آگاه: در این نظرسنجی بیش از ۲۶ هزار و ۹۰۰ نفر شرکت کردهاند. ۵۳.۹ درصد مشارکتکنندگان از طریق روبیکا، ۲۸.۳ درصد از طریق بله و ۱۷.۸ درصد از طریق تلگرام در نظرسنجی حضور داشتهاند. البته این آمار یک نظرسنجی آنلاین است و بهتنهایی نمیتواند نماینده آماری کل جمعیت ایران یا همه خانوادههای دانشآموزان تلقی شود؛ اما میتواند بخشی از دغدغههای مطرح در افکار عمومی درباره مدارس دولتی را نشان دهد. نتیجه نظرسنجی یک پیام روشن دارد: سه مسئله نخست، یعنی کیفیت آموزش، کمبود امکانات و تراکم دانشآموزان، روی هم بیش از ۸۱ درصد پاسخها را به خود اختصاص دادهاند.
بیش از هر چیز، کیفیت آموزش و روشهای تدریس است که توجه شرکتکنندگان در نظرسنجی را به خود جلب کرده است. ۳۵.۴ درصد پاسخدهندگان، «کیفیت پایین آموزش و روشهای تدریس» را مهمترین مشکل مدارس دولتی دانستهاند؛ سهمی که فاصله محسوسی با سایر گزینهها دارد. این پاسخ را میتوان فراتر از یک گلایه درباره شیوه تدریس یک معلم دید. وقتی خانوادهای از کیفیت آموزش صحبت میکند، احتمالا مجموعهای از عوامل را در ذهن دارد: روش انتقال مفاهیم، فرصت مشارکت دانشآموز در کلاس، استفاده از روشهای جدید آموزشی، توجه به تفاوتهای فردی دانشآموزان و البته میزان آمادگی معلم برای پاسخ دادن به نیازهای آموزشی نسل امروز.
مدرسه دولتی زمانی میتواند نقش خود را در کاهش نابرابری آموزشی ایفا کند که کیفیت آموزش در آن، صرفا وابسته به توان مالی خانواده برای خرید کلاس خصوصی، معلم خصوصی یا ثبتنام در مدرسهای دیگر نباشد. از همین زاویه است که قرار گرفتن «کیفیت آموزش» در صدر این نظرسنجی اهمیت پیدا میکند.
وقتی امکانات آموزشی هم مسئله میشود
دومین مشکل مورد اشاره مردم، «کمبود امکانات و تجهیزات آموزشی» است. ۲۴.۲ درصد شرکتکنندگان این گزینه را انتخاب کردهاند؛ یعنی تقریبا از هر چهار نفر، یک نفر امکانات را یکی از اصلیترین مشکلات مدارس دولتی دانسته است. کلاس درس امروز فقط به تخته و نیمکت محدود نمیشود. آزمایشگاه، کارگاه، کتابخانه، تجهیزات ورزشی، ابزارهای کمکآموزشی و امکانات فناورانه، بخشی از محیطی هستند که میتوانند تجربه یادگیری دانشآموز را شکل دهند. طبیعی است که فاصله میان مدارس از نظر دسترسی به چنین امکاناتی، در نهایت میتواند به تفاوت در تجربه آموزشی دانشآموزان منجر شود. از این منظر، کنار هم قرار گرفتن دو گزینه نخست نظرسنجی قابل توجه است: مردم هم درباره «آنچه در کلاس اتفاق میافتد» نگرانی دارند و هم درباره «ابزار و محیطی که کلاس در اختیار دارد.»
کلاسهای شلوغ؛ سومین ضلع مسئله
اما آموزش فقط به معلم و تجهیزات وابسته نیست. ۲۲.۱ درصد شرکتکنندگان، «تراکم بالای دانشآموزان» را مهمترین مشکل مدارس دولتی دانستهاند. کلاس پرتراکم، فرصت تعامل میان معلم و دانشآموز را کاهش میدهد و توجه فردی به دانشآموزان را دشوارتر میکند. در چنین شرایطی، حتی اگر معلم از دانش و تجربه کافی برخوردار باشد، مدیریت کلاس و پاسخگویی به نیازهای متفاوت دانشآموزان آسان نیست. قرار گرفتن تراکم دانشآموزان در جایگاه سوم، در کنار کیفیت آموزش و کمبود تجهیزات، نشان میدهد بخش عمدهای از نگرانی مردم به فرآیند واقعی یادگیری در مدرسه مربوط است، نه صرفا ظاهر ساختمان یا امکانات رفاهی آن.
