۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۰
کد مطلب: ۲۵٬۴۱۸
دفاع تا مرز پیش‌دستی

آگاه

یک؛ چرا سه جنگ، یک نام؟
هشت سال جنگ با دولت بعث، ۱۲ روز رویارویی مستقیم با رژیم صهیونیستی و ۴۰‌روزی که با شهادت رهبر انقلاب گره خورد؛ هر سه در ادبیات رسمی ایران زیر یک عنوان جای می‌گیرند: دفاع. این همنامی تصادفی نیست. در فقه سیاسی شیعه، مشروعیت جنگ نه از آغازگر بودن، بلکه از نقطه شروع تجاوز خوانده می‌شود؛ هر سه جنگ با حمله دشمن آغاز شدند.
اما نام «دفاع» با نوع عملیات یکسان نیست؛ می‌توان مدافع بود و در همان حال، میدان نبرد را به داخل خاک متجاوز برد. این دقیقا همان گذاری است که در سه تجربه جنگی ایران رخ داده است. در جنگ اول، دفاع عمدتا در مرزهای غربی کشور معنا می‌یافت؛ در دو تجربه اخیر، همین مفهوم، آسمان سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های منطقه‌ای دشمن را نیز دربر گرفت. به بیان دیگر، مرز جغرافیایی دفاع گسترده شده است. همین نکته پاسخ می‌دهد به این پرسش که چرا واژه‌ای که در نگاه نخست بار انفعالی دارد، برای توصیف عملیاتی چون شلیک مستقیم موشک به عمق سرزمین‌های اشغالی به کار می‌رود. دفاع در این ادبیات، صفت رفتار نیست، صفت مشروعیت است.

دو؛ آنچه هدف حمله بود
در جنگ اول، هدف براندازی نظام نوپای انقلابی بود؛ صدام حسین با حمایت آشکار و پنهان قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، به گمان فروپاشی سریع جمهوری اسلامی وارد جنگ شد. در جنگ ۱۲ روزه، هدف رسمی، برنامه هسته‌ای و زیرساخت دفاعی کشور اعلام شد، اما آنچه در عمل نشانه رفت، اراده ملی برای استقلال در تصمیم‌گیری راهبردی بود؛ چیزی فراتر از چند تاسیسات مشخص.
در جنگ ۴۰ روزه، حمله یک گام جلوتر رفت و تا مغز استخوان تصمیم‌گیری نظام پیش رفت؛ رهبر انقلاب و شماری از فرماندهان ارشد به‌طور مستقیم هدف قرار گرفتند. این تشدید تدریجی هدف‌گذاری- از براندازی نظام، به تخریب زیرساخت، و سپس به ترور رهبری- روایتی پیوسته را شکل می‌دهد: دشمن در طول چهار دهه، به‌تدریج از مرزهای کشور به سمت هسته تصمیم‌گیری آن حرکت کرده است.
تفاوت مهاجمان- بعث، اسرائیل، ائتلاف آمریکایی اسرائیلی- نباید تفاوت در ماهیت حمله را بپوشاند: هر سه، امنیت و اقتدار یک ملت را نشانه گرفتند که حاضر نشد در برابر زور، شکل کشورداری و سیاست خارجی خود را عوض کند. از این زاویه، سه جنگ، سه فصل از یک پروژه واحدند: وادار کردن ایران به عقب‌نشینی از استقلال راهبردی، پروژه‌ای که در هر سه مرحله با شکست روبه‌رو شده است.

