مرضیه کیان، خبرنگار: مرزهای این جغرافیا هرگز صرفا با خطوط مقعر و محدب روی کاغذهای دیپلماتیک یا عهدنامه‌های بین‌المللی تحدید نشده‌اند؛ این خطوط با جوهر سرخ شریان‌های نسلی کشیده شده که در بزنگاه‌های تاریخ، سینه خود را سپر گلوله کردند تا وجبی از این خاک کم نشود.

خون دادیم خاک، هرگز!

آگاه: تقویم را که ورق می‌زنیم، شهریور تداعی‌گر همان نقطه عطفی است که مفهوم وطن را از یک واژه جغرافیایی به یک ایمان وجودی تبدیل کرد؛ تهاجمی سراسری که با مقاومت هشت‌ساله به بزرگ‌ترین درس تاریخ معاصر بدل شد. اما ماجرای حراست از این خاک، در شهریور ۱۳۵۹ متوقف نماند. زنجیره غیرت و صیانت از تمامیت ارضی، پیوندی ناگسستنی با رخدادهای دهه‌های بعد و به‌ویژه امتحانات سنگین سال‌های اخیر چون نبرد ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ و مقاومت ۴۰ روزه اسفند ۱۴۰۵ یافت؛ آزمون‌هایی سهمگین با هزینه‌هایی سنگین از جنس شهادت جوانان برومند، اما با کارنامه‌ای درخشان که بر تارک آن یک جمله تا ابد می‌درخشد: «جان دادیم، اما خاک نه!»

۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ ساعتی که عقربه‌های تاریخ در فرودگاه مهرآباد و پایگاه‌های هوایی غرب و جنوب کشور یخ زد. هواپیماهای متجاوز رژیم بعث با توهم فتح سه‌روزه خوزستان و مصاحبه یک هفته بعد در پایتخت، غرور یک ملت را نشانه رفته بودند. نقشه‌های چاپ‌شده در بغداد، خوزستان را عربستان خوانده و شهرهای مرزی را با اسامی جعلی بازتعریف کرده بودند. جهان سرمست از محاسبات مادی و موازنه‌های قدرت، ارتشی تا بن دندان مسلح را به سوی سرزمینی گسیل داشت که تازه از کوران انقلاب رهایی یافته بود و در ساختارهای دفاعی‌اش هنوز سامانی جامع به چشم نمی‌خورد.
اما آنچه ماشین جنگی متجاوز و حامیان شرقی و غربی‌اش در اتاق‌های جنگ پنتاگون و مسکو و کاخ‌های شیوخ منطقه محاسبه نکرده بودند، عنصر اراده و غیرت ملی بود. از همان نخستین ساعات، مقاومت نه در ستادهای تخصصی، بلکه در کف خیابان‌های خرمشهر با تفنگ‌های ام‌یک و شیشه‌های آتش‌زای کوکتل مولوتف شکل گرفت. تکاوران نیروی دریایی ارتش در کنار جوانان بی‌ادعای مساجد، ۳۴ روز دشمن را پشت دروازه‌های خرمشهر زمینگیر کردند تا رویای فتح برق‌آسا به باتلاقی فرسایشی تبدیل شود. این نخستین سیلی تاریخ معاصر بود بر صورت کسانی که گمان می‌کردند خاک ایران لقمه‌ای راحت‌الحلقوم است.

فصل بازپس‌گیری وجب به وجب وطن
یک سال پس از آغاز تجاوز و مهار پیشروی دشمن، دوران تغییر موازنه جنگ فرا رسید. دیگر زمان ایستادگی صرف نبود؛ زمان بازپس‌گیری هر متر از خاکی بود که چکمه‌های متجاوز بر آن گام نهاده بود.عملیات «ثامن‌الائمه» در مهر ۱۳۶۰ نخستین طلیعه این پیروزی بزرگ بود؛ حصر آبادان شکسته شد و نشان داد بن‌بست‌های نظامی پیش ‌روی اراده‌ای که به بقای وطن می‌اندیشد، پوچ است. دیری نپایید که عملیات «طریق‌القدس» در آذر همان سال شهر بستان و دشت آزادگان را آزاد ساخت و راه ارتباطی شمال و جنوب ارتش دشمن را قطع کرد. 
در فروردین ۱۳۶۱، نوبت به بزرگ‌ترین مانور ایمان و تاکتیک رسید؛ عملیات «فتح‌المبین». در این عملیات، بیش از ۲۵۰۰ کیلومتر مربع از دشت‌های خوزستان شامل عین‌خوش، دشت عباس و ارتفاعات استراتژیک رادار آزاد شد و هزاران اسیر و غنیمت جنگی، پوشالی بودن خطوط دفاعی رژیم بعث را فریاد زدند. طراحی این عملیات‌ها ترکیبی بدیع از کلاسیک ارتش و شجاعت جان ‌برکفان سپاه و بسیج بود؛ نقطه‌ای که وحدت کلمه، تمامیت ارضی را از خطر تجزیه حتمی نجات داد.

