آگاه: در این میان، بازخوانی و بازنمایی چهره رهبر شهید در بستر دفاع مقدس و منطق دفاعی کشور، اقدامی حیاتی در سنگر تبیین اندیشهای برای تثبیت هویت ملی فردا است. مسئله اساسی این است که چگونه میتوان چهره حقیقی شخصیتی را که همواره مدافع بیبدیل ایران و تمامیت ارضی آن در دشوارترین بزنگاهها بوده است، فارغ از شعارزدگی و غبار تحریف، به درستی به نسلهای آینده نشان داد.
گذر از کلیشهها با سند و مختصات تاریخی
نخستین و محوریترین راهکار، بازگشت شجاعانه به مستندات عینی و دوری از توصیفهای کلیشهای است. ذهن پرسشگر نسل جدید با تجلیلهای انتزاعی اقناع نمیشود، بلکه تشنه سند، مختصات تاریخی و ماجراهای واقعی میدان است. باید تاریخ را از دل وقایع تلخ و شیرین آغاز جنگ بازگو کرد؛ از روزهایی که ایشان به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع، شخصا لباس جهاد پوشید و همراه شهید چمران در ستاد جنگهای نامنظم اهواز، مانع سقوط حتمی خوزستان شد.
نسل تازه باید بداند فرمان شکستن حصر سوسنگرد با دستخط قاطع و پیگیری بیوقفه شبانه روزی ایشان در آبان ۱۳۵۹ صادر شد، یا اینکه نخستین هسته جهاد خودکفایی نیروی هوایی برای بازسازی جنگندهها و نهضت قطعهسازی، با حمایت مستقیم ایشان در برابر کارشکنیهای بنیصدر جوانه زد. انتشار اسناد، صورت جلسلههای علنی شده از دوران دفاع مقدس، دستنوشتههای عملیاتی و ثبت بیواسطه خاطرات رزمندگان و پیشکسوتان گمنام از حضور میدانی ایشان در خطوط مقدم، تصویری واقعی از یک مدیر میدانی، میهندوست و شجاع میسازد که هیچ بیگانهای توان انکار آن را ندارد.
نوسازی زبان روایت و پیوند با هنر مدرن
دومین راهبرد، نوسازی قالبهای انتقال روایت و همنشین کردن محتوا با هنر مدرن است. متون خشک اداری و سخنرانیهای کلیشهای، جاذبهای برای نسل دیجیتال ندارند؛ نسلی که در معرض هجوم بیوقفه روایتهای موازی قرار دارد و کلام رسمی را برنمیتابد، بلکه تشنه زبان تصویر، گفتوگوی صریح و اقناع ذهنی است.
برای نمایش عقلانیت راهبردی ایشان، باید به سمت خردهروایتهای جذاب و روایتهای مستند رویدادمحور رفت. اعتماد بینظیر ایشان به جوان ۲۵ سالهای چون حسن طهرانیمقدم برای راهاندازی توپخانه سپاه و سپس بنیانگذاری صنعت موشکی از هیچ، حاوی برترین ظرفیتهای حماسی و هویتساز ملی است. اگر پادکستهای پژوهشی، رمانهای مستند و پویانماییهای خوشساخت بسازیم، این حقیقت آشکار میشود که توان بازدارندگی امروز، میراث یک عقلانیت درونزا و متکی به اراده جوانان ایرانی با هدایت و راهبری مستقیم ایشان بوده است.
پاسخ عقلانی به شبهات با منطق بازدارندگی
سومین گام، پاسخگویی فعال، عقلانی و مستند به شبهات ذهنی است. ماشین رسانهای دشمن همواره تلاش میکند پیشرفتهای موشکی و صنایع دفاعی را مغایر با رفاه عمومی، پرهزینه و ماجراجویانه بازنمایی کند. تبیین اندیشهای ایجاب میکند با زبان علم و منطق بینالملل، نشان دهیم که راهبرد قوی شدن بر پایه یک رئالیسم تدافعی اخلاقی استوار بوده است.
نسلی که تلخی موشکباران دزفول و تهران و ویرانی خرمشهر را در دفاع هشتساله ندیده، با دیدن نقشه منطقهای ناامن درمییابد که اگر دست بسته بودیم، دشمن لحظهای در تکهتکه کردن ایران درنگ نمیکرد. بازخوانی این واقعیت که قدرت دفاعی سپر بقای این سرزمین است، مهمترین عامل خنثیکننده سناریوهای جنگ شناختی خواهد بود.
نسل امروز باید پیوند توان موشکی را با پیشبینیهای راهبردی رهبر انقلاب ببیند. بیانات مکرر ایشان درباره خطای محاسباتی دشمن و قطعیت شکست جبهه استکبار، پیشگویی خیالی نبود؛ بلکه تحلیلی عینی از افول دشمن بر پایه موازنه بازدارندگی به شمار میرفت. تحقق عینی این پیشبینیها در میدان، بهترین گواه بر صدق این عقلانیت دفاعی است.
فرجام سخن آنکه پاسداری از میراث معنوی و راهبردی دفاع مقدس بدون طراحی هوشمندانه نقشه ادراکی برای آیندگان ممکن نیست. اگر پژوهشگران، هنرمندان و اهالی قلم میدان روایت را با شجاعت و بیان نو تصاحب نکنند، جریان رقیب جای ارزشها را دگرگون خواهد کرد. ارائه تصویر واقعی از این شخصیت تاریخی، در گرو نشان دادن آمیختگی دینداری با وطندوستی، عقلانیت راهبردی با شجاعت میدانی و اتکای تام به حقیقت است. این تبیین صریح و مستند، ضامن بقای حافظه تاریخی و خودباوری نسل جوان و ملتی خواهد بود که بقای خویش را مدیون خادمان و مدافعان راستین خویش است.
نظر شما