سلامت روان؛ مسئلهای که نمیتوان نادیده گرفت
در رتبه بعدی، «بیتوجهی به نیازهای روحی دانشآموزان» با ۷.۵ درصد قرار گرفته است. این عدد در مقایسه با سه گزینه اول کوچکتر است، اما اهمیت موضوع را از بین نمیبرد. دانشآموز فقط دریافتکننده محتوای درسی نیست. فشار تحصیلی، رقابت، مسائل خانوادگی، روابط با همسالان و نگرانی درباره آینده میتواند بر وضعیت روانی و در نتیجه بر یادگیری او اثر بگذارد. قرار گرفتن این گزینه در میان پاسخهای مردم نشان میدهد بخشی از افکار عمومی، کیفیت مدرسه را تنها با نمره و قبولی نمیسنجد و به ابعاد روانی و اجتماعی آموزش نیز توجه دارد. پس از آن نیز ۳.۴ درصد پاسخدهندگان «فرسودگی فضای مدرسه» را انتخاب کردهاند و ۷.۴ درصد مشکلات دیگری را مهم دانستهاند.
چرا خانوادهها به مدرسه غیردولتی فکر میکنند؟
شاید یکی از مهمترین پرسشها این باشد که وقتی خانوادهها از کیفیت آموزش، تراکم کلاس و امکانات گلایه دارند، مقصد جایگزین چیست؟
در سالهای اخیر، مدارس غیردولتی و بهویژه مدارس شناختهشده و «برند» برای بخشی از خانوادهها به گزینهای برای دسترسی به امکانات بیشتر، کلاسهای تقویتی، برنامههای فوقبرنامه و تصور کیفیت آموزشی بالاتر تبدیل شدهاند. برخی خانوادهها به دلیل نگرانی درباره کیفیت و امکانات آموزشی، به مدارس غیردولتی و خاص روی میآورند؛ هرچند همین انتخاب، با افزایش هزینهها برای آنها به یک تصمیم اقتصادی سنگین تبدیل شده است. این وضعیت یک تناقض مهم ایجاد میکند: اگر خانوادهای برای یافتن آموزش باکیفیتتر ناچار باشد به مدرسه غیردولتی فکر کند، کیفیت آموزش از یک حق عمومی به عاملی برای قدرت خرید تبدیل میشود.
آموزش باکیفیت؛ چند صد میلیون تومان؟
رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی سقف شهریه مدارس تهران را همراه با فوقبرنامه، بسته به مقطع، ۱۷۲ میلیون تومان برای ابتدایی، ۲۰۰ میلیون تومان برای متوسطه اول و ۲۲۰ میلیون تومان برای متوسطه دوم اعلام کرده و گفته است هزینههایی مانند غذا، لباس، سرویس و اردو جداگانه محاسبه میشوند.
البته پرداخت چنین مبالغی به این معنا نیست که همه خانوادهها چنین انتخابی دارند یا همه مدارس غیردولتی چنین شهریهای دریافت میکنند. اما همین ارقام نشان میدهد که برای بخشی از خانوادهها، نگرانی درباره کیفیت آموزش و امکانات به اندازهای جدی است که حاضر میشوند برای یافتن گزینهای متفاوت، هزینه بسیار بیشتری متحمل شوند.
نتیجه این نظرسنجی را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: مردم بیش از هر چیز نگران کیفیت تجربه آموزشی فرزندشان در مدرسه دولتی هستند. ۳۵.۴ درصد کیفیت آموزش و روش تدریس، ۲۴.۲ درصد امکانات و تجهیزات و ۲۲.۱ درصد تراکم دانشآموزان را در صدر مشکلات قرار دادهاند. این سه عدد کنار هم، تصویری از دغدغهای بزرگتر ارائه میکنند؛ دغدغه اینکه مدرسه دولتی تا چه اندازه میتواند آموزش باکیفیت، امکانات مناسب و فرصت یادگیری کافی را برای همه دانشآموزان فراهم کند. در نهایت، شاید پرسش مهمتر از اینکه «مدارس دولتی چه مشکلی دارند؟» این باشد که چگونه میتوان کاری کرد که کیفیت آموزش خوب، امکانات مناسب و توجه کافی به دانشآموز، امتیازی وابسته به توان مالی خانواده برای خرید مدرسه نباشد؟
اگر پاسخ این پرسش در سیاستگذاری آموزشی پیدا شود، آنوقت انتخاب مدرسه برای خانوادهها بیش از آنکه یک مسابقه اقتصادی باشد، میتواند دوباره به انتخابی آموزشی تبدیل شود.
نظر شما