آگاه: موضوع دیگر، بحث پیشنهاد ما به آمریکاییهاست. امری که از همان اول نیز بسیاری از صاحبنظران بر اشتباه بودن آن، مهر تایید زدند. طبق گزارش والاستریت ژورنال، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا پیشنهاد ایران برای آتشبس هفتروزه را رد کرده و در جلسات خصوصی به مشاورانش گفته است که انتظار دارد پس از انتخابات میاندورهای نوامبر، بمباران ایران را از سر بگیرد. ایالات متحده به ایران و میانجیها اعلام کرده است که ترامپ قصد ندارد محاصره را پایان دهد؛ چراکه معتقد است تداوم فشارهای اقتصادی، ایران را مجبور به پذیرش خواستههای واشنگتن خواهد کرد. طبق ادعای والاستریت ژورنال، اگر چه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا از طریق قطر و دیگر میانجیهای منطقهای همچنان ادامه دارد، اما ترامپ تردید دارد که تهران با شروط هستهای او موافقت کند. دامنه و ابعاد حملات احتمالی هنوز مشخص نیست و مقامات میگویند موضع او ممکن است در هفتههای آینده تغییر کند.
آماده شدن قوای دشمن برای تجاوز مجدد
شبکه خبری سیانان نیز روز گذشته به نقل از دو مقام ارشد پنتاگون، از یک تغییر آرایش نظامی بیسابقه و بهشدت خطرناک در خاورمیانه خبر داد. طبق این گزارش اختصاصی، ارتش آمریکا نه تنها بمبافکنهای رادارگریز بی۲ که تخصص آنها نابودی تاسیسات فوقسری و زیرزمینی است را به حالت آمادهباش درآورده، بلکه هواپیمای فرماندهی استراتژیک معروف به هواپیمای روز قیامت را نیز فعال کرده است. در دکترین نظامی آمریکا، این هواپیما تنها زمانی به آسمان میرود و در وضعیت هشدار قرار میگیرد که احتمال یک جنگ همهجانبه، قطعی و غیرقابلکنترل باشد. سیانان به نقل از منبع خود نوشته است: سطح تنش از هشدار گذشته است؛ ما برای بدترین سناریوی ممکن در ۷۲ ساعت آینده آماده میشویم.
علیبیک، خبرنگار شهیر لبنانی نیز در ایکس نوشته که اطلاعاتی به دست آمده و به دولت ترامپ رسیده و آن اطلاعات حاکی از این است که اسرائیل قصد دارد در آینده نزدیک، عملیات نظامی گستردهای علیه ایران از سر بگیرد. بر اساس اطلاعات جمعآوری شده توسط سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، تلآویو در تلاش است تا تهران را به نوعی تله بکشاند؛ به طوری که ایران به عنوان طرفی که به تشدید تنشها متوسل میشود، جلوه داده شود. این اطلاعات نشان میدهد که اسرائیل در حال انباشتن مقادیر زیادی از مهمات تهاجمی و دفاعی است و همچنین در حال استقرار مجدد تیپها و گردانهای نظامی در جبهه رویارویی با ایران است. در همین حال، فرماندهی دفاع داخلی رژیم صهیونیستی نیز سطح آمادگی خود را افزایش داده است، که این اقدامات در راستای آمادهسازی برای جنگی بزرگتر از جنگهای قبلی است.
مقوله تنگه هرمز
از آرایش تهاجمی رژیمهای متجاوز آمریکا و اسرائیل که بگذریم، به موضوع تنگه هرمز میرسیم. این تنگه یکی از اهرمهای استراتژیک ایران در نبرد با آمریکاست؛ اما متاسفانه اخبار واصله حاکی از وقوع تزلزل در این اهرم استراتژیک است. طبق آنچه در رسانهها منتشر میشود روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز رد میشود و نفت ما جزو این ۱۰ میلیون بشکه نیست و معالوصف کالای پتروشیمی و فولادی ما نیز که عمدتا قابل جایگزینی با مسیرهای غیردریایی نیست، صادر نمیشود.
