۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۷
کد مطلب: ۲۵٬۴۲۱

نگاه چارچوب قرآنی و روایی تهاجم و مقابله

مقاومت آفندی

علیرضا احمدی قره زاغ ـ نویسنده و پژوهشگر

آگاه: کاربست واژه «دفاع» در فقه سیاسی شیعه و دکترین نظامی جمهوری اسلامی، ناظر به «مشروعیت غایی و انگیزه آغاز جنگ» است، نه محدودیت در انتخاب ابزار و الگوهای تاکتیکی. در منظومه فکری امامین انقلاب؛ امام خمینی (ره) و آیت‌الله خامنه‌ای (ره)، دفاع مشروع با انفعال میدانی مرزبندی هویتی دارد؛ چراکه امیرالمومنین، علی (ع) در خطبه ۲۷ نهج‌البلاغه قاعده بنیادین امنیت اسلامی را این‌گونه تقریر می‌فرمایند: «فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا»؛ یعنی توقف در خطوط مرزی خودی و پذیرش ضربه در خانه، فرجامی جز ذلت ندارد. تجربه سه جنگ تحمیلی؛ نبرد کلاسیک بعثی در دهه ۶۰، جنگ نیابتی و ترکیبی تکفیر در دهه ۹۰ (شام و عراق) و کارزار مواجهه مستقیم موشکی-پدافندی با رژیم صهیونیستی و پایگاه‌های آمریکا و جبهه ائتلاف غربی در ماه‌های اخیر، نشان داد که حفظ کیان امت و ثبات ملی، در گرو گذار اجتناب‌ناپذیر از «دفاع موضعی و واکنشی» به «راهبرد تهاجمی و بازدارندگی فعال» است؛ گذاری که مبانی آن مستقیما از محکمات آیات جهاد و سنن الهی استخراج شده است.
تحول تشریعی آیات قتال در قرآن مجید، ترسیم‌کننده منطق گذار از پاسخ پسینی به ایجاد موازنه هراس و سلب اراده تخاصم از دشمن است. آیه ۱۹۰ سوره بقره با گزاره «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا»، اصالت را به نبرد تدافعی در برابر تجاوزگران می‌دهد و ستم و جنگ‌طلبی ابتدایی را نفی می‌کند. با این حال، شریعت اسلامی دفاع را در چارچوب بسته واکنش صرف محصور نمی‌سازد، بلکه در سوره انفال آیه ۶۰ با فرمان «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ»، «ارهاب عقلانی» و بازدارندگی وحشت‌آفرین در محاسبات دشمن را رکن قوام‌بخش دفاع معرفی می‌کند. تطبیق عینی این منطق در تاریخ دفاع مقدس، شکست بن‌بست راهبردی سال اول جنگ بود؛ جایی که با عزل تفکر تکنوکراتیک و منفعلانه بنی‌صدر، دکترین دفاعی به سوی طراحی عملیات‌های آفندی زنجیره‌ای- نظیر «ثامن‌الائمه» برای شکست حصر آبادان و «الی بیت‌المقدس» برای آزادسازی خرمشهر- تغییر جهت داد و مشخص ساخت که دفاع بدون تهاجم متقابل، توان تنبیه متجاوز و آزادسازی سرزمین را نخواهد داشت.
دلالت مفهومی و فقهی «رِباطِ الْخَیْل» در منظومه امنیتی اسلام، وجوب برپایی شبکه قدرت انباشته، پایدار و در حالت آماده‌باش همیشگی برای مهار غافلگیری راهبردی است. بر اساس مرویات فقهی، از جمله روایت معتبر از امام جعفر صادق (ع) ذیل همین آیه که اسب‌های مهیا را نشانه عزت مومنان می‌دانند (الکافی، ج ۵، ص ۴۹)، «رباط» ناظر به ایجاد تسلیحات راهبردی پیش‌نگر و پیوسته در زنجیره رزم است. این مفهوم قرآنی در مختصات معاصر، در توسعه شبکه‌های زیرزمینی شهرهای موشکی نیروی هوافضا، تجهیز یگان‌های پهپادی بردبلند (نظیر شاهد ۱۳۶ و مهاجر ۱۰) و استقرار سامانه‌های پدافند بومی (چون سوم خرداد و باور ۳۷۳) تجسد یافته است. ثمره این آمادگی ساختاری، در مهار بحران تروریسم تکفیری آشکار شد؛ جایی که اگر انبوه تسلیحات آماده و ساختار واکنش سریع نیروی قدس نبود، خطوط تهاجمی داعش به جای شکست در موصل، حلب و بوکمال، مرزهای خسروی و مهران را به مسلخ امنیت ملی بدل می‌کرد.