شست‌وشوی خاک با عرق جبین و خون شریان
اوج تجلی غیرت ملی در اردیبهشت و خرداد ۱۳۶۱ رخ داد. عملیات «بیت‌المقدس» فقط یک عملیات نظامی نبود؛ آزمون حیثیت تاریخی ایران بود. در شرایطی که کارشناسان نظامی خارجی خرمشهر را دژی نفوذناپذیر با هزاران مانع، مین و کانال بتنی اعلام کرده بودند، رزمندگان در گرمای طاقت‌فرسای جنوب، بیش از ۵۴۰۰ کیلومتر مربع را آزاد کردند و در سوم خرداد به مسجد جامع خرمشهر رسیدند. تصویری که از آن روزها بر جا ماند، سجده شکر بر خاکی بود که به خون هزاران جوان تطهیر شد تا پرچم ایران بر فراز گلدسته‌های مسجد جامع به اهتزاز درآید.
اما دفاع پایان نیافت؛ مرزها باید تثبیت می‌شدند تا دیگر هیچ بیگانه‌ای هوس تعرض به سرش نزند:
  والفجر ۸ و عبور محیرالعقول از اروند وحشی و فتح فاو، جهانیان را در بهت تاکتیک‌های مهندسی رزمی ایران فرو برد.
  کربلای ۵ در شلمچه، نبردی تن‌به‌تن در پیچیده‌ترین موانع مهندسی جنگ‌های معاصر بود؛ جایی که ماشین جنگی متجاوز در دیوارهای بتنی و آب‌گرفتگی‌های مصنوعی زمینگیر شد و بهای آن، شهادت بهترین سرداران و جوانان این مرز و بوم بود.
هشت سال جنگیدیم؛ در شرایطی که بیش از ۳۰ کشور مستقیما از مهاجم حمایت مالی، تسلیحاتی، اطلاعاتی و لجستیکی می‌کردند و حتی بمب‌های شیمیایی در سردشت و حلبچه نفس‌ها را به شماره انداخت. اما سرانجام در مرداد ۱۳۶۷ با اجرای آتش‌بس قطعنامه ۵۹۸، تاریخ این حقیقت ناب را ثبت کرد: پس از قرن‌ها، برای نخستین‌بار در تاریخ معاصر، جنگی تمام‌عیار پایان یافت، بی ‌آنکه حتی یک میلی‌متر از این خاک پرشکوه جدا شده باشد.

خون دادیم خاک، هرگز!

بقای DNA مقاومت در نسل‌های بعد
بزرگ‌ترین خطای راهبردی دشمنان این سرزمین در طول دهه‌ها همواره یک چیز بوده است: «تصور گسست نسلی در مفهوم غیرت ملی.» تحلیل‌گران غربی بارها نوشتند که نسل‌های بعدی، دیگر حساسیتی به خاک و آرمان‌های دفاعی نخواهند داشت و با فشار اقتصادی یا تهدید نظامی، تسلیم خواهند شد. اما حقیقت فرهنگ این مرز و بوم چیز دیگری را در لایه‌های پنهان خود می‌پروراند؛ خاکی که با خون وضو گرفته باشد، قداستی فرای محاسبات مادی پیدا می‌کند. مفهوم دفاع مقدس در ایران هرگز یک واقعه تاریخی قاب‌شده روی دیوار موزه نماند، بلکه به یک مکتب دفاعی، یک جهان‌بینی و یک غریزه بقا در حافظه جمعی ایرانیان تبدیل شد. از سنگرهای گل‌آلود شلمچه و کوهستان‌های سر به فلک کشیده بازی‌دراز، این روحیه به نسل‌های بعدی منتقل شد؛ نسلی که نه جنگ اول را دیده بود و نه صدای آژیر قرمز را شنیده بود، اما وقتی پای تمامیت ارضی به میان آمد، همانند پدران و برادران شهیدش سینه سپر کرد.