سه؛ از سنگر ایستا تا ضربه پیش‌دستانه
دفاع مقدس، عمدتا جنگی زمینی و فرسایشی بود؛ ایران در آن هشت سال، هزینه سنگین دفاع در داخل مرزها را پرداخت، از خرمشهر تا فاو، از عملیات‌های محدود آغازین تا عملیات‌های گسترده‌تر در سال‌های پایانی جنگ. آن تجربه، بنیاد فرهنگ ایثار و پایداری را در جامعه ایران نهاد، اما از نظر راهبردی، عمدتا واکنشی بود: ایران در بیشتر آن سال‌ها، در موضع پاسخ به تعرض دشمن قرار داشت.
تجربه ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، تصویر دیگری از دفاع را نشان داد: پاسخ موشکی مستقیم به عمق سرزمین‌های اشغالی، هدف‌گیری همزمان چند نقطه راهبردی و اعلام صریح این معادله که هر ضربه، پاسخی هم‌وزن یا سنگین‌تر در پی دارد. این همان چیزی است که در ادبیات راهبردی، «بازدارندگی فعال» خوانده می‌شود: نه انتظار برای حمله بعدی، بلکه بالا بردن هزینه هر تصمیم تهاجمی برای دشمن، پیش از آنکه دشمن دست به کار شود.
نمونه عینی این تحول را می‌توان در ساختار پاسخ ایران در هر دو جنگ اخیر دید: تعدد همزمان اهداف، تنوع سکوهای پرتاب و تلاش برای عبور از سامانه‌های پدافندی چندلایه دشمن، همگی نشانه یک منطق واحدند: ایجاد تردید در محاسبه دشمن نسبت به هزینه هر اقدام بعدی، نه صرفا واکنش نمایشی به یک ضربه مشخص.
جانشینی فرماندهان جدید سپاه در ماه‌های اخیر و تاکید رهبری کنونی بر «آمادگی برای عملیات تهاجمی توام با بازدارندگی حداکثری»، نشان می‌دهد این رویکرد نه یک واکنش موقت به شرایط جنگی، بلکه یک انتخاب راهبردی پایدار برای دوره پس از جنگ ۴۰ روزه است؛ انتخابی که قرار است تصمیم‌گیری نظامی، دیپلماتیک و امنیتی کشور را به‌طور هماهنگ شکل دهد.
چهار؛ تکیه‌گاه قرآنی و فقهی
این تحول، ریشه در متن دین دارد، نه صرفا محاسبه نظامی. آیه «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ» (بقره/۱۹۰) چارچوب مواجهه با متجاوز را ترسیم می‌کند: جنگ در اسلام، مشروط به وجود متجاوز است، نه اراده گسترش‌طلبانه. اما آیه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» (انفال/۶۰) از منطقی فراتر از واکنش سخن می‌گوید: آماده‌سازی دائمی قدرت، پیش از وقوع تهدید، به‌گونه‌ای که دشمن از آغاز محاسبه، از حمله منصرف شود.
در همین آیه، ترکیب «رِبَاطِ الْخَیْل» به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین عبارات قرآنی در تبیین منطق قدرت آمده است؛ آمادگی دائمی نظامی، نه به‌عنوان ابزار جنگ‌طلبی، بلکه به‌عنوان زبان بازدارندگی در برابر دشمنی که تنها قدرت را می‌فهمد. این آیه، مبنای فقهی برای آنچه امروز «بازدارندگی» خوانده می‌شود فراهم می‌کند: قدرتی که اثرش، پیش از به‌کارگیری، در ذهن دشمن ظاهر می‌شود.
آیه «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ» (بقره/۲۵۱) نیز فلسفه بنیادین این نگاه را بیان می‌کند: رویارویی با فساد و تجاوز، شرط بقای نظم است، نه صرفا پاسخ به یک تهدید مشخص. در این خوانش، سکوت یا انفعال در برابر تجاوز، نه گزینه‌ای صلح‌آمیز، بلکه زمینه‌ساز گسترش فساد در زمین قلمداد می‌شود؛ نگاهی که مبنای دینی برای مشروعیت جهاد دفعی و حتی، در شرایط معین، اقدام پیش‌دستانه فراهم می‌آورد.
بر همین اساس، در فقه سیاسی مورد استناد جمهوری اسلامی، تمایز میان «جهاد ابتدایی»- که مشروط به شرایط خاص و اذن معصوم دانسته می‌شود- و «دفاع»، که همواره و برای هر مسلمان واجب است، حفظ می‌شود. راهبرد تهاجمی مورد بحث در این یادداشت، در چارچوب دفاع تعریف می‌شود، نه جهاد ابتدایی: پاسخ به تهدیدی که پیشتر آغاز شده یا با قطعیت در شرف وقوع است.

پنج؛ استراتژی تهاجمی در اندیشه امامین انقلاب
بنیان‌گذار انقلاب، در دوران هشت‌ساله، بر بسیج همگانی و دفاع همه‌جانبه تکیه داشت؛ راهبردی که ملت را به سنگر تبدیل کرد و از ظرفیت مردمی، به‌جای صرفا ارتش کلاسیک، برای مقاومت در برابر ارتش مجهز عراق بهره برد. مفهوم «جنگ، جنگ تا پیروزی» در آن دوره، بیش از یک شعار، بیانگر این باور بود که پایداری داخلی، پیش‌شرط هر موفقیت راهبردی است.
رهبر شهید انقلاب، در دهه‌های پس از آن، این ایده را یک گام جلوتر برد: تبدیل بازدارندگی از حالت انفعالی و صرفا تلافی‌جویانه، به رویکردی فعال و پیش‌دستانه. تاکید مکرر ایشان بر تقویت توان موشکی و منطقه‌ای، تعمیق ارتباط با محور مقاومت و اصرار بر خوداتکایی در تولید تسلیحات، پیش از آنکه به شکل صریح در دو جنگ اخیر آزموده شود، دقیقا بر همین فرض استوار بود: قدرتی که در پستوی آمادگی نگهداری شود، بازدارندگی واقعی ایجاد نمی‌کند؛ باید در میدان به رخ کشیده شود.
این گذار را می‌توان در سه محور خلاصه کرد: نخست، گذار از دفاع صرفا زمینی به قدرت موشکی و پهپادی با برد فرامرزی؛ دوم، گذار از پاسخگویی محدود به یک تهدید مشخص، به معادله بازدارندگی منطقه‌ای که هزینه هر تعرض را از پیش روشن می‌کند و سوم، گذار از اتکای صرف به ظرفیت داخلی، به شبکه‌ای از نیروهای هم‌پیمان در سطح منطقه که میدان مانور دشمن را محدود می‌کند. راهبرد ایران در این خوانش، نه تسلیم است و نه جنگ متقارن با قدرت‌های بزرگ، بلکه معادله سومی است: بازدارندگی فعال، متکی بر آمادگی دائمی و اراده پاسخگویی سریع.

ششم؛ ایران پس از رهبر شهید
شهادت رهبری در جریان حملات ۴۰ روزه، نه پایان این راهبرد، بلکه به روایت رسمی، تحکیم آن بود. انتخاب سریع رهبر جدید توسط مجلس خبرگان در بحبوحه جنگ- در شرایطی که تهدیدهای امنیتی همچنان ادامه داشت- پیامی روشن به‌همراه داشت: ساختار تصمیم‌گیری نظام، حتی در سخت‌ترین لحظه تاریخ چهار دهه اخیرش، از کار نایستاد.
تاکید فرماندهان تازه سپاه بر تداوم مسیر «آمادگی تهاجمی و بازدارندگی حداکثری» و بازآرایی ساختار فرماندهی در ماه‌های پس از جنگ، نشان می‌دهد که تغییر رهبری، تغییر راهبرد نیست. در روایتی که این یادداشت از آن دفاع می‌کند، همین تداوم، نشانه استحکام یک نظام فکری است، نه صرفا یک تصمیم مقطعی جنگی؛ راهبردی که فراتر از هر فرد مشخص، در ساختار تصمیم‌گیری نظام نهادینه شده است.
به بیان دیگر، آنچه دشمن با ترور رهبری در پی آن بود- ایجاد خلأ تصمیم‌گیری و فروپاشی زنجیره فرماندهی- محقق نشد. این خود، به‌عنوان یک واقعیت میدانی، بر صحت این ادعا صحه می‌گذارد که بازدارندگی فعال، صرفا به یک فرد یا یک تسلیحات خاص وابسته نیست، بلکه در لایه‌های متعدد نظام تصمیم‌گیری و فرماندهی تعبیه شده است.

سخن پایانی
سه جنگ، سه صحنه از یک داستان واحدند: ملتی که هرگز آغازگر تجاوز نبوده، اما در طول زمان آموخته که دفاع صرفا به‌معنای مقاومت منفعلانه نیست. از سنگرهای اروندرود تا موشک‌های عبوری از آسمان اشغالی، خط سیر یکسانی دیده می‌شود: تبدیل دفاع از یک واکنش دیرهنگام، به معادله‌ای که هزینه هر تجاوز را از پیش، برای متجاوز روشن می‌کند.
این تحول، همزمان ریشه در تجربه میدانی و در مبانی دینی دارد؛ از آیات جهاد و اعداد قوا در قرآن، تا اندیشه راهبردی دو رهبر انقلاب که هر یک به‌فراخور دوران خود، مفهوم دفاع را بازتعریف کردند. تداوم این راهبرد پس از شهادت رهبر انقلاب، نشان می‌دهد که این، نه سیاست یک دولت یا یک فرد، بلکه چارچوبی است که در ساختار نظام تعبیه شده است.
این، به معنای واقعی «دفاع مقدس» در هر سه تجربه است؛ نه تسلیم، نه جنگ‌طلبی، بلکه بازدارندگی‌ای که فعالانه ساخته می‌شود، پیش از آنکه دشمن فرصت آغاز را بیابد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.