آگاه: طی روزهای اخیر پس از آنکه سلطه و حاکمیت ایران بر تنگه هرمز تثبیت شد و خط لوله شرق به غرب سعودی، موسوم به پترولاین به آتش کشیده شد و انصارالله یمن بر تنگه استراتژیک بابالمندب مسلط شد، قیمت جهانی نفت روندی صعودی در پیش گرفت. با صعودی شدن قیمت نفت، قیمت بنزین و گازوئیل و سایر کالاهای استراتژیک در بازار داخلی آمریکا سر به فلک کشید؛ در پی این تورم قیمتی در آمریکا، دونالد ترامپ، رئیسجمهور این کشور که طبق نظرسنجی فاکسنیوز، درصد محبوبیتش به کمترین میزان در طول تاریخ رسیده است، چاره کار را در ارسال پالس مذاکره با ایران دید؛ اما از ایران یک «نه» قاطع شنید.
محسن رضایی، دبیر شورایعالی امنیت ملی کشورمان در واکنش به تکاپوهای بیحاصل ترامپ برای کاهش دادن قیمت نفت، در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: «با سیگنالهای متناقض رئیسجمهور آمریکا حواستان پرت نشود؛ از «مذاکره نمیکنیم» تا «برای گفتوگو آمادهایم.» معادلات مربوط به نفت و تنگهها تغییر کرده است. دست و پا زدن برای کنترل تبعات، جلوی آنچه در راه است را نخواهد گرفت. تا زمانی که شروط ایران محقق نشود، هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود. تمام.»
این واکنش ایران به تحرکات ترامپ و تیمش، خنثیکننده دسایس و توطئههای تکراری آمریکاییها بود. آمریکاییهایی که حالا، هم در نبرد نظامی و هم در نزاع اقتصادی به وضوح کم آوردهاند و چاره کار را در توسل به عملیات روانی و رسانهای میبینند.
استفاده از ابزار مذاکره برای خرید زمان
در حالی که واشنگتن با بحران بیسابقه در سبد انرژی خانوارهای آمریکایی دستوپنجه نرم میکند و وعدههای انتخاباتی ترامپ یکی پس از دیگری در آتش تورم میسوزد، سردمداران آمریکا راهی جز دیپلماسی نمایشی نمیبینند. اما باید بدانند که عصر استفاده از ابزار مذاکره برای خرید زمان و دور زدن بحرانهای داخلی، با تثبیت قدرت بازدارندگی ایران به پایان رسیده است؛ پاسخ تهران به این استغاثههای پوشالی، چیزی جز سکوت معنادار و تداوم راهبرد مهار میدانی نیست.
آنچه امروز در بازارهای جهانی انرژی میگذرد، نه یک نوسان گذرا، که پیامد منطقی برهم خوردن امنیت پایدار در مسیرهای حیاتی انتقال نفت است. آمریکا که سالها با دستان باز و بدون پرداخت هزینه، بر شریانهای اقتصادی جهان چنبره زده بود، حالا با سیاستهای راهبردی ایران در خلیج فارس و متحدانش در منطقه، در بنبست گرفتار شده است. بدون تردید، هر سیگنالی که از کاخ سفید برای مذاکره مخابره میشود، تنها دماسنجی از عمق این استیصال است، نه میل به توافق.
برای آنها که در واشنگتن نشسته و تصور میکنند با فشردن دکمه مذاکره، قیمتهای سرسامآور بنزین در ایالتهای آمریکا فروکش میکند، باید گفت که محاسباتتان اشتباه است. تهران امروز در موضعی ایستاده که نه تنها نیاز به توافقات یکطرفه ندارد، بلکه خود تعیینکننده قواعد بازی در منطقه است. حاکمیت مقتدرانه بر گلوگاههای انرژی، ورق را برگردانده است؛ اکنون نوبت آنهاست که به شروط ما تن دهند، نه اینکه برای ما تعیین تکلیف کنند.
اقتصاد بیمار آمریکا، گروگان تصمیمات استراتژیک ایران است. هرچه آنها بیشتر برای کنترل بازار نفت دست و پا میزنند، وابستگیشان به متغیرهای امنیتی منطقه بیشتر آشکار میشود. پیشنهاد مذاکره در این شرایط، نه یک راهبرد سیاسی، که آخرین تیر ترکش دولتی است که در قمار امنیت و اقتصاد، تمام برگهای برندهاش را از دست داده است.