آزمون دوباره در خرداد ۱۴۰۴
خرداد و تیر ۱۴۰۴، صحنه یکی دیگر از پیچیده‌ترین تجاوزهای تحمیلی علیه این جغرافیا بود؛ تهاجمی که در قالب «جنگ ۱۲ روزه» با برآوردهای سنگین اطلاعاتی و فناوری‌های پیشرفته رقم خورد تا با حملات برق‌آسا و هدفمند، اراده ملی را بشکند و مرزهای بازدارندگی کشور را به عقب براند. دشمن تصور می‌کرد در پس سال‌ها فشار و تحریم، ساختار دفاعی و روحیه مقاومت ملت دچار فرسایش شده است.
اما این ۱۲ روز به مثابه یک قرن درس پایداری بود:
۱. غافلگیری دشمن از حجم پاسخ دفاعی: سامانه‌ها و مدافعان وطن در زمین و آسمان پاسخی دندان‌شکن دادند.
۲. جان‌فشانی نیروهای خط‌مقدم: در خطوط مرزی و نقاط حساس، جوانان متولد دهه‌های ۷۰ و ۸۰، دوشادوش نیروهای زبده ایستادند.
۳. هزینه‌های سهمگین و شهدای گرانقدر: در این نبرد فشرده و نفسگیر، گل‌های سرسبدی پرپر شدند؛ فرماندهان و سربازانی که در آتش مستقیم متجاوز سوختند تا آتش به خانه مردم نرسد.
جنگ ۱۲ روزه خرداد و تیر ۱۴۰۴ شاید از نظر زمانی کوتاه به نظر برسد، اما از حیث چگالی آتش و تهدید علیه موجودیت و حاکمیت ملی، آزمونی تعیین‌کننده بود. دشمن در روز دوازدهم متوجه شد که با هیچ معادله فناورانه یا اطلاعاتی قادر به جدا کردن خاک یا تحمیل اراده‌اش به این ملت نیست و ناچار به توقف تجاوز شد، در حالی که پرچم ایران بر همان ارتفاعات و دشت‌های مرزی سرافرازانه در باد می‌رقصید.

۴۰ روز ایستادگی از اسفند ۱۴۰۴
هنوز داغ شهدای خرداد ۱۴۰۴ بر دل‌ها تازه بود که در زمستان ۱۴۰۴، تهاجمی نوپدید و این‌بار طولانی‌تر و پیچیده‌تر، امنیت کشور را نشانه رفت. از ۹ اسفند ۱۴۰۴، جنگی تحمیلی کلید خورد که دقیقا ۴۰ روز تمام به طول انجامید و تا روزهای آغازین بهار ادامه یافت. این ۴۰ روز، نماد عینی بازتولید حماسه هشت سال دفاع مقدس در مختصات جنگ‌های نوین قرن بیست‌ویکم بود. در این ۴۰ روز، ملت و نیروهای مسلح در آزمونی بی‌سابقه از سرما و باروت قرار گرفتند:
  فشارهای چندلایه و جنگ ترکیبی: دشمن با ترکیبی از تهاجمات نظامی، سایبری و ایجاد ناامنی‌های مرزی، در پی شکستن خطوط دفاعی و تصرف بخش‌هایی از نوار مرزی بود تا برای خود اهرم چانه‌زنی سیاسی بسازد.
  ایستادگی در شب‌های سرد اسفند: مرزداران و پاسداران و جوانان این کهن‌بوم پای لانچرها و پدافندها، ۴۰ شبانه‌روز بی‌خوابی را به جان خریدند.
  حضور مردان و زنان و کودکان در میادین و خیابان‌های شهر زیر حمله جنگنده‌ها و فعالیت پدافندها با وجود سرمای شب‌های زمستان و گرمای بهار و تابستان، پا به پای نیروهای نظامی، سنگر اتحاد را حفظ کردند.
  لاله‌هایی که در بهار روییدند: آمار شهدا در این ۴۰ روز دل هر ایرانی باوجدانی را به درد آورد. نخبگان نظامی، پاسداران امنیت، مدافعان گمنام، مردم مظلوم و زنان و کودکان بی‌دفاع جان خود را تقدیم کردند تا شهرها در آرامش بمانند و هیچ قراردادی که بوی باج‌خواهی و واگذاری خاک بدهد، امضا نشود. وقتی این نبرد ۴۰ روزه در فروردین به پایان رسید، دوباره جهان با همان گزاره تاریخی روبه‌رو شد: ایران هزینه‌های جانی سنگینی پرداخت کرد، فرزندان رعنای خویش را به آغوش خاک سپرد، اما خاک را به هیچ بیگانه‌ای تسلیم نکرد.

