چند روزی می‌شود که خبر حذف ایران از پوستر رسمی رویداد موسیقی عرفانی قونیه به‌طور غیررسمی می‌چرخد و هنوز دلیل آن مشخص نیست. این رویداد معتبر بین‌المللی از ۲۱ تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ (۳۰ شهریور تا هشت مهر ۱۴۰۵) در مرکز همایش‌های سلجوقی شهر قونیه برگزار می‌شود. در سالن‌های مدرن این مجموعه که سال‌ها مأمن موسیقی و سازهای اصیل ایرانی بود، امسال جای خالی هنرمندان ایران بیش از هر زمان دیگری خودنمایی می‌کند. برای پیدا کردن علت این موضوع تلاش کردیم تا با احمد چالیشیر، معاون فرهنگی شهرداری قونیه و اصغر فارسی، رایزن فرهنگی ایران در ترکیه (آنکارا)، ارتباط بگیریم که میسر نشد. در این متن به سابقه حضور ایران و تبعات حذف آن از این رویداد پرداخته‌ایم.

ناگفته‌های سکوت تهران در قونیه

آگاه: جدول رسمی جشنواره نام‌هایی چون کورینا سیرگی از رومانی، ارکستر اندلسی آمستردام از هلند، ییسون لوندرئو از کلمبیا و اجرای مشترک سرجیو داریس اسپانیایی و گورکان اوزکان ترکیه‌ای را دربر دارد. همچنین گروه تایوانی «تری پیپل موزیک»، نغمه‌سرایان آواز گلویی «هون هور تو» از جمهوری تووای روسیه، گروه کوبایی «سپتتو نابوری»، درصاف حمدانی از تونس و چندین گروه از ترکیه قرار است به اجرای برنامه بپردازند. اما در میان این گستره جغرافیایی، حتی نام یک گروه یا تک‌نواز ایرانی هم دیده نمی‌شود.

تناقض تلخ زبان مادری
فستیوال قونیه در سال ۲۰۰۴ میلادی متولد شد تا سالروز میلاد مولانا جلال‌الدین محمد بلخی در ۳۰ سپتامبر را با آواهای معنوی ملت‌ها جشن بگیرد. در طول بیش از دو دهه، این صحنه بدون حضور هنرمندان ایرانی هرگز معنای کاملی نداشت. در بیست‌ودومین دوره این فستیوال در سال ۲۰۲۵، حسام‌الدین سراج همراه با گروه «بیدل» در شب پایانی شور و هیجانی وصف‌ناپذیر آفرید و تحسین هزاران تماشاگر را برانگیخت.
تاریخ ۲۳ ساله این جشنواره با خاطرات درخشانی از کمانچه‌نوازی کیهان کلهر در کنار گروه «غزل» در سال ۲۰۱۶ پیوند خورده است. آوای تنبور و دف خاندان پورناظری در قالب گروه شمس، صدای ماندگار شهرام ناظری و همایون شجریان، پرده‌گردانی‌های علیرضا قربانی و الحان معنوی داوود آزاد، همگی شناسنامه معنوی این رویداد را ساختند. غیبت ایران در سال ۲۰۲۶ تناقضی شگفت‌آور را پیش چشم همگان می‌گذارد؛ بیش از ۹۰ درصد میراث مکتوب مولانا، از ۶ دفتر مثنوی معنوی تا غزل‌های آتشین دیوان شمس، به زبان فارسی سروده شده است. این سروده‌ها قرن‌ها در دستگاه‌های موسیقی ایرانی رشد کرده و صیقل یافته‌اند. محروم کردن قونیه از آوازهای فارسی، مانند اجرای موسیقی موتسارت بدون سازهای زهی است. وقتی زبان اصلی شعر شاعر در فستیوال حضور ندارد، آن رویداد بخشی بزرگ از روح هویتی و اصالت ذاتی‌اش را از کف می‌دهد.

نبض خاموش توریسم فرهنگی
تبعات خط خوردن نام ایران فقط یک مسئله روحی و احساسی نیست، بلکه نبض بازار گردشگری قونیه را نشانه می‌رود. سال‌هاست که مسافران اهل فرهنگ ایران موتور محرک اصلی اقتصاد محلی این شهر در دو فصل کلیدی سال به شمار می‌روند. یک نوبت در اواخر شهریور همزمان با فستیوال موسیقی عرفانی است و نوبت دیگر در آذر به هنگام برگزاری مراسم شب عرس رقم می‌خورد.
پروازهای پرشمار مستقیم و غیرمستقیم، پر شدن اتاق‌های هتل‌های مرکز شهر و شلوغی بازارها و راسته‌های صنایع دستی پیوندی مستقیم با حضور مسافران ایرانی دارد. در کنار آن، آژانس‌های گردشگری ایرانی با برگزاری کنسرت‌های مستقل و نشست‌های ادبی، جریان اقتصادی نیرومندی پدید می‌آوردند. حذف نماینده موسیقی ایران از جدول رسمی انگیزه طبقه متوسط فرهنگی را برای تهیه بسته‌های سفر می‌سوزاند. وقتی علاقه‌مندان موسیقی دلیلی برای این سفر معنوی گران‌قیمت نبینند، نخستین کسانی که آسیب می‌بینند هتل‌داران، رانندگان و بازاریان قونیه خواهند بود.

