در هر ساختار مدیریتی، نقد حکم آینه را دارد و مسیر اصلاح را شفاف و واضح نشان می‌دهد. اما امروز شاهد پدیده‌ای هستیم که در آن، مرز میان نقد سازنده و تخریب هدفمند کمرنگ شده است. آن هم در برهه‌ای که با جنگ ترکیبی آمریکایی‌ها مواجه هستیم؛ باید پذیرفت که نقد نه تنها لازم است، بلکه برای بقای هر سیستمی ضروری است اما هر صدایی، نقد نیست.

فشار ایران به آمریکا در تنگه هرمز

آگاه: نقد، نگاهی است که بر پایه «اصلاح» بنا شده است. منتقد واقعی، کسی است که می‌خواهد سیستم بهتر کار کند، لذا نقص‌ها را می‌بیند تا برای رفع آنها راهکاری بیابد. اما تخریب، نگاهی است که بر پایه انکار استوار است. زمانی که مطالبی مانند تعطیلی مجلس یا اتهامات کلی و بدون سند به ضعف و تنبلی دولت مطرح می‌شود، ما دیگر با نقد روبه‌رو نیستیم. نقد به عملکرد وارد می‌شود، اما تخریب به ساختار حمله می‌کند. در حقیقت نقد، یکی از ارزشمندترین ابزارهای اجتماعی، سیاسی است، اما این حق با مسئولیت‌پذیری همراه است. نقد بدون راهکار به ایجاد فضای ناامیدی منجر می‌شود و در نهایت، به جای آنکه دولت یا مجلس را به اصلاح وادار کند، توان و اراده اجرایی آنها را می‌گیرد. واقعیت این است، ما در شرایط جنگ به سر می‌بریم و کما فی‌السابق آمریکا، با زبان تهدید و تحریم با ایران و ایرانیان سخن می‌گوید. در فضای ترسیم شده باید پرسید: «چرا عده‌ای به دنبال تخریب مسئولان و قوا هستند و چرا آمریکا از سویی تهدید می‌کند و از سوی دیگر با سردرگمی در قبال ایران روبه‌رو است؟» در همین راستا با عزت‌الله یوسفیان‌ملا، فعال سیاسی که سابقه حضور در نهاد قانونگذاری کشور را دارد، گفت‌وگو کرده‌ایم:

فشار ایران به آمریکا در تنگه هرمز

 آقای یوسفیان! شما سابقه حضور در مجلس شورای اسلامی را دارید. ما شاهدیم برخی از سیاسیون و رسانه‌ها مدام بر این موضوع تاکید می‌کنند که مجلس تعطیل است. اخیرا نیز یک نماینده مجلس مدعی شده بود به دلیل حفظ جان رئیس مجلس، صحن علنی تعطیل است، در حالی که جلسات خانه ملت به صورت علنی و وبیناری برگزار می‌شود. حتی نقدهای تند و تیزی نثار دولت می‌کردند، به نظر شما چرا چنین مطالبی آن هم از سوی خواص جامعه بیان می‌شود؟!
متاسفانه این مخالفت‌ها حساب‌شده نیست، نمی‌توان بر هر حرفی تکیه کرد. دولت اعلام کرده است که هر کس از عملکرد ما ناراضی است، می‌تواند نظر خود را بیان و هر کس پیشنهادی دارد، مطرح کند، اما درباره مخالفانی که به‌دنبال تخریب هستند، مشاهده می‌کنید که اقدامات‌شان حساب‌شده نیست؛ امروز یک ادعا دارند و فردا چیز دیگری؛ مثلا امروز بهانه تعطیلی مجلس را می‌گیرند و فردا به فلان موضوع در دولت می‌تازند. بنابراین، نمی‌توان به این ادعاها به عنوان یک جریان سیاسی دقیق و دارای ریشه سیاسی نگاه کرد. با لطف الهی، به‌رغم ایجاد مزاحمت‌های مختلف، این اقدامات تا به امروز موثر نبوده‌اند و دولت توانسته است با مدیریت خوب، امور کشور را در این شرایط حساس به‌درستی پیش ببرد.
 خب، ما در وضعیت حساسی به سر می‌بریم و آمریکا با یاوه‌گویی‌های خود ایران را تهدید می‌کند، اما در اصل در دو جنگ نظامی و اقتصادی با سردرگمی روبه‌رو شده است. تحلیل شما از سیاست‌های نخ‌نما شده ایالات متحده در قبال ایران چیست؟
واقعا در شرایطی که برای کشور پیش آمده، آمریکایی‌ها از ابتدا دچار سردرگمی، بی‌برنامگی و عدم شناخت کافی از وضعیت مردم ایران بوده‌اند. آنها نمی‌دانند مردم ایران چه تفکری دارند و در چه وضعیتی هستند؛ همچنین با وجود تمام ادعاهای‌شان مبنی بر تسلط ماهواره‌ای و شناخت وجب‌ به ‌وجب خاک و آب‌های کشور، درک درستی از شرایط اقلیمی و جغرافیایی ما ندارند. آنها تمام توان خود را به کار گرفتند و تلاش کردند این‌گونه القا کنند که با ترور مقامات رده اول کشور، کار حاکمیت تمام است اما دیدند که بلافاصله مسئولان جدید منصوب شدند و در جایگاه خود قرار گرفتند. اتفاقی که مدنظر آنها بود، رخ نداد. تصور می‌کردند مردم در جهت امیال آنها به میدان می‌آیند اما تصورشان خام بود.
این روند مدتی ادامه داشت، اما در نهایت دشمن به دلیل بی‌فایده بودن اقداماتش، از ادامه مسیر منصرف شد. آنها تصور می‌کردند با حذف رده‌های مختلف حاکمیت و شهادت رهبر عزیز ما، حاکمیت دچار مشکل می‌شود اما دیدند که باز هم هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و تمام فشارهای نظامی آنها بی‌نتیجه ماند. آنها حتی دفاتر محل اجتماع مجلس خبرگان رهبری در قم و سایر نقاط و همچنین مجمع تشخیص مصلحت نظام را هدف حملات نظامی قرار دادند تا مانع برگزاری جلسات شوند، اما مشاهده کردند که رهبر جدید تعیین شد و شرایط کشور همچنان با ثبات پیش رفت؛ بنابراین این اقدامات را نیز متوقف کردند.
سپس تصمیم گرفتند به سراغ تحریم‌های گسترده‌تر بروند، غافل از اینکه از ابتدای انقلاب، با تحریم‌هایی مانند «داماتو» مواجه بوده‌ایم که در این چهل و چند سال، بیش از ۴۰ بار تمدید شده است. پس از آن، تحریم‌های جداگانه‌ای از سوی سازمان ملل، اتحادیه اروپا، کاخ سفید و وزارت خزانه‌داری آمریکا علیه ایران اعمال شد، اما باز هم مشاهده کردند که آن نتیجه‌ای که انتظار داشتند حاصل نشد و کشور همچنان به اداره امور خود ادامه می‌دهد. البته این محاصره اقتصادی هزینه‌هایی را به ملت و نظام تحمیل می‌کند اما باز هم نتیجه‌ای که آنها انتظار دارند حاصل نخواهد شد. اگرچه مردم تحت فشار قرار دارند و آنها به‌صورت روزشمار پیش‌بینی می‌کردند که اقتصاد ایران دوام نمی‌آورد و طی چند هفته یا چند ماه دچار فروپاشی می‌شود، اما این اتفاق نیفتاد. آنها همچنین تصور نمی‌کردند که ایران بتواند با بستن تنگه هرمز به این شکل مقاومت کند؛ به‌گونه‌ای که حتی برخی از مسئولان دولت‌های قبلی آمریکا، مانند خانم کلینتون، از مواضع دولت ترامپ تعجب می‌کردند و می‌گفتند که ما فکرش را هم نمی‌کردیم ایران بتواند این‌گونه مقاومت کند. همچنین کسانی هستند که حساسیت عجیبی نسبت به قیمت نفت دارند و نگران هستند نوسانات آن، اقتصادشان را از پا درآورد و دچار بحران کند. بنابراین دشمن یا باید از تمام این مسائل دست می‌کشید یا می‌پذیرفت که وضعیت تنگه هرمز به همین شکل باقی بماند. این شرایط، آنها را در بن‌بست قرار داده است. اکنون عملا دو کفه ترازو برای آنها ایجاد شده است؛ یک کفه، بحث انحصار و محاصره اقتصادی ایران و کفه دیگر، مسئله تنگه هرمز است. هر چقدر آمریکایی‌ها در کفه محاصره وزنه بگذارند، جمهوری اسلامی نیز می‌تواند در کفه تنگه هرمز وزنه بگذارد و موازنه ایجاد کند. در واقع، هر چه آمریکا به ایران فشار بیاورد، فشار مشابهی نیز به خودش وارد می‌شود؛ یعنی دقیقا موازنه‌ای برقرار شده که آمریکایی‌ها را مستاصل کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.