خاکی که نرخ معامله ندارد
چرا برای ایرانی، واگذاری خاک ناممکن‌ترین گزاره عالم است؟ تفاوت نگاه به خاک در فرهنگ دفاعی ما با سایر الگوهای نظامی در همین نقطه آشکار می‌شود. در بسیاری از سیاست‌های فکری نظامی جهان، خاک یک متغیر قابل معامله در برابر بقای نظام‌های سیاسی یا کاهش خسارات اقتصادی است؛ مفهومی تحت عنوان «عقب‌نشینی تاکتیکی و سازش سرزمینی.»
اما در حافظه تاریخی این ملت، خاک با ناموس، هویت و مقدسات پیوند خورده است: شهیدی که در اروند خروشان والفجر ۸ با طناب دست‌های همرزمش را بست تا جریان آب او را به مواضع دشمن نبرد و عملیات لو نرود؛ تخریب‌چی نوجوانی که در معبرهای شلمچه روی سیم‌خاردار خوابید تا گردان از روی کمر او رد شود؛ خلبانی که جنگنده‌اش آتش گرفت اما هواپیما را به سمت تاسیسات دشمن هدایت کرد و مدافعانی که در خرداد و اسفند ۱۴۰۴ در برابر موشک‌ها و تجهیزات های‌تک سینه ستبر کردند. همگی حامل یک کد مشترک بودند: «ایران باید بماند، حتی اگر ما نمانیم.» این همان رمزی است که هزینه‌های گزاف انسانی را معنادار و جاودانه می‌کند. ما شهید می‌دهیم نه برای اینکه از مرگ استقبال کنیم، بلکه برای اینکه زندگی با عزت در این پهنه جغرافیایی استمرار یابد و این نقطه طلایی در باور ماست که: «شهادت، مرگ تاجرانه است.»

نقشه‌ای که کم‌رنگ نمی‌شود
هفته دفاع مقدس صرفا یادبود یک جنگ تمام‌شده در دهه ۶۰ نیست؛ رژه افتخار نسلی است که زنده ماندن عزت‌مندانه را به ما آموخت و الگویی شد برای نسل‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵. این هفته، میعادگاه قدردانی از مادرانی است که در دهه ۶۰ بند پوتین فرزندان‌شان را بستند و در دهه‌های بعد، داغ جوانان رعنای مدافع امنیت و تمامیت ارضی را بر سینه فشردند و خم به ابرو نیاوردند تا ستون‌های این خانه نلرزد.
امروز، وقتی به نقشه گربه‌نشان ایران بر پهنه جغرافیای جهان می‌نگریم، این نقشه فقط خطوط مرزی ارس و کارون و کوه‌های آرارات و آب‌های خلیج فارس نیست؛ این نقشه تجسم پیکر هزاران شهید والامقام است. هر صخره زاگرس و البرز، هر نخل سوخته خوزستان، هر شن تفتیده کویر و هر موج خروشان خلیج فارس، شهادت می‌دهند که این مرزها با نذر جان محافظت شده‌اند.
پیام روشن هفته دفاع مقدس و تاریخ معاصر ایران به تمام جهان روشن و بی‌لکنت است: دروازه‌های این سرزمین ممکن است به روی صلح، دوستی و تعامل باز باشد، اما اگر چشمی با طمع تجاوز و دست‌اندازی به این خاک نگاه کند، پاسخی جز مشت پولادین و سد آهنین نخواهد دید. ما شهید می‌دهیم، اشک می‌ریزیم، داغدار می‌شویم و بار فراق یاران را به دوش می‌کشیم، اما تاریخ تا ابد گواهی خواهد داد که خاک پاک میهن، خط قرمز تسلیم‌ناپذیر فرزندان ایران است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.