آگاه: دیروز روز پرخبری بود؛ هم فرمانده کل ارتش در نخستین دوره جشنواره ملی سرباز ایرانی با عنوان «سیدالشهدای نیروهای مسلح، شهید امیر سپهبد سیدعبدالرحیم موسوی» حضور یافت و در سخنانش به نکات مهمی اشاره کرد و هم از سوی سپاه خبر رسید: طی یک اقدام هماهنگ و پیچیده با اشراف اطلاعاتی و جنگ الکترونیک، یک فروند زهپاد پیشرفته ارتش تروریستی آمریکا که به منظور جاسوسی در تنگه هرمز فعالیت داشت، به دام افتاده است. علاوه بر این در روزهای گذشته شاهد سخنرانی رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل و حضور و رایزنی او با دولتمردان کشورهای مختلف در آمریکا بودیم. بر همین اساس درباره اتفاقات روز با حمیدرضا ترقی، آگاه مسائل سیاسی، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی و نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.

نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران دیروز در اطلاعیهای از شکار دومین زهپاد ارتش تروریستی آمریکا در تنگه هرمز خبر داد. این اقدام در حالی که آمریکا باز علیه ایران یاوهگویی میکند چه پیامدهایی به همراه دارد؟
باوجود اینکه بحث مذاکراه رد و بدل میشود، اما نیروی دریایی همچنان مراقب تنگه هرمز است و با هرگونه تخلف برخورد میکند و خیلی به بحث دیپلماسی کاری ندارد. برهمین اساس با هر اقدام جاسوسی یا هر اقدامی که بر خلاف سیاستهای ایران در تنگه هرمز باشد برخورد میکند و از آنجا که زیرسطحی جز همان تخلفهایی محسوب میشود که برای کسب اطلاعات و جاسوسی در منطقه ورود کرد، نیروی دریایی سپاه با دقت و هوشیاری توانست زهپاد را با همه ویژگیهای خاص خود شکار کند و حقیقتا کار بزرگی انجام شد و موفقیت دیگری به دست آوردهایم و بدون شک در معادلات قدرت منطقه و توانمندیهای نظامی ایران ـ آمریکا، به نفع ایران تراز را تغییر داد.
فرمانده کل ارتش دیروز در سخنرانی رسمی تاکید کرد «اگر منطقه ناامن باشد، پیامد آن برای همه است.» علاوه بر او نایب رئیس مجلس شورای اسلامی هم در جلسه وبیناری گفت که انرژی در منطقه یا برای همه است یا هیچ کس. چه تحلیلی درباره موضعگیری این دو مقام دارید؟
این همان سیاستی بود که آقای پزشکیان در سازمان ملل متحد مطرح کرد؛ امنیت برای همه باید باشد و اگر قرار باشد ما امنیت نداشته باشیم، هیچ کس در منطقه امنیت نخواهد داشت. مفهوم آن این است: سرنوشتمان در منطقه به همدیگر گره خورده است و اگر کشورهای منطقه بخواهند با آمریکا برای ناامن کردن ایران همکاری کنند، طبیعتا جمهوری اسلامی، امنیت آنها را از بین خواهد برد و اجازه نخواهد داد ناامنی فقط در ایران پدید آید. بنابراین آنچه بیان شد، برگرفته از سیاست بازدارندگی است و مانع میشود، متحدان آمریکا امنیت ما را در معرض خطر قرار دهند و حتی اگر در معرض خطر قرار دادند از قبل باید هزینهای که مترتب این اقدام میشود را بپذیریند.
در فضای سیاسی کشور برخی سیاسیون و نمایندگان به این نکته میپردازند که باید محاصره آمریکا شکسته شود. سئوال این است: برچه اساس و با چه رویکردی میتوانیم محاصره را بشکنیم؟
اقدامات ارتش و سپاه توانست ناوگان آمریکا را از منطقه دور کند و یقینا این استراتژی میتواند با شلیک موشکهای دیگر بر ناوهای آمریکا موجب شود، دشمن از منطقه کاملا فاصله بگیرد و نتواند محاصره را اعمال کند. در کنار آن، ایران در حال فروش نفت است و باید راه را برای کشتیهای تجاری که برای ایران کالا میآورند، باز کند. این هم مستلزم این است نیروی دریایی ارتش در اقیانوس هند، مسئولیت حفظ امنیت کشتیهایی که به ایران کالا میآورند را تقبل کند و همچنان با قدرت در منطقه حضور دفاعی داشته باشد و چنانچه آمریکا خواست مانع تردد آنها شود، برخورد کند.
