۲۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۱
کد مطلب: ۲۵٬۴۸۷

وقتی در سال ۱۹۳۷ والت دیزنی پس از ماه‌ها تمسخر و بدبینی وال‌استریت، نخستین فیلم بلند انیمیشن جهان را روی پرده فرستاد، سنگ بنای ایده‌های زیبایی‌شناختی سفت‌وسختی را گذاشت که در آن «تخیل» تنها با خطوط صیقلی، استودیوهای بزرگ و بودجه‌های هنگفت مشروعیت پیدا می‌کرد. دهه‌ها گذشت تا معلوم شود قلعه‌های رویایی دیزنی روی زمینی همیشه پایدار بنا نشده‌اند. امروز دو تصویر متناقض از شرق، جایگاه چندین ساله این استودیو را تغییر داده‌اند؛ از یک طرف انیمیشن حماسی-فانتزی سه‌بعدی و چندصد میلیون دلاری «نژا» که اسطوره‌های کهن را به صدر گیشه‌ها نشاند و از سوی دیگر، فیلم عجیب یک مادر و پسر چینی با هزینه اولیه ناچیز که منطق صنعتی سینما را به بازی گرفت.

پایان سلطنت هالیوود بر نقاشی‌های متحرک

آگاه: در دهه‌های نخست قرن بیستم میلادی، هالیوود انیمیشن را تنها در جایگاه میان‌پرده‌هایی گذرا و بزک‌کرده برای خنداندن تماشاگران پیش از آغاز فیلم‌های بلند به رسمیت می‌شناخت. هنگامی که والت دیزنی خانه‌اش را به رهن گذاشت تا همه سرمایه شخصی و اعتبار خود را صرف ساخت «سفیدبرفی و هفت کوتوله» کند، اصحاب رسانه و کارشناسان مالی وال‌استریت با پوزخند پروژه او را حماقت دیزنی نامیدند. (اولین اثر کوتاه یا کارتون معروف این کمپانی، انیمیشن کوتاه «کشتی‌بخار ویلی» در سال ۱۹۲۸ با معرفی شخصیت میکی‌ماوس ساخته شد که نخستین کارتون صوتی همگام موفق آنها به شمار می‌رود). گمانه‌زنی منتقدان این بود که چشم انسان تحمل دیدن بیش از ۸۰ دقیقه نقاشی متحرک را بر پرده نقره‌ای ندارد و نورهای تند سلولوئید تماشاگران را از سالن‌ها فراری خواهد داد. با وجود این، حضور موفق و تاریخی سفیدبرفی نه‌تنها به این بدبینی‌ها برای همیشه پایان داد، بلکه سنگ بنای تجارتی در صنعت رویاسازی شد. دیزنی فرمول‌های روایی سه‌پرده‌ای کلاسیک را با گروهی از طراحان، خطوط هندسی دقیق، استانداردهای آناتومیک و سرمایه‌گذاری‌های عظیم درآمیخت تا انحصار قصه و زیبایی‌شناسی انیمیشن برای دهه‌ها در قبضه استودیوهای غربی باقی بماند.
این رویکرد، گونه‌ای از کمال‌گرایی صنعتی را به عنوان تنها تعریف مشروع از هنر متحرک‌سازی تثبیت کرد؛ قانونی نانوشته که حکم می‌کرد تخیل سینمایی تنها زمانی رسمیت دارد که از شرکت‌های چندملیتی و بودجه‌های چندصد میلیون دلاری گذر کند. این نظام خط‌کشی شده و رندرهای بی‌نقص را به استاندارد جهانی سلیقه عمومی تبدیل کرد و هر ایده‌ای بیرون از این مدار را خام‌دستانه و فاقد ارزش نمایشی قلمداد کرد. این استاندارد نفوذناپذیر دهه‌ها این توهم را زنده نگه داشت که روایت‌های ماندگار هرگز بدون تکیه بر سامانه‌های فناورانه غول‌پیکر زاده نخواهند شد.
اسطوره‌های کهن استانداردهای هالیوودی را به مبارزه می‌خوانند
نخستین زلزله اساسی در این نظم تحمیلی زمانی رقم خورد که شرق تصمیم گرفت هالیوود را در قلمرو انحصاری خودش، یعنی امکانات فنی و ابعاد کلان تولید به هماوردی بخواند. اکران بلاک‌باستر چینی «نژا» در سال ۲۰۱۹ نمود عینی این دگرگونی بود. فیلم با بازخوانی جسورانه یکی از کهن‌ترین اساطیر محلی و درانداختن روایتی از عصیان فردی در برابر سرنوشت مقدر، به رکوردی فراتر از ۷۴۰ میلیون دلار دست یافت و عنوان پرفروش‌ترین انیمیشن غیرانگلیسی‌زبان تاریخ سینما را از آن خود کرد.
اهمیت «نژا» در این واقعیت نهفته بود که نشان داد چگونه می‌توان عالی‌ترین فرم‌های گرافیک سه‌بعدی رایانه‌ای را بدون تن ‌دادن به هنجارهای موضوعی و مضمونی انیمیشن آمریکایی، در خدمت جهان‌بینی بومی درآورد. در واقع، استودیوهای شرقی ثابت کردند که پیچیده‌ترین محاسبات شبیه‌سازی نور و بافت، دیگر در گرو سرورهای استودیویی کالیفرنیا نیست. هرچند حرکت خیره‌کننده «نژا» موازنه اقتصادی گیشه جهانی را برهم زد اما همچنان از همان الگوهای سرمایه‌بر صنعتی و تیم بزرگ متخصصان جلوه‌های ویژه تغذیه می‌کرد. با این حال، ترک در دیوار کمال‌گرایی استودیویی نه با حجم زیادی از رایانه‌های پیشرفته، بلکه از نقطه‌ای کاملا دور از انتظار پدیدار شد.