سکوت همسایه
در روزهایی که رسانه‌های ترکیه اخبار فستیوال را منعکس می‌کردند، سکوتی سنگین درباره ایران بر گزارش‌ها سایه انداخته بود. در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶، نشست خبری شهردار قونیه در مدرسه تاریخی سرچلی برگزار شد. اوغور ابراهیم آلتای، شهردار قونیه همراه با ابراهیم آکین، استاندار و عمر فاروق بلیویرانلی، مدیرکل هنرهای زیبای وزارت فرهنگ ترکیه به تشریح برنامه‌ها پرداختند. خبرگزاری‌هایی مانند تایم‌ترک، خبر هفت و شبکه تلویزیونی تی‌وی ۴۲ این خبر را با لحنی رسمی پوشش دادند؛ از رایگان بودن برنامه‌ها گفتند و قونیه را پایتخت موسیقی عرفانی جهان خواندند، ولی کلمه‌ای درباره چرایی غیبت همسایه شرقی و کهن خود بر زبان نیاوردند.

سه فرضیه پشت پرده غیبت
سال‌هاست که دستگاه فرهنگی آنکارا تلاش می‌کند چهره‌ای کاملا بومی و آناتولیایی از مولانا بسازد تا این عارف قرن هفتم را در قالب یک محصول تجاری و گردشگری صرف به بازارهای بین‌المللی عرضه کند. در چنین فضایی، پیوند ناگسستنی شعر مولانا با زبان فارسی و الحان کهن ایرانی مانعی بر سر راه این ملی‌گرایی نوین تلقی می‌شود؛ سیاستی که می‌کوشد پیوند رومی با ریشه‌های زبانی‌اش روزبه‌روز کم‌رنگ‌تر شود.
از سوی دیگر، پیکان انتقاد به سمت نهادهای دیپلماتیک ایران و عملکرد کند رایزنی فرهنگی کشورمان در آنکارا می‌رود. فستیوال‌های بین‌المللی مدت‌ها پیش از اجرا برنامه‌ریزی می‌شوند. ممکن است انفعال در پیگیری‌های رسمی، تعلل در مذاکره و ناتوانی در معرفی به‌موقع گروه‌های تراز اول سبب شده باشد تا مدیران شهرداری قونیه گزینه‌های دیگر کشورها را جایگزین کنند. تجربه نشان داده است که دیپلماسی فرهنگی بدون پیگیری مدام و ارتباط‌گیری خلاقانه میدان را به رقبا واگذار می‌کند. فرضیه سوم به بن‌بست‌های اجرایی، اداری و اقتصادی میان گروه‌ها و برگزارکنندگان مربوط است. جهش‌های پیاپی نرخ ارز، افزایش سرسام‌آور هزینه‌های ایاب‌وذهاب و اقامت، همراه با اختلاف نظرهای مالی بر سر دستمزد نوازندگان ایرانی می‌تواند مذاکرات را به تعطیلی کشانده باشد. مجموعه این موانع بروکراتیک و لجستیکی شاید به قطع توافق‌ها در مراحل نهایی منتهی شده است.

زخم بر بال‌های پرواز مشترک
حذف ایران از بیست‌وسومین جشنواره بین‌المللی موسیقی عرفانی قونیه رخدادی تلخ و زنگ خطری آشکار برای هم‌افزایی فرهنگی دو تمدن کهن است. این تصمیم، جشنواره را از گرمای درونی و تپش اصیل تهی می‌کند و آن را به ویترینی شیک از تنوع صوری فرو می‌کاهد. مولانا پرنده‌ای تیزپرواز در آسمان معنا بود که با دو بال کلام و الحان معنوی شناخته می‌شد؛ بال‌هایی که ریشه در خاک زبان فارسی داشتند. اگر مدیران فرهنگی در این کشور با بازنگری جدی این خطای راهبردی را اصلاح نکنند، صحنه‌های قونیه به فضایی بی‌روح بدل خواهند شد و زیان این جدایی را پیش از هر کس، شیفتگان صلح، ادب و هنر در سراسر گیتی خواهند دید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.