شما به نطق رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل اشاره کردید. حال با پایان سفر و بازگشت او به تهران، سفر ایشان به نیویورک را چگونه ارزیابی میکنید؟ به نظر شما برنامههایی که از قبل برای سفر تدوین شده بود، به خوبی اجرایی شد؟ نقاط قوت و ضعف سفر چه بود؟
برنامهها ابعاد مختلف داشت. یک برنامه، تدوین متنی بود که در سازمان ملل متحد از سوی رئیسجمهور اسلامی ایران قرائت شد؛ باید پیش بینی میشد ترامپ چه موضعگیری در آنجا (سازمان ملل) اتخاذ میکند. روی هم رفته رفتار ترامپ و بنیامین نتانیاهو در سال گذشته نیز تکرار شد و امسال هم همان را تکرار کردند و هیچ تفاوتی در موضعگیریهایشان نبود، ضمن آنکه ترامپ جسورتر و تهاجمیتر و تهدیدآمیزتر ظاهر شد و ما باید مواضع تهاجمی میگرفتیم. بخشی از صحبتهای رئیسجمهور حالت تهاجمی داشت ولی بخشی جنبه دفاعی داشت. البته شخص ترامپ سعی کرد اتهاماتی که به او در بین افکار عمومی جهان وارد است را پاسخ دهد و مواضع تدافعی داشت. بعضی از تحلیلگران معتقد بودند که نطق او سراپا دفاع از خودش بود با این حال پیرامون ایران باز تهاجمی برخورد کرد و ما باید در آن تریبون ضمن محکوم کردن ترور رهبرمان، خواستار خونخواهی ایشان میشدیم و از مجامع بینالملل و خود سازمان ملل میخواستیم درباره جنایت ۹اسفند ماه موضعگیری کند؛ به این خواستهها و مطالبات کم توجه شد. در نقطه دیگر همانطور که درباره شخصیت شهید قاسم سلیمانی، شهید رئیسی در آمریکا توضیحات خوبی داد و تببین کرده بود، این سردار چه نقش مهمی در مبارزه با تروریسم ایفا کرد و چقدر رشادتها به خرج داد تا تروریسم در منطقه که عامل اصلی آن آمریکا بود، از بین برود و نگذارد کشورهای اسلامی تجزیه شوند. باید نقش رهبر شهید در آن نشست به خوبی تبیین و تشریح میشد تا همه بدانند دشمن متجاوز چه شخصیت بزرگواری را به شهادت رساند. باید نقش ایشان در صلح جهانی، وحدت بین کشورهای اسلامی، ترویج منطق عدالت و منطق حکمرانی مطلوب از دیدگاه آقای شهید ایران بیان و ریشه اقدام جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی شفافتر بازگو میشد.
درباره نقاط مثبت چه نظری دارید؟
در مصاحبهها ـ حاشیه حضور در سازمان ملل متحد ـ نکاتی مطرح شد که ایراداتی هم به آن وارد میشود اما در مجموع مردم دغدغههایی داشتند و مقداری از آن دغدغهها برطرف شد و احساس کردند رئیسجمهور، با شهامت و شجاعت موضعگیری کرد و تا به حال سابقه نداشت در تریبون سازمان ملل این گونه به آمریکا تاخته و ماهیت و جنایتهایش افشا شود تا به عنوان یک دولت و حاکم تروریست در دنیا موجب تنفر جهان قرار گیرد. موضعگیریهای رئیسجمهور کشورمان در رابطه با مسئله فلسطین، دفاع از ملت فلسطین و جنایتهای اسرائیل، نقش موثری در خلوت شدن سالن اجلاس سازمان ملل در هنگام سخنرانی نتانیاهو داشت و این خود یک موفقیت بسیار خوب و ارزشمند محسوب میشود.
به عنوان سئوال پایانی، شاهد هستیم تعدادی از سیاسیون از مذاکره و احیای تفاهم اسلامآباد سخن میگویند. از آنجا که آمریکا ثابت کرد نمیشود به سیاستهایش اعتماد کرد، آیا از طریق گفتوگو یا نقش آفرینی رابط میتوان به نتایجی دست یافت؟
هرکاری کنیم، خوشبینی غربزدگان، ذاتی است، به خاطر آنکه در غرب تحصیل کردهاند و دینی به گردنشان نسبت به غربیها دارند. به همین جهت هرکاری انجام دهیم نمیتوانیم خوش بینی این جماعت را از بین ببریم. مردم خوب فهمیدهاند و خوشبینیها تاثیری در اراده آنان به عنوان ولی نعمتان انقلاب ندارد و روز به روز میزان امیدشان به اینکه از طریق مذاکرات مشکلی حل شود از بین میرود. به هرحال دغدغه و نگرانیهایی نیز وجود دارد و اینکه جنگ ممکن است خسارتهای جدیدی به کشور وارد کند و در این فضا بحث مذاکره به میان میآید اما هرکس غرب، ترامپ و حاکمیت استکباری آمریکا را بشناسد به این باور خواهد رسید که آمریکا تن به تسلیم نمیدهد مگر آنکه زور ایران پر زور باشد.
نظر شما