آگاه: تکنوکراتها معتقدند، دنیا را نباید با شعارها، احساسات یا باورهای انتزاعی اداره کرد، باید آن را مانند یک ماشین عظیم و پیچیده دید که تنها با دانش فنی، تخصص و محاسبات ریاضی به درستی کار میکند. به عبارت دیگر یک تکنوکرات در فضای سیاسی کشور به جای اینکه بپرسد کدام راه درستتر است، میپرسد کدام راه بهینهتر و کمهزینهتر است؟ برای او، حقیقت در آمارها و نمودارهای رشد، نهفته است و هر چیزی که در این جداول جای نگیرد، از نظر او بیارزش است. برای درک بهتر این مدل تفکر، میتوان به پیشینه عملی غلامحسین کرباسچی نگریست. دوران حضور وی در شهرداری تهران، تجسم عینی تکنوکراسی در مدیریت شهری بود. در آن دوران، شهر نه به عنوان فضایی برای تعاملات اجتماعی یا نمادهای فرهنگی، به عنوان پروژه عظیم عمرانی و مالی دیده شد. رویکرد وی، تبدیل شهرداری به سازمان متمرکز با توان مدیریتی بالا بود که در آن سرعت در اجرا و بهینهسازی منابع مالی ـ حتی با روشهای جسورانه ـ اولویت داشت. همین نگاه را میتوان در حزب کارگزاران دید. تشکیل حزب کارگزاران سازندگی در دولت مرحوم هاشمی در واقع تلاشی بود برای تبدیل کردن سیاست به حرفه تخصصی؛ جایی که قرار بود نخبگان فنی و مدیران اجرایی، جایگزین چهرههای سنتی شوند و کشور را با متدهای مدرن مدیریتی و با نگاهی به استانداردهای جهانی اداره کنند! برای تکنوکراتها در حزب کارگزاران هدف نهایی، ایجاد سیستم کارآمد بود که در آن ثبات سیاسی، تنها ابزاری برای رسیدن به رفاه مادی و رشد اقتصادی تلقی میشد. به این مقدمه اشاره شد تا نقدی بر مواضع روزهای اخیر دو چهره تکنوکرات در سپهر سیاست ایران داشته باشیم.
غلامحسین کرباسچی، دبیرکل پیشین حزب کارگزاران اخیرا در برنامه تلویزیونی «به وقت ایران» مواضعی اتخاذ کرد که بازتابی در رسانههای غربی و فارسیزبان داشت. او با بیان اینکه «هر روز کارشناس بیاورید و بگویند ما داریم پدر آمریکا را درمیآوریم؛ اما واقعیت این است که ما نمیتوانیم چنین کاری بکنیم. درست است که به آمریکا آسیب زدهایم، اما باید دید دقیقا چه میزان خسارت به آنها وارد شده است»، گفت: آسیبهایی که ما به آمریکا وارد کردهایم، با خسارتهایی که کشور و مردم خودمان متحمل شدهاند، قابل مقایسه نیست. اساسا توان و ظرفیت ما با آمریکا قابل مقایسه نیست.
مدیرمسئول روزنامه توقیفشده هممیهن به تفاهمنامه اسلامآباد هم اشاره و تصریح کرد: «هنوز این سوال وجود دارد که چه کسی این سه کشتی را هدف قرار داده است. درباره حمله به سه کشتی و نقش آن در نقض تفاهمنامه اسلامآباد بحث وجود دارد؛ اما باید میان دلیل نقض توافق و بهانهای برای نقض آن تفاوت قائل شد.»
فقط کرباسچی تکنوکرات با مواضعش خبرساز نشد؛ حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، نیز چند روز پیش خطاب به رئیسجمهور، رئیس مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان سپاه هشدار داد: «برای جلوگیری از جنگ احتمالی سوم، مطلقا حق ندارید هیچ ریسکی بپذیرید. هر عقبنشینی تاکتیکی که لازم باشد باید انجام شود تا ایران حفظ شود.» او مذاکره را خیانت ندانست و تاکید کرد که جنگ یا در میدان نظامی پایان مییابد یا در میدان دیپلماسی. با تکیه بر پیشینه تکنوکراتها، وقتی نگاهی به اظهارات اخیر کرباسچی در صداوسیما میاندازیم، متوجه میشویم سخنان او در واقع تکرار همان منطق دوران شهرداری و حزب سابقش (کارگزاران) است و این بار در حوزه سیاست خارجی ادعاهایی را بیان کرد. از نظر او و همحزبیهای سابقش، تداوم تقابل با قدرتی که ابزارهای اقتصادی و نظامی گستردهای در اختیار دارد، اشتباه است. به دلیل آنکه تکنوکراتها معتقدند در نقطه تلاقی فشارها، باید به دنبال خروجیهای سریع بود و از منظر آنان مذاکره و تفاهم و توافق «برد» تلقی میشود، برای تکنوکرات، تحریمها تنها چالش مدیریتی هستند که باید با «معامله» حل شوند؛ همین ولاغیر!
ریشههای انفعال در مواضع تکنوکراتیک
اما پرسش این است: «چرا در شرایطی که موجی از واکنشهای محکم و قاطع در برابر مواضع وزیر امور خارجه آمریکا شکل گرفت، تکنوکراتها از موضع انفعال سخن میگویند؟» پاسخ در تفاوت نگاه آنها به قدرت نهفته است. برای یک تکنوکرات، قدرت در «دسترسی» و نه در ایستادگی تعریف میشود. آنها بر این باورند، قدرت واقعی زمانی حاصل میشود که کشور بتواند از طریق ابزارهای دیپلماتیک، محدودیتهای فنی و اقتصادی خود را برطرف کند.