فلسفه جهاد تهاجمی در اسلام، خشکاندن ریشه‌های فتنه در کانون پیدایش و سلب توان ضربه اول از طاغوت پیش از تحمیل فاجعه بر مستضعفان است. در مبانی اجتهادی فقهای شیعه، جهاد ابتدایی یا تهاجمی مشروع بر مدار «أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْما نَّکَثُوا أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ» (توبه/۱۳) برای درهم ‌کوبیدن کانون‌های توطئه و نقض‌عهد پیش از اقدام خصمانه آنان تشریع شده است. در جنگ دوم تحمیلی، مصداق بارز این فقه عملیاتی، ابتکار راهبردی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در گشودن جبهه‌های آفندی درون جغرافیای بحران‌زده سوریه و عراق بود؛ رویکردی که توطئه طراحی‌شده اتاق‌های فکر غربی- عبری برای فروپاشی کمربند مقاومت را پیش از رسیدن به مرزهای ایران منهدم ساخت و دکترین «دفاع در عمق راهبردی» را بر دشمن تحمیل کرد. این الگو اثبات کرد که تهاجم پیش‌دستانه به ریشه‌های فتنه، کارآمدترین قالب حراست از امنیت امت است.
سنت الهی تداوم تاریخ بر «دفع متقابل» و برهم ‌زدن یک‌جانبه‌گرایی جبهه باطل از طریق اعمال قدرت سخت و موازنه‌ساز استوار است. خداوند سبحان در آیه ۲۵۱ سوره بقره این قاعده تکوینی-تشریعی را تبیین می‌فرماید: «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ»؛ قاعده‌ای که تصریح دارد مدارای راهبردی در برابر ظالم متجاوز به فراگیری تباهی می‌انجامد و تنها راه بقای صلح عادلانه، مقابله فیزیکی و تحمیل خسارت است. عملیات‌های تاریخی «وعده صادق ۱ و ۲» در پاسخ به ترورها و تجاوزات آشکار رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه مراکز دیپلماتیک و فرماندهان جبهه مقاومت، مظهر بی‌بدیل این سنت قرآنی در جنگ سوم تحمیلی بود. شلیک صدها فروند موشک بالستیک و هایپرسونیک (همچون خیبرشکن و فتاح) به قلب پایگاه‌های نواتیم و هاتزریم، معادله بازدارندگی را از حالت نظری به واقعیتی دگرگون‌ساز بدل کرد و به دشمن فهماند که هزینه هرگونه تعدی، مواجهه مستقیم با آتش تهاجم راهبردی خواهد بود.
امتداد سه تجربه تاریخی نبرد هشت‌ساله، جنگ با تکفیر و پیکار ترکیبی با آمریکا و صهیونیسم، به روشنی نشان می‌دهد که دکترین دفاعی ایران اسلامی متکی بر عقلانیت قرآنی «مقاومت آفندی» بازتعریف شده است. تقید به شریعت ایجاب می‌کند که امت اسلام آغازگر ستم و تعدی نباشد، اما تسلط بر فنون رزم و قواعد نبرد حکم می‌کند که پایان و قواعد جنگ را با تهاجم قاطع و بازدارنده تعیین کند. این تحول راهبردی، میراث ماندگار خون شهیدان و ترجمان عینی همان ندای ابدی وحی است که عزت و امنیت پایدار را تنها در سایه اقتدار، ثبات‌ قدم و ضربه موازنه‌ساز به جبهه کفر تضمین می‌کند.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.