دیوارهایی که با یک جسارت تازه فرو ریختند
تخریب واقعی توهم ضرورت وجود بهترین امکانات فنی، در سکوت اتاقی کوچک در شهر دالیان چین رخ داد. انیمیشن نامتعارف «نیو لای» (بیا اینجا، گاو) که مدتی قبل در فضای مجازی بیشتر کشورها و به زبان‌های مختلف توجه زیادی را جلب کرد، برای خودش پدیده‌ای بود که اگرچه به چشم یک کار ضعیف به آن نگاه شد اما تمام محاسبات صنعتی سینمای مدرن را بی‌اعتبار کرد. شین یومنگ که هیچ تحصیلات سینمایی نداشت، به همراه مادرش سان لی‌فانگ، این اثر را خلق کردند. آنها با استفاده از رایانه‌های دست دوم و با بودجه‌ای باورنکردنی در حدود چندصد تا هزار دلار، پنج سال از زندگی خود را پای پروژه‌ای گذاشتند که به جای موتورهای پیشرفته هالیوودی، با نرم‌افزار «اسکچ‌آپ» تولید شده بود؛ ابزاری ارزان و در دسترس که اصولا برای نقشه‌کشی و مدل‌سازی حجم‌های خام معماری کاربرد دارد.
«نیو لای» در روزهای آغازین اکران با سالن‌های تقریبا خالی و فروش چندصد بلیت عملا مرده به دنیا آمده بود. اما انتشار قطعاتی از گرافیک ابتدایی، فیزیک نامتعادل کاراکترها و بافت‌های ناشیانه آن در شبکه‌های اجتماعی موجی از شوخی و بازنشر آفرید که ظرف چند روز به پدیده‌ای کالت! تبدیل شد. انگار تماشاگرانی که از تصاویر شسته‌رفته هالیوود دل‌زده بودند، در این گاو ناقص و زمخت چیزی دیدند که سال‌ها زیر آوار جلوه‌های بصری پرهزینه مدفون شده بود؛ شاید گرمای زیست انسانی، حس دست‌ساز، طنزی رها و صداقتی بدون واسطه. از طریق این کنجکاوی جمعی، سینماها ناگزیر سانس‌های متعددی به آن اختصاص دادند و فیلم با فروشی میلیونی، سودآورترین مقیاس بازگشت سرمایه در تاریخ گیشه را ثبت کرد و به سهم فروش آثار بزرگ چند ده میلیون دلاری تنه زد! «نیو لای» درواقع نشان داد که مخاطب معاصر بیش از خطوط بی‌نقص، تشنه جسارت و اصالت ایده است؛ جایی که نقص فنی به زیبایی‌شناسی اثر بدل می‌شود.