آمریکا با توجه به نشتی نفت از هرمز، بازگشایی این تنگه را از اولویت فورسماژور خود خارج کرده و خواهان امتیازات بزرگتری است. در واقع عوارض مسدودی تنگه هرمز در حال حاضر برای آمریکا قابل کنترل و تحمل است و دست آمریکا را برای چانهزنی و فشار بیشتر بر ایران باز گذاشته است. نشتی تنگه هم حاصل توافق اسلامآباد است که مسببینش هرگز پاسخگو نشدند. اولویت کنونی برای آمریکا حل دائمی پرونده هستهای ایران و جمعآوری پیچ و مهرههای این صنعت است. میدانید که این امر اگر محقق شود چه چیزی در انتظار ایران است؟ در ایران هنوز قوه عاقلهای وجود دارد که به پشتوانه مردم حاضر در خیابان تن به تسلیم هستهای ندهد! با این حساب توافق عملا دور از دسترس خواهد بود و به سمت تشدید تنش حرکت میکنیم. در این میان آنها که بانی تفاهم شکننده و مستعجل اسلامآباد شدند، باید پاسخگوی وضع موجود و نگه داشتن سایه جنگ بر کشور باشند!
یک مصاحبه اشتباه
آنچه واضح است آن است که پس از مصاحبه ریاست محترم جمهور با فاکسنیوز، رسانه جنگطلبان آمریکایی، لحن آمریکاییها تهاجمیتر و ضد ایرانیتر شد و گمانهزنیها برای تجاوز مجدد آمریکا به ایران شدت گرفت. حضور آقای رئیسجمهور در استودیوی فاکسنیوز و گفتوگو با یکی از تهاجمیترین چهرههای رسانهای محافظهکاران آمریکا در آستانه انتخابات کنگره آمریکا، نه یک کنش دیپلماتیک، بلکه نقطه اوج پروژهای خطرناک بود؛ پروژهای که عبارت است از: عملیات نجات دونالد ترامپ از تبعات اشتباهات و ماجراجوییهای نظامیاش علیه ایران. برای درک عمق این خطای راهبردی، باید روانشناسی سیاسی پایگاه رأی جمهوریخواهان را در مقطع فعلی بازخوانی کرد. بخش مهمی از بدنه حامی ترامپ و جریان موسوم به اول آمریکا یا ماگا هویتی عمیقا ضد جنگهای بیپایان دارند. ورود به درگیری نظامی فرسایشی با ایران، ترورها و بمبارانها تردیدهای سنگینی را میان رأیدهندگان مردد راستگرا ایجاد کرده است؛ تردیدی از این جنس که آیا ترامپ بار دیگر آمریکا را به باتلاقی پرهزینه در غرب آسیا کشانده است؟ در چنین بزنگاه حساسی، جناب رئیسجمهور دقیقا روی صندلی رسانه اصلی هواداران ترامپ نشست تا ماموریت نانوشتهای را تکمیل کند: اثبات کارآمدی دکترین جنگی ترامپ به رأیدهندگان آمریکایی.تصویری که از ایران در این قاب مخابره شد، دقیقا همان چیزی بود که ستاد انتخاباتی ترامپ برای پیروزی به آن نیاز داشت؛ تصویر کشوری بهشدت مستأصل، تحت فشار خردکننده و نگران، که پس از تحمل ضربات سخت نظامی، حاضر است برای رسیدن به هرگونه توافقی التماس کند.
