۱ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۱
کد مطلب: ۲۵٬۶۲۱
از رئالیسم تا توحید

آگاه: پرسش از سازوکار «بقا در نظام فاقد مرجع مرکزی و داور بالادستی» (نظام آنارژیک)، نظریه‌پردازان را به دو بن‌بست بنیادین «واقع‌گرایی تهاجمی» و «معمای امنیت» کشانده است. منطق «واقع‌گرایی تهاجمی» بقا را تنها در گرو تهاجم پیش‌دستانه، توسعه‌طلبی بی‌مهار و تبدیل شدن به قدرت مسلط هژمونیک می‌داند؛ رویکردی که نتیجه محتوم آن تجاوزگری و بی‌ثباتی فراگیر است و منطق «معمای امنیت» در واقع‌گرایی تدافعی که در آن هر گام دفاعی یک واحد سیاسی، از سوی رقیب به‌عنوان تهدید تفسیر شده و به مسابقه تسلیحاتی فرساینده و ناپایدار می‌انجامد.

از رئالیسم تا توحید
تجربه زیسته هشت سال دفاع مقدس و سیره عینی امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (ره) از حضور در خطوط مقدم و ستاد جنگ‌های نامنظم در کنار شهید چمران و عضویت در شورای عالی دفاع، تا سال‌ها راهبری صنایع خودکفایی، نشان داد که جمهوری اسلامی توانسته است با عبور از این دوگانه بن‌بست، الگویی نوین از «عقلانیت راهبردی متکی به وحی» را پی‌ریزی کند.
دکترین دفاعی امامین انقلاب گذار از «بیشینه‌خواهی تهاجمی» به «واقع‌گرایی تدافعی مقید به اخلاق» است. امامین انقلاب در عین پذیرش اصل «واقع‌بینی در برابر تهدیدات واقعی جهان»، با توسعه‌طلبی نظامی و هژمونی‌خواهی مرزبندی بنیادین دارد و آن را با دو ضابطه فقهی و قرآنی بازتعریف کرده است: ضابطه اول تطبیق اصل اعدا با دکترین بازدارندگی و مهار جنگ است؛ بر مبنای آیه شریفه «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ… تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکمْ» (انفال/۶۰)، راهبرد نظامی اسلام بر پایه انباشت تجهیزات برای تهاجم و توسعه ارضی استوار نیست؛ بلکه غایت این آمادگی، صرفا «ترهیب» به معنای بازدارندگی، برهم زدن خطای محاسباتی دشمن و جلوگیری از وقوع جنگ است. بر این مبنا، موضع آغازین نظام اسلامی طبق نص «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا» (انفال/۶۱)، صلح و ثبات عادلانه است. این اصل قرآنی مرز فارق جمهوری اسلامی با تجاوزگری قدرت‌های سلطه‌گر است.
ضابطه دوم مهار ساختاری ابزار خشونت با قاعده لاضرر و نفی عدوان است؛ برخلاف نظریات قدرت غربی که هیچ حد ذاتی برای ابزار کشتار قائل نبوده و تسلیحات کشتارجمعی را ابزار نهایی موازنه قدرت می‌دانند، نوآوری اجتهادی رهبر انقلاب در تحریم مطلق فقهی ساخت، انباشت و کاربرد سلاح‌های هسته‌ای و شیمیایی، تجلی برتری احکام الهی بر جبر مادی است. این حکم برآمده از قواعد محکم فقهی نظیر نفی مثله، منع اتلاف نفوس بی‌گناه و آیه شریفه «وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» (بقره/۱۹۰) است؛ امری که نشان می‌دهد دکترین دفاعی ایران اسیر تکنولوژی کور و بی‌مهار نیست.

بازتعریف «امنیت درون‌زا» و دکترین موازنه نامتقارن
بزرگ‌ترین آسیب در نظریات امنیتی مرسوم، تجویز «موازنه‌سازی خارجی» به معنای ائتلاف با ابرقدرت‌ها یا خرید چتر امنیتی استیجاری است؛ الگویی که کشورهای منطقه را به مصرف‌کنندگان وابسته و آسیب‌پذیر صنایع نظامی مبدل ساخته است. در مقابل، نوآوری راهبردی رهبری شهید، مفهوم بازدارندگی را بر دو پایه کاربردی مستقر ساخت: پایه اول؛ پیوند قاعده «نفی سبیل» با نهضت جهاد خودکفایی است؛ طبق قاعده فقهی «وَلَن یجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» (نساء/۱۴۱)، ایجاد هرگونه انقیاد و وابستگی ساختاری به بیگانگان نامشروع است. وابستگی تسلیحاتی، مستقیم‌ترین راه تحمیل اراده دشمن بر ارکان کشور است؛ چنانکه زمینگیر شدن ارتش‌های واردات‌محور در بزنگاه‌ها مشهود بوده است. تاکید مستمر رهبر انقلاب از دوران دفاع مقدس بر تشکیل نهضت قطعه‌سازی و جهاد خودکفایی در نیروی هوایی، صنایع موشکی و پهپادی، امنیت را از یک «کالای وارداتی شکننده» به یک «سرمایه درون‌زا و پایدار» بدل کرد که هیچ تحریمی قادر به تعطیلی آن نیست.
پایه دوم؛ دکترین موازنه نامتقارن یعنی؛ تولید هزینه حداکثری در برابر سود حداقلی است؛ نظریات بین‌الملل قدرت را صرفا در مقیاس‌های متقارن مانند: تعداد ناو، رزم‌ناو و بودجه نظامی می‌سنجند. تدبیر دفاعی رهبری با نگاه به آیه شریفه «إِن ینصُرْکمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکمْ» (آل‌عمران/۱۶۰)، راهبرد جنگ نامتقارن را به صحنه آورد؛ یعنی تمرکز بر فناوری‌های بومی کم‌هزینه اما نقطه‌زن و فلج‌کننده همچون دقت بالای موشکی و پهپادهای تهاجمی. این شیوه، معادله هزینه-فایده ائتلاف‌های پیشرفته نظامی را دچار فروپاشی کرد و سبب شد پیش‌بینی‌های رهبری مبنی بر ناکامی سناریوهای دشمن نظیر شکست طرح‌های اشغالگری و محاصره ایران در عمل محقق شود.
بنا بر این می‌توان گفت: نظریه دفاعی امامین انقلاب، یک «الگوی بومی واقع‌گرایی اخلاق‌محور» است. این مکتب توانسته است از یک‌سو از وادی خوش‌خیالی‌های آرمان‌گرایانه دور بماند و با دستیابی به توان نقطه‌زن، هزینه هرگونه تعرض را برای دشمن غیرقابل جبران سازد و از سوی دیگر با ابتنا بر نفی سبیل، بازدارندگی ترهیبی و تحریم تسلیحات غیرانسانی، بن‌بست اخلاقی و فرسایشی، نظریات امنیتی غرب را خنثی کند. این منطق اجتهادی، مهم‌ترین دستاورد هشت سال دفاع مقدس و جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه است که امروز ضامن قطعی امنیت، استقلال و پیشرفت ایران اسلامی و شکست قطعی و به زانو درآمدن دشمن به شمار می‌رود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.