را که نمیتوانی بشکنی، ببوس و برای شکستنش دعا کن.
رخدادی که معادلات ژئوپلیتیکی را تغییر میدهد
ارتش یمن با آزادسازی بندر المخا و سایر سواحل مشرف به بابالمندب و دریای سرخ شگفتی جهانیان را برانگیخت. رزمندگان یمنی از المخا حتی امکان تسلط چشمی و راداری بر دهانه بابالمندب که فقط ۷۵ تا ۸۰ کیلومتر با آن فاصله دارد را نیز پیدا کردهاند. نیروهای مسلح یمن با اشراف بر آمد و شد در تنگه بابالمندب، توازن قدرت در این آبراه راهبردی تجارت بینالملل را به دست گرفتهاند.
کارشناسان نظامی بر این باورند که یمنیها از این پس با قایقهای تندرو، موشکهای ضدکشتی و مینریزی ساحلی حتی بدون نیاز به موشکهای بالستیک دوربرد توان اعمال نفوذ بر تنگه بابالمندب را خواهند داشت. تسلط یمنیها بر تنگه بابالمندب پس از مدیریت ایرانی بر تنگه هرمز، دومین اهرم تثبیتکننده محور مقاومت است و بر این اساس مدیریت گلوگاههای انرژی و تجارت در زیر سیطره محور مقاومت خواهد بود. این موضوع زمینهساز استحکام عمق راهبری و بازدارندگی ترکیبی میان محور مقاومت است. محور مقاومتی که در یک جغرافیای هشت میلیون کیلومتر مربعی نفوذ دارد.
نیروهای مقاومت با تحولات جدید در یمن قادر است محاصره بندر ایلات اشغالی را تکمیل کند و رژیم صهیونی را وادار کند که نیازهایش را از مسیر دماغه امیدنیک در سواحل آفریقای جنوبی تامین کند که زمان دستیابی به آن ۱۰ تا ۱۴ روز بیشتر میشود. این به معنای افزایش هزینههای حملونقل و بیمه دریایی برای دشمن صهیونی خواهد بود. آزادسازی المخا روی عربستان هم که دشمن دیرینه یمنیهاست تاثیرگذار است زیرا بنادر جده، جازان و ینبع به آسانی در تیررس رزمندگان یمن قرار گرفته است.
غنایم انصارالله یمن از آمریکا
ارتش یمن اعلام کرد سامانههای پیشرفته و مدرن نظارتی و رادارهای دریایی که به عنوان هدیه از سوی آمریکا، اسرائیل و امارات متحده عربی به این منطقه تحویل داده شده بودند را به غنیمت گرفتند.
سامانه فرانسوی Thales CoastWatcher۱۰۰ که بر اساس الگوریتمهای هوش مصنوعی (AI) برای ادغام دادهها و تحلیل خودکار رفتار مشکوک شناورهای دریایی در مسافتی بیش از ۱۵۰ مایل دریایی عمل میکند؛ سامانه آلمانی شارپآی که قادر به نفوذ به تداخل امواج و ردیابی کوچکترین اهداف، مانند قایقهای تندرو، قایقهای بادی و مینهای دریایی شناور، حتی در آبهای متلاطم است؛ رادار ساحلی متحرک الم که توسط شرکت صهیونیستی التا تولید شده و میتواند بدون شناسایی توسط سامانههای جنگ الکترونیک عمل کند، زیرا دارای ویژگی LPI با احتمال کم برای رهگیری است؛ سامانههای حسگرهای غوطهور در اطراف جزایر حنیش و زقر؛ سامانههای دوربینهای حرارتی با برد بلند که مجهز به لیزر برای تعیین ابعاد و شناسایی شناورها و تحرکات ساحلی در شب هستند؛ از جمله غنایم انصارالله یمن در جریان پیشرویهای روزهای اخیر بوده است.
نظر شما