وقتی رئیسجمهور کشوری که در معرض تهاجم قرار گرفته، به سرعت اعلام میکند اورانیوم ۶۰ درصدی چیز مهمی نیست و آن را رقیق میکنیم؛ با افتخار تاکید میکند که ما حتی در اوج جنگ تنگه هرمز را نبستیم و آبراه امن بود؛ به صراحت به مشکلات و تنگناهای اقتصادی اعتراف میکند و مکررا یادآوری میکند که ما با رئیسجمهور شما توافق کردیم و هنوز هم مشتاقیم همان را پیش ببریم، یک پیام عریان به جامعه آمریکا صادر میشود: سیاست مشت آهنین و جنگطلبی ترامپ جواب داده و ایران را پای میز تسلیم کشانده است. این رفتار حاصل یک اشتباه سهوی بود. مدتهاست در تمامی بزنگاههای استیصال ترامپ و جمهوریخواهان، جریانی در داخل بر اساس منطق موهوم باید برای ترامپ راه در رو باز گذاشت، به عنوان تنفس مصنوعی برای دشمن عمل میکند. این شبهتئوری سازشکارانه مدعی است که اگر ترامپ را به بنبست برسانیم رفتارهای پیشبینیناپذیرتری نشان خواهد داد، پس باید با نرمش و اعطای امتیازات آبرودار، او را از بنبست نجات داد! فاجعه اصلی آنجاست که این جریان ظاهرا توانسته مراجع تصمیمساز در تهران را متقاعد کند که آستانه انتخابات آمریکا، بهترین زمان برای امتیازگیری از ترامپ تحت فشار است. اما در عالم واقعیت، آنچه اتفاق افتاد نه امتیازگیری، بلکه یک حراج رایگان است. در سیاست واقعی، اگر دشمن در آستانه انتخابات احساس آسیبپذیری میکند، باید با افزایش تصاعدی هزینهها شامل استفاده جدی از اهرم تنگه هرمز، غلظتبخشی به ابهام هستهای و مسدودسازی منافع منطقهای واشنگتن، او را در موضع تمکین قرار داد، نه اینکه پیشاپیش تمامی کارتهای برنده را بسوزانیم و به او اطمینان دهیم که حتی در صورت بمباران شهرهایمان، امنیت عبور انرژی غرب برقرار است و حاضریم به نظارتهای بیشتر تن بدهیم. سفرهای که در نیویورک پهن شد، نقشه نجات ترامپ از شکست انتخاباتی بود. وقتی دولت ایران داوطلبانه اعلام میکند در آستانه انتخابات آماده معامله است، دست ترامپ را پر میکند تا در مناظرات و کارزارهای انتخاباتی، خلع سلاح ارادی ایران را به عنوان بزرگترین فتحالفتوح سیاست خارجی خود فاکتور کند. تبدیل دیپلماسی رسمی به کاتالیزور پیروزی جنایتکارانی که ترور و جنگ را بر این ملت تحمیل کردند، امنیت نمیآورد. اگر ترامپ با تصویر شکستناپذیری دکترین ضربه از این انتخابات عبور کند، اولین قربانی این نمایش التماس، خود ما خواهیم بود؛ چرا که به طرف متخاصم اثبات کردهایم که هر بار فشار نظامی را بالا ببرد، جریان سازش در تهران نهتنها پاسخ متناسب نمیدهد، بلکه برای نجات او از تبعات جنایاتش، برایش راه فرار و برگ برنده بزرگتر تدارک میبیند.
قضیه محاصره هوایی
در این میان موضوع دیگر که برای ما شرایط را سختتر کرده، فقره محاصره هوایی است. ابعاد این محاصره، فراتر از صرف تحریم هوایی است. بدیهی است که این موضوع نیز مراحلی دارد که از تحریم ایرلاینهای ایرانی در فرودگاههای مقصد آغاز شده و به مرور میتواند به لغو تمام پروازهای خارجی، بستن حریمهای هوایی، ایجاد حصر فیزیکی هوایی، ممانعت از ورود و خروج هواپیماها با جنگنده و تا انتهای مراحل در آینده، یعنی منطقه پرواز ممنوع برسد. اهداف دشمن از این طرح متعدد است. یکی از اهداف مهم، کنترل و استیلا بر آسمان ایران و منطقه است. در راستای این هدف، میتوان محاصره هوایی را در کنار روند تضعیف کنترل کشور بر آسمان خود از یکسو و همزمان، تقویت نیروهای هوایی و پدافند هوایی رقیب و خصم شامل ترکیه، سعودی، رژیم صهیونی و خود آمریکا قرار داد. به نظر یکی دیگر از اهداف غیرمستقیم دشمن از این حصار هوایی، ایجاد اختلال در بازسازی نیروهای مسلح و محور مقاومت با بستن کریدورهای هوایی و فرودگاههای مرکز ثقل است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، شنبه چهارم مهر در جمع خبرنگاران مقابل کاخ سفید، مدعی شد پیشنهادی از ایران برای توافق و بازگشایی فوری تنگه هرمز دریافت کرده، اما آن را رد کرده است. ترامپ مدعی شد: آنها پیشنهادی ارائه کردند، اما من آن را رد کردم. آنها میخواهند توافقی انجام دهند که بر اساس آن تنگه فورا باز شود، چون بهشدت در حال باختن هستند. ما بهشدت در حال پیروزی هستیم. ما کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار داریم. حجم عظیمی از نفت از تنگه خارج میشود و شب گذشته ۲۹ کشتی از آن خارج شدند.
نظر شما