آگاه: اقتدار ایران اسلامی را نمیتوان صرفا با تعداد موشکها، توان نظامی، ظرفیت اقتصادی یا قدرت سیاسی سنجید. اینها اجزای مهم قدرت ملیاند، اما در لایهای عمیقتر، آنچه یک ملت را در برابر فشار، تهدید و جنگهای پیچیده مقاوم میکند، «فرهنگ قدرت» و «روحیه ایستادگی» است. از این منظر، میتوان هندسه اقتدار ایران را در قالب یک مثلث سهضلعی ترسیم کرد: دفاع مقدس، اتحاد مقدس و بعثت مقدس. سه مفهومی که نه جدا از یکدیگر، بلکه در امتداد یک حرکت تاریخی و تمدنی معنا پیدا میکنند. «دفاع مقدس» تجربه تثبیت موجودیت و استقلال ایران است، «اتحاد مقدس» ضرورت حفظ انسجام و تجمیع ظرفیتهای ملی در برابر تهدیدهای نوین و «بعثت مقدس» مرحله تبدیل این امنیت و انسجام به ماموریت، پیشرفت و آیندهسازی.
۱. دفاع مقدس؛ تثبیت موجودیت و تولد فرهنگ مقاومت
در دوران دفاع مقدس، مسئله اصلی برای ملت ایران، صرفا پیروزی در یک جنگ نظامی نبود، مسئله، حفظ موجودیت انقلاب، استقلال کشور، تمامیت ارضی و حق تعیین سرنوشت ملی بود. ملت ایران در آن مقطع آموخت که امنیت را نمیتوان صرفا از بیرون خرید یا به قدرتهای خارجی واگذار کرد. امنیت پایدار، محصول ایمان، خودباوری، مقاومت، آمادگی و پذیرش هزینههای استقلال است. دفاع مقدس از همین منظر، یک واقعه صرفا تاریخی نیست، یک «مدرسه راهبردی» است که به ایران آموخت در برابر فشار و زیادهخواهی، عقبنشینی لزوما امنیتآفرین نیست. تجربه جنگ نشان داد هرگاه دشمن احساس کند اراده یک ملت در حال فرسایش است، دامنه مطالبات خود را افزایش خواهد داد. ثمره مهم دفاع مقدس، شکلگیری این باور بود که ایران باید از «مصرفکننده امنیت» به «تولیدکننده امنیت» تبدیل شود. بنابراین، نخستین ضلع اقتدار ایران، قدرت دفاع از موجودیت است؛ قدرتی که ریشه در تجربه تاریخی، خودباوری ملی و فرهنگ مقاومت دارد.
۲. اتحاد مقدس؛ تجمیع ظرفیت ملی و صیانت از جامعه
اما تهدیدهای امروز با تهدیدهای دوران دفاع مقدس یکسان نیستند. در آن زمان، دشمن عمدتا مرزهای جغرافیایی را هدف قرار داده بود، اما امروز علاوه بر مرزهای سرزمینی، مرزهای ذهنی، اجتماعی، هویتی و روانی جامعه نیز در معرض فشار قرار دارند. جنگ ترکیبی، جنگ روایتها و جنگ شناختی تلاش میکنند پیش از آنکه توان نظامی یک کشور را هدف بگیرند، اراده و اعتماد جامعه را فرسوده کنند.
در چنین شرایطی، «اتحاد مقدس» یک شعار تزئینی یا صرفا اخلاقی نیست، یک ضرورت راهبردی و بخشی از قدرت ملی است. جامعهای که میان مردم و مسئولان آن بیاعتمادی شکل بگیرد، جامعهای که اختلافات سیاسی به دشمنی اجتماعی تبدیل و جامعهای که امید در آن فرسوده شود، حتی اگر از ظرفیتهای نظامی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار باشد، در بزنگاههای حساس با هزینههای بیشتری مواجه خواهد شد. از این رو، حفظ اعتماد عمومی، انسجام ملی، همبستگی اجتماعی، گفتوگوی ملی و مسئولیتپذیری باید بخشی از منظومه امنیت ملی تلقی شود. اگر «دفاع مقدس» از مرزهای جغرافیایی صیانت کرد، «اتحاد مقدس» باید از مرزهای اجتماعی و هویتی کشور حفاظت کند. اتحاد مقدس یعنی اختلافنظر را به شکاف تبدیل نکنیم، نقد را به دشمنی تبدیل نکنیم و مطالبات مشروع مردم را در مسیر اصلاح و پیشرفت قرار دهیم، نه در مسیر فرسایش سرمایه اجتماعی.
۳. بعثت مقدس؛ تبدیل قدرت به ماموریت و آینده
اما حتی دفاع و اتحاد نیز اگر فاقد مقصد و افق باشند، به تنهایی برای ساخت آینده کافی نیستند. اینجاست که ضلع سوم مثلث یعنی «بعثت مقدس» اهمیت پیدا میکند. بعثت مقدس را میتوان مرحلهای از «برانگیختگی تاریخی» یک ملت برای ساختن آینده دانست؛ مرحلهای که در آن، ملت فقط برای بقا نمیجنگد، بلکه برای پیشرفت، عدالت، تربیت انسان، تولید علم، امیدآفرینی و نقشآفرینی تمدنی حرکت میکند. قدرت واقعی زمانی پایدار میشود که یک ملت بداند برای چه چیزی قدرتمند میشود و قرار است این قدرت را در چه مسیری به کار گیرد. در این مرحله، نقش نخبگان، دانشگاهیان، رسانهها، جوانان و کنشگران اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکند. ماموریت آنان تنها انتقال خبر نیست، بلکه باید به تولید امید، روایت واقعبینانه از توانمندیها، تقویت هویت ملی، مقابله با ناامیدی و تبدیل جامعه از مصرفکننده روایت به تولیدکننده روایت کمک کنند. اگر دفاع مقدس حافظ سرزمین است و اتحاد مقدس حافظ جامعه، بعثت مقدس حافظ روح، معنا، جهت و آینده ملت است.
نتیجهگیری راهبردی
هندسه طلایی فتح و اقتدار پایدار ایران، زمانی شکل میگیرد که این سه ضلع در کنار یکدیگر قرار گیرند. در این هندسه، دفاع بدون اتحاد میتواند با فرسایش داخلی مواجه شود، اتحاد بدون ماموریت ممکن است به سکون تبدیل شود و بعثت بدون قدرت دفاعی و انسجام اجتماعی، در برابر فشارهای بیرونی آسیبپذیر خواهد بود. بنابراین، مسیر اقتدار پایدار ایران از یک زنجیره روشن عبور میکند: دفاع مقدس (امنیت)، اتحاد مقدس (انسجام) و بعثت مقدس (پیشرفت و تمدنسازی) این مثلث، در حقیقت سه مرحله از یک راهبرد واحد است: بقا، انسجام و آیندهسازی. ایران قوی فقط ایرانی نیست که توان دفاع از خود را دارد، ایران قوی، کشوری است که در برابر تهدید میایستد، در درون متحد میماند و برای آینده، ماموریت و افق روشن دارد. دفاع مقدس، گذشتهای برای افتخار است، اتحاد مقدس، ضرورتی برای امروز و بعثت مقدس، ماموریتی برای ساخت فردا.
نظر شما