انیمیشن ایران میان چرخه گیشه و جسارت فرم
این جابه‌جایی تاریخی در عرصه پویانمایی جهان، افق‌های پیش‌ روی انیمیشن ایران را نیز در پرتویی نو بازخوانی می‌کند. زیست‌بوم تولید داخلی در سال‌های اخیر در دو راستای موازی رشد کرده است. در قطب صنعتی و گیشه، موفقیت بین‌المللی «پسر دلفینی» با فروش بیش از ۱.۷ میلیون دلار و ثبت رکوردی افزون بر ۱۰۰ میلیون روبل در گیشه‌های روسیه و آسیای میانه، در کنار گردش مالی بی‌سابقه اثری مثل «بچه زرنگ» در سالن‌های کشور، ثابت کرد تسلط بر استانداردهای تولید سه‌بعدی و جذب مخاطب عام منطقه‌ای در دسترس است. این جریان تجاری گام بلندی در مسیر ساختارمند کردن اقتصاد انیمیشن ایران به شمار می‌رود.
در نقطه مقابل، قطب مستقل و تجربی انیمیشن ایران اعتباری ممتاز در جشنواره‌های معتبر جهان به دست آورده است. توفیقات جهانی «در سایه سرو» و تجربه طولانی مدت «آخرین داستان» در اقتباس از شاهنامه فردوسی، نشان داد که ذخیره اسطوره‌ای و ذوق فرمی فیلم‌سازان داخلی در بالاترین سطوح هنری می‌درخشد. با این حال، حلقه مفقوده میان این دو قطب، شهامت در فرم و فهم عمیق اقتصاد توجه است. زیست‌بوم انیمیشن ایران برای حضور ماندگار در نقشه جدید جهان، نیازمند عبور از بازتولید محافظه‌کارانه فرمول‌های هالیوود و حرکت به سمت ساختارشکنی در شیوه روایت است.

قصه فراتر از نرم‌افزارهای گران‌قیمت نفس می‌کشد
فاصله میان رویاهای پرهزینه دیزنی در سال ۱۹۳۷ تا احجام خشک نرم‌افزار اسکچ‌آپ در تجربه متفاوت «نیو لای»، حقیقت مهمی را پیش روی هنر معاصر قرار می‌دهد؛ دیوارهای انحصار تخیل فرو ریخته‌اند. دسترسی گسترده به ابزارهای دیجیتال و تحول ذائقه بصری مخاطبان، تولید تصویر متحرک را از اسارت کمپانی‌های بزرگ رهانیده است. امروزه خلق شگفتی دیگر در گرو نشستن پشت ایستگاه‌های پردازش چندصد هزار دلاری نیست؛ هر میزی که بر آن ایده‌ای اصیل، شناختی دقیق از جوهره رسانه و شهامتی پیوندخورده با هویت فرهنگی و جغرافیایی مستقر باشد، خود به استودیویی مستقل و تاثیرگذار تبدیل می‌شود. رسالت نسل نوپای پویانمایی‌های مستقل در این زیست‌بوم، تقلید فرساینده از کمال‌گرایی استریل و بی‌روح صنعتی نیست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.