آگاه: تاکید بر «ماموریت تاریخی» نسل جوان، اگر قرار باشد معنایی فراتر از یک تعبیر پرشور داشته باشد، باید در تجربه روزمره مدرسه دیده شود. ماموریت تاریخی با تکرار یک عبارت محقق نمیشود؛ به دانشآموزی نیاز دارد که پرسیدن، سنجیدن، گفتوگو کردن و یافتن راهحل را تمرین کرده باشد. «شکستن مرزهای دانش» نیز از کلاسهایی آغاز میشود که در آنها خطا بخشی از یادگیری است، معلم فرصت میکند به تفاوتهای فردی توجه کند و دسترسی به آزمایشگاه، کتاب و ابزارهای آموزشی به محل زندگی و توان مالی خانواده وابسته نباشد.
در همینجا باید میان آرمانهای پیام و وضع موجود فاصلهسنجی کرد. سند تحول بنیادین آموزشوپرورش که در سال ۱۳۹۰ تصویب شد، تربیت را به ساحتهای گوناگون پیوند میدهد: از اخلاق و معنویت تا سلامت، هنر، زندگی اجتماعی، اقتصاد و دانش. این نگاه با تاکید پیام بر علم و تقوا، دانایی و توانایی و پیوند با خانواده و همنوعان همجهت است. مسئله اصلی کمبود واژههای درست در اسناد نیست؛ مسئله این است که این واژهها چقدر به برنامه درسی، روش تدریس، ارزیابی و امکانات مدرسه راه یافتهاند.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که داشتن سند بهتنهایی تحول نمیآورد. در سال ۱۴۰۳ نقشه راه اجرای سند تحول تصویب و ابلاغ شد و دستگاههای مسئول برای پیشبرد آن وظایفی گرفتند. گام بعد، اجرای قابل سنجش است: هر هدف باید مسئول روشن، زمانبندی، بودجه و شاخصی داشته باشد که نتیجهاش در مدرسه قابل مشاهده باشد. اگر قرار است مدرسه کانون پیشرفت و امید باشد، گزارش اجرای سند نباید فقط از تعداد نشستها و بخشنامهها بگوید؛ باید نشان دهد یادگیری دانشآموزان، کیفیت تدریس و دسترسی برابر به فرصتهای آموزشی چه تغییری کرده است.
یکی از روشنترین آزمونهای نظام آموزشی، توان آن در نگه داشتن کودکان و نوجوانان در چرخه آموزش است. برآوردهای منتشرشده از دادههای مرکز آمار برای سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲، شمار بازماندگان از تحصیل را نزدیک به یک میلیون نفر گزارش کردهاند؛ بخش بزرگی از این جمعیت در دوره متوسطه دوم قرار دارد. این عدد فقط مسئله ثبتنام نیست. فقر، دشواری رفتوآمد، کار کودک، ازدواج زودهنگام، ناتوانی در یادگیری و احساس بیارتباطی محتوای درس با زندگی، هرکدام میتوانند دانشآموز را از مدرسه دور کنند. پاسخ موثر، شناسایی محلهبهمحله و پیگیری فردی است: مدرسه، نهادهای حمایتی و خانواده باید پیش از قطع تحصیل، علت غیبت را پیدا کنند و برای بازگشت دانشآموز راهی عملی فراهم آورند.
تحولات فناوری نیز پرسش تازهای پیش روی مدرسه گذاشته است. هوش مصنوعی و فضای مجازی میتوانند دسترسی به منابع و تمرین را آسان کنند، اما بهخودیخود یادگیری عمیق نمیسازند. دانشآموز باید بداند پاسخ دیجیتال را چگونه ارزیابی کند، اطلاعات نادرست را بشناسد، از حریم خصوصی خود محافظت کند و از ابزارهای تازه برای حل مسئله بهره ببرد. این تواناییها با ممنوعیت صرف یا واگذاری بیقیدوشرط شکل نمیگیرند؛ به آموزش سواد رسانهای و دیجیتال، راهنمایی معلم و دسترسی عادلانه به ابزار نیاز دارند. فناوری وقتی به کار مدرسه میآید که زمان معلم را برای گفتوگو و بازخورد بیشتر کند، نه اینکه جای رابطه آموزشی را بگیرد.
هیچکدام از این هدفها بدون معلم توانمند و برخوردار از امنیت شغلی و معیشتی پیش نمیرود. پیام، تکریم معلمان و توجه به وضع زندگی آنان را از حاشیه به متن میآورد. تکریم باید در تصمیمهای اجرایی معنا پیدا کند: پرداخت منظم و متناسب، فرصت رشد حرفهای، ثبات مدیریت و مشارکت واقعی معلمان در اصلاح برنامهها. همچنین دانشگاه فرهنگیان و دورههای ضمن خدمت باید معلم را برای کلاسهای متنوع امروز آماده کنند؛ کلاسی که در آن تفاوت سطح یادگیری، فشارهای روانی و حضور فناوری بخشی از واقعیت روزانه است.
پیام بازگشایی مدارس، در امتداد تاکیدهای پیشین بر جایگاه معلم، سرمایهگذاری در آموزش و اجرای سند تحول قرار میگیرد. برجستگی آن در کنار هم نشاندن دانش و اخلاق، مهارت و هویت، پیشرفت علمی و مسئولیت اجتماعی است. برای تحقق این جهتگیری، سه کار فوری ضرورت دارد: انتشار گزارش سالانه و قابل فهم از پیشرفت شاخصهای سند تحول؛ ایجاد سازوکار محلی برای شناسایی و بازگرداندن بازماندگان از تحصیل و اختصاص بودجه و زمان مشخص برای توانمندسازی معلمان و آموزش سواد دیجیتال. مدرسهای که در آن دانشآموز خوب فکر میکند، امکان یادگیری برابر دارد و آینده را روشنتر از امروز میبیند، معیار واقعی موفقیت این پیام است.
۱۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۳
کد مطلب: ۲۵٬۸۵۶
مصطفی یزدان پناه، کارشناس و پژوهشگر مذهبی: پیام آغاز سال تحصیلی جدید حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، آموزش را از حد انتقال محفوظات فراتر میبرد و آن را به مسئله ساختن آینده ایران پیوند میزند. در این پیام، دانشآموز و دانشجو برای پیشرفت کشور به علم و مهارت فراخوانده میشوند؛ اما علم، جدا از تقوا، اخلاق، امید و هویت فرهنگی تصویر نمیشود. کنار هم نشستن این واژهها، هسته اصلی پیام است: آموزش زمانی به پیشرفت میانجامد که هم توانایی ساختن را افزایش دهد و هم مسئولیت انسان در برابر جامعه را پرورش دهد.
نظر شما