آگاه: جنگ، پیش از آنکه در میدان آغاز شود، در محاسبه دشمن آغاز شده است؛ آنجا که توان تو را اندازه میگیرد و تصمیم میگیرد پیش بیاید یا عقب بنشیند. اگر ضعف ببیند، تهدید میکند و اگر قدرت ببیند، محاسبهاش تغییر میکند. شاید یکی از مهمترین وجوه «قوی شدن» در منظومه فکری امام مجاهد شهید حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای (قدسالله نفسهالزکیه) را باید از همینجا فهمید: قدرت، پیش از آنکه برای جنگیدن باشد، برای آن است که جنگ و تهدید، گزینه آسان دشمن نباشد.
قوی شدن البته با انباشت سلاح آغاز و به آن ختم نمیشود. قدرت دفاعی ماندگار، از علم و فناوری، نیروی انسانی، سازمان، ابتکار، ایمان و حضور مردم ساخته میشود. ملتی که فناوری ندارد، در ساخت ابزار دفاعی وابسته میماند؛ ملتی که نیروی انسانی توانمند ندارد، ابزارش را نمیتواند به قدرت تبدیل کند و ملتی که مردمش در صحنه نباشند، در لحظه خطر پشتوانهای برای قدرت خود نخواهد داشت. از همین رو، دفاع در این نگاه صرفا حفاظت از مرزها نیست؛ ساختن توان ایستادن است.
امام شهید انقلاب اسلامی این معنا را نه از دور، که در متن دفاع مقدس تجربه کرد. حضور در شورای عالی دفاع، فرماندهی جنگهای نامنظم و پیگیری مستقیم وضعیت جبههها، دفاع را برای او به مسئلهای عینی تبدیل کرده بود؛ مسئلهای که در سوسنگرد با تشخیص خطر، پیگیری و بسیج ظرفیتها به تصمیم و اقدام رسید. اما تجربه جنگ در همان میدان باقی نماند. خودکفایی دفاعی، توسعه صنایع نظامی و میدان دادن به نیروهای جوان و متخصصی همچون شهید حسن طهرانیمقدم، ادامه همان تجربه در مرحلهای دیگر بود: اگر قرار است امنیت کشور به اراده بیگانه وابسته نباشد، باید توان دفاع از خود را ساخت.
اینجاست که «قوی شدن» به یک راهبرد تبدیل میشود. قدرت موشکی، صنایع دفاعی و فناوریهای راهبردی صرفا تجهیزات جنگی نیستند؛ نشانههای تبدیل وابستگی به تواناییاند. کشوری که بتواند نیازهای راهبردی خود را تولید کند، فقط سلاح نساخته است؛ بخشی از اختیار تصمیمگیری خود را حفظ کرده است. به همین دلیل، خودکفایی دفاعی را باید در امتداد استقلال فهم کرد.
بازدارندگی نیز در همین نقطه شکل میگیرد. بازدارندگی الزاما با شلیک سلاح محقق نمیشود؛ گاهی مهمترین کار قدرت، شلیک نشدن آن است. وقتی دشمن بداند تعرض، هزینهای واقعی دارد و پاسخ ایران قابل پیشبینی و قابل محاسبه برای او نیست، تصمیمش دیگر مانند گذشته نخواهد بود. «قوی شدن» در چنین منطقی، دعوت به جنگ نیست؛ راهی برای بستن راه تحمیل جنگ است. قدرت، زمانی به امنیت تبدیل میشود که دشمن را از محاسبه بر مبنای ضعف بازدارد. این نگاه، فهم ما از پیشبینی شکست دشمن را نیز تغییر میدهد. سخن از شکستپذیری دشمن، جدا از شناخت قدرت و ضعف او نیست. دشمن هرقدر مجهز باشد، شکستناپذیر نیست؛ همانطور که هیچ ملتی محکوم به ضعف نیست. شناخت دشمن، شناخت ظرفیتهای خودی و ساختن قدرتی که بتواند این ظرفیتها را در میدان به کار بگیرد، آینده را از حالت تقدیر بیرون میآورد. آنچه در دفاع مقدس اول و دوم تجربه شد و در رویاروییهای اخیر دوباره خود را نشان داد، آزمون همین منطق است: وقتی قدرت از شعار به واقعیت تبدیل شود، محاسبات دشمن هم تغییر میکند.
از این منظر، سه دوره جنگ هشتساله، جنگ ۱۲ روزه و جنگ کنونی را نباید فقط کنار هم گذاشت و فهرستی از نقشها و رخدادها ساخت. نقطه مشترک آنها یک مسئله است: ایران باید بتواند از خود دفاع کند، بدون آنکه برای حفظ امنیتش چشم به تصمیم دیگری بدوزد. این همان رشتهای است که از سوسنگرد تا صنایع دفاعی و از تجربه فرماندهی تا فناوری موشکی امتداد پیدا میکند.
اما این منطق اگر درست روایت نشود، در حافظه نسل آینده به چند تصویر از جبهه و چند نام از فرماندهان فروکاسته خواهد شد. آنچه باید باقی بماند، فهم چرایی این مسیر است: چرا خودکفایی دفاعی اهمیت داشت؟ چرا بر جوانان و دانش تکیه شد؟ چرا قدرت نظامی از علم و مردم جدا نیست؟ و چرا «قوی شدن» شرط امنیت و استقلال است؟ روایت رهبر شهید باید روایت همین پیوند باشد؛ پیوند میان ایمان و عقلانیت، دانش و دفاع، مردم و قدرت.
در این نقطه، مفهوم «ایران قوی» معنای کاملتری پیدا میکند. ایران قوی فقط کشوری نیست که قدرت پاسخ نظامی داشته باشد؛ کشوری است که در علم، فناوری، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع نیز توان ایستادن روی پای خود را پیدا کرده و مردمش در بزنگاههای تاریخی «حاضر در صحنه» باشند. تاکید رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای بر ایران قویتر، حضور موثر مردم، آمادگی و دفاع موثر و پشیمانکننده را میتوان در امتداد همین منطق فهم کرد: قدرت دفاعی آنگاه پایدار است که پشتوانه یک ملت آماده، متحد و حاضر را داشته باشد.
پس مقصد قویتر شدن فقط این نیست که دشمن نتواند حمله کند؛ مقصد آن است که هیچ قدرتی نتواند آینده ایران را به جای ایرانیان تعیین کند. ملتی که قدرت ساختن و دفاع از خود را دارد، دیگر صرفا موضوع تصمیم قدرتهای بزرگ نیست؛ خود، بخشی از سازنده معادله است. شاید این، عمیقترین معنای قدرت در مکتب رهبر شهید انقلاب اسلامی باشد: قدرت برای غلبه بر دیگران نیست؛ قدرت برای آن است که ملت ایران بتواند آینده خود را خودش بنویسد.
۱ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۹
کد مطلب: ۲۵٬۶۱۷
نظر شما