کارگزارانیها و تکنوکراتها واهمه دارند، غلبه رویکردهای تقابلی، باعث ایجاد بنبست شود که در آن تمام فرصتهای مدیریتی برای بهبود معیشت مردم از بین برود. لذا انفعالشان، در واقع عقبنشینی تاکتیکی است تا فضایی برای مذاکره باز شود. آنها براین عقیده هستند در دنیای امروز، هیچ کشوری نمیتواند در انزوای کامل فنی و اقتصادی رشد کند و به همین دلیل، توافق را تنها راهبرد عقلانی برای بازگشت به چرخه پیشرف میپندارند. در حالی که آمریکا به دنبال آن است از باتلاق جنگ با ایران خارج شود، زیرا از لحاظ اقتصادی با چالشهایی روبهرو شده است.
در این باره اسدالله بادامچیان، رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در گفتوگو با خبرنگار روزنامه «آگاه» میگوید: در هیات حاکمه آمریکا این واقعیت آشکار شده است که جنگافروزی ترامپ با وجود بدهی ۳۴ تریلیون دلاری هزینهبر است و در برابر وسعت، مقاومت و حضور مستمر ملت ایران، هیچ امیدی به براندازی وجود ندارد. وی افزود: حضور بیش از هفت ماه ملت ایران در میادین شهرها یک پدیده است و جنگ ترامپ و رژیم صهیونیستی جز زیان و نفرت جهانی دستاوردی نداشته است. غرب براساس هزینه-فایده ناچار شده از هفت شرط ایران، پنج شرط را بپذیرد. در هیات حاکمه آمریکا نیز نیمی از افراد معتقدند باید ایران را تحمل کرد، زیرا مقابله با ایران بینتیجه است.
رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی با بیان اینکه نیمی دیگر از هیات حاکمه آمریکا معتقدند ادامه جنگ فایدهای ندارد و با وجود کمبود مهمات آمریکا، ایران قدرتمندانه ایستاده است، بیان کرد: هدف امروز آمریکا خروج از جنگ است و درباره هستهای هم میدانند ایران بهدنبال سلاح نیست. بادامچیان افزود: ایران نیز به صلاحدید رهبر انقلاب بهدنبال سلاح هستهای نبوده در حالی که توانایی آن را دارد. وی در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا تهدیدهای آمریکا جنگ روانی برای تغییر محاسبات ایران است یا ترکیب مذاکره و تهدید، گفت: آمریکا تلاش میکند تا حد امکان ایران را به امتیازدهی وادار کند تا آبرومندانه از جنگ خارج شود. آمریکا دیگر فایدهای در جنگ با ایران نمییابد، اما از سوی دیگر قدرتیابی ایران را نیز برنمیتابد و برای حفظ ظاهر ابرقدرتی خود به شعار، رجزخوانی، دروغ و جنگ روانی متوسل میشود.
عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی با اشاره به اظهارات اولیه ترامپ مبنی بر نابودی ایران یادآور شد: «ترامپ فردی نامتعادل است که اکنون مواضع خود را به موضوع هستهای تقلیل داده است. سیاستمداران، عمیقتر به پشت پرده این مسائل نگاه میکنند.»
در نهایت، وقتی رویکرد تکنوکراتها را در کنار اجماع ملی ایرانیان قرار میدهیم، شکافی آشکار میشود. اکثر سلایق سیاسی در داخل و خارج کشور، با نگاهی به عزت ملی و تمدنی، یاوهگوییهای وزیر خارجه آمریکا را محکوم کردند و نشان دادند، هر ایرانی فارغ از جایگاهش، در برابر تحقیر ملی ایستادگی میکند اما نگاه چهرههای تکنوکرات، در مقابل ایستادگی و مقاومت مردم مبعوث شده قرار میگیرد. روی هم رفته، مشکل بنیادین نگاه تکنوکراتها به آمریکا در این است که آنها آمریکا را از بالا به پایین میبینند. این نگاه باعث میشود، آنها در مواجهه با دشمن، به جای تحلیل ارادهها و انگیزههای خصمانه، تنها به دنبال «بستن قراردادها» باشند. در صورتی که اتحاد ملت و خواص در برابر توهینهای وزیر خارجه آمریکا به خوبی بیداری جمعی را به نمایش گذاشت، پس تفسیر و بینش تکنوکراتها، نوعی انفعال سیستماتیک است که میخواهد اراده ملت را به اعداد و ارقامی ساده تقلیل دهد. نتیجه نهایی این تقابل حکایت از آن دارد، هرگونه مذاکرهای که بر پایه نگاه تکنوکراتیک و بدون پشتوانه اراده ملی پیش برود، نه به توافق، بلکه به تحمیل شرایط منجر خواهد شد. آنچه امروز کشور را در برابر تهدیدات خارجی حفظ میکند، نه محاسبات فنسالاران، بلکه همین انسجام ملی است که به دشمن میفهماند ایران کشوری نیست که بتوان با فشار اقتصادی یا تهدیدات سیاسی، اراده تمدنی آن را شکست و توافق تحمیلی را در آنجا اعمال کرد!
نظر شما