نفت، کارت بازی ایران شد
تاریخ سیاسی دهههای اخیر به خوبی نشان داده است که هرگاه آمریکا در موضع ضعف اقتصادی و نظامی قرار گرفته، دم از گفتوگو زده است؛ اما اینبار، جنس این «نه» از ناحیه ایران با دفعات قبل متفاوت است. این پاسخ منفی ایران، نه از سر لجاجت، که از سر آگاهی کامل از تغییر ساختار قدرت در هندسه جهانی است؛ جایی که نفت دیگر نه ابزار فشار غرب، بلکه کارت بازی ایران در زمین دیپلماسی است.
در همین رابطه، رضا سعد، مدیر مرکز مطالعات راهبردی ژنو به شبکه خبری «العهد» گفت که ایران اکنون زمام امور تنگه حیاتی هرمز را در دست دارد. وی با اشاره به عبور بخش قابل توجهی از انرژی جهان از تنگه هرمز و بسته بودن آن بهخاطر جنگافروزی آمریکا در منطقه تصریح کرد: ایران سرنوشت اقتصاد جهانی و حتی نتیجه صندوقهای انتخاباتی آمریکا را کنترل میکند. ایران قادر به تابآوری در برابر جنگ اقتصادی است. این پژوهشگر، مرحله کنونی جنگ در منطقه را جنگ اقتصادی توصیف کرد و گفت: برخلاف آمریکا، ایران قادر به تابآوری در برابر جنگ اقتصادی است.
اوضاع وحشتناک در آمریکا
برت اریکسون، استاد دانشگاه آمریکایی در خصوص ناتوانی دولت ترامپ در کنترل بازارهای انرژی در ایکس نوشت: ترامپ بهوضوح در حال تلاش ناامیدانه برای کنترل بازارهای انرژی افسارگسیخته است، با این ادعا که ایران میخواهد سریع و با التماس توافقی انجام دهد. البته این کاملا مضحک است، بهویژه با توجه به تغییر استراتژیک عظیمی که در هفته گذشته رخ داده و به شدت به نفع ایران است. فقط در چند روز گذشته، انصارالله یمن گروه همسو با ایران، کنترل موثر بر بابالمندب را به دست گرفته و همچنین احتمالا مسئول خسارت عظیم به خط لوله شرق-غرب عربستان است که اکنون سه ایستگاه پمپاژ آن خسارت قابل توجهی دیدهاند. نفت برنت به ۱۰۹ دلار در هر بشکه رسیده است. اوراق خزانه ۱۰ ساله از آستانه پنج درصد عبور کرده و نرخ وام مسکن بار دیگر بالای هفت درصد است. بنزین آمریکا به بالاترین سطح رسیده و گازوئیل اکنون در بالاترین سطح تاریخی خود یعنی ۶.۲۳ دلار در هر گالن قرار دارد. پالایشگاهها به شدت تحت فشار هستند و تاسیسات پالایشگاهی اکسون در جولیت به دلیل قطع برق کاملا از مدار خارج شده است.
آنچه واضح است آن است که سیاستهای فشار حداکثری اکنون مانند بومرنگی به سمت کاخ سفید بازگشته است؛ در حالی که واشنگتن با ادعای واهی مدیریت بازار، به دنبال آرامسازی افکار عمومی است، واقعیت میدانی حکایت از آن دارد که ابتکار عمل در تنگه هرمز کاملا از دست ناوگانهای غربی خارج شده است. افزایش بیسابقه قیمت سوخت در پمپ بنزینهای آمریکا، تنها نوک کوه یخ تورمی است که زیربنای اقتصاد لیبرال را نشانه رفته و نشان میدهد که راهبرد امنیت انرژی آمریکا، بیش از هر زمان دیگری در برابر دیپلماسی میدانی تهران، شکننده شده است.
اینکه مقامات آمریکایی و در صدر آنها ترامپ، همچنان بر طبل مذاکره از موضع قدرت میکوبند، بیش از آنکه یک رویکرد دیپلماتیک باشد، نوعی انکار واقعیت استراتژیک است. وقتی جریان آزاد انرژی از مسیرهای حیاتی جهان، عملا توسط ایران و متحدان منطقهایاش بازتعریف میشود، اوراق قرضه آمریکا تنها کاغذی بیارزش در برابر واقعیت نفت ۱۱۰ دلاری است. بازارها دیگر به بلوفهای سیاسی ترامپ پاسخ نمیدهند؛ چرا که عمق خسارات وارد شده به زیرساختهای نفتی متحدان آمریکا در منطقه، پیامی جز پایان دوران سلطه بیپایان دلار ندارد.
نظر شما