آگاه: دفاع مقدس، فقط یک جنگ هشتساله نبود؛ کارگاهی بود که در آن بنیانهای قدرت دفاعی ایران اسلامی شکل گرفت. در این میان، نقش رهبر شهید انقلاب از همان روزهای نخست، نه در حاشیه تصمیمها، بلکه در متن مدیریت بحران و ترسیم راهبرد بلندمدت دفاعی قرار داشت. این نوشتار میکوشد تنها بر یک موضوع تمرکز کند: نقش ایشان در افزایش توان دفاعی و خودکفایی نظامی؛ موضوعی که امروز به یکی از ستونهای اصلی بازدارندگی ایران تبدیل شده است.
مدیریت میدان و راهبرد
در روزهای آغازین جنگ، وقتی بخشهایی از خاک کشور در اشغال دشمن بود و ساختار دفاعی نوپای انقلاب هنوز انسجام کامل نداشت، رهبر انقلاب بهعنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع حضور یافت. این حضور، تشریفاتی نبود. ایشان همراه شهید چمران، ستاد جنگهای نامنظم را راهاندازی کرد؛ ستادی که با اقدامات سریع و غیرکلاسیک، پیشروی دشمن را در جبهههای حساس متوقف کرد. یکی از نقاط عطف این دوره، محاصره سوسنگرد بود. وقتی بنیصدر اجازه حمله نمیداد، ایشان با نوشتن نامه به فرمانده لشکر ۹۲ و تماس با بیت امام، دستور حمله را صادر کرد و سوسنگرد از محاصره نجات یافت. این نمونه، نشان میدهد که رهبر انقلاب در دفاع مقدس، هم در سطح راهبردی تصمیم میگرفت و هم در سطح میدانی پیگیری میکرد.
«نه» به وابستگی؛ «آری» به خودکفایی
اما مهمترین دستاورد راهبردی ایشان، تغییر مسیر صنعت دفاعی کشور از وابستگی به خودکفایی بود. در شرایطی که بسیاری از مسئولان، با توجه به فشار تحریمها و نیاز فوری جبههها، خرید تسلیحات آماده از کشورهای خارجی را راهحل میدیدند، رهبر انقلاب با درکی عمیق از تلههای استراتژیک وابستگی، مسیر دیگری را توصیه کرد: «خودتان بسازید.» این جمله کوتاه، به یک دکترین تبدیل شد. حمایت ایشان از چهرههایی چون شهید حسن طهرانیمقدم، زمینهساز شکلگیری صنعت موشکی بومی شد؛ صنعتی که امروز از موشکهای نقطهزن دقیق تا پهپادهای راهبردی را در اختیار نیروهای مسلح قرار داده است. سردار سناییراد در این باره میگوید: «اصرار ایشان بر تولید داخل بهجای خرید خارجی، امروز صنعت موشکی و پهپادی ایران را به جایگاه بالایی رسانده است.» این راهبرد، فقط یک صنعت نبود؛ یک فرهنگ بود: فرهنگ عدم وابستگی و اتکا به توان داخلی.
دکترین «قوی شدن» و بازدارندگی واقعی
رهبر انقلاب بارها بر یک اصل قرآنی تاکید کردهاند: «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوّة». این تاکید، ریشه در یک منطق راهبردی دارد: «باید قوی شویم تا اساسا نیازی به جنگ نداشته باشیم و در صورت تحمیل هرگونه نبرد، بازدارندگی لازم را داشته باشیم.» این همان دکترین «قوی شدن» است. از منظر نظری، این اندیشه را میتوان با «رئالیسم تدافعی اخلاقی» مقایسه کرد؛ رویکردی که بر افزایش امنیت نسبی و کاهش احتمال وقوع جنگ تمرکز دارد، نه بر قدرت نسبی و کاهش احتمال شکست در جنگ. پژوهشهای دانشگاهی نشان میدهد اندیشه دفاعی رهبر انقلاب «غالبا مبتنی بر افزایش امنیت نسبی و نه قدرت نسبی است؛ که به شکلی واقعگرایانه بازتعریف و بر مبنای ملاحظات اخلاقی (اسلامی) صورتبندی شده است.» تمایز اصلی این نظریه با رئالیسم تهاجمی، همین توجه به ملاحظات اخلاقی و انقلابی است.
از خودکفایی تا پیشبینی شکست دشمن
ثمره این راهبرد، امروز در میدانهای نبرد و در پیشبینیهای محقق شده نمایان است. وعده «سیلی زدن» به دشمن، در عملیاتهای «وعده صادق» به منصه ظهور رسید. پیشبینی افول آمریکا و فروپاشی رژیم صهیونیستی نیز در پیامهای رسمی و بیانات رهبر انقلاب بارها تکرار شده است. در پیام ایشان به امت اسلامی، به صراحت به «سخن قاطع و آیندهنگر ۱۰ سال قبل رهبر عظیمالشان شهید» اشاره شده که «رژیم متزلزل صهیونی و غده سرطانی اسرائیل به مراحل پایانی عمر منحوس خود نزدیک شده و ۲۵ سال بعد از آن تاریخ را نخواهد دید.» تحولات پس از طوفانالاقصی و افزایش انزوای جهانی رژیم صهیونیستی، نشان میدهد این پیشبینیها در مسیر تحقق قرار گرفته است. رهبر انقلاب، از مدیریت میدانی در سوسنگرد تا ترسیم دکترین «قوی شدن» و از حمایت از نابغههایی چون شهید طهرانیمقدم تا پیشبینی شکست ابرقدرتها، همواره در میدان دفاع از ایران اسلامی حاضر بوده است. بازخوانی این میراث، وظیفهای راهبردی برای نسل امروز و آینده است؛ نسلی که باید بداند قدرت دفاعی ایران، محصول یک انتخاب آگاهانه و یک راهبرد بلندمدت است، نه یک اتفاق.
نظر شما