آگاه: هر بار اسم دفاع مقدس میآید، ذهن ما به سرعت میرود سراغ تصاویر خاکریزها، صدای بمبها و پایداری بینظیری که در برابر موج حملات نشان دادیم؛ اما اگر عمیقتر نگاه کنیم، میبینیم که دفاع در جمهوری اسلامی، هرگز فقط به معنای دوام آوردن و پس زدن ضربات نبوده است. ما از یک دفاع ساده و واکنشی عبور کردهایم و به جایی رسیدهایم که دفاع برای ما، یعنی مدیریت فعال تهدید. در واقع، ما از دورانی که فقط سپر میشدیم و ضربات دشمن را تحمل میکردیم، به دورانی رسیدهایم که یاد گرفتهایم چطور جرات حمله را از دشمن بگیریم و پیش از آنکه ضربهای وارد شود، مانع آن شویم.
ریشه این نگاه را باید در قرآن جستوجو کرد. در آیه «و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة» (انفال، آیه ۶۰) دستور صریحی به آمادگی و قدرت پیدا کردن داده شده است. نکته ظریف اینجاست که این قدرت، نه برای جنگطلبی و تهاجم به دیگران، بلکه برای این است که دشمن اصلا به فکر حمله نیفتد. این یعنی قدرت برای صلح. در سوره بقره هم وقتی خداوند از دفع فساد حرف میزند «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ» (بقره، آیه ۲۵۱)، در واقع به ما میگوید که هر جا تجاوز و ظلمی است، باید با قدرت جلوی آن را گرفت تا زمین به فساد نکشد. پس بازدارندگی فعال ما، در واقع جاری کردن همین دستور خدا در دنیای امروز است؛ برای اینکه صلح داشته باشیم و جلوی ظلم را بگیریم، باید قدرتمند باشیم و این قدرت را به گونهای نمایش دهیم که دشمن دچار تردید شود.
ما در تمام سه تجربه جنگی - از جنگ هشت ساله تا تقابلهای اخیر با صهیونیسم و آمریکا- از یک حق دفاع کردیم. در تمام این سالها، هدف ما یک چیز بوده و هست: حفظ عزت، استقلال و اقتدار کشور. هیچکدام از اینها از دیگری جدا نیستند؛ چون بدون عزت، استقلال معنا ندارد و بدون اقتدار، عزت در دنیای امروز پذیرفته نمیشود؛ اما تفاوت اصلی در روش است. در جنگ اول، ما در میانه میدان، با ایمان و تهاجم، عزت و استقلالمان را ثابت کردیم. آن زمان دفاع ما، دفاعی بود که با خون و جان به دست آمد تا نظام نوپا را حفظ کند؛ اما امروز، این عزت و اقتدار را با بازدارندگی فعال حفظ میکنیم. یعنی طوری قدرت میگیریم و این قدرت را به نمایش میگذاریم که دشمن بداند هر ضربهای بزند، پاسخی میگیرد که هزینهاش برای او غیرقابل تحمل است.
واقعیت این است که هر کسی بخواهد مدل جدیدی از زندگی و حکومت داشته باشد و از مسیر تعیینشده توسط قدرتهای بزرگ دنیا خارج شود، ناخودآگاه هدف حملات قرار میگیرد. در جنگ اول، دشمن با ارتش و تانکها میجنگید؛ اما امروز صهیونیسم و آمریکا از روشهای پیچیدهتری مثل جنگهای نامتقارن، فشارهای اقتصادی و حملات سایبری استفاده میکنند. به همین دلیل، راهبرد ما هم باید تکامل مییافت. ما نمیتوانستیم با ابزارهای سال ۶۰ در برابر تهدیدهای سال ۱۴۰۵ بجنگیم. به همین دلیل، راهبرد ما از دفاع منفعل به بازدارندگی فعال تغییر کرد. یعنی دیگر منتظر نمانیم تا دشمن ضربه بزند و بعد ما واکنش نشان دهیم؛ بلکه طوری قدرت بگیریم که دشمن حتی تصمیم به حمله نگیرد.
این تحول، دقیقا همان چیزی است که امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب روی آن تاکید داشتند. امام (ره) به ما یاد دادند که با ایمان و بسیج همهجانبه، حتی در برابر بزرگترین قدرتهای دنیا میتوان ایستاد و پیروز شد. ایشان مفهوم دفاع را از یک کار نظامی خشک، به یک جنبش اجتماعی و مردمی تبدیل کردند. رهبر شهید انقلاب هم این مسیر را کامل کردند و به ما فهماندند که در دنیای امروز، راه نجات ما قوی شدن است. ایشان به ما آموختند که قدرت، تنها راهی است که دشمن را به میز مذاکره میکشاند یا او را مجبور میکند که از توطئههایش دست بکشد.
اگر به مسیر ما از خاکریزهای خرمشهر تا امروز نگاه کنیم، میبینیم که این مسیر در واقع سفر از سپر به تیغ بوده است. تفاوت این دو در چیست؟ سپر برای تحمل ضربه است؛ اما تیغ برای بریدن دست تهدید. بازدارندگی فعال یعنی اینکه به دنیا بفهمانیم ما به دنبال جنگ نیستیم و هرگز اولین ضربه را نمیزنیم؛ اما اگر کسی به ما تجاوز کند، پاسخی میگیرد که هرگز فراموش نخواهد کرد.
امروز دفاع ما دیگر فقط یک واکنش نظامی نیست؛ بلکه یک پیام سیاسی و اجتماعی است. این پیام میگوید که ایران، کشوری است که صلح را میخواهد؛ اما صلح از موضع قدرت. این همان تکامل راهبردی است که باعث شده امروز، دفاع ما، هوشمندانهتر و اثرگذارتر از هر زمان دیگری باشد و ما بتوانیم در دنیای پرآشوب امروز، استقلال و عزت خود را حفظ کنیم.
۲ مهر ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۱
کد مطلب: ۲۵٬۶۳